نامگذاري جايزه 2013 به نام فرهاد مشيري جايزه‌ هنري «جادوي ايران» 2011 برنده‌اش را شناخت

ایسنا: «شيرين صباحي» جايزه‌ي هنر معاصر «جادوي ايران» را از آن خود كرد.

شيرين صباحي - هنرمند ايراني - موفق شد جايزه‌ي «جادوي ايران» 2011 را به دست آورد.
او  15 اكتبر (24 مهرماه) طي مراسمي در لندن جايزه‌ي خود را از دستان «علي خدرا» ـ رييس هيات داوران‌ اين جايزه ـ دريافت كرد.
در سال 2012 نيز قرار است آثار صباحي در نمايشگاه انفرادي در گالري «ساچي» به نمايش درآيد.
رويال كالج سلطنتي لندن همچنين از دهم اكتبر آثار نامزدهاي نهايي اين جايزه را به نمايش گذاشته است و با معرفي برگزيده نهايي،
آثار اين هنرمندان در شعبه‌ي لندن حراجي «كريستي» به معرفي و فروش گذاشته شده‌اند.
«نياز آزاديخواه»، «شهرزاد چنگل‌وايي»، «مهدي فرهاديان»، «آرش فايض»، «بابك گلكار»، «داريوش نهداران» و «حسام رحمانيان» نامزدهاي نهايي جايزه‌ي «جادوي ايران» 2011 بودند.
هيات داوران اين جايزه را هنرمنداني همچون «علي خدرا»،«ضحي حديد»، «رامين حائري‌زاده»،«ركني حائري‌زاده»، «ادريس خان»، «شيرازه هوشياري»، «عباس ميرولي»، «مت متحدان» و «هانس اولريك اوبريست» تشكيل دادند.
بر اساس این گزارش، جايزه‌ «جادوي ايران» سال 2013 به نام فرهاد مشيري‌، هنرمند سرشناس ايراني‌، نام‌گذاري شده است.
بر اساس اين گزارش، محمود بخشي  برگزيده دوره گذشته اين جايزه بود.
محمدحسین بهرامیان، استاد دانشگاه:شعر متعالی همیشه دچار بحران مخاطب بوده است

          محسن دانش
«بحران مخاطب در حوزه ادبی همیشه وجود داشته است. فکر نکنید شعر حافظ در زمان خودش همه اصناف و اقشار مردم را به خود مشغول می­داشته است. حتی درک کلام سهل و ممتنع سعدی نیز برای بسیاری از مردم آن عصر مشکل بوده است. مشکل شاعران عارف هم بیش از دیگران بوده است. تصور کنید مولانا چگونه می­توانسته دریافت­های روحانی و عرفانی خود را در قالب کلمات نمود دهد و به عوام بفهماند که عشق و مراتب عشق و سلوک عارفانه چیست: در نیابد حال پخته هیچ خام/ پس سخن کوتاه باید، والسلام.»
این جملات را «محمدحسین بهرامیان»، استاد دانشگاه می­گوید و می­افزاید: بحران مخاطب در این بیت که منسوب به شمس­الدین تبریزی است، جاودانه شده است: من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر/ من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش. نکته جالب توجه اینکه اوج این بحران زمانی است که شعر خود را از دربارها و مدارس و خانقاه­ها به کوچه و بازار می­کشاند و در قهوه­خانه­ها و محافل عمومي زمزمه می­شود. در دوره سبک هندی، شعری که داعیه مردمي بودن و واقعه­گویی دارد، آنقدر دچار بازی­های زبانی و خیال­پردازی­های افراطی و بالطبع غامض و پیچیدگی در زبان و معنا می­شود که بسیاری از مخاطبان عام و خاص را از دست می­دهد. واگویه این بیت از زبان صائب به نظرم جالب است: تلخ کردی زندگی بر آشنایان سخن/ اینقدر صائب تلاش معنی بیگانه چیست؟
وی ادامه می­دهد: البته در دوره مشروطه به نظرم قضیه متفاوت است، یعنی شعری پا به میدان می­گذارد که حداقل در پایتخت بسیاری از مردم را که برای اساسی­ترین مایحتاج زندگی خود حاضر به ایستادن در صفوف طولانی نیستند، برای خرید نسیم شمال به صف می­کشاند. اما مشکل اساسی این است که شعر این دوره کوتاه تقریباً سی ساله هم چندان ارزش هنری ندارد. یعنی شعر وسیله­ای شده برای مقاصد سیاسی و اجتماعی و کمتر به وجوه زیباشناختی آن توجه شده است. بنابراین نتیجه می­گیریم که شعر متعالی و فنی و هنرمندانه همیشه دچار بحران بوده است و این بحران امروزی نیست. با این حال تنها تفاوت در نوع بحران است. به اعتقاد من بحران مخاطب در شعر امروز نسبت به آنچه گفته شد، رنگ و بویی متفاوت دارد. آسیب­شناسی این بحران کار شاعر نیست. شاعر به دنبال آفرینش است، اما البته باید بداند هدفش از این آفرینش­ها چیست و اگر برای ارائه آفریده­های خود دنبال نوعی خاص از مخاطب می­گردد، باید خواسته­های آنها را نیز حتی گاهی به قیمت افول دادن سطوح شعر خود هزینه کند. مخاطب امروز نمی­تواند همان­طور که خبر گرانی یک کالا را در روزنامه می­خواند با همان ذهنیت اشعار شاملو و دیگران را هم بخواند. کوتاه­سخن اینکه اگر به گونه متفاوتی از بحران مخاطب در شعر امروز اعتقاد داشته باشیم، عوامل مختلفی در این بحران حضور دارند: شاعر، مردم، فرهنگ جامعه و هنرهای رنگارنگ دیگری که با ابزارهای کارآمد و مؤثرتر خود، تأثیرات شعر و ادبیات امروز را کمرنگ­تر جلوه می­دهند. «فرانسیس پونژ»جمله معروفی دارد: «من می­گویم هنر برای هنر یعنی چه؟» این جمله پونژ یعنی دنیای بدون بحران مخاطب.
بهرامیان در خصوص اوضاع شعر امروز می­گوید: روزی برای تدریس ادبیات معاصر داشتم فهرستی از نحله­ها و جریان­های ادبی معاصر را فراهم می­آوردم. نزدیک به چهل و چند نحله را فهرست کردم که البته هنوز جا برای افزودن جریان­های ادبی پنهان­تر وجود داشت. این آمار نه چندان دقیق حداقل این موضوع را مشخص می­کرد که تعداد آراء اندیشمندان و شاعران و ادبا در باب شعر بسیار متنوع و متعددتر از آن چیزی است که در بادی امر به شمار می­آید. شعر نیمایی، شعر سپید و انواع جریان­های افراطی آن؛ مثل موج نو، موجب ناب، شعر و حرکت، شعر گفتار و... در کنار شعر طنز اجتماعی، شعر کودک و نوجوان، شعر محلی و بومی، ترانه­سرایی و... بخش معروف­تری از جریان­های شعری معاصر را به خود اختصاص داده­اند. شعر دهه شصت، شعر دهه هفتاد و در نهایت شعر دهه هشتاد که تلفیقی از بسیاری از جریان­های سنتی و مدرن و فرامدرن و تحت عناوینی چون شعر متفاوت، شعر فرا نو، شعر پست­مدرن، شعر فرم و عناوینی از این دست عرض اندام می­کنند. همه این گروه­ها داعیه­دار شعر امروزند و جالب­تر اینکه همه این گروه­ها به جای اثبات خود به رفع و تخطئه دیگران می­پردازند. آنچه برشمردم تنها اختصاص به حوزه شعر معاصر دارد. داستان، ترجمه، نمایشنامه و فیلمنامه­نویسی هم همین تعدد و تضاد را به گونه دیگری داراست. برخلاف کسانی که تعدد آراء و جدال جریان­های ادبی را بزرگترین خطر برای به انزوا کشیدن ادبیات می­دانند، من معتقدم که در همین اختلاف عقاید و آراء است که ادبیات چهره­های متفاوت خود را نشان می­دهد. در واقع یکی از دلایل تعریف­ناپذیری شعر و ادبیات همین است. اینکه با بروز هر نحله و جریان تازه، با گونه تازه­تری از شعر و ادبیات مواجه می­شویم که شاید در تعاریف قبلی لحاظ نشده باشد. تمام این موارد گواه این است که ادبیات در عصری که مرگ آن را پیش­بینی کرده بودند، زنده است و هنوز با شوق تمام دارد به حیات خود ادامه می­دهد.
وی معتقد است که در کنار جریان­های ادبی، اگر جشنواره­ها وجود نداشته باشند، یک جای کار می­لنگد و اگر وجود داشته باشند به این شکل که امروز وجود دارد، چند جای کار می­لنگد. اگر جشنواره­ها و همایش­های ادبی وجود نداشته باشند، پس شاعران و نویسندگان آثار خود را کجا باید ارائه کنند؟ شاعر نمی­تواند نمایش خیابانی بگذارد، چون به اندازه کافی دلیل برای دیوانگی او وجود دارد. از طرفی مخاطب عام هم با لبخندهای ساده­لوحانه و نگاه­های ساده­انگارانه خود نمی­تواند شاعر امروز را راضی نگه دارد. در جشنواره­ها معمولاً طیفی از مخاطبان خاص حضور کمابیش دائمي دارند که شاعر امروز به همین طیف معدود هم راضی است.
او می­افزاید: مشکل اساسی جشنواره­ها این است که بر اساس موضوع طبقه­بندی شده­اند و شاعر نمی­تواند همه جا به ارائه آثار خود بپردازد. اگر بر من خرده نمی­گیرید باید بگویم همه جشنواره­ها یک جور برگزار می­شوند، موضوعی بودن جشنواره­ها یعنی بستن راه بر کسانی که آزادتر می­اندیشند. این امر مخاطبان را خسته و شاعران را با محدودیت در خلاقیت مواجه می­کند.
گلايه‌ي تلخ فرهنگ شريف از اوضاع موسيقي: در سرزمين حافظ و سعدي، موسيقي سخيف يكه‌تازي مي‌كند


ایلنا: فرهنگ شريف(نوازنده تار)از هجوم موسيقي بدون هويت به مرزهاي فرهنگي كشور ابراز نگراني كرد و گفت: قبل از انقلاب دركنار موسيقي كاباره‌اي كه بعضي از خوانندگان و نوازندگان آن زمان در چنين مكان‌هايي فعاليت مي‌كردند، رسانه‌ها از موسيقي اصيل حمايت كرده و از رواج اين موسيقي ابا مي‌كردند.
شريف با تاكيد بر وجود سلايق مختلف در هر دوره گفت: به اعتقاد من، آن زمان بعضي از افراد به نوعي به موسيقي روحوضي احتياج داشتند و براي آنها هم خوراكي در حد سليقه‌شان تعريف مي‌شد. البته دركنار چنين قشري كه متاسفانه تعدادشان كم هم نبود، قشر ديگري بودند كه موسيقي اصيل را دنبال کرده و آن زمان هم از موسيقي مبتذل دوري مي‌كردند. براي اين نوع سليقه هم در جامعه؛ موسيقي در شان آنها توليد مي‌شد.
اين هنرمند در ادامه با اشاره به برنامه‌هايي چون گلها و اركستر راديو و تلويزيون گفت: وجود برنامه‌هايي چون گلها، اركستر راديو و تلويزيون و دهها اركستر ديگر؛ نشان از توجه مردم به موسيقي داشت. شريف با تاكيد بر اين موضوع كه درحال حاضر هم مردم علاقمند به موسيقي هستند اما خواسته‌هاي آنها با موسيقي درجه‌ي پنج جواب داده مي‌شود، خاطرنشان كرد: در شرايطي كه اوضاع اقتصادي مردم مساعد نيست اما هنوز مردم با خريد بليت‌هاي گران كه به دليل عدم حمايت مسئولان فرهنگي به رقم‌هاي نجومي رسيده است، از موسيقي و موسيقيدان حمايت مي‌كنند، جاي تاسف است كه اين علاقه با موسيقي مصرفي و بي‌هويت پاسخ داده شود.
اين نوازنده‌ي تار در پاسخ به اين پرسش كه آيا امروز موسيقي بداهه مي‌تواند پاسخگوي مخاطبان باشد، گفت: موسيقي خوب و اصيل هميشه مخاطب خود را دارد و در تاريخ آنچه مي‌ماند همين موسيقي است؛البته بايد به سليقه جوانها نيز احترام گذاشت و آنها را پله پله با موسيقي اصيل ملي آشنا كرد. راديو و تلويزيون هم بايد بجاي دعوت از خوانندگان و نوازندگاني كه بي‌هيچ دانش و تخصصي در اين كولي‌بازار به مردم معرفي شده‌اند، از هنرمنداني كه سال‌ها براي يادگيري يك ساز، عمر گذاشته‌اند، حمايت و دعوت كند. شريف ادامه داد: بسياري از جوانان امروز ما با يك دستگاه سينتي‌سايز كه انواع سمپل‌هاي موسيقي را در خود دارد، ساده‌ترين روش را براي توليد موسيقي دنبال مي‌كنند. اين افراد با قرار دادن قطعاتي روي اينترنت؛ جاي خود را در نبود تبليغ براي موسيقي اصيل باز مي‌كنند و جالب اينكه همين افراد ازطرف رسانه‌ي پرمخاطبي مانند تلويزيون به مردم معرفي مي‌شوند. وي با طرح اين پرسش كه؛ آيا الگوي ادبي و موسيقي بهتري براي جامعه وجود ندارد؟ و در سرزميني كه مردمش بايد با اشعار حافظ، سعدي، مولانا رشد كنند؛ چرا شعرهاي سخيف و بي‌ارزش به خورد مردم داده مي‌شود؟ ادامه‌ي وضع موجود را موجب نابودي موسيقي اصيل كشور بطور كامل دانسته و خواستار توجه جدي مسئولان به اين مقوله شد.
 برگزاری نشست هماهنگی برپایی جشنواره فیلم کودک در مراکز استان‌ها

خبرگزاری فارس: اولین نشست هماهنگی برای برگزاری همزمان جشنواره فیلم‌های کودکان ونوجوانان در مراکز استان‌ها در سالن همایش‌های بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد.
 به گزارش  خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم کودک و نوجوان، این نشست با حضور حسن نجاریان قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی، مسعود احمدیان مشاور اجرایی دبیر جشنواره، ناصر باکیده مدیر امور استان‌ها و مدیران سینمایی تعدادی از استان‌هان کشور برگزار شد.
«حسن نجاریان» در این نشست که به منظور هماهنگی با مسئولان سینمایی استان‌های حاضر در جشنواره برگزار شد، گفت: برنامه‌ریزی مسئولان جشنواره بر این اصل شکل گرفته که علاوه بر اصفهان، کودکان و نوجوانان سایر استان‌ها هم بتوانند از برنامه‌های این رویداد استفاده کنند و در شادی‌ و نشاط جشنواره سهیم باشند. هر استان دیگری نیز برای برگزاری جشنواره اعلام آمادگی کند، شرایط آن توسط مسئولان جشنواره فراهم خواهد شد. خوشبختانه تاکنون 9 استان کشور برای برگزاری همزمان جشنواره فیلم کودک اعلام آمادگی کرده‌اند.
 وی ادامه داد: با توجه به تمهیداتی که در نظر گرفته شده از جمله تهیه عکس‌های شهدای دانش آموز و جشن اولیه‌ای که در سطح مراکز استان‌ها برگزارخواهد شد، انتظار می‌رود جشنواره امسال به گونه‌ای پربارتر از سال‌های قبل باشد.
نجاریان ضمن توضیح ابعاد گسترده جشنواره بیست و پنجم فیلم کودک و چگونگی برگزاری آن در استان‌ها ، تصریح کرد: برگزاری جشنواره عزمی ملی می‌خواهد و در صورتی که همکاری و تلاش‌ لازم از سوی مسئولان استان‌ها و ستاد برگزاری صورت نگیرد،  نباید انتظار موفقیت این رویداد را در همه بخش‌ها داشت. به همین دلیل باید به یک تعامل دو طرفه برسیم و با انجام هماهنگی‌های لازم بتوانیم این مسئولیت را با پشتکار و دلگرمی مضاعف به پایان برسانیم.
معاون مدیر عامل بنیاد یادآور شد: در استان‌هایی که امکانات نمایش به شیوه 35 میلی‌متری وجود دارد، فیلم‌های بخش مسابقه سینمای ایران به نمایش درخواهد آمد و برای شهرستان‌هایی هم که از این امکانات برخوردار نیستند فیلم‌ها به شکل ویدئویی نمایش می‌شود. درخواست ما این است که همه نهادها، سازمان‌ها و موسسات استانی در برگزاری جشنواره کودک همکاری لازم را با برگزار کنندگان داشته باشند. متاسفانه تعداد استان هایی که در این ارتباط درخواست همکاری کرده اند معدودند که با توجه به زمان کم باقیمانده تا جشنواره امیدواریم بقیه استان‌های کشور نیز در برگزاری این جشن ملی سهیم شوند.