فارس، سيستان و بلوچستان و كرمان در صدر آمار يك دهه گذشته

ایسنا: بنا بر گزارش پليس وقوع سرقت‌هاي مسلحانه كه طي 10 سال گذشته بيشتر در استان‌هاي فارس، سيستان و بلوچستان و كرمان رخ داده در سال 89 نسبت به سال 88 حدود

18 درصد در كشور افزايش يافته است.
تحليل آمارهاي اعلامي توسط پليس نشان مي‌دهد با آنكه وقوع سرقت‌هاي مسلحانه از سال 80 تا سال 87 تقريبا سير نزولي داشته است اما از سال 87 تا سال 90 شاهد سير صعودي وقوع اين جرم در كشور هستيم.
براساس آمارهاي موجود در سال 89، 995 فقره
سرقت مسلحانه در كشور به وقوع پيوسته كه اين آمار در سال 88، 819 فقره بوده كه اين امر حاكي از افزايش حدود 18 درصدي وقوع اين جرم است.
از سوي ديگر درصد كشف به وقوع پديده سرقت‌هاي مسلحانه در سال گذشته حدود 66 درصد
بوده به شكلي كه به رغم وقوع 995 مورد سرقت مسلحانه در اين مدت، 654 مورد كشف توسط پليس صورت گرفته است.
بر اين اساس در سال 89 به ترتيب استان‌هاي فارس با 326 مورد سرقت مسلحانه، خوزستان با 165 و كرمان با 117 مورد سرقت مسلحانه، رتبه‌هاي اول تا سوم را به خود اختصاص دادند. همچنين در اين مدت تهران بزرگ با 68 مورد ـ معادل 8/6 درصد ـ سرقت مسلحانه در رتبه پنجم كشوري در اين خصوص قرار گرفته است.
براساس آمارهاي پليس، وقوع 68 مورد سرقت مسلحانه در سال 89 در سطح تهران بزرگ در حالي است كه اين رقم در سال 88، 48 مورد گزارش شده كه در مقايسه آماري شاهد افزايش حدود 29 درصدي وقوع سرقت مسلحانه در سطح تهران بزرگ هستيم.
تحليل آماري وقوع سرقت مسلحانه طي يك دهه اخير نشان مي‌دهد به ترتيب استان‌هاي فارس با 2121 مورد، سيستان و بلوچستان 2026، كرمان 1440، تهران بزرگ 1235 و خوزستان با 980 مورد بالاترين رتبه‌هاي كشور را به خود اختصاص داده‌اند.
آمارها نشان مي‌دهد سارقان مسلح اغلب با بهره‌گيري از ضعف سيستم‌هاي امنيتي، مراكز مورد هدف اقدام به طراحي و برنامه‌ريزي اعمال مجرمانه مي‌كنند كه اغلب در قالب باندهاي دو نفره
يا بيشتر كه معمولا داراي سوابق متعدد كيفري هستند، فعاليت مي‌كنند.
همچنين پليس هشدار داده است: با توجه به بازدارنده نبودن مجازات‌هاي فعلي صادر شده براي مجرمان سرقت‌هاي مسلحانه و رها شدن مجرمان از طريق خلأ‌هاي قانوني، آزادي‌هاي مشروط و اعطاي مرخصي به زندانيان سابقه‌دار و حرفه‌اي، اتخاذ سياست حبس‌زدايي و تبديل به جريمه‌هاي نقدي احتمال افزايش سرقت‌هاي مسلحانه خرد جهت تامين معاش يا ساير مقاصد توسط سارقان وجود دارد.
به اعتقاد كارشناسان، جوان بودن جامعه و هيجانات ناشي از آن، شرايط اقتصادي و بالابودن نرخ بيكاري در برخي استان‌ها، دسترسي سريع و آسان و كم‌هزينه به سلاح‌هاي گرم، ورود غيرمجاز سلاح از مرزهاي غربي و شرقي، پايين بودن هزينه ارتكاب سرقت مسلحانه براي مجرمان و عدم نظارت كيفي سارقان سابقه‌دار و صدور قرارهاي سبك براي مجرمان مذكور از جمله عوامل اصلي تاثيرگذار در وقوع سرقت‌هاي مسلحانه در كشور بوده است.

3 متهم به قتل يك زن ميانسال، تقصير را به گردن هم مي‌اندازند
فارس: 2 مرد و يك زن ميانسال در اعترافات خود درباره قتل يك زن تقصير را به گردن يكديگر مي‌اندازند.
 جمعه 27 اسفند 89 مأموران پليس دريافتند زن ميانسالي به نام «فاطمه» به صورت مرموزي ناپديد شده و به تلفن‌هايش هم پاسخ نمي‌دهد.
بررسي ها نشان داد اين زن براي هر كاري در بيرون از منزل، از يك آژانس در نزديكي خانه‌اش در آرياشهر تاكسي كرايه مي‌كرده و اين بار
برخلاف هميشه فقط خروج خود را به پسرش اعلام كرده و نگفته براي چه كاري و با چه كسي و به كجا مي‌رود.
با نگراني فرزندانش حتي يكي از دخترانش كه به همراه همسر و فرزندان در ژاپن زندگي مي‌كرد؛ به ايران آمد و به همراه ساير اعضاي خانواده با مراجعه به دادسراي جنايي تهران گم شدن مادرشان را اعلام كردند.
با ارجاع پرونده گمشدن زن ميانسال به نام فاطمه به اداره يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ، كارآگاهان، تحقيقات خود را در اين باره آغاز كردند.
بعد از چند ماه تحقيق و اظهارات ضد و نقيض مظنونان پرونده، تعدادي از اطرافيان گمشده
به صورت متوالي بازداشت و آزاد مي‌شدند. تا اين‌كه با اطلاعات جديد به دست آمده مبني بر قتل زن ميانسال، پرونده از اداره مبارزه با آدم‌ربايي به اداره قتل پليس آگاهي ارجاع شد.
با افشاي ابعاد جديدي از اين موضوع، پرونده به شعبه هفتم بازپرسي دادسراي شهرري و زير نظر دانشور به جريان افتاد.
بررسي‌هاي بازپرس پرونده حاكي از آن بود زن گمشده پس از سال‌ها زندگي و كار در ژاپن، با بازگشت خود به ايران و انجام خريد و فروش و سرمايه گذاري در زمينه ملك، ثروت قابل توجهي به دست آورده است، همچنين در يك مجتمع مسكوني در آرياشهر زندگي مي‌كرده و در اين مجتمع خواهر ناتني وي به نام فاطمه نيز در آپارتماني ديگر زندگي مي‌كرده است.
خواهر ناتني آرايشگاهي را به همراه دخترانش اداره مي‌كرده و درآمد نسبتاً بالايي داشتند. حدود يك سال قبل خواهران تصميم گرفتند تا دختر زن آرايشگر با پسر زن گمشده ازدواج كند. اما با اين ازدواج، به جاي اين كه صميميت بيشتر را به همراه داشته باشد، ميان دو خواهر ناتني اختلافاتي به وجود آمد. ارتباطات اين دو تيره شد و خواهر ناتني نيز به عنوان مظنون ديگر با دستور بازپرس پرونده بازداشت شد.
با توجه به اين كه خواهر ناتني ابتدا هرگونه ديدارش را با گمشده در آخرين جمعه سال گذشته انكار مي‌كرد، اما با آخرين تحقيقات ميداني و شاهد جديد كه اين دو خواهر را در يك خودرو ديده بود، مسير پرونده عوض شد.
با اين اطلاعات و بررسي‌هاي بيشتر و
به دست آمدن مداركي ديگر، خواهر ناتني اعتراف كرد خواهرم پس از سالها زندگي در ژاپن ثروت زيادي به دست آورده بود؛ در حالي كه من در اين مدت و داشتن يك آرايشگاه و سال‌ها تلاش نتوانسته بودم به اين ثروت دست يابم. بنابراین با ورود وي به ايران، حسادت‌هايم به تدريج رشد كرد. نزديك به دو سال قبل تصميم گرفتم تا با ازدواج دخترم با پسرش، به اين احساسات دروني‌ام پاسخ دهم.
وي ادامه داد: اما با رفتارهاي سرد وي با دخترم كه حالا عروسش شده بود، نه تنها اين حسادت‌ها كم نشد بلكه تبديل به كينه شد. كينه‌اي كه با پرورش و رشد هر روزه آن در درونم، تصميم گرفتم تا انتقام سختي از خواهرم بگيرم. براي اين كار، مدتي به ظاهر خودم را به وي نزديك كردم و سعي داشتم تا باور كند كه من مي‌خواهم اختلافات فعلي تبديل به صميميت‌هاي گذشته شود.
براي اين كار و اجراي نقشه‌ام، «محمد نبي» پيرمردي كه در شهرري زندگي مي‌كرد بهترين گزينه براي اجراي نقشه‌هايم بود. پيرمردي كه حدود 6 ماه قبل توسط شوهر خواهر ديگرم به نام
«حسن» به من معرفي شده بود.
محمد نبي 75 ساله، نگهبان يك شركت ساختماني و داراي دو همسر و فرزندان بسيار و نيازمند به پول و كمك مالي بود و برخلاف سن و سال بالايش قوي و سالم بود بنابراین در اين چند ماه به هر بهانه‌اي و هر بار با لباس و اجناس و پول؛ با دست پر به ديدنش مي‌رفتم.
