صفحه 10--13 شهریور 90
سوت پایان؛ تعادل میان واقع گرایی و هنر
از بدو پیدایش و فعالیت سینمای جهان در سطح کلان و ایران به عنوان کشوری صاحب سینمای شاخص و شناخته شده در جهان؛ بودهاند بازیگرانی که با گذشت چندین سال و دورهای موفق از بازیگری و کسب شهرت و تجربه در زمینه بازیگری و همکاری با کارگردانان متفاوت و نیز طی مراحل دانش اندوزی در زمینه کارگردانی - چه به صورت تجربی و یا کلاسیک و گذراندن تحصیلات دانشگاهی - به حرفه کارگردانی روی آوردهاند و این چرخش همچنان ادامه خواهد داشت.
این تغییر ذائقه هنری سرنوشتهای متفاوتی را برای این بازیگران رقم زده و میزند. یا کاملاً در این تغییر ماهیت هنری موفق عمل میکنند و از آن سر بلند بیرون میآیند و یا به دلایل مختلف شکست خورده و سرمایه مادی و معنوی موجود را به هدر داده و دچار سرخوردگی میشوند و این شکست گذشته و حال دوران بازیگریشان را نیز تحت تأثیر قرار داده و معمولاً به مرور به بازیگران خارج از گردونه فعالیت سینمایی میپیوندند. اما دیدگاهی دیگر با زاویهای متفاوت تر هم در مورد این زمینه مهم وجود دارد و بر این اعتقاد است کسانی که در این زمینه و تغییر جایگاه هنری کاملتر و بهتر عمل میکنند ساختن فیلمهای بعدی برایشان به مراتب دشوارتر است.
«نیکی کریمی» یکی از چهرهها و بازیگران صاحب شهرت سینمای ایران است که دارای شاخصههای مهم بازیگری از جمله سبک بازی خاص و زیبایی همراه با اخلاق حرفهای است که با طی دوران موفقیت آمیز بازیگری و کسب محبوبیت در این زمینه میان مخاطبان عام و خاص و نیز طی مراحل دانش اندوزی در زمینه کارگردانی سینما چند سالی است به طور متناوب در زمینه کارگردانی به فعالیت پرداخته است. وی با فواصل زمانی که در ساخت فیلمهایش پیش گرفته توانسته است هر اثر را متفاوت تر از کار قبلش بسازد و در هر فیلم با حرف و شیوه و دیدگاه تازهای برای بیان دغدغههای ذهنی و حرفهاش، فیلمش را به مخاطبان ارائه کند. در واقع به معنای دیگر میتوان گفت کریمی به عنوان کارگردان تنها به دنبال مطرح کردن نامش به عنوان کارگردان و یدک کشیدن این عنوان و حرفه نیست و با سوژههایی که از آغاز و تاکنون انتخاب کرده به نظر میرسد فعالیت در این حوزه برایش جدیتر و جذابتر از بازیگری است و شاید به همین دلیل بوده است که وی در پذیرفتن پیشنهادهای مختلف و متنوع بازیگری به ویژه در چند سال اخیر سختگیریهای زیادی نمیکند. اما برای فیلمسازی با انتخاب دقیقتر و وسواسی بیشتر عمل میکند.
اگرچه هنگام نمایش فیلم «یک شب» اولین ساخته کریمی در جشنواره بیست و هفتم فجر بیشتر منتقدان و مخاطبان خاص بر این اعتقاد بودند که وی برای شروع فیلمسازی خود به سراغ قصهای روشنفکرانه و بسیار پیچیده اجتماعی رفته که ریشه در فرهنگ و زیرساختهای بنیانی فرهنگ بومی ما دارد و در اثر گذشت زمان و طی قرون بر اثر تهاجم فرهنگهای غیربومی به غدهای متورم و معضلی ریشهای تبدیل شده است. این کار بسیار سخت و پرداختن به آن به مراتب دست نیافتنیتر بوده است. این خطرپذیری بزرگی بوده است که کریمی برای اولین فیلمش موضوعی روشنفکرانه و پیچیدهای که کمتر مخاطب ایرانی که از نوع عام و خاص آن در فضای فزاینده بحرانهای اقتصادی، اجتماعی روزمره حاضر است ذهن خود را درگیر آن میکند!
کریمی در فیلم «یک شب» با توجه به آگاهی و شناختی که از فرهنگ بومی، اجتماعی جامعه داشته و با برداشت شخصی و جهان بینی هنری و فرهنگی خودش و با طراحی قالبی خاص تفاوت جنسیتی و هویتی زنان و مردان و مسایل حاشیهای و ارتباطهای اجتماعی و فرهنگی، این تفاوتها را که در گستره فرهنگی و بومی تابع دیدگاهها و برداشتهای متفاوت تر است، اساس ساختار فیلمش را گذاشته است. در فرهنگ بومی و مذهبی و ملی ما زیبایی به ویژه زیبایی بانوان باید پنهان و در پوشیدگی باشد و پنهان باقی بماند تا به رسمیت شناخته شود. زیبایی که با نادیده شدن و پنهان شدن قابل تقدیر است. در این پوشیدگی و مصونیت همیشگی همذاتی پیدا میکند و به طور مشخص هر چهره زیبایی زمانی پسندیده میشود که به صورت فراعینی مورد شناسایی قرار بگیرد. این مشخصه و دیدگاه در ادبیات ما به فراوانی و به تمامی متبلور است. این در حالی است که در فرهنگ جهان غرب زیبایی با شیطنت، شرارت، سرکشی، خودنمایی و ساختارشکنی همراه میشود. این تضادی است که در جامعه کنونی ما وجود دارد و تأثیرهای مخرب و جبران ناپذیر خانوادگی و اجتماعی آن به وضوح نمایان است. این همان تضادی است که کریمی آن را جلو دوربین برده و به فیلم «یک شب» تبدیل کرده و در معرض قضاوت مخاطبان قرار داده است. در زمان پخش یک شب بسیاری از منتقدان این فیلم را فقط مردستیز و فمنیستی دانستند که این از عدم شناخت فرهنگ زیباشناختی و روان شناختی این موضوع در میان جامعه واقعی ما است. با بررسی جز به جز این فیلم میتوان پی برد که این کارگردان فراتر از آن چیزی که در جامعه و حیطه فیلمسازی مطرح میشود یعنی فیلمساز فمنیستی و غیرفمنیستی سیر میکند. در درونمایه فرهنگ و روح مردمان بومی جامعه ما به دلیل حاکمیت پوشیدگی، اگر مردان آن به صورت محدود خواهان این زیبایی هستند؟ زنان به تمامی آن را بین هم جنسهای خود نفی و پس میزنند؛ و در برابر آن از خود مقاومت نشان میدهند و با انکار مصونیت زن زیبای دیگر سعی در بی اعتباری آن دارند. دلیل وجود این حس هم تب چند زنی است که در جای جای فیلم میتوان ردیابی کرد. به عنوان مثال زنی را میبینیم که نقش مادری را به عهده دارد و به خاطر خوش بودن شبانه، دخترش را از خود میراند، شاید هم به دلیل زیبایی بیشتر او. مادری دیگر دخترش را تنها به واسطه دختر دیگر میپذیرد.
و یا روایت زندگی زنی را میبینیم و میشنویم که خیانت پیشه است و مرگ وی هم تسکین ایجاد نمیکند و بی وفاییش پزشکی را در معرض انزوا و تنهایی قرار میدهد و در مقابل تصاویری که از مردان ارائه میشود با اینکه نامطلوبند اما با واقعیت همسانند. مردی که همسرش در شهری دیگر است و او را تنها گذاشته است بر آن میشود پاسخی به غریزه خود بدهد و به هرزگی میرود، اما در نهایت میبینیم به همسرش وفادار است. پزشکی را میبینیم که به دلیل خیانت همسرش روحش جریحه دار شده است، خیلی آسان تسلیم منطق دختر میشود و او را رها میکند و مرد سومی که آنچنان زخم خیانت خورده که توهم مخاطب را برمیانگیزد؛ اگر مظلومیتی باشد از آن وی است و حتی با تقلبی که انجام داده این معصومیتها از کف نمیرود. با دیدن این قصهها در قالب یک شب میتوان پی برد که یک شب نه تنها اثری فمنیستی نیست بلکه با زاویه دیدی آگاهانه به برخی از بی فرهنگیهای جنسیتی و تفاوتهای آن را به خوبی چه زنانه و چه مردانه نشان میدهد و موضعی بی طرفانه ارائه میکند.
کریمی در ادامه فعالیت فیلمسازیش این راه را نیز برای بیان دغدغههایش همچنان پی گرفته و همین دیدگاه را در فیلم دومش «چند روز بعد» و نیز سومین اثرش «سوت پایان» پیش گرفته است.
ساختار کلی فیلم و خلاصه داستان «سوت پایان» نشان دهنده این است که وی برای روایت قصهاش ساختار و شیوه جدیدی پیش گرفته و در قالب قصهای رئال به مسایل اجتماعی پرداخته و نگاهی انسانی تر را دنبال کرده است: فیلمنامه «سوت پایان» را خود کریمی نوشته و حدود دو سال برای پرداخت نهایی آن زمان گذاشته و کوشیده است در این فیلمنامه به نکتههای جدیدتری از فیلمهای قبلیش توجه کند تا در نتیجه اثری پختهتر از دیگر آثارش ارائه دهد.
«سوت پایان» قصه به روزی دارد و از همان جنس رویدادهای خانوادههای امروزی و جامعه کلان شهرهای ما است و از خط فکری و زاویه دید فیلمهای قبلی دور نمیشود و بحثها و مشکلات خانوادهها، قانون و مجازات، داشتن و نداشتن و اتفاقاتی که برای هیچ خانوادهای قابل پیش بینی نیست را پیگیری میکند. کریمی با نگاهی پختهتر و تجربه بیشتر در «سوت پایان» مخاطب عام را نیز نشانه گرفته است بدون آنکه معیارهای سبک و ژانر و خط مشی حرفهاش را فراموش کند.
روایت «سوت پایان» قصهای این چنین را به تصویر میکشد:
«سحر» شخصیت اصلی فیلم با بازی خود کریمی به همراه شوهرش «سامان» با بازی «شهاب حسینی» زندگی آرامی را در تهران میگذرانند. سامان فیلمساز است و به همراه سحر کار میکند تا بعد از سالها بتوانند خانه کوچکی بخرند. در فیلمی که سامان برای تلویزیون ساخته صحنهای خراب میشود و سامان به علت گرفتاری تکرار صحنه فیلمبرداری را به سحر میسپارد و سحر دختری را که تنها در آن صحنه بازی میکرد به همراه دستیارش بعد از جستوجوی فراوان پیدا میکند و با نزدیک شدن به دختر متوجه مشکلات بزرگی در زندگی وی و اطرافیانش میشود. ساختار «سوت پایان» نسبت به فیلم «یک شب» تصاویری غنی تر و بازیهای بسیار قوی تری دارد. انتخاب مضمونی چون «سوت پایان» و نزدیک شدن به این موضوع ها کار دشواری است که نیکی کریمی با شناخت عمیق خود تصاویری واقعی و قابل قبول از چگونگی این مشکلات و بازتابهای اجتماعی و خانوادگی ارائه داده است.
یکی از ویژگیهای فیلم «سوت پایان» گروه بازیگرانش است. کریمی در ساخته اول خود بازی نکرد اما در فیلم دوم و نیز فیلم سوت پایان همزمان با کارگردانی نقش اصلی را هم به عهده داشته است. وی برای انتخاب بازیگران سوت پایان جدا از توانایی بازیگران مناسب برای نقشها به گیشه و مخاطبان نیز توجه کرده است.
شهاب حسینی به عنوان یکی از سوپر استارهای سینمای امروز با بازیهای قابل قبول و در نقشهای متنوع پیش از این در فیلم «واکنش پنجم» همبازی کریمی بود و این بار در فیلمی به کارگردانی وی بازی کرده است.
جنس بازیها در این فیلم کاملاً متفاوت است و شهاب حسینی نوع تازهای از بازی را در این فیلم ارائه میدهد و بازی نیکی کریمی به جرأت یکی از بهترین کارهای وی در زمینه بازیگری است.
بازی و حضور «اشکان خطیبی و بهنوش بختیاری» هم در جذب مخاطب نیز بی تأثیر نخواهد بود. اما برگ برنده دیگری از انتخاب بازیگران فیلم کریمی حضور «سیروان خسروی» خواننده موسیقی پاپ است که اولین تجربه بازیگریش را در این فیلم دارد و باید دید آیا نقش و بازی او توجیهی جز پر ستاره کردن فیلم داشته و یا کمکی برای ارتقاء بخشیدن به نقشها و بازیهای فیلم بوده است.
یکی دیگر از امتیازهای فیلم سوت پایان فیلمبرداری ایرج اصلانی است که تصویرهای واقعی و قابل قبولی را برای اجرای فیلمنامه ارائه داده است. اینکه مدیر فیلمبرداری و دوربین چه نقشی را در فیلمهای رئال از جنس سوت پایان میتواند داشته باشد با هماهنگی و طراحی درست مدیر فیلمبرداری و شناخت و درک صحیح از فضا و شخصیتهای فیلمنامه به تعریف درستی از اجرا رسیده است و نتیجه و خروجی کار نیز با کیفیت است.
اجرای فیلمنامه در فضاها و لوکیشنهای متعدد و پراکنده واقعی انجام شده است که تلاش و زحمت دو چندانی را معمولاً به گروه تولید تحمیل میکند. اما با وجود تهیه کننده کار بلدی چون «جهانگیر کوثری» این موانع و سختیها به حداقل رسیده است زیرا که این دومین همکاری کوثری در مقام تهیه کننده بعد از فیلم «یک شب» با نیکی کریمی به عنوان کارگردان بوده است. و همین شناخت کامل گروه تولید از یکدیگر دلیلی شده است برای ارائه فیلمی با کیفیت تر.
در سوت پایان کریمی را در مقام کارگردانی با تجربه و صاحب سبک و با پختگی و در اندازهای مناسب حرفهای میبینیم. وی ضمن هدایت بازیگران در مقام یک بازیگر قابل، زمینه را برای خلاقیت بازیگران جوان و کم تجربه فراهم کرده است. در کل فیلم سوت پایان بیشتر از ساختههای قبلی کریمی در مقام کارگردانی میتواند برای مخاطبان جذابتر و دیدنیتر باشد و از سوی دیگر این فیلم میتواند جایگاه کریمی را در سینمای ایران هم به عنوان بازیگر و هم کارگردان ارتقاء بخشد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی