مربي خارجي خوب است يا بد؟

همه‌چيز خوب است. تيم ملي شش گل زده، بحرين درهم كوبيده شده است و ماجراي كشك و بادمجان و شادي بحريني‌ها با پرچم عربستاني‌ها در منامه هر چند هنوز تلخ و گزنده است اما حالا كم كم مي‌رود تا به بوته فراموشي سپرده شود. علي كفاشيان پس از پايان بازي ايران و بحرين لبخند شيريني روي لبانش بود و به سوالات خبرنگاران پاسخ مي‌داد. او مطمئنا به اين فكر مي‌كند كه ‌اي كاش چهارسال پيش كه تازه رييس فدراسيون شده بود، مربي بزرگي را مثل کرش روي نيمكت تيم ملي مي‌نشاند. تاثير مربيان خارجي بزرگ مثل رايكوف، اوفارل و ايويچ و حتي همين بلاژويچي كه آخر عمري براي بيزينس به كرمان رفته است را در مقاطع مختلف روي فوتبال ايران چه كساني مي‌توانند رد كنند؟

2 - مربي خارجي خوب است يا بد؟ اين سوالي است كه هميشه پرسيده شده و درباره‌اش زياد بحث شده، اما بهتر نيست اين سوال اصلاح شود؟ مربي خارجي كارنامه‌دار و باكيفيت، خوب است يا بد؟ مسلما جواب اين سوال را همه مي‌دانند. انتخاب کرش توسط فدراسيون فوتبال يكي از بهترين انتخاب‌هاي تاريخ فوتبال ايران است. اين را آيندگان مطمئنا قضاوت خواهند كرد.
3 - کرش با صورت سنگي و چشم‌هاي رنگي در اين چند ماهي كه وارد فوتبال ايران شده با حملاتي هم مواجه بوده است: «چشم آبي چند ميلياردي از پس قطر هم برنيامد» نقل قول مربيان ايراني بود كه حتي به حوالي ورزشگاه‌هاي دو باشگاه منچستريونايتد و رئال مادريد هم پا نگذاشته‌اند. روزي او را «تاجر الماس» جلوه مي‌دهند و روزي «جزيره گردشگري‌اش در سواحل اقيانوس هند» را تيتر مي‌كنند. اما انگار يادمان رفته كه بسياري از مربيان ليگ برتري ايران هم با «بساز و بفروش» و خريد ملك و املاك پولشان را به جريان مي‌اندازند. انگار باز هم يادمان رفته كه پنج سال پيش يك مربي نامدار از طريق همين بساز و بفروش بازي‌ها، سرمربي تيم ملي هم شد. همين چند روز پيش شكايت يك صاحب ملك از يك مربي نامدار ديگر، تيتر روزنامه‌هاي ورزشي شد. پول وقتي زياد باشد در بالش قايمش نمي‌كنند، سرمايه‌گذاري مي‌كنند و به جريان مي‌اندازندش!
4 - مجتبي جباري در گفت‌وگويش با عادل فردوسي‌پور به نكته جالبي اشاره كرد. اينكه فوتباليست‌هاي ايراني هر آن چيزي را كه لازم داشته‌اند از مربيان ايراني ياد گرفته‌اند و ديگر چيزي باقي نمانده و مربيان ايراني هم چيز تازه‌يي براي عرضه ندارند. صحبتي كه به پرويز مظلومي هم خيلي برخورد اما واقعيتي است كه وجود دارد. شما نگاه كنيد اگر پرويز مظلومي مي‌توانست درست مثل کرش از آندرانيك تيموريان، مجتبي جباري و خسرو حيدري و پژمان منتظري بازي بگيرد، استقلال چهار گل از ملوان مي‌خورد؟
5 - امير قلعه‌نويي و پرويز مظلومي هر دو از برد ايران مقابل بحرين از کرش انتقاد كرده‌اند و آن را مهم ندانسته‌اند. اگر اين مربيان اين برد را مهم نمي‌دانند بهتر است به بازي‌هاي همين چند سال پيش كه مقابل بحرين و از اين دست حريفان داشته‌ايم نگاه كنند. هرچند امير قلعه‌نويي تا حدودي حق دارد كه در هر شرايطي از کرش و تيم ملي انتقاد كند. او با سرمربيگري تيم ملي به اندازه يك تارمو فاصله داشت و اين علي كفاشيان بود كه اعتقاد داشت كه مربي خارجي مي‌تواند در فوتبال ايران تغيير ايجاد كند. رييس فدراسيون، ايميل کرش را هم برنتابيد و او را به هر صورتي به فوتبال ايران آورد تا حالا همه از شش تايي شدن بحرين خوشحال باشيم.
6 - مرد صورت سنگي لبخند نمي‌زند. وقتي تيم ملي گل ششم را مي‌زند مشت‌هايش را گره مي‌كند و با اينكه به تماشاگران لبخند نمي‌زند اما با كاريزمايش 80 هزارنفري تشويق مي‌شود. به اروپا مي‌رود تا امثال دژاگه را وارد فوتبال ملي كند. حرفش را رك و راست مي‌زند و نگاهش به آينده مثبت است. با او مي‌شود به جام جهاني 2014 برزيل اميدوار باشيم. باور كنيد او خيلي با مربياني كه پس از انقلاب وارد فوتبال ايران شده‌اند، فرق دارد. 

دوره کله‌پاچه و من بمیرم، تو بمیری تمام شده علی آقا!!
شکست سرخپوشان تهرانی مقابل مس کرمان، مدیرعامل باشگاه پرطرفدار تهرانی را به تکاپو انداخت و محمد رویانیان در حکمی اسطوره باشگاه را به عنوان مدیر تیم معرفی کرد تا شاید پرسپولیس از این وضعیت خارج شده و با قدرت بیشتری لیگ را ادامه دهد.علی پروین که عضو هیأت مدیره باشگاه هم هست در اولین اظهارنظر خود پس از دریافت حکم جدیدش اعلام کرده که در امور فنی دخالت می‌کند و به استیلی مشورت می‌دهد اما روی نیمکت نخواهد نشست. اهالی فوتبال به خوبی می‌دانند که علی پروین اهل حضور در جلسات ملال‌آور و کسل‌کننده هیأت مدیره نیست و علاقه‌ای به چنین جلساتی ندارد. او عاشق فوتبال است و دوست دارد در زمین چمن باشد و کارهای فنی را انجام دهد تا اینکه کت و شلوار بپوشد و در جلسات خسته‌کننده هیأت مدیره باشگاه شرکت کند.
شور و شوق پروین به امور فنی بر کسی پوشیده نیست اما سوال اینجاست که مردی سنتی با مشخصات علی پروین که قصد دخالت در کارهای فنی و مشورت دادن به استیلی را دارد، قرار است چه کمکی به سرمربی پرسپولیس کرده و کدام مشکل تیم را حل کند؟ در اینکه علی آقا مردی با تجربه و خاک خورده فوتبال است شکی نیست اما حضور مردی که افکارش مربوط به دهه 50 و 60 است در روزهایی که فوتبال به یک دانش وسیع تبدیل شده قرار است چه کمکی به پرسپولیس و استیلی بکند؟ مردی که در تمام این سالها در هیچ دوره مربیگری شرکت نکرده و اصولا شرکت در کلاسهای مربیگری را دون شأن خود می‌داند، چه اطلاعی از فوتبال روز دنیا دارد که حالا می‌خواهد منجی پرسپولیس شود و مشکلات فنی تیم را با مشاوره‌هایش برطرف کند.بدون تعارف صحبت کنیم. پرسپولیس به 2 دهه پیش برگشت، علی پروین دوای درد این تیم نیست همانطور که فصل گذشته هم نتوانست مشکلی از استیل‌آذین حل کند. او در لیگ دهم با توپ پر آمد و اعلام کرد که قصد دارد به افشین پیروانی سرمربی وقت استیل‌آذین کمک کرده و تیم را از بحران خارج کند اما در نهایت همگان شاهد بودند که چه اتفاقی برای تیم متمول و پرستاره استیل‌آذین افتاد و علی پروین با تمام تجربه و ادعایش نتوانست کاری برای آن مجموعه انجام دهد.
بهتر است با علی پروین هم بی‌پروا و بدون تعارف صحبت کنیم. مرد محبوبی که در سالهای گذشته اعتبارش را کف دستش گذاشت و ذره‌ذره آن را از دست داد و امروز چوب حراج به اعتبارش زده تا ته مانده آن را هم از دست بدهد هرچند که هنوز محبوب است اما حتی طرفداران سنتی و سینه‌چاکان علی پروین هم دیگر برایش به لحاظ فنی تره خرد نمی‌کنند.
علی آقا! فوتبال امروز یک علم است و ریزه‌کاریهای زیادی دارد که شما در هیچ کلاس مربیگری آنها را نیاموخته و تجربه‌اش را هم ندارید. دیگر دوران کله‌پاچه، آبگوشت و من بمیرم و تو بمیری گذشته است و فوتبالیستهای امروز دیگر به عشق علی پروین یا پیراهن تیمشان بازی نمی‌کنند. دوره تعصب و غیرت گذشته این واژه‌ها سالهاست که مرده‌اند و در تاریخ فوتبال این مملکت مدفون شده‌اند. فوتبالیست امروزی فقط اسکناس را می‌شناسد و با سالی 500 میلیون یک هزارم کارآیی امثال مجتبی محرمی و ناصر محمدخانی که مجانی بازی می‌کردند را ندارند اما ادعا تا دلتان بخواهد دارند، علی آقا! دوره علی پروین گذشته باور کنید که دیگر کسی به عشق علی پروین در زمین فوتبال راه هم نمی‌رود چه برسد به اینکه سرش را جلوی توپ بگذارد.