صفحه 2--3 آبان 90
مقام معظم رهبری: مردم دراجراي طرح سرشماری نفوس و مسکن همکاري کنند
ایسنا: همزمان با اولين روز از آغاز طرح سرشماري عمومي نفوس و مسکن، حضرت آيت الله خامنهاي، رهبر معظم انقلاب اسلامي، صبح دیروز در اين طرح ملي شرکت کردند.
رهبر انقلاب اسلامي در سخناني، با توصيه به آحاد مردم براي همکاري با مأموران آمار در طرح سرشماري عمومي نفوس و مسکن تأکيد کردند: سرشماري يک ضرورت براي کشور و برنامه ريزي صحيح به منظور بهره مندي از آينده اي منطقي، معقول و مطلوب است.
حضرت آيت الله خامنهاي آمار را ستون فقرات برنامه ريزي در عرصه هاي مختلف دانستند و با اشاره به نقش مردم در سرشماري افزودند: از مردم عزيز کشورمان درخواست مي شود تا ضمن همکاري کامل با مأموران سرشماري، به سؤالهاي آنان با دقت و حوصله، پاسخ صحيح دهند.
ايشان دستگاههاي مختلف را نيز به همکاري با مرکز آمار ايران براي طرح سرشماري عمومي نفوس و مسکن فراخواندند و خاطرنشان کردند: مرکز آمار نيز بايد در کار سرشماري، وظيفه خود را دقيق، علمي، مبتني بر واقعيات و بي طرفانه انجام دهد.
رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر اينکه هيچ انگيزه سياسي و غيرسياسي نبايد در پردازش داده هاي سرشماري تأثيرگذار باشد، خطاب به مديران مرکز آمار افزودند: شما بايد عملاً نشان دهيد که در پردازش اطلاعات و داده ها کاملاً بيطرف و تابع واقعيات هستيد تا دستگاههاي مختلف هم به نتايج کار و آمارهايي که ارائه مي شوند، اعتماد کامل کنند.
حضرت آيت الله خامنهاي دستگاههاي مختلف کشور را نيز به پرهيز از شتاب زدگي در ارائه آمار توصيه و خاطرنشان کردند: آمارهاي رسمي بايد از طريق دستگاه مسئول که مرکز آمار ايران است، اعلام شود و سپس دستگاهها براساس آن آمارها اطلاع رساني و يا برنامه ريزي کنند.
ايشان همچنين مأموران سرشماري را به برخورد همراه با حوصله کامل و اخلاق اسلامي با مردم، توصيه کردند.
صالحي: آماده از سرگيري گفتوگوهاي حقوق بشري با اروپا هستيم
ایسنا: رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان منشأ و سرچشمه نگاه اتحاديه اروپايي و جمهوري اسلامي ايران به موضوع حقوق بشر را داراي تفاوتهاي بنيادين دانست.
در پيام علياكبر صالحي ـ وزير خارجه كشورمان ـ به "همايش ايران و اروپا؛ تجارب پيشين و چشمانداز پيشرو" كه صبح دوشنبه در تهران آغاز به كار كرد، آمده است:
« در ابتدا مايل هستم از دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي به خاطر فرصتي كه براي بحث و همانديشي درباره بررسي تجارب پيشين و چشماندازهاي پيشروي روابط ايران و اتحاديه اروپايي فراهم كرده و مشاركت سفيران، محققان، كارشناسان، اساتيد دانشگاه و سخنرانان اين همايش تشكر و قدرداني كنم. همچنين از همكارانم در وزارت امور خارجه كه مستقيما با مديريت روابط با اروپا در ارتباط هستند از جمله معاونت اروپا و آمريكا و سفارت ایران در بروكسل به خاطر تلاشها و زحماتشان تشكر ميكنم.
از ابتداي تصدي مسوولت در وزارت امور خارجه بر اهميت روابط با اروپا، در عين دشواري آن تاكيد كردهام و برگزاري چنين همايشي ميتواند كمك موثري به ما در اين مسير باشد.
نگاهي به تجربيات گذشته نشان ميدهد كه روابط بين اتحاديه اروپايي و جمهوري اسلامي ايران با فراز و نشيبهاي زيادي همراه بوده است، دو طرف در اين سالها اختلافنظرهايي در موضوعاتي چون جايگاه دين در عرصه سياست و حكومتداري، حقوق بشر، تروريسم، فلسطين و مسائل مرتبط با آن و برنامه صلحآميز هستهيي ايران داشتهاند. با اين حال، تلاش كردهاند روابطشان را به خاطر ضرورت پيوندهاي سياسي و امنيتي، مسائل منطقهيي و نيز منافع تجاري و بازرگاني متقابل حفظ كنند، چنين نگاهي از جهتي موجب برگزاري چندين دور گفتوگو بين دو طرف شد كه در قالبهاي مختلف از جمله گفتوگوهاي فراگير، گفتوگوهاي حقوق بشري، گفتوگوهاي مربوط به مبارزه با تروريسم و مواد مخدر و مذاكرات موافقتنامه تجارت و همكاري انجام ميگرفت. به عبارتي روابط بين دو طرف در مسير نهادينه شدن حركت ميكرد.
اما در سالهاي اخير، تبليغات منفي در مورد برنامه هستهيي جمهوري اسلامي ايران بر روابط دو طرف سايه افكنده و اتحاديه اروپايي علاوه بر قطعنامههاي سازمان ملل، تحريمهاي يكجانبهاي را نيز عليه كشورمان وضع كرده است. اين در حالي است كه ما بارها تاكيد كردهايم در پي استفاده صلحآميز از انرژي هستهيي هستيم و توليد و كاربرد بمب هستهيي را حرام ميدانيم. اتحاديه اروپايي بهتر است به جاي ساختن تصوير گمراه كننده و غيرواقعي از برنامه صلحآميز هستهيي ايران، به فكر خطر واقعي بمبهاي اتمي ذخيره شده در اروپا باشد.
تفاوت ديدگاه در مورد رژيم صهيونيستي از ديگر موانع گسترش روابط ايران و اروپا هستند. حمايتهاي برخي كشورهاي اروپايي از رژيم اشغالگر صهيونيستي، موجب بياعتباري اروپا در ادعاي حمايت از حقوق بشر و مبازه با تروريسم و گستاختر شدن رژيم صهيونيستي در تداوم جنايت وحشيانهاش عليه مردم مظلوم فلسطين شده است.
درباره اختلافنظر در مقوله حقوق بشر، واقعيت اين است كه منشأ و سرچشمه نگاه اتحاديه اروپايي و جمهوري اسلامي ايران به اين موضوع، تفاوتهاي بنيادين دارد. جمهوري اسلامي ايران براساس آموزههاي الهي و اسلامي به مقوله حقوق بشر مينگرد، در حالي كه حقوق بشر مورد نظر اتحاديه اروپايي بر پايههاي انسانگرايانه مبتني است. اين دو منشاء مسيرهاي متفاوتي را هم ايجاد كرده است. ضمن اين كه هيچ كشوري نميتواند مدعي رعايت كامل حقوق بشر باشد. كشورهاي اروپايي نيز، در رعايت اصول حقوق بشري كه خود مدعياش هستند ضعفها و كاستيهاي جدي و گستردهاي دارند. به عنوان نمونه، رفتار كشورهاي اروپايي با مهاجران، (كه نمونه اخير آن را در حوادث انگليس شاهد بوديم) با ادعاهاي آنها همخواني ندارد. يا نقض فاحش حقوق بشر در زندانهاي مخفي سيا در اروپا يك واقعيت آشكار است؛ همچنين ما نسبت به نقض حقوق اوليه مسلمانان در كشورهاي اروپايي حساس و معترض هستيم.
مساله مهم ديگر شناختن تناقضهايي است كه كشورهاي اروپايي در پيوند مساله حقوق بشر و سياست خارجيشان ايجاد كردهاند. كشورهايي اروپايي در موار متعدد نشان دادهاند كه حقوق بشر را قرباني منافعشان ميكنند. حمايت اين كشورها از رژيم صهيونيستي كه مرتكب بدترين جنايات حقوق بشري ميشود، نمونه آشكاري از اين گرايش متناقض است.
اتحاديه اروپايي با خارج كردن نام گروهك منافقين از فهرست گروههاي تروريستي خود و پناه دادن به گروهك پژاك، رويكرد غيردوستانه و غيرمنطقي خود در مقوله مبارزه با تروريسم را به نمايش گذارده و با چنين اقدامات نسنجيدهاي، ضربه ديگري به اعتبار خود زده و نشان داد كه در مبارزه با تروريسم صداقت ندارد.
به علاوه، موجب تاسف است كه جريانهايي در اروپا به دنبال گسترش اسلامستيزي در افكار عمومي هستند و در پناه دموكراسي و آزادي، به دين مبين اسلام توهين ميكنند. حاميان صلح و عدالت بايد با اين جريانهاي نفرتانگيز و جنگطلبانه مقابله كنند. چنين روندهايي به نفع دوستي ملتها و همزيستي اديان نيست. توهين به مقدسات، همزيستي پيروان اديان مختلف در جهان را به مخاطره مياندازد.
دنبالهروي اروپا از سياستهاي آمريكا موضوع ديگري است كه در مقاطعي فرصتهاي همكاري با ايران را از اروپا سلب كرده است. آمريكا و اروپا در اين مسير به دنبال ايرانهراسي و ارائه تصويري گمراه كننده از ايران هستند. از اتحاديه اروپايي انتظار داريم كه سياست خارجي مستقلي را در پيش گيرد و اجازه ندهد رژيم صهيونيستي و آمريكا از ظرفيت نهادهاي اروپاي براي ايجاد دشمني با ايران سوءاستفاده كنند. در همين راستا تاسف عميق خود را از مواضع نامناسب اتحاديه اروپايي در قبال سناريو اخير آمريكا عليه ايران را اعلام ميكنم. با وجود سياستمداران با تجربه در اروپا انتظار نداشتيم به اين سادگي تحت تاثير اين بازي آمريكا قرار گيرند.
اروپاييها بايد به شان و اهميت جايگاه خودشان پي ببرند و بدانند كه ميتوانند نقش جديتر، سازنده و مثبتي در دنياي امروز ايفا كنند. اروپاييها نبايد با پيروي از آمريكا، خودشان را از ظرفيتهاي موجود در منطقه محروم كنند و چهره نامناسبي از خود در بين دولتها و ملتهاي منطقه به جاي بگذارند.
در تحولات اخير شاهد بوديم كه برخي از اعضاي اتحاديه اروپايي با وجود اطلاع كامل از ساختار ديكتاتوري و تماميتخواه برخي از كشورها و دولتهاي منطقه، با چشمپوشي از اصول اعلامي و به اصطلاح ارزشهاي بنيادين خود، نزديكترين روابط را با ديكتاتورهاي منطقه برقرار كردند. اتحاديه اروپايي در سالهاي نسبتا طولاني در سياستگذاريهاي خود در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا، با وجود تاكيد ظاهري بر ارزشهاي چون دموكراسي، حقوق بشر، آزادي بيان و ... در عمل استفاده ابزاري از اين مفاهيم را در دستور كار خود قرار داد كه با اين موج بيداري اسلامي و فروپاشي برخي از حكومتهاي منطقه به نوعي اين مساله مورد توجه افكار عمومي منطقه و حتي افكار عمومي مردم اروپا قرار گرفته است.
حضار محترم،
تحولات روابط ايران و اتحاديه اروپايي و اختلافات جاي بررسي كارشناسانه دارند و اين سمينار به اين بعد از روابط نيز خواهد پرداخت. نميتوان اين اختلافات را ناديده گرفت. با اين حال قرار نيست در اين اختلافات متوقف شويم. چنين شرايطي نميتواند براي هميشه تداوم داشته باشد، وظيفه مهم دستگاه ديپلماسي اين است كه تنشها را مديريت كند و راههايي براي گذار از تنش به سوي تلطيف و بهبود روابط بيابد.
ما خواستار رفع موانع موجود در روابط با اتحاديه اروپايي هستيم، باور ما اين است كه دو طرف ظرفيتهاي زيادي براي تغيير شرايط موجود و گسترش روابط دارند، دليلي ندارد نسبت به مسائلي كه قابل حل و فصل است، دچار افت در روابطمان باشيم. شرط استفاده از اين ظرفيتها در خدمت روابط دوجانبه، گفتوگو براي رفع برداشتهاي اشتباه و يافتن زمينههاي مشترك براي همكاريهاست. جمهوري اسلامي ايران آمادگي گفتوگو و مذاكره با چنين هدفي و در قالبهاي مناسب را دارد.
حضرت آيت الله خامنهاي آمار را ستون فقرات برنامه ريزي در عرصه هاي مختلف دانستند و با اشاره به نقش مردم در سرشماري افزودند: از مردم عزيز کشورمان درخواست مي شود تا ضمن همکاري کامل با مأموران سرشماري، به سؤالهاي آنان با دقت و حوصله، پاسخ صحيح دهند.
ايشان دستگاههاي مختلف را نيز به همکاري با مرکز آمار ايران براي طرح سرشماري عمومي نفوس و مسکن فراخواندند و خاطرنشان کردند: مرکز آمار نيز بايد در کار سرشماري، وظيفه خود را دقيق، علمي، مبتني بر واقعيات و بي طرفانه انجام دهد.
رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر اينکه هيچ انگيزه سياسي و غيرسياسي نبايد در پردازش داده هاي سرشماري تأثيرگذار باشد، خطاب به مديران مرکز آمار افزودند: شما بايد عملاً نشان دهيد که در پردازش اطلاعات و داده ها کاملاً بيطرف و تابع واقعيات هستيد تا دستگاههاي مختلف هم به نتايج کار و آمارهايي که ارائه مي شوند، اعتماد کامل کنند