صفحه 7--26 مهر 90
آخرین خون آشام
وقتی نویسندهای برای نوشتن داستانش از فضا و مکان و اسامی خارجی استفاده میکند باید دانست که او مرعوب فرهنگی شده است که در نهایت فرهنگ هم نیست. بلکه کششی نسبت به یکی از استثناها پیدا کرده است و سعی کرده هر چه که دیده و شنیده است را از زبان و قلم خود بر روی کاغذ بیاورد.
اینگونه است که اثری فانتزی بوجود میآید که خواننده از ابتدا آن را جدی نمیگیرد و وقت خود را فقط به خاطر مشغول شدن در اختیار کتاب قرار میدهد.
مسأله خون آشامی به کرّات در سینما مطرح شده است. روزگاری دراکولا مردم را میترساند. کنتی که مورد بی مهری قرار میگیرد و به نوعی دست به انتقام جویی میزند.
در صفحه 101 و 102 میخوانیم:
-«نمیدونم برادرت به تو گفته که نام خانوادگی اجداد تو هارکر بوده یا نه؟ پدربزرگ تو جوناتان هارکر هم جزو اون عده بود. با تلاش زیادی بالاخره اونا موفق شدن مسوول واقعی اون اتفاقات رو پیدا کنن. اسمش شاهزاده کنت وی ود دراکولا یا ولاد چهارم بود. شاهزادهای از قوم والاچیا که در قرن پانزدهم میزیسته. ولاد چهارم پسر ولاد دراکولا بوده که در زبان والاچیها قوم بزرگی که در منطقه ترانسیلوانیا (رومانی کنونی) ساکن بودن، ولاد اهریمن معنی میده و به همین دلیل ولاد چهارم در بین قبایل والاچی با لقب اختصاصی دراکولا شهرت داشت که معنی آن پسر شیطان است. شاید مسخره به نظر بیاد ولی همه چیز از عشق شروع شد. عشق کنت دراکولا به دختری زیبارو.
سرزمین اقوام والاچی در مرز دنیای مسیحیت با امپراطوری عثمانی قرار داشت و خطر جنگجویان ترک همیشه اون ها رو تهدید میکرد. کنت دراکولا مجبور بود مقدار زیادی از وقت خود را در میدانهای جنگ بگذرونه و در یکی از همین جنگها زمانی که در میدان نبرد بود دشمنانش خبر مرگ او را به دروغ به مردمش اطلاع دادن. نامزدش با شنیدن این خبر خُرد شد و دست به خودکشی زد. اون خودشو از بلندترین برج قلعه دراکولا به پایین پرتاب کرد. خودکشی از نظر دین، عملی حرام است و این امر باعث شد که کلیسا اونو تکفیر کنه.
کنت دراکولا از میدان جنگ بازگشت. درهای کلیسای بزرگ شهر به روی او گشوده شد. جسد نامزد عزیزش رو درست در وسط صحن کلیسا قرار داده بودن و اسقف میگفت که او اجازه ورود به بهشت رو نداره. تحمل این موضوع برای دراکولا غیرممکن بود. او جونش رو برای نجات مسیحیت به خطر انداخته بود و در عوض نامزدش اجازه ورود به بهشت را نداشت. خشم سراسر وجود دراکولا را در برگرفت. شمشیرش را کشید. همه حاضرین از برابرش گریختند. او به طرز وحشتناکی نعره میکشید و هر کس رو که در برابرش قرار میگرفت از
دم تیغ میگذروند. تعدادی افراد بیگناه در آن مکان کشته شدند. بعد از او (این) حادثه وحشتناک دراکولا خودشو در قصرش که قلعهای دست نیافتنی بود زندانی کرد و دیگه کسی رو به حضور نپذیرفت. غم بیمارگونه تمام وجودش رو در برگرفته بود و او هرگز از آن رهایی نیافت. بنابراین در بستر بیماری افتاد. اخلاق دراکولا که مردی آرام، مؤدب و جنگاوری وطن پرست بود، تغییر کرده و بسیار تندخو و خشن گردید.