وي ادامه داد: توانستم اعتمادش را جلب كنم و در آخرين روزهاي سال بعد از چند جلسه او را با 10 ميليون تومان راضي كردم تا نقشه‌ام را به اجرا بگذارم.
خواهرم هر چند وقت با خريد و فروش آپارتمان و ملك، خودش را مشغول مي‌كرد. اوايل ورودش به ايران و در سال‌هاي قبل مدتي با هم و به صورت مشترك و شراكت اين كار را مي‌كرديم. در واقع اختلافات مالي‌مان جرقه‌هاي اختلاف و حسادت و كينه را در من به وجود آورده بود.
    وقتي كه با نقشه توانستم مجدداً‌ روابط خودم را با او احيا كنم، گفتم فردي را مي‌شناسم كه در حال ساخت يك مجتمع مسكوني در اطراف شهرري بوده و به علت بدهي زياد، مي‌توانيم آپارتمان‌هايش را به قيمت خوبي از وي بخريم. اما نبايد در اين خصوص و تا اطمينان از موقعيت، موضوع را با كسي در ميان بگذاري.
براي اين كار هم در روز جمعه تمام سعي خودم را كردم تا هيچ كس هنگام خروج از مجتمع ما را با هم نبيند. حتي به جاي كرايه تاكسي از آژانس هميشگي، در خيابان و با كرايه دربست يك تاكسي، به سمت شهرري به راه افتاديم. محمد نبي در ورودي آپارتمان‌هاي نيمه كاره
منتظرمان بود.
من، خواهرم و محمدنبي، به سمت مجتمع آپارتمان‌هاي در حال ساخت به راه افتاديم كه او به ما شك كرد بين او و محمد نبي درگيري اتفاق افتاد در لحظه درگيري من از خواهرم فاصله گرفتم و محمد نبي او را حول داد و سرش به ديوار خورد و بيهوش شد. وقتي كه از اين كار مطمئن شدم سريعاً‌ از محل خارج شدم.
با اين اعترافات، در اواخر تيرماه، محمد نبي با دستور قضايي بازداشت شد.
پير مرد 75 ساله ابتدا هرگونه دخالت در اين موضوع را انكار مي‌كرد. اما با جزئياتي كه زن آرايشگر در اختيار كارآگاهان قرار داده بود و سعي داشت تا عامل قتل را پيرمرد معرفی و خودش را فقط به عنوان طراح نقشه قتل معرفي كند،
محمد نبي را وادار به اعتراف كرد.
پيرمرد در اعترافات اوليه‌اش گفت: من از 20 سال
پيش با حسن دوست بودم. حدود يك سال قبل حسن به من گفت خواهر همسرش براي كار تعمير ساختماني نياز به يك كارگر دارد. چون پس از سال‌ها كار كردن در امر ساختمان، مهارت‌هايي داشتم به اين زن معرفي شدم اما از كار تعمير و ساختمان هيچ خبري نشد.
اين زن هر از گاهي با پول و لباس و مواد غذايي
و براي كمك به خانواده پرجمعيتم، به ديدنم مي‌آمد. اواخر سال گذشته به همراه حسن و يكي دو نفر ديگر از فاميل و با يك كيسه مشكي به سراغ من آمدند و گفتند كه با يك گوسفند تصادف كرده و مي‌خواهند تا اين لاشه گوسفند را در چاهي متروك و مطمئن بيندازند. تأكيد داشتند تا به هيچ وجه به درون كيسه نگاه نكنم. من هم اين لاشه را به چاهي در همان اطراف انداختم.
با اين اعترافات، جسد زن گمشده از درون يك چاه متروك در اطراف شهرري كشف شد، اما با اين اعترافات و كشف جسد و اظهارات طرفين كه سعي داشتند تا حتي پاي خانواده مقتول و ساير اطرافيان را به ميان بكشند تا جرم خود را سبك‌تر يا تبرئه كنند، چندين نفر از بستگان و اطرافيان آنان بازداشت شدند.
«حسن» پيرمرد 78 ساله نيز بازداشت شد و مدعي شد، خواهر زنم سال قبل يك نفر را در كار ساختماني و تعميرات و بنايي از من خواست و من هم محمد نبي را به او معرفي كردم. من هيچ اطلاعي از مسائل بعدي قتل و نقشه قتل ندارم. من يك كشاورزم و يك عمر با آبرو زندگي كردم. اين دو خواهر به خاطر پول و مال دنيا هميشه از هم بدگويي مي‌كردند و اين اواخر با اين كه پسر و دخترشان با هم ازدواج كرده بودند اين اختلافاتشان بيشتر هم شده بود.
در ادامه اعترافات، محمدنبي گفت كه در داخل آپارتمان‌هاي مجتمع در حال ساخت، زن آرايشگر خواهرش را حول داد و من فقط جنازه را به سمت چاه متروك بردم.
در آخرين اعترافات نيز وي گفت: من او را به سمت عقب حول دادم و بعد از اطمينان از مرگ وي، او را داخل يك گوني و گوني را داخل نايلون بزرگ حمل زباله قرار داده و به داخل انباري بردم و شب هنگام با يك فرغون به درون چاه متروكه انداختم.
سرهنگ كارآگاه آريا حاجي زاده معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران با اعلام اين خبر گفت: با به دست آمدن جسد متلاشي شده مقتول و اعترافات متهمان، به اين علت كه هر يك از متهمان سعي دارند تا نقش خود را كم رنگ‌تر
جلوه داده و از بار سنگين قتل و كيفر نجات دهند؛ جزئيات بيشتر اين جنايت تا روشن شدن تمامي ابعاد پرونده، در دست بررسي است.

كلاهبرداري با نامه جعلي نماينده مجلس براي دریافت وام بانكي

فارس: متهماني كه با نامه‌هاي جعلي افرادي را به بانك براي دريافت وام معرفي مي‌كردند، شناسايي و روانه زندان شدند.
به نقل از اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ گل‌صباحي رئيس پليس آگاهي استان تهران در اين‌باره اظهار داشت: در پي گزارشي مبني بر جعل نامه يكي از نمايندگان مجلس براي استفاده از تسهيلات بانكي، كارآگاهان پليس تحقيقات خود را جهت شناسايي كلاهبرداران آغاز كردند.
وي ادامه داد: با كشف نامه جعلي در بانك كه توسط خانمي جهت دريافت وام ارائه شده بود، كارآگاهان موفق به شناسايي 3 نفر از افرادي كه در جعل نامه‌ها نقش داشتند، شدند.
گل‌صباحي گفت: با شناسايي و دستگيري 3 نفر از متهمان با هويت «ع.ك»، «ف.م» و «ك.ر» تحقيقات از آنها انجام شد و متهمان در بازجويي‌ها به دريافت وجه نقد به مبلغ
يك ميليون و 250 هزار تومان و ارائه نامه جعلي از نمايندگان مجلس (ارسنجان، مرودشت و پاسارگاد) نسبت به معرفي افراد به بانك اعتراف كردند.
با تكميل پرونده، متهمان با صدور قرار قانوني راهي زندان شدند.
دستگيري مرد روانپريشي كه قصد آزار والدينش را داشت

ایسنا: ظهر پنجشنبه 13 مرداد ماه، مرد
 34 ساله‌اي كه قصد آزار و آذيت پدر و مادرش را داشت، توسط ماموران پليس پايتخت دستگير شد.
يك مرد مسن با مراجعه به كلانتري 142 كن اظهار‌كرد كه پسر 34 ساله‌اش او و همسرش را آماج خشونت قرار داده و قصد كشتن آنان و خودش را دارد و از ماموران كلانتري مي‌خواهد كه جان همسر و پسرش را نجات دهند.
بر اساس گزارش مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ، در پي طرح اين شكايت يكي از ماموران كلانتري به همراه اين مرد عازم محل سكونت آنان شدند اما پس از
ورود به منزل مسكوني آنان، مرد روانپريش در حالي كه در گوشه‌اي كمين كرده بود به پدرش حمله‌ور ‌شد كه مداخله مامور پليس مانع از آسيب‌ديدن اين مرد شد.
در اين حين مامور كلانتري از سوي فرد مهاجم با يك جسم سخت به شدت مجروح شد و با وجود درد شديد حاصل از ضربه در پي نجات پدر و مادر مرد مهاجم برآمد و با فداكاري و رشادت خود آنان را از چنگ مرد روانپريش نجات داد.
در حالي كه مامور مضروب كلانتري درگير نجات جان پدر و مادر فرد مهاجم بود، او به يك باره به مامور حمله‌ور شده و سلاح كمري وي را ربود و به تهديد حاضران پرداخت، اما سرانجام با حضور گروه ديگري از ماموران كلانتري و انجام اقدامات پليسي- رواني پس از دو ساعت مرد روانپريش مهاجم دستگير شد.
بر اساس اعلام پليس تهران، بررسي‌هاي اوليه نشان داد كه اين مرد به سبب ابتلا به يك اختلال شديد و مزمن رواني پيشتر نيز مبادرت به اقدام مشابهي كرده و آن زمان نيز با مداخله سريع پليس بازداشت شده بود.