صفحه 6--10 مرداد 90
کتاب و کتابخواني در اوقات فراغت
عادت به مطالعه بايد در وجود هر کس نهادينه شود، در غير اين صورت تنها به مطالعه ميتوان به شکل گذران وقت نگاه کرد.
پر کردن اوقات فراغت ميليونها نوجوان و جوان که اين روزها با تعطيلي کلاسهاي درس، تابستان گرم را در فضاهاي خارج از محل تحصيل خود سپري ميکنند، از جمله دلمشغوليهاي مسوولان مربوطه است که تدابير مختلفي براي آن انديشيده اند. اما اين که بحث مطالعه آزاد در اين ميان چه جايگاهي دارد، موضوع مهمي است که ميتوان از دريچههاي مختلف به آن نگاه کرد. براساس آمار، سرانه مطالعه به عنوان يکي از فعاليتهاي مربوط به گذران اوقات فراغت در کشور 6 تا 7دقيقه است که اين شاخص در تهران fi 7/5 دقيقه هم کاهش مييابد.
با اين حال، برنامههاي متنوعي که مسوولان براي پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان تدارک ديده اند، اکنون ميزبان نوجوانان و جواناني است که ميخواهند بعد از مدتها پشت ميز کلاسهاي درس نشستن، تعطيلات تابستاني خود را با آنها سپري کنند.
برنامههاي مختلف مراکز فرهنگي و اجتماعي در اين زمينه اعلام شده، اما از ويژه برنامههاي مراکز مرتبط با کتاب و کتابخواني مثل کتابخانههاي عمومي، خبرهاي تازه و قابل توجهي درميان نيست.
گويي مسوولان اين مراکز براي جمعيت 22ميليوني نوجوانان و جوانان کشور که اين روزها زنگ طولاني اوقات فراغت خود را سپري ميکنند، طرحهاي تازه اي ندارند و بیشتر برنامهها همان روال قبلي را دارند و اگر هم تغييراتي در برخي از آنها ايجاد شده، در مقايسه با زمان طولاني اوقات فراغت دانش آموزان در اين فصل به چشم نمي آيد.
آمارها ميگويد بيشترين زمان اوقات فراغت در تهران و ساير شهرها صرف تماشاي تلويزيون ميشود که 42 درصد اين اوقات را تشکيل ميدهد، در مراتب بعدي رفت و آمد با ديگران 14درصد و ورزش 10درصد زمان اوقات فراغت را ميگيرد.
موضوع کتاب و کتابخواني به عنوان يکي از شيوههاي علمي مفيد براي پرکردن اوقات فراغت دانش آموزان ميتواند جايگزين برخي از برنامههاي صرفاً سرگرم کننده باشد.
البته رويکرد غالب دانش آموزان در اين ميان، به سوي برنامههاي تفريحي و سرگرم کننده است که براي اين منظور هم ميتوان ظرفيتهاي تفريحي و سرگرم کننده در بحث مطالعه کتابهاي مختلف را به آنها يادآوري کرد.
براي دستيابي به موقعيت بهتر در اين زمينه ميتوان به طرحها و برنامههاي تازه و ابتکاري متوسل شد و با برپايي غرفههاي ويژه کتاب در مراکز مختلف از جمله خانههاي فرهنگ و فرهنگسراها، ورزشگاه ها، بوستانها و هرجايي که در اين فصل محل تردد و حضور نوجوانان و جوانان است، مطالعه کتاب را به برنامههاي تفريحي آنها نزديک کرد تا فرهنگ مطالعه به عنوان يکي از سرگرميهاي سالم و مفيد اين قشر از آينده سازان جامعه از همين حالا به صورت عادت دربيايد و به مرور نهادينه شود، چرا که بسياري از کارشناسان امور اجتماعي
معتقدند، بیشتر آسيبهاي اجتماعي با پايين بودن ميزان مطالعه افراد در جامعه ارتباط مستقيم دارد و با افزايش ميزان مطالعه در جامعه ميتوان آمار آسيبهاي اجتماعي را کاهش داد.
چگونه به مطالعه علاقمند شويم؟
اگر کتابخوان خوبي باشيم، ميتوانيم از کتابهاي مناسبي که در اطرافمان هستند لذت ببريم. عادت به مطالعه کمي دشوار است، اما با اندکي تلاش ميتوان اين فرهنگ خوب را در خود زنده کنيم.
در اينجا چند پيشنهاد به ما کمک ميکند تا نه تنها پس از مدتي کوتاه کتابخواني حرفه اي شويم، بلکه مطالعه تبديل به يکي از مفرح ترين سرگرميهاي ما شود:
1 - انتخاب کتاب در زمينه اي که به آن علاقه مند هستيد؛ اگر شما به رشته يا زمينه خاصي علاقه منديد و از آن لذت ميبريد به دنبال انتخاب کتاب هايي باشيد که در زمينه آن رشتهها هستند. با اين کار عادت مطالعه در شما کم کم نهادينه ميشود و پس از مدتي از هر کتابي در هر زمينه اي و با هر محتوايي لذت ميبريد.
2 - ادبيات داستاني و يا غير داستاني؛ تعدادي از کتابها کاملا ساخته و پرداخته تخيلات نويسنده و کلا از حقيقت به دورند که به آنها نام کتابهاي داستاني داده شده است. رمان ها، داستانهاي کوتاه و افسانهها نمونه خوبي از اين دسته هستند. اينگونه کتابها ميتوانند شما را به جاهاي ديگري ببرند و به قدرت تخيل شما کمک کنند.اين دسته از کتابها براي برداشتن گامهاي نخست مطالعه و لذت بردن از کتاب بسيار مناسب هستند.
کتابهاي غير داستاني مبناي حقيقي دارند، مانند کتابهاي تاريخي و علمي؛ اما اين به آن معنا نيست که اين دسته از کتابها خسته کننده اند، بلکه براي آغاز کار مناسب نيست، اما با خو گرفتن به عادت پسنديده مطالعه ميتوان پس از مدتي کوتاه از آنها نيز لذت برد.
3 -از ساير اعضاي خانواده نيز کمک بگيريد؛ از پدر و مادر و کساني که به آنها علاقهمند هستيد يا خصوصيات مشترکي با آنها داريد، بخواهيد تا کتاب هايي را که خوانده اند و از آن لذت برده اند به شما معرفي کنند. با اين کار شما نيز شايد از کتابي که آنها خوانده اند لذت ببريد و همين امر بتواند عاملی براي لذت بردن از مطالعه باشد.
4 - از متخصصان بخواهيد؛ کتابخانه مکان خوبي است که شما بتوانيد کتاب هايي را که دوست داريد پيدا کنيد و مجبور نيستيد تا خودتان درباره آن تحقيق کنيد. درباره علايقتان با کتابداران صحبت کنيد تا آنها در اين زمينه شما را ياري کنند.
5 - برپايي جلسه کتابخواني؛ با دوستانتان قرار بگذاريد تا هر کسي کتابي مشخص را بخواند و پس از مطالعه درباره آن کتابها با هم صحبت کنيد. اين کار شما را تشويق ميکند تا هم يک جلسه دوستانه داشته باشيد و هم پيش زمينه اي از کتابي که نخوانده ايد، تا تصميم بگيريد که اين کتاب را بخوانيد يا نه.
6 - به مطالعه تنها به عنوان سرگرمي نگاه نکنيد؛ همه افراد به مطالعه به عنوان نوعي سرگرمي نگاه ميکنند و فکر ميکنند اگر آن را انجام ندهند کار اشتباهي مرتکب نشده اند. اما اگر به مطالعه به عنوان يکي از نيازهاي ضروري زندگي نگاه کنيم، ياد ميگيريم تا مانند غذا خوردن آن را هرگز فراموش نکنيم. با چنين گامهاي موثري شايد در کمتر از يک ماه بتوان عادت خوب مطالعه را در خود پرورش داد.
منبع: تبیان
تربیت روان و تن
اصلاً به ما چه دخلی دارد که آنها چه می گویند و چه خواهند گفت، مگر ما حرف ببر و بیار معرکه هستیم یا آتش آماده کن، آن هم توی این گرانی آتش و غیره و ذالک. همهاش از رهایی و آزادگی انسان در قرن بیست و یکم حرف می زنند. ما چه میدانیم منظورشان از این جملات، کلمات، حکایات و خزعبلات چیست. می گویند آزادگی و رهایی انسان در سده بیست و یکم، فراسوی دانش و فناوری، بیتردید در ارتباطات و گفت وگوی انسانی وتربیت روان و تن از طریق ورزش و پیوندهایی از این دست نهفته است. حالا که از دانش و فناوری خیری ندیده اند، طرفی نبسته اند، فایدهای عایدشان نشده و لقمه چرب و نرمی نرفته در دهانشان، از آنجا نا امید شده آمدهاند گیر دادهاند به ورزش. که چی؟ که در جهان کنونی، ورزش، فرهنگ مردمان سرزمین های مختلف را به هم پیوند میزند. انگار درخت میوه است که بشود شلغم را با آناناس پیوند زد! جل الخالق! به حق و حقوق حرف های قلنبه سلنبه و نشنیده و ندیده ! یکی پیدا نمی شود به این عده به اصطلاح کارشناس، متفکر و فیلسوف بیکاره بگوید پدر جان ! آخه ورزش چه ربطی به پیوند زدن فرهنگ ملتها دارد!؟ اما خودمانیم این عده پر بدک هم نگفته اند. هرچه باشد آنها یک سر وگردن در علوم محروسه از ما و شما بیشتر چیز سرشان می شود. میگویند: دقیقاً به همین دلیل است که انسان شناسی ورزشی، امروزه روز، یکی از شاخه های مهم دانش انسانشناسی است که از منظر فرهنگ به کارکرد اجتماعی ورزش توجه دارد. این آقایان و شاید خانمها پا را هم از این فراتر گذاشتهاند و از اهمیت انسان شناسی ورزش سخن به وسط یا میان میآورند. ماجرا به اینجا ختم به خیر و شر نمیشود. شما نگاه به مای بیسوات! نکنید. آنها می روند و ته وتوی قضیه را از سیر تا پیاز در می آورند. رفته اند
کتابی نوشتهاند به نام "مردم شناسی ورزش" میبینید؟ بعد بگویید آنها فلان هستند و بهمان نیستند. این کتاب به فارسی شیرین هم ترجمه شده است. ماهم مثل شما نمی دانستیم ورزش های سنتی خودمان، مثل اسب سواری، ورزا جنگ، لافند بازی، کشتی باستانی، چوخه، لوچو، شتر سواری، البته نه دولا دولا، اشکاتلی، کپک، بند بازی و ... از ورزش هایی هستند که بیش از هر چیز، بر زندگانی معنوی، در جهت سلامت رفتارهای انسانی تاکید دارند.
همین آقایان و احتمالا خانمها گفته اند و نبشته اند و به زیور طبع هم آراستهاند که در سرزمین های دیگر، از جمله ژاپن، بسیاری از ورزشهای سنتی مانند شمشیر زنی و هنر کمانداری، با رویکرد آیینی و مردم شناسی پیوند دارد. حتی می گویند در هنر کمانداری، نوعی عرفان وجود دارد که بیشتر تجربه دینی محسوب می شود. مخلص این همه سطوری که ما نگاشته ایم
این است که با همین سوات کم و زبان قاصر و گاه پنهان در قفا، می خواهیم بعرضانیم که ورزش و فلسفه اصلی ورزش علاوه بر چیزهایی که در بالا آمد، نوعی خود سازی است. البته نه از آن نوع خودسازی که اهل نشئه جات دنبالش هستند، بلکه از آن نوع خودسازی به منظور شناخت بیشتر خود و مبارزه با نفس خود است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی