صفحه 14--12 شهریور 90
/تحليل- فارين پالسي/ كتمان حقايق در عراق و افغانستان
يكي از موانعي كه در راه اجراي سياستگذاري مناسب در زمينه امنيت ملي اخلال ايجاد ميكند، اكراه در بيان واقعيت و بيان صريح آن چيزي است كه واقعا در حال وقوع است، همان كاري كه آمريكا اكنون در عراق و افغانستان انجام ميدهد.
مجله فارن پاليسي در تحليلي درباره حقيقتپوشي آمريكا نسبت به بيان واقعيتها در عراق و افغانستان مينويسد:
« اگر ما به توصيف گمراه كننده و غيرواقعي شرايط دشوار ادامه دهيم مردم به نتايج غلط و دور از واقعيتي درباره آنها خواهند رسيد و به حمايت از سياستهايي ادامه خواهند داد كه چندان معقول نيستند.
دو مثال بارز اين امر جنگهاي آمريكا در عراق و افغانستان است. دائما گفته ميشود كه تلاشها در عراق نتيجه بخش بوده و باراك اوباما مجبور است وانمود كند كه اوضاع در اين كشورها قابل تحمل است تا بتواند در نهايت بقيه سربازان آمريكايي در عراق را به خانه بازگرداند. اما با وجود اين كاملا واضح است حضور سربازان آمريكايي در عراق طي سه سال گذشته نتايج چنداني دربر نداشته است.
در شرايط مشابه همچنين گفته ميشود كه قرار است به نوعي "صلح همراه با افتخار" در افغانستان ايجاد شود با اين حال اعزام سربازان بيشتر به افغانستان در تاثيرگذاري موفق دولت اين كشور موثر نبود.
در نهايت هر آنچه كه در آسياي مركزي اتفاق بيفتد، چه خوب و چه بد، توسط مردم اين منطقه رقم خواهد خورد نه آمريكا.
حقيقت اين است كه آمريكا و همپيمانانش جنگ را در عراق واگذار كردند و در حال شكست در جنگ افغانستان هستند. آمريكاييها بدون آن كه به اهداف سياسي بنيادين خود دست پيدا كنند و در حالي كه جايگاه راهبردی كليشان ضعيف شده، اقدام به خارج ساختن نيروهاي نظامي خود از اين كشورها ميكنند.
ممكن است آمريكا سرانجام بنلادن را از بين برده باشد، اما اين در نتيجه كار اطلاعاتي و ضد تروريستي سخت در پاكستان بود و هيچ ارتباطي به مبارزه با شبه نظاميگري در كشور همسايه آن نداشت.
آمريكا در دستيابي به اهداف خود شكست خورده، چون اين اهداف از ابتدا به درستي انتخاب نشده و رهبران آمريكا (به ويژه دولت جورج بوش) قضاوتهاي راهبردی بسيار غلطي داشتند. بزرگترين اشتباه دولت بوش حمله به عراق بود. حمله به عراق هرگز لازم نبود، چون صدام هيچ ارتباطي با القاعده نداشت و حتي هيچ سلاح كشتار جمعي در اين كشور پيدا نشد.
اين كار يك اشتباه بزرگ بود چون نابود كردن دولت بعثي عراق، آمريكا را مسئول كشوري كرد كه هيچ ايدهاي در چگونگی مديريت آن نداشت.
حمله به عراق همچنين باعث منحرف شدن توجه و منابع از افغانستان شد و اين موضوع به طالبان كمك كرد تا دوباره بر مناطقي كه از دست داده بود، كنترل پيدا كند.
باراك اوباما وارث هر دوي اين جنگهاي پرهزينه شد و اشتباه اصلياش اين بود كه نفهميد اين جنگها با هزينههاي قابل قبول، پيروز شدني نخواهند بود. وي عاقلانه كما بيش پايبند به طرح خروج از عراق است، اما احمقانه تصميم گرفت به اميد ايجاد ثبات كافي در افغانستان براي خروج ازاين كشور تعداد نيروها در اين كشور را افزايش دهد.
اين حركت ممكن بود از لحاظ سياسي چاره كار باشد، اما تنها به معني هدر دادن منابع بيشتر در راههايي است كه تاثيري بر خروجي نهايي نخواهند داشت.
به طور خلاصه، اين جنگها به شكست منجر شدند چون تفاوت فاحشي ميان شكست دادن يك ارتش عادي درجه سه (كه در اختيار صدام بود) و اداره يك جمعيت سركش و تا دندان مسلح با سابقه طولاني نفرت از هرگونه دخالت خارجي وجود دارد.
نميتوان در هيچ جنگي بدون ايجاد نهادهاي محلي موثر كه واقعا بتوانند كشور مورد حمله را اداره كنند، پيروز شد و اين دقيقا كاري است كه آمريكاييها انجام دادند. آمريكا نميداند در كشورهاي مسلمان گسترده و داراي ساختار فرقهاي و قبيلهاي چطور بايد عمل كند.
آمريكا هنگامي به قدرت بزرگ جهاني تبديل شد كه از جنگهاي پرهزينه بيرون ماند و يا نسبتا دير وارد اين جنگها شد. آمريكا با حفظ اقتصادي كه بسيار قويتر از اقتصاد اتحاد جماهير شوروي بود، با تشكيل ائتلافي از همپيمانان قابل اعتمادتر، باثباتتر و موفقتر از كشورهاي بلوك كمونيسم توانست جنگ سرد را ببرد. اشتباهات بزرگ آمريكا هنگامي رخ داد كه در اهميت نبردهاي حاشيهاي همچون نبرد هند و چين، اغراق كرد.
از سال 1992 به بعد آمريكا بخشي از سرمايه خود را با سوء مديريت در زمينه اقتصادي و با گرفتار شدن به تكبري كه يونانيهاي باستان نسبت به آن هشدار داده بودند، بر باد داده است. سوال مهم اين است كه آيا آمريكا از اين اشتباهات درس خواهد گرفت و شروع به پايهريزي سياستگذاري امنيت ملي بر واقعيت دشوار خواهد كرد و يا آن را براساس روياهاي نومحافظهكارانه و يا سياست مداخلهگرايي بيش از حد مشتاقانه ليبرال طرحريزي مي كند. متاسفانه، نخستين تداركات براي مبارزات انتخاباتي رياستجمهوري سال 2012 چندان در اين زمينه اطمينانبخش نيست.»
قذافي: «سرت» پايتخت جديد ليبي است
ایسنا: رهبر ليبي در دومين پيام خود با ادعاي اينكه بیشتر مردم ليبي از وي حمايت ميكنند اعلام كرد كه «سرت» محل تولدش در حال حاضر پايتخت ليبي به شمار ميآيد.
معمر قذافي، رهبر ليبي در دومين پيام خود كه از طريق شبكه الراي دمشق منتشر شد، عنوان داشت: از مردان و زنان ليبي ميخواهم خود را براي جنگ طولاني كه استعمارگران نميتوانند در آن وارد شوند، آماده كنند.
وي در ادامه افزود: مردم خود را براي جنگ گروهها و شهرها و همچنين "جنگ گوريل و زنبور" آماده كنيد. هدف از بين بردن دشمن است.
قذافي همچنين عنوان داشت: امكانات دشمن محدود است. پيروزي از آن شما مردم ليبي است. حلقه محاصره آنها را تنگ تر كنيد و براي آزادسازي طرابلس از سراسر جهان حركت كنيد.
وي در ادامه افزود: استعمارگران ميخواهند مردم ليبي را براي مبارزه به كار بگيرند. آنها ميخواهند كشور ليبي را به زمان قبل از انقلاب بزرگ و پيروز 42 سال قبل بازگردانند.
به دنبال كودتاي صورت گرفته در 42 سال قبل قذافي توانست به قدرت برسد.
قذافي همچنين عنوان داشت: ما ترجيح ميدهيم بميريم تا بار ديگر به دوره قبل بازگرديم. هرگز تسليم نخواهيم شد. آنها نميتوانند بر خاك ما مسلط شوند. غير ممكن است ليبي تحت استعمار قرار بگيرد ما مرگ را تجربه كرديم.
وي در ادامه افزود: اشغالگران سعي دارند منابع آبي و نفتي ما را مصادره و اين ذخاير را از دست ملت ليبي خارج كنند.
قذافي همچنين عنوان داشت: زيرساختهاي ليبي به دنبال اقدامات خائنان و استعمارگران از بين رفت . انقلاب 42 سال قبل عزت و كرامت را براي ملت ليبي به ارمغان آورد. ما با اين انقلاب توانستيم زاغههاي موجود در ليبي را به ويلاها تبديل كنيم.
وي در ادامه افزود: زماني كه ملت ليبي صداي من را ميشنود اين مساله خطري براي استعمارگران به شمار ميآيد. آنها تلاش مي كنند تا با استفاده از فناوری، تصوير و صداي من را از بين ببرند.
رهبر ليبي در اين پيام صوتي خود عنوان داشت: از هواداران خود ميخواهم در رويارويي با استعمارگران مانند زنبور باشند. زنبور نيش ميزند و پرواز ميكند استعمارگران را در تمام خاك ليبي تحت پيگرد قرار دهيم. مخالفان نظام من تعداد بسيار محدودي هستند و بیشتر مردم مرا تاييد ميكنند.
وي در ادامه افزود: تمام قبايل و زنان و مردان با من هستند و قدرت خود را بازخواهند گرداند. حملههاي صورت گرفته عليه ملت ليبي در منازل، مدارس و بيمارستانها شيطاني است. خداوند با من است و اين اقدامات پيروز نخواهد شد من هرگز كشور را ترك نخواهم كرد.
قذافي همچنين عنوان داشت: محور اصلي درگيريها دستيابي به منابع آبي است و هركسي در كشور بتواند اين منابع را به دست بگيرد بر ليبي حكمراني خواهد كرد. اين مساله به جنگ داخلي ميانجامد. امپرياليستها اين جنگ را بر ما تحميل ميكنند. ما اجازه نخواهيم داد نفت ليبي غارت شود. استعمارگران در ليبي نميتوانند در خاك اين كشور به راحتي بخوابند. «سرت» پايتخت كنوني ليبي به شمار ميآيد.
ابوطالب:طبق آخرین اخبار، امام موسی صدر در زندانهای لیبی جابه
جا میشود
فارس: دبیر کمیته پیگیری وضعیت امام موسی صدر در مجلس هفتم گفت: آخرین اخبار نشان میدهد که امام موسی صدر زنده است و در زندانهای لیبی جابه جا میشود.
سعید ابوطالب، دبیر کمیته پیگیری وضعیت امام موسی صدر در مجلس هفتم كه در حال حاضر نيز به صورت مستقل پیگیر سرنوشت ايشان است، اظهار داشت: در حالی که بیداری اسلامی جهان را فرا گرفته و مردم انقلابی لیبی در صدد سرنگونی کامل رژیم قذافی هستند، امام موسی صدر در لیبی روزهای مهم و سرنوشتسازی را سپری میکند.
وی ادامه داد: در حال حاضر حکومت و دستگاه امنیتی معینی در لیبی وجود ندارد و این خطر وجود دارد که مخالفان و طرفداران دولت قذافی نسبت به امام موسی صدر سوءقصد کنند؛ اگر چه ایشان طرفدار و دوستدارانی نیز در دولت قذافی دارد.
دبیر کمیته پیگیری وضعیت امام موسی صدر در مجلس هفتم یادآور شد: بنابر شواهد موثق، امام موسی صدر تا سال 2008 زنده بوده است؛ بعد از آن نیز قذافی انگیزهای برای به شهادت رساندن وی نداشت. به همین جهت در ماههای اخیر که قذافی، قدرت خود را از دست داده ممکن است به جان وی سوءقصد شود.
سندی بر شهادت امام موسی صدر وجود ندارد
وی با بیان اینکه مدعیانی که اصرار دارند امام موسی صدر به شهادت رسیده است، هیچ سند و مدرکی بر این ادعا ندارند، تصریح کرد: اگر رسانههای ناآگاه داخلی و برخی رسانههای بیگانه نیز این ادعا را تأیید کنند، انگیزه دشمن را برای به شهادت رساندن وی تقویت میکنند.
امام موسی صدر در زندانهای ليبي جابه جا میشود
ابوطالب با اشاره به آخرین اخبار به دست آمده از وضعیت امام موسی صدر، گفت: کشور لیبی بافت قبیلهای دارد؛ قذافی نیز در طول 40 سال گذشته در نقاط مختلف محل اختفا ایجاد کرد، بنابراین در طول سالهای اخیر امام موسی صدر را در زندانهای مختلف قذافی جابه جا میکردند تا محل استقرار وی مشخص نباشد.
وی خاطرنشان کرد: هماکنون دستگاههای دیپلماسی کشور و وزارت امور خارجه باید با دولت انتقالی لیبی همکاری داشته باشند و در صورت عدم همکاری این دولت برای آزادی امام موسی صدر از حبس 30 ساله، روابط ما نیز با آنها مانند دولت قذافی رقم میخورد چرا که امام خمینی (ره) نیز بر آزادی امام موسی صدر از زندانهای قذافی تأکید داشتند.
دبیر کمیته پیگیری وضعیت امام موسی صدر در مجلس هفتم بیان کرد: رژیم بعث عراق حدود 10 سال شهید تندگویان را در اسارت خود داشت؛ زمانی که ما پيكر وی را از عراق طلب کردیم، آنها شهید تندگویان را به شهادت رسانده و پیکرش را برای ما فرستادند و اگر پيكر ايشان را نيز طلب كنيم ممكن است همان پيكر شهيدش را به ما بدهند.
وی با اشاره به انگیزه قذافی از ربودن و حبس امام موسی صدر، اضافه کرد: امام موسی شخصیت مؤثری در لبنان بود که شیعیان، اهل سنت و حتی مسیحیان به وی اقبال داشتند؛ ایشان در عین اینکه مسئولیت دولتی نداشته و فقط رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان بود، به یک رهبر آزادیخواه در لبنان تبدیل شده و با مقامات بلند پایه دنیا در خصوص حل مشکلات مردم منطقه مذاکره میکرد که این موضوعات قدافی را که مدعی رهبری جهان اسلام بود، خوش نمیآمد.
ابوطالب یادآور شد: امروز مشخص شده که ادعای قذافی مبنی بر جبهه استکبارستیزی، دروغین بوده و در حقیقت با مبارزان و جریان استکباری ارتباط دوسویه داشته است؛ قذافی در راستای منافع آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی قدم برمیداشت و با دستگیری امام موسی صدر به دنبال استفاده سیاسی از این شخصیت بوده است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی