سوت پایان؛ تعادل میان واقع گرایی و هنر

از بدو پیدایش و فعالیت سینمای جهان در سطح کلان و ایران به عنوان کشوری صاحب سینمای شاخص و شناخته شده در جهان؛ بوده­اند بازیگرانی که با گذشت چندین سال و دوره­ای موفق از بازیگری و کسب شهرت و تجربه در زمینه بازیگری و همکاری با کارگردانان متفاوت و نیز طی مراحل دانش اندوزی در زمینه کارگردانی - چه به صورت تجربی و یا کلاسیک و گذراندن تحصیلات دانشگاهی - به حرفه کارگردانی روی آورده­اند و این چرخش همچنان ادامه خواهد داشت.

این تغییر ذائقه هنری سرنوشت­های متفاوتی را برای این بازیگران رقم زده و می­زند. یا کاملاً در این تغییر ماهیت هنری موفق عمل می­کنند و از آن سر بلند بیرون می­آیند و یا به دلایل مختلف شکست خورده و سرمایه مادی و معنوی موجود را به هدر داده و دچار سرخوردگی می­شوند و این شکست گذشته و حال دوران بازیگریشان را نیز تحت تأثیر قرار داده و معمولاً به مرور به بازیگران خارج از گردونه فعالیت سینمایی می­پیوندند. اما دیدگاهی دیگر با زاویه­ای متفاوت تر هم در مورد این زمینه مهم وجود دارد و بر این اعتقاد است کسانی که در این زمینه و تغییر جایگاه هنری کامل­تر و بهتر عمل می­کنند ساختن فیلم­های بعدی برایشان به مراتب دشوارتر است.
«نیکی کریمی» یکی از چهره­ها و بازیگران صاحب شهرت سینمای ایران است که دارای شاخصه­های مهم بازیگری از جمله سبک بازی خاص و زیبایی همراه با اخلاق حرفه­ای است که با طی دوران موفقیت آمیز بازیگری و کسب محبوبیت در این زمینه میان مخاطبان عام و خاص و نیز طی مراحل دانش اندوزی در زمینه کارگردانی سینما چند سالی است به طور متناوب در زمینه کارگردانی به فعالیت پرداخته است. وی با فواصل زمانی که در ساخت فیلم­هایش پیش گرفته توانسته است هر اثر را متفاوت تر از کار قبلش بسازد و در هر فیلم با حرف و شیوه و دیدگاه تازه­ای برای بیان دغدغه­های ذهنی و حرفه­اش، فیلمش را به مخاطبان ارائه کند. در واقع به معنای دیگر می­توان گفت کریمی به عنوان کارگردان تنها به دنبال مطرح کردن نامش به عنوان کارگردان و یدک کشیدن این عنوان و حرفه نیست و با سوژه­هایی که از آغاز و تاکنون انتخاب کرده به نظر می­رسد فعالیت در این حوزه برایش جدی­تر و جذاب­تر از بازیگری است و شاید به همین دلیل بوده است که وی در پذیرفتن پیشنهادهای مختلف و متنوع بازیگری به ویژه در چند سال اخیر سخت­گیری­های زیادی نمی­کند. اما برای فیلمسازی با انتخاب دقیق­تر و وسواسی بیشتر عمل می­کند.
اگرچه هنگام نمایش فیلم «یک شب» اولین ساخته کریمی در جشنواره بیست و هفتم فجر بیشتر منتقدان و مخاطبان خاص بر این اعتقاد بودند که وی برای شروع فیلمسازی خود به سراغ قصه­ای روشنفکرانه و بسیار پیچیده اجتماعی رفته که ریشه در فرهنگ و زیرساخت­های بنیانی فرهنگ بومی ما دارد و در اثر گذشت زمان و طی قرون بر اثر تهاجم فرهنگ­های غیربومی به غده­ای متورم و معضلی ریشه­ای تبدیل شده است. این کار بسیار سخت و پرداختن به آن به مراتب دست نیافتنی­تر بوده است. این خطرپذیری بزرگی بوده است که کریمی برای اولین فیلمش موضوعی روشنفکرانه و پیچیده­ای که کمتر مخاطب ایرانی که از نوع عام و خاص آن در فضای فزاینده بحران­های اقتصادی، اجتماعی روزمره حاضر است ذهن خود را درگیر آن می­کند!
کریمی در فیلم «یک شب» با توجه به آگاهی و شناختی که از فرهنگ بومی، اجتماعی جامعه داشته و با برداشت شخصی و جهان بینی هنری و فرهنگی خودش و با طراحی قالبی خاص تفاوت جنسیتی و هویتی زنان و مردان و مسایل حاشیه­ای و ارتباط­های اجتماعی و فرهنگی، این تفاوت­ها را که در گستره فرهنگی و بومی تابع دیدگاه­ها و برداشت­های متفاوت تر است، اساس ساختار فیلمش را گذاشته است. در فرهنگ بومی و مذهبی و ملی ما زیبایی به ویژه زیبایی بانوان باید پنهان و در پوشیدگی باشد و پنهان باقی بماند تا به رسمیت شناخته شود. زیبایی که با نادیده شدن و پنهان شدن قابل تقدیر است. در این پوشیدگی و مصونیت همیشگی همذاتی پیدا می­کند و به طور مشخص هر چهره زیبایی زمانی پسندیده می­شود که به صورت فراعینی مورد شناسایی قرار بگیرد. این مشخصه و دیدگاه در ادبیات ما به فراوانی و به تمامی متبلور است. این در حالی است که در فرهنگ جهان غرب زیبایی با شیطنت، شرارت، سرکشی، خودنمایی و ساختارشکنی همراه می­شود. این تضادی است که در جامعه کنونی ما وجود دارد و تأثیرهای مخرب و جبران ناپذیر خانوادگی و اجتماعی آن به وضوح نمایان است. این همان تضادی است که کریمی آن را جلو دوربین برده و به فیلم «یک شب» تبدیل کرده و در معرض قضاوت مخاطبان قرار داده است. در زمان پخش یک شب بسیاری از منتقدان این فیلم را فقط مردستیز و فمنیستی دانستند که این از عدم شناخت فرهنگ زیباشناختی و روان شناختی این موضوع در میان جامعه واقعی ما است. با بررسی جز به جز این فیلم می­توان پی برد که این کارگردان فراتر از آن چیزی که در جامعه و حیطه فیلمسازی مطرح می­شود یعنی فیلمساز فمنیستی و غیرفمنیستی سیر می­کند. در درونمایه فرهنگ و روح مردمان بومی جامعه ما به دلیل حاکمیت پوشیدگی، اگر مردان آن به صورت محدود خواهان این زیبایی هستند؟ زنان به تمامی آن را بین هم جنسهای خود نفی و پس می­زنند؛ و در برابر آن از خود مقاومت نشان می­دهند و با انکار مصونیت زن زیبای دیگر سعی در بی اعتباری آن دارند. دلیل وجود این حس هم تب چند زنی است که در جای جای فیلم می­توان ردیابی کرد. به عنوان مثال زنی را می­بینیم که نقش مادری را به عهده دارد و به خاطر خوش بودن شبانه، دخترش را از خود می­راند، شاید هم به دلیل زیبایی بیشتر او. مادری دیگر دخترش را تنها به واسطه دختر دیگر می­پذیرد.
و یا روایت زندگی زنی را می­بینیم و می­شنویم که خیانت پیشه است و مرگ وی هم تسکین ایجاد نمی­کند و بی وفاییش پزشکی را در معرض انزوا و تنهایی قرار می­دهد  و در مقابل تصاویری که از مردان ارائه می­شود با اینکه نامطلوبند اما با واقعیت همسانند. مردی که همسرش در شهری دیگر است و او را تنها گذاشته است بر آن می­شود پاسخی به غریزه خود بدهد و به هرزگی می­رود، اما در نهایت می­بینیم به همسرش وفادار است. پزشکی را می­بینیم که به دلیل خیانت همسرش روحش جریحه دار شده است، خیلی آسان تسلیم منطق دختر می­شود و او را رها می­کند و مرد سومی که آنچنان زخم خیانت خورده که توهم مخاطب را برمی­انگیزد؛ اگر مظلومیتی باشد از آن وی است و حتی با تقلبی که انجام داده این معصومیت­ها از کف نمی­رود. با دیدن این قصه­ها در قالب یک شب می­توان پی برد که یک شب نه تنها اثری فمنیستی نیست بلکه با زاویه دیدی آگاهانه به برخی از بی فرهنگی­های جنسیتی و تفاوت­های آن را به خوبی چه زنانه و چه مردانه نشان می­دهد و موضعی بی طرفانه ارائه می­کند.
کریمی در ادامه فعالیت فیلمسازیش این راه را نیز برای بیان دغدغه­هایش همچنان پی گرفته و همین دیدگاه را در فیلم دومش «چند روز بعد» و نیز سومین اثرش «سوت پایان» پیش گرفته است.
ساختار کلی فیلم و خلاصه داستان «سوت پایان» نشان دهنده این است که وی برای روایت قصه­اش ساختار و شیوه جدیدی پیش گرفته و در قالب قصه­ای رئال به مسایل اجتماعی پرداخته و نگاهی انسانی تر را دنبال کرده است: فیلمنامه «سوت پایان» را خود کریمی نوشته و حدود دو سال برای پرداخت نهایی آن زمان گذاشته و کوشیده است در این فیلمنامه به نکته­های جدیدتری از فیلم­های قبلیش توجه کند تا در نتیجه اثری پخته­تر از دیگر آثارش ارائه دهد.
«سوت پایان» قصه به روزی دارد و از همان جنس رویدادهای خانواده­های امروزی و جامعه کلان شهرهای ما است و از خط فکری و زاویه دید فیلم­های قبلی دور نمی­شود و بحث­ها و مشکلات خانواده­ها، قانون و مجازات، داشتن و نداشتن و اتفاقاتی که برای هیچ خانواده­ای قابل پیش بینی نیست را پیگیری می­کند. کریمی با نگاهی پخته­تر و تجربه بیشتر در «سوت پایان» مخاطب عام را نیز نشانه گرفته است بدون آنکه معیارهای سبک و ژانر و خط مشی حرفه­اش را فراموش کند.
روایت «سوت پایان» قصه­ای این چنین را به تصویر می­کشد:
«سحر» شخصیت اصلی فیلم با بازی خود کریمی به همراه شوهرش «سامان» با بازی «شهاب حسینی» زندگی آرامی را در تهران می­گذرانند. سامان فیلمساز است و به همراه سحر کار می­کند تا بعد از سالها بتوانند خانه کوچکی بخرند. در فیلمی که سامان برای تلویزیون ساخته صحنه­ای خراب می­شود و سامان به علت گرفتاری تکرار صحنه فیلمبرداری را به سحر می­سپارد و سحر دختری را که تنها در آن صحنه بازی می­کرد به همراه دستیارش بعد از جست­وجوی فراوان پیدا می­کند و با نزدیک شدن به دختر متوجه مشکلات بزرگی در زندگی وی و اطرافیانش می­شود. ساختار «سوت پایان» نسبت به فیلم «یک شب» تصاویری غنی تر و بازیهای بسیار قوی تری دارد. انتخاب مضمونی چون «سوت پایان» و نزدیک شدن به این موضوع ها کار دشواری است که نیکی کریمی با شناخت عمیق خود تصاویری واقعی و قابل قبول از چگونگی این مشکلات و بازتاب­های اجتماعی و خانوادگی ارائه داده است.
یکی از ویژگی­های فیلم «سوت پایان» گروه بازیگرانش است. کریمی در ساخته اول خود بازی نکرد اما در فیلم دوم و نیز فیلم سوت پایان همزمان با کارگردانی نقش اصلی را هم به عهده داشته است. وی برای انتخاب بازیگران سوت پایان جدا از توانایی بازیگران مناسب برای نقش­ها به گیشه و مخاطبان نیز توجه کرده است.
شهاب حسینی به عنوان یکی از سوپر استارهای سینمای امروز با بازی­های قابل قبول و در نقش­های متنوع پیش از این در فیلم «واکنش پنجم» همبازی کریمی بود و این بار در فیلمی به کارگردانی وی بازی کرده است.
جنس بازی­ها در این فیلم کاملاً متفاوت است و شهاب حسینی نوع تازه­ای از بازی را در این فیلم ارائه می­دهد و بازی نیکی کریمی به جرأت یکی از بهترین کارهای وی در زمینه بازیگری است.
بازی و حضور «اشکان خطیبی و بهنوش بختیاری» هم در جذب مخاطب نیز بی تأثیر نخواهد بود. اما برگ برنده دیگری از انتخاب بازیگران فیلم کریمی حضور «سیروان خسروی» خواننده موسیقی پاپ است که اولین تجربه بازیگریش را در این فیلم دارد و باید دید آیا نقش و بازی او توجیهی جز پر ستاره کردن فیلم داشته  و یا کمکی برای ارتقاء بخشیدن به نقش­ها و بازی­های فیلم بوده است.
یکی دیگر از امتیازهای فیلم سوت پایان فیلمبرداری ایرج اصلانی است که تصویرهای واقعی و قابل قبولی را برای اجرای فیلمنامه ارائه داده است. اینکه مدیر فیلمبرداری و دوربین چه نقشی را در فیلم­های رئال از جنس سوت پایان می­تواند داشته باشد با هماهنگی و طراحی درست مدیر فیلمبرداری و شناخت و درک صحیح از فضا و شخصیت­های فیلمنامه به تعریف درستی از اجرا رسیده است و نتیجه و خروجی کار نیز با کیفیت است.
اجرای فیلمنامه در فضاها و لوکیشن­های متعدد و پراکنده واقعی انجام شده است که تلاش و زحمت دو چندانی را معمولاً به گروه تولید تحمیل می­کند. اما با وجود تهیه کننده کار بلدی چون «جهانگیر کوثری» این موانع و سختی­ها به حداقل رسیده است زیرا که این دومین همکاری کوثری در مقام تهیه کننده بعد از فیلم «یک شب» با نیکی کریمی به عنوان کارگردان بوده است. و همین شناخت کامل گروه تولید از یکدیگر دلیلی شده است برای ارائه فیلمی با کیفیت تر.
در سوت پایان کریمی را در مقام کارگردانی با تجربه و صاحب سبک و با پختگی و در اندازه­ای مناسب حرفه­ای می­بینیم. وی ضمن هدایت بازیگران در مقام یک بازیگر قابل، زمینه را برای خلاقیت بازیگران جوان و کم تجربه فراهم کرده است. در کل فیلم سوت پایان بیشتر از ساخته­های قبلی کریمی در مقام کارگردانی می­تواند برای مخاطبان جذاب­تر و دیدنی­تر باشد و از سوی دیگر این فیلم می­تواند جایگاه کریمی را در سینمای ایران هم به عنوان بازیگر و هم کارگردان ارتقاء بخشد.