آخرین خون آشام

وقتی نویسنده­ای برای نوشتن داستانش از فضا و مکان و اسامی خارجی استفاده می­کند باید دانست که او مرعوب فرهنگی شده است که در نهایت فرهنگ هم نیست. بلکه کششی نسبت به یکی از استثناها پیدا کرده است و سعی کرده هر چه که دیده و شنیده است را از زبان و قلم خود بر روی کاغذ بیاورد.

اینگونه است که اثری فانتزی بوجود می­آید که خواننده از ابتدا آن را جدی نمی­گیرد و وقت خود را فقط به خاطر مشغول شدن در اختیار کتاب قرار می­دهد.
مسأله خون آشامی به کرّات در سینما مطرح شده است. روزگاری دراکولا مردم را می­ترساند. کنتی که مورد بی مهری قرار می­گیرد و به نوعی دست به انتقام جویی می­زند.
در صفحه 101 و 102 می­خوانیم:
-«نمی­دونم برادرت به  تو گفته که نام خانوادگی اجداد تو هارکر بوده یا نه؟ پدربزرگ تو جوناتان هارکر هم جزو اون عده بود. با تلاش زیادی بالاخره اونا موفق شدن مسوول واقعی اون اتفاقات رو پیدا کنن. اسمش شاهزاده کنت وی ود دراکولا یا ولاد چهارم بود. شاهزاده­ای از قوم والاچیا که در قرن پانزدهم می­زیسته. ولاد چهارم پسر ولاد دراکولا بوده که در زبان والاچی­ها قوم بزرگی که در منطقه ترانسیلوانیا (رومانی کنونی) ساکن بودن، ولاد اهریمن معنی می­ده و به همین دلیل ولاد چهارم در بین قبایل والاچی با لقب اختصاصی دراکولا شهرت داشت که معنی آن پسر شیطان است. شاید مسخره به نظر بیاد ولی همه چیز از عشق شروع شد. عشق کنت دراکولا به دختری زیبارو.
سرزمین اقوام والاچی در مرز دنیای مسیحیت با امپراطوری عثمانی قرار داشت و خطر جنگجویان ترک همیشه اون ها رو تهدید می­کرد. کنت دراکولا مجبور بود مقدار زیادی از وقت خود را در میدان­های جنگ بگذرونه و در یکی از همین جنگ­ها زمانی که در میدان نبرد بود دشمنانش خبر مرگ او را به دروغ به مردمش اطلاع دادن. نامزدش با شنیدن این خبر خُرد شد و دست به خودکشی زد. اون خودشو از بلندترین برج قلعه دراکولا به پایین پرتاب کرد. خودکشی از نظر دین، عملی حرام است و این امر باعث شد که کلیسا اونو تکفیر کنه.
کنت دراکولا از میدان جنگ بازگشت. درهای کلیسای بزرگ شهر به روی او گشوده شد. جسد نامزد عزیزش رو درست در وسط صحن کلیسا قرار داده بودن و اسقف می­گفت که او اجازه ورود به بهشت رو نداره. تحمل این موضوع برای دراکولا غیرممکن بود. او جونش رو برای نجات مسیحیت به خطر انداخته بود و در عوض نامزدش اجازه ورود به بهشت را نداشت. خشم سراسر وجود دراکولا را در برگرفت. شمشیرش را کشید. همه حاضرین از برابرش گریختند. او به طرز وحشتناکی نعره می­کشید و هر کس رو که در برابرش قرار می­گرفت از
دم تیغ می­گذروند. تعدادی افراد بیگناه در آن مکان کشته شدند. بعد از او (این) حادثه وحشتناک دراکولا خودشو در قصرش که قلعه­ای دست نیافتنی بود زندانی کرد و دیگه کسی رو به حضور نپذیرفت. غم بیمارگونه تمام وجودش رو در برگرفته بود و او هرگز از آن رهایی نیافت. بنابراین در بستر بیماری افتاد. اخلاق دراکولا که مردی آرام، مؤدب و جنگاوری وطن پرست بود، تغییر کرده و بسیار تندخو و خشن گردید.
نزدیک ترین کسان و وفادارترین خدمتکاران به تدریج دراکولا رو ترک کردند و تا سالها دیگه کسی او رو ندید. در طول آن سالها در آن تنهایی غمبار، شیطان در عمق وجود او رسوخ کرد و دراکولا به طرز اسرار آمیزی مبدل به هیولایی فوق­العاده عجیب و مرموز گردید.»
* * *
این دو صفحه را از آن جهت آوردیم تا خوانندگان در مورد کنت دراکولا اطلاعات لازم را به دست آورند. این موضوع دستمایه فیلم­های بسیاری شد. حتی فیلم­هایی طنز نیز از روی این داستانها ساخته شد و کارگردان بزرگی چون «رومن پولانسکی» نیز فیلمی در این مقوله ساخت.
اما بهترین فیلمی که به نیت نویسنده نزدیک است «دراکولای تام استوکر» است. این فیلم درخشان چنین می­گوید که در تمام طول تاریخ خون آشام وجود داشته است و روح آنها به عنوان امانت در جسم دیگری یا دیگران حلول می­کرده است.
کتاب نیز همین را برای ما بازگو می­کند. علی پاینده عقیده دارد که این موضوع استثنایی با به هلاکت رسیدن آخرین خون آشام به پایان رسیده است.
* * *
اما چند سطری خطاب به نویسنده:
دوست عزیز انتخاب این موضوع چه انسان بخواهد یا نخواهد ذهن را به خوانده­ها، دیده­ها و شنیده­ها رهنمون می­سازد که در این میان فیلم­های سینمایی که در این مورد ساخته شده است تأثیرگذارتر است. مگر نویسنده نباید در تجربه­های داستانی سهیم باشد. در این مورد نه در رومانی به دنیا آمده­اید و نه تجربه­ای از جنگ­های صلیبی قرون وسطی دارید. ذهن شما جز مراجعه به فیلم­های جنایی و دراکولایی هیچ چاره­ای ندارد. در نتیجه می­توان گفت که شما مونتاژ کننده خوبی هستید. اما حسن کار شما نثر خوبتان است. روان و ساده می­نویسید. دیالوگ­ها خوب است. می­ماند موضوع که ان شاءاله کتاب دیگرتان از شهر زیبای جهرم باشد که در آن بزرگ شده و تجربه اندوخته­اید. اگر دقت کنید آنقدر موضوع داستانی پیرامونتان هست که شما در انتخاب حیران می­مانید. 

خوشنویسان شهرستان نی­ریز
نزدیک به بیست سال است که محمدعلی پیش آهنگ را می­شناسم. به فرهنگ مردم زادگاهش «نی­ریز» که خود اصرار دارد آن سامان را شربت خانه فارس بنامد دلبستگی فراوان دارد.
مجموعه یادداشت­هایش درباره فرهنگ عامه نی­ریز جالب و خواندنی است و به جرأت می­گویم روی آن به عنوان یک سند فولکلوریک می­توان حساب کرد.
و من آرزو دارم روزی، روزگاری این مجموعه نفیس به دست چاپ سپرده شود. محمدعلی پیش آهنگ از شیفتگان نی­ریز است. او هم به سرزمین مادری­اش عشق می­ورزد و همه جا در حرکت­های فرهنگی حضورش را مشاهده می­کنیم.
می­گوید و می­نویسد:
خوشا نی­ریز و شربتخانه فارس
بهشت مردم فرزانه فارس
دوستی وطن هم داشتن، یعنی همین. مقاله­هایی که از پیش آهنگ در مطبوعات دیده­ام در همه زمینه­هاست ولی بیشتر همتش صرف تاریخ نی­ریز می­شود و بیشتر آن دسته از حوادث تاریخی را دنبال می­کند که به شکلی در ارتباط با نی­ریز می­باشد. خوشنویسان شهرستان نی­ریز، تازه ترین اثری است که از پیش آهنگ منتشر می­شود. این کتاب به کوشش بنیاد فارس شناسی به مناسبت کنگره بین­المللی بزرگداشت میرزا احمد نی­ریزی منتشر شد.
میرزا احمد نی­ریزی در نوشتن خط نسخ در صدر نشسته است. قله ای است دست نیافتنی و هنرش در اوج زیبایی است. رسیدن به مرتبه والای هنری او، آرزویی است که سراغش را می­توان در دل همه علاقه­مندان خوشنویسی گرفت. عجیب نیست که درباره استاد، شاعری با اخلاص سروده است:
سعی کن در مشق تا چیزی شوی
مثل احمد خان نی­ریزی شوی
کتاب  160 صفحه دارد. در پیشانی کتاب «سخن نخست» را می­بینیم، نوشته­ای از دکتر منصور طبیعی و صفی پور. در فرازی از این مقاله می­خوانیم:
سخن گفتن از هنر خوشنویسی و خوشنویسان فارسی که پهنه­ای به درازای تاریخ دارد؛ کار آسانی نیست. فارسی­ها یا پارسیان نخستین قومی بودند که حدود پانصد سال پیش از میلاد مسیح، نخستین کتیبه­های خود را بر دل کوه­ها و الواح سنگی نوشتند و برای آیندگان به یادگار گذاشتند. ایرانیان با ظهور اسلام و قرار گرفتن در مجموعه سرزمین­های پهناور اسلامی، در عرصه فرهنگ و تمدن اسلامی نیز نقش آفرین شده و در همه عرصه­های علمی وارد شدند که یکی از آنها هنر خوشنویسی بود.
خط نسخ که در قرن چهارم مورد استفاده قرار گرفت و با ابتکار ایرانیان شکل خاص بومی به خود گرفت. خطی که خواندن آن آسان بود و این حرکت در ابداع و استفاده از انواع خطوط اسلامی ادامه یافت و ایرانیان به تبع آن فارسیان، خوشنویسان به نام و شایسته­ای در قرن­های متوالی معرفی کردند که یکی از این میان «استاد احمد نی­ریزی» خوشنویس برجسته دوره صفوی و افشاری است.
مقدمه کتاب را  اکبر صیاد کوه نوشته است که خود نی­ریزی است و عشق به زادگاهش را در دل دارد. صیاد کوه از کار چشمگیر «محمدعلی پیش آهنگ» تجلیل کرده است.
بعد به پیشگفتار کتاب می­رسیم، کاری است از مؤلف کتاب. ایشان می­نویسد چگونه با نوشتن، مطبوعات، تماس با عده­ای از اهالی فرهنگ، دیدار با امام جمعه محترم نی­ریز، آیت­الله حاج سید محمد فقیه، و حاصل تمام این کارها که به مرور انجام شد می­شود کنگره بزرگداشت فضل بن حاتم نی­ریزی* در روزهای 28 و 29 مهرماه 1379 و همین انگیزه­ای شد که فکر تشکیل کنگره بین­المللی استاد میرزا احمد نی­ریزی در ذهن­ها شکل گیرد و باز پایمردی محمدعلی پیش آهنگ است که این مهم هم جامه عمل به خود می­پوشاند.
و در پایان ایشان می­نویسد:
فکر دارم که اهل فضل و کمال
مکرمت پیشگان نیک خصال
چون بدین کارنامه در نگرند
از خطاهای بنده در گذرند
کتاب خوشنویسان شهرستان نی­ریز شامل سه فصل است:
در فصل اول، خوشنویسان پیش از احمد نی­ریزی و معاصران وی و در فصل دوم، احوال و آثار میرزا احمد نی­ریزی و در فصل سوم دیگر خوشنویسان شهرستان نی­ریز را مشاهده می­کنیم. برای آشنایی بیشتر با میرزا احمد نی­ریزی باید فصل دوم کتاب را مطالعه کرد.
آثار خطی به جا مانده از میرزا احمد نی­ریزی بیشتر قرآن مجید است همراه با یک جلد صحیفه سجادیه، یک جلد دعای کمیل، دو لوح آیت­الکرسی، دعاهای مختلف، ادعیه ایام هفته و چند وقف نامه، مربوط به شاه سلطان حسین صفوی.
محمدعلی پیش آهنگ این کتابها را آماده به چاپ دارد.
1 -فرزانگان شهرستان نی­ریز
2 -حکام شهرستان نی­ریز
3 -فرهنگ عامیانه مردم نی­ریز
4 -بازی­های محلی شهرستان نی­ریز
برای پژوهشگر گرامی آقای محمدعلی پیش آهنگ آرزوی سلامتی دارم. این دوست ارجمند سرش درد می­کند برای انجام کارهای فرهنگی به ویژه اگر این کارهای فرهنگی در ارتباط با نی­ریز باشد.
این مطلب را با شعری از زنده یاد احمد ملائی در وصف میرزا احمد نی­ریزی، خوشنویس برتر همه دوران­ها به پایان می­رسانم:
ای نسخ تو فسخ جاودانه
بر جمع نسوخ در زمانه
هر نامه که مدعی نگارد
رد قلم تو را ندارد
نسخ تو به رنگ ماندنی­هاست
ارزنده ترین خواندنی­هاست
معمار ظریف خواندن هستی
معیار همیشه ماندن هستی
تاریخ سرای مینیاتور
با نقش خط تو خورده هاشور
هر آیه که بر زبان برآری
با خامه چه خوب می­نگاری
از طرز نگارش تو قاری
یکپارچه می­شود قناری
نقش قلم تو ناز دارد
یک سجده پر از نماز دارد
ای صیقل انعکاس یاقوت
یاقوت ز حیرت تو مبهوت
یاقوت که شیوه­ای عجب داشت
اعجاب تو را به صفحه بنگاشت
خط تو پر از خطوط یاهوست
بسیار دعائی و خداجوست
میراحمدی و فسانه نسخ
اسطوره و جاودانه فسخ

پی­نویس
*فکر تشکیل کنگره بزرگداشت فضل­بن حاتم نی­ریزی با استاد جمشید صداقت کیش هم بود. ایشان در ملاقات با حضرت آیت­الله حاج سید محمد فقیه حضور داشتند و در این زمینه مطالبی بیان داشتند.