نزدیک ترین کسان و وفادارترین خدمتکاران به تدریج دراکولا رو ترک کردند و تا سالها دیگه کسی او رو ندید. در طول آن سالها در آن تنهایی غمبار، شیطان در عمق وجود او رسوخ کرد و دراکولا به طرز اسرار آمیزی مبدل به هیولایی فوقالعاده عجیب و مرموز گردید.»
* * *
این دو صفحه را از آن جهت آوردیم تا خوانندگان در مورد کنت دراکولا اطلاعات لازم را به دست آورند. این موضوع دستمایه فیلمهای بسیاری شد. حتی فیلمهایی طنز نیز از روی این داستانها ساخته شد و کارگردان بزرگی چون «رومن پولانسکی» نیز فیلمی در این مقوله ساخت.
اما بهترین فیلمی که به نیت نویسنده نزدیک است «دراکولای تام استوکر» است. این فیلم درخشان چنین میگوید که در تمام طول تاریخ خون آشام وجود داشته است و روح آنها به عنوان امانت در جسم دیگری یا دیگران حلول میکرده است.
کتاب نیز همین را برای ما بازگو میکند. علی پاینده عقیده دارد که این موضوع استثنایی با به هلاکت رسیدن آخرین خون آشام به پایان رسیده است.
* * *
اما چند سطری خطاب به نویسنده:
دوست عزیز انتخاب این موضوع چه انسان بخواهد یا نخواهد ذهن را به خواندهها، دیدهها و شنیدهها رهنمون میسازد که در این میان فیلمهای سینمایی که در این مورد ساخته شده است تأثیرگذارتر است. مگر نویسنده نباید در تجربههای داستانی سهیم باشد. در این مورد نه در رومانی به دنیا آمدهاید و نه تجربهای از جنگهای صلیبی قرون وسطی دارید. ذهن شما جز مراجعه به فیلمهای جنایی و دراکولایی هیچ چارهای ندارد. در نتیجه میتوان گفت که شما مونتاژ کننده خوبی هستید. اما حسن کار شما نثر خوبتان است. روان و ساده مینویسید. دیالوگها خوب است. میماند موضوع که ان شاءاله کتاب دیگرتان از شهر زیبای جهرم باشد که در آن بزرگ شده و تجربه اندوختهاید. اگر دقت کنید آنقدر موضوع داستانی پیرامونتان هست که شما در انتخاب حیران میمانید.
خوشنویسان شهرستان نیریز
نزدیک به بیست سال است که محمدعلی پیش آهنگ را میشناسم. به فرهنگ مردم زادگاهش «نیریز» که خود اصرار دارد آن سامان را شربت خانه فارس بنامد دلبستگی فراوان دارد.
مجموعه یادداشتهایش درباره فرهنگ عامه نیریز جالب و خواندنی است و به جرأت میگویم روی آن به عنوان یک سند فولکلوریک میتوان حساب کرد.
و من آرزو دارم روزی، روزگاری این مجموعه نفیس به دست چاپ سپرده شود. محمدعلی پیش آهنگ از شیفتگان نیریز است. او هم به سرزمین مادریاش عشق میورزد و همه جا در حرکتهای فرهنگی حضورش را مشاهده میکنیم.
میگوید و مینویسد:
خوشا نیریز و شربتخانه فارس
بهشت مردم فرزانه فارس
دوستی وطن هم داشتن، یعنی همین. مقالههایی که از پیش آهنگ در مطبوعات دیدهام در همه زمینههاست ولی بیشتر همتش صرف تاریخ نیریز میشود و بیشتر آن دسته از حوادث تاریخی را دنبال میکند که به شکلی در ارتباط با نیریز میباشد. خوشنویسان شهرستان نیریز، تازه ترین اثری است که از پیش آهنگ منتشر میشود. این کتاب به کوشش بنیاد فارس شناسی به مناسبت کنگره بینالمللی بزرگداشت میرزا احمد نیریزی منتشر شد.
میرزا احمد نیریزی در نوشتن خط نسخ در صدر نشسته است. قله ای است دست نیافتنی و هنرش در اوج زیبایی است. رسیدن به مرتبه والای هنری او، آرزویی است که سراغش را میتوان در دل همه علاقهمندان خوشنویسی گرفت. عجیب نیست که درباره استاد، شاعری با اخلاص سروده است:
سعی کن در مشق تا چیزی شوی
مثل احمد خان نیریزی شوی
کتاب 160 صفحه دارد. در پیشانی کتاب «سخن نخست» را میبینیم، نوشتهای از دکتر منصور طبیعی و صفی پور. در فرازی از این مقاله میخوانیم:
سخن گفتن از هنر خوشنویسی و خوشنویسان فارسی که پهنهای به درازای تاریخ دارد؛ کار آسانی نیست. فارسیها یا پارسیان نخستین قومی بودند که حدود پانصد سال پیش از میلاد مسیح، نخستین کتیبههای خود را بر دل کوهها و الواح سنگی نوشتند و برای آیندگان به یادگار گذاشتند. ایرانیان با ظهور اسلام و قرار گرفتن در مجموعه سرزمینهای پهناور اسلامی، در عرصه فرهنگ و تمدن اسلامی نیز نقش آفرین شده و در همه عرصههای علمی وارد شدند که یکی از آنها هنر خوشنویسی بود.
خط نسخ که در قرن چهارم مورد استفاده قرار گرفت و با ابتکار ایرانیان شکل خاص بومی به خود گرفت. خطی که خواندن آن آسان بود و این حرکت در ابداع و استفاده از انواع خطوط اسلامی ادامه یافت و ایرانیان به تبع آن فارسیان، خوشنویسان به نام و شایستهای در قرنهای متوالی معرفی کردند که یکی از این میان «استاد احمد نیریزی» خوشنویس برجسته دوره صفوی و افشاری است.
مقدمه کتاب را اکبر صیاد کوه نوشته است که خود نیریزی است و عشق به زادگاهش را در دل دارد. صیاد کوه از کار چشمگیر «محمدعلی پیش آهنگ» تجلیل کرده است.
بعد به پیشگفتار کتاب میرسیم، کاری است از مؤلف کتاب. ایشان مینویسد چگونه با نوشتن، مطبوعات، تماس با عدهای از اهالی فرهنگ، دیدار با امام جمعه محترم نیریز، آیتالله حاج سید محمد فقیه، و حاصل تمام این کارها که به مرور انجام شد میشود کنگره بزرگداشت فضل بن حاتم نیریزی* در روزهای 28 و 29 مهرماه 1379 و همین انگیزهای شد که فکر تشکیل کنگره بینالمللی استاد میرزا احمد نیریزی در ذهنها شکل گیرد و باز پایمردی محمدعلی پیش آهنگ است که این مهم هم جامه عمل به خود میپوشاند.
و در پایان ایشان مینویسد:
فکر دارم که اهل فضل و کمال
مکرمت پیشگان نیک خصال
چون بدین کارنامه در نگرند
از خطاهای بنده در گذرند
کتاب خوشنویسان شهرستان نیریز شامل سه فصل است:
در فصل اول، خوشنویسان پیش از احمد نیریزی و معاصران وی و در فصل دوم، احوال و آثار میرزا احمد نیریزی و در فصل سوم دیگر خوشنویسان شهرستان نیریز را مشاهده میکنیم. برای آشنایی بیشتر با میرزا احمد نیریزی باید فصل دوم کتاب را مطالعه کرد.
آثار خطی به جا مانده از میرزا احمد نیریزی بیشتر قرآن مجید است همراه با یک جلد صحیفه سجادیه، یک جلد دعای کمیل، دو لوح آیتالکرسی، دعاهای مختلف، ادعیه ایام هفته و چند وقف نامه، مربوط به شاه سلطان حسین صفوی.
محمدعلی پیش آهنگ این کتابها را آماده به چاپ دارد.
1 -فرزانگان شهرستان نیریز
2 -حکام شهرستان نیریز
3 -فرهنگ عامیانه مردم نیریز
4 -بازیهای محلی شهرستان نیریز
برای پژوهشگر گرامی آقای محمدعلی پیش آهنگ آرزوی سلامتی دارم. این دوست ارجمند سرش درد میکند برای انجام کارهای فرهنگی به ویژه اگر این کارهای فرهنگی در ارتباط با نیریز باشد.
این مطلب را با شعری از زنده یاد احمد ملائی در وصف میرزا احمد نیریزی، خوشنویس برتر همه دورانها به پایان میرسانم:
ای نسخ تو فسخ جاودانه
بر جمع نسوخ در زمانه
هر نامه که مدعی نگارد
رد قلم تو را ندارد
نسخ تو به رنگ ماندنیهاست
ارزنده ترین خواندنیهاست
معمار ظریف خواندن هستی
معیار همیشه ماندن هستی
تاریخ سرای مینیاتور
با نقش خط تو خورده هاشور
هر آیه که بر زبان برآری
با خامه چه خوب مینگاری
از طرز نگارش تو قاری
یکپارچه میشود قناری
نقش قلم تو ناز دارد
یک سجده پر از نماز دارد
ای صیقل انعکاس یاقوت
یاقوت ز حیرت تو مبهوت
یاقوت که شیوهای عجب داشت
اعجاب تو را به صفحه بنگاشت
خط تو پر از خطوط یاهوست
بسیار دعائی و خداجوست
میراحمدی و فسانه نسخ
اسطوره و جاودانه فسخ
پینویس
*فکر تشکیل کنگره بزرگداشت فضلبن حاتم نیریزی با استاد جمشید صداقت کیش هم بود. ایشان در ملاقات با حضرت آیتالله حاج سید محمد فقیه حضور داشتند و در این زمینه مطالبی بیان داشتند.
مسأله خون آشامی به کرّات در سینما مطرح شده است. روزگاری دراکولا مردم را میترساند. کنتی که مورد بی مهری قرار میگیرد و به نوعی دست به انتقام جویی میزند.
در صفحه 101 و 102 میخوانیم:
-«نمیدونم برادرت به تو گفته که نام خانوادگی اجداد تو هارکر بوده یا نه؟ پدربزرگ تو جوناتان هارکر هم جزو اون عده بود. با تلاش زیادی بالاخره اونا موفق شدن مسوول واقعی اون اتفاقات رو پیدا کنن. اسمش شاهزاده کنت وی ود دراکولا یا ولاد چهارم بود. شاهزادهای از قوم والاچیا که در قرن پانزدهم میزیسته. ولاد چهارم پسر ولاد دراکولا بوده که در زبان والاچیها قوم بزرگی که در منطقه ترانسیلوانیا (رومانی کنونی) ساکن بودن، ولاد اهریمن معنی میده و به همین دلیل ولاد چهارم در بین قبایل والاچی با لقب اختصاصی دراکولا شهرت داشت که معنی آن پسر شیطان است. شاید مسخره به نظر بیاد ولی همه چیز از عشق شروع شد. عشق کنت دراکولا به دختری زیبارو.
سرزمین اقوام والاچی در مرز دنیای مسیحیت با امپراطوری عثمانی قرار داشت و خطر جنگجویان ترک همیشه اون ها رو تهدید میکرد. کنت دراکولا مجبور بود مقدار زیادی از وقت خود را در میدانهای جنگ بگذرونه و در یکی از همین جنگها زمانی که در میدان نبرد بود دشمنانش خبر مرگ او را به دروغ به مردمش اطلاع دادن. نامزدش با شنیدن این خبر خُرد شد و دست به خودکشی زد. اون خودشو از بلندترین برج قلعه دراکولا به پایین پرتاب کرد. خودکشی از نظر دین، عملی حرام است و این امر باعث شد که کلیسا اونو تکفیر کنه.
کنت دراکولا از میدان جنگ بازگشت. درهای کلیسای بزرگ شهر به روی او گشوده شد. جسد نامزد عزیزش رو درست در وسط صحن کلیسا قرار داده بودن و اسقف میگفت که او اجازه ورود به بهشت رو نداره. تحمل این موضوع برای دراکولا غیرممکن بود. او جونش رو برای نجات مسیحیت به خطر انداخته بود و در عوض نامزدش اجازه ورود به بهشت را نداشت. خشم سراسر وجود دراکولا را در برگرفت. شمشیرش را کشید. همه حاضرین از برابرش گریختند. او به طرز وحشتناکی نعره میکشید و هر کس رو که در برابرش قرار میگرفت از
دم تیغ میگذروند. تعدادی افراد بیگناه در آن مکان کشته شدند. بعد از او (این) حادثه وحشتناک دراکولا خودشو در قصرش که قلعهای دست نیافتنی بود زندانی کرد و دیگه کسی رو به حضور نپذیرفت. غم بیمارگونه تمام وجودش رو در برگرفته بود و او هرگز از آن رهایی نیافت. بنابراین در بستر بیماری افتاد. اخلاق دراکولا که مردی آرام، مؤدب و جنگاوری وطن پرست بود، تغییر کرده و بسیار تندخو و خشن گردید.
نزدیک ترین کسان و وفادارترین خدمتکاران به تدریج دراکولا رو ترک کردند و تا سالها دیگه کسی او رو ندید. در طول آن سالها در آن تنهایی غمبار، شیطان در عمق وجود او رسوخ کرد و دراکولا به طرز اسرار آمیزی مبدل به هیولایی فوقالعاده عجیب و مرموز گردید.»
* * *
این دو صفحه را از آن جهت آوردیم تا خوانندگان در مورد کنت دراکولا اطلاعات لازم را به دست آورند. این موضوع دستمایه فیلمهای بسیاری شد. حتی فیلمهایی طنز نیز از روی این داستانها ساخته شد و کارگردان بزرگی چون «رومن پولانسکی» نیز فیلمی در این مقوله ساخت.
اما بهترین فیلمی که به نیت نویسنده نزدیک است «دراکولای تام استوکر» است. این فیلم درخشان چنین میگوید که در تمام طول تاریخ خون آشام وجود داشته است و روح آنها به عنوان امانت در جسم دیگری یا دیگران حلول میکرده است.
کتاب نیز همین را برای ما بازگو میکند. علی پاینده عقیده دارد که این موضوع استثنایی با به هلاکت رسیدن آخرین خون آشام به پایان رسیده است.
* * *
اما چند سطری خطاب به نویسنده:
دوست عزیز انتخاب این موضوع چه انسان بخواهد یا نخواهد ذهن را به خواندهها، دیدهها و شنیدهها رهنمون میسازد که در این میان فیلمهای سینمایی که در این مورد ساخته شده است تأثیرگذارتر است. مگر نویسنده نباید در تجربههای داستانی سهیم باشد. در این مورد نه در رومانی به دنیا آمدهاید و نه تجربهای از جنگهای صلیبی قرون وسطی دارید. ذهن شما جز مراجعه به فیلمهای جنایی و دراکولایی هیچ چارهای ندارد. در نتیجه میتوان گفت که شما مونتاژ کننده خوبی هستید. اما حسن کار شما نثر خوبتان است. روان و ساده مینویسید. دیالوگها خوب است. میماند موضوع که ان شاءاله کتاب دیگرتان از شهر زیبای جهرم باشد که در آن بزرگ شده و تجربه اندوختهاید. اگر دقت کنید آنقدر موضوع داستانی پیرامونتان هست که شما در انتخاب حیران میمانید.
خوشنویسان شهرستان نیریز
نزدیک به بیست سال است که محمدعلی پیش آهنگ را میشناسم. به فرهنگ مردم زادگاهش «نیریز» که خود اصرار دارد آن سامان را شربت خانه فارس بنامد دلبستگی فراوان دارد.
مجموعه یادداشتهایش درباره فرهنگ عامه نیریز جالب و خواندنی است و به جرأت میگویم روی آن به عنوان یک سند فولکلوریک میتوان حساب کرد.
و من آرزو دارم روزی، روزگاری این مجموعه نفیس به دست چاپ سپرده شود. محمدعلی پیش آهنگ از شیفتگان نیریز است. او هم به سرزمین مادریاش عشق میورزد و همه جا در حرکتهای فرهنگی حضورش را مشاهده میکنیم.
میگوید و مینویسد:
خوشا نیریز و شربتخانه فارس
بهشت مردم فرزانه فارس
دوستی وطن هم داشتن، یعنی همین. مقالههایی که از پیش آهنگ در مطبوعات دیدهام در همه زمینههاست ولی بیشتر همتش صرف تاریخ نیریز میشود و بیشتر آن دسته از حوادث تاریخی را دنبال میکند که به شکلی در ارتباط با نیریز میباشد. خوشنویسان شهرستان نیریز، تازه ترین اثری است که از پیش آهنگ منتشر میشود. این کتاب به کوشش بنیاد فارس شناسی به مناسبت کنگره بینالمللی بزرگداشت میرزا احمد نیریزی منتشر شد.
میرزا احمد نیریزی در نوشتن خط نسخ در صدر نشسته است. قله ای است دست نیافتنی و هنرش در اوج زیبایی است. رسیدن به مرتبه والای هنری او، آرزویی است که سراغش را میتوان در دل همه علاقهمندان خوشنویسی گرفت. عجیب نیست که درباره استاد، شاعری با اخلاص سروده است:
سعی کن در مشق تا چیزی شوی
مثل احمد خان نیریزی شوی
کتاب 160 صفحه دارد. در پیشانی کتاب «سخن نخست» را میبینیم، نوشتهای از دکتر منصور طبیعی و صفی پور. در فرازی از این مقاله میخوانیم:
سخن گفتن از هنر خوشنویسی و خوشنویسان فارسی که پهنهای به درازای تاریخ دارد؛ کار آسانی نیست. فارسیها یا پارسیان نخستین قومی بودند که حدود پانصد سال پیش از میلاد مسیح، نخستین کتیبههای خود را بر دل کوهها و الواح سنگی نوشتند و برای آیندگان به یادگار گذاشتند. ایرانیان با ظهور اسلام و قرار گرفتن در مجموعه سرزمینهای پهناور اسلامی، در عرصه فرهنگ و تمدن اسلامی نیز نقش آفرین شده و در همه عرصههای علمی وارد شدند که یکی از آنها هنر خوشنویسی بود.
خط نسخ که در قرن چهارم مورد استفاده قرار گرفت و با ابتکار ایرانیان شکل خاص بومی به خود گرفت. خطی که خواندن آن آسان بود و این حرکت در ابداع و استفاده از انواع خطوط اسلامی ادامه یافت و ایرانیان به تبع آن فارسیان، خوشنویسان به نام و شایستهای در قرنهای متوالی معرفی کردند که یکی از این میان «استاد احمد نیریزی» خوشنویس برجسته دوره صفوی و افشاری است.
مقدمه کتاب را اکبر صیاد کوه نوشته است که خود نیریزی است و عشق به زادگاهش را در دل دارد. صیاد کوه از کار چشمگیر «محمدعلی پیش آهنگ» تجلیل کرده است.
بعد به پیشگفتار کتاب میرسیم، کاری است از مؤلف کتاب. ایشان مینویسد چگونه با نوشتن، مطبوعات، تماس با عدهای از اهالی فرهنگ، دیدار با امام جمعه محترم نیریز، آیتالله حاج سید محمد فقیه، و حاصل تمام این کارها که به مرور انجام شد میشود کنگره بزرگداشت فضل بن حاتم نیریزی* در روزهای 28 و 29 مهرماه 1379 و همین انگیزهای شد که فکر تشکیل کنگره بینالمللی استاد میرزا احمد نیریزی در ذهنها شکل گیرد و باز پایمردی محمدعلی پیش آهنگ است که این مهم هم جامه عمل به خود میپوشاند.
و در پایان ایشان مینویسد:
فکر دارم که اهل فضل و کمال
مکرمت پیشگان نیک خصال
چون بدین کارنامه در نگرند
از خطاهای بنده در گذرند
کتاب خوشنویسان شهرستان نیریز شامل سه فصل است:
در فصل اول، خوشنویسان پیش از احمد نیریزی و معاصران وی و در فصل دوم، احوال و آثار میرزا احمد نیریزی و در فصل سوم دیگر خوشنویسان شهرستان نیریز را مشاهده میکنیم. برای آشنایی بیشتر با میرزا احمد نیریزی باید فصل دوم کتاب را مطالعه کرد.
آثار خطی به جا مانده از میرزا احمد نیریزی بیشتر قرآن مجید است همراه با یک جلد صحیفه سجادیه، یک جلد دعای کمیل، دو لوح آیتالکرسی، دعاهای مختلف، ادعیه ایام هفته و چند وقف نامه، مربوط به شاه سلطان حسین صفوی.
محمدعلی پیش آهنگ این کتابها را آماده به چاپ دارد.
1 -فرزانگان شهرستان نیریز
2 -حکام شهرستان نیریز
3 -فرهنگ عامیانه مردم نیریز
4 -بازیهای محلی شهرستان نیریز
برای پژوهشگر گرامی آقای محمدعلی پیش آهنگ آرزوی سلامتی دارم. این دوست ارجمند سرش درد میکند برای انجام کارهای فرهنگی به ویژه اگر این کارهای فرهنگی در ارتباط با نیریز باشد.
این مطلب را با شعری از زنده یاد احمد ملائی در وصف میرزا احمد نیریزی، خوشنویس برتر همه دورانها به پایان میرسانم:
ای نسخ تو فسخ جاودانه
بر جمع نسوخ در زمانه
هر نامه که مدعی نگارد
رد قلم تو را ندارد
نسخ تو به رنگ ماندنیهاست
ارزنده ترین خواندنیهاست
معمار ظریف خواندن هستی
معیار همیشه ماندن هستی
تاریخ سرای مینیاتور
با نقش خط تو خورده هاشور
هر آیه که بر زبان برآری
با خامه چه خوب مینگاری
از طرز نگارش تو قاری
یکپارچه میشود قناری
نقش قلم تو ناز دارد
یک سجده پر از نماز دارد
ای صیقل انعکاس یاقوت
یاقوت ز حیرت تو مبهوت
یاقوت که شیوهای عجب داشت
اعجاب تو را به صفحه بنگاشت
خط تو پر از خطوط یاهوست
بسیار دعائی و خداجوست
میراحمدی و فسانه نسخ
اسطوره و جاودانه فسخ
پینویس
*فکر تشکیل کنگره بزرگداشت فضلبن حاتم نیریزی با استاد جمشید صداقت کیش هم بود. ایشان در ملاقات با حضرت آیتالله حاج سید محمد فقیه حضور داشتند و در این زمینه مطالبی بیان داشتند.
+ نوشته شده در 2011/10/18 ساعت 5:7 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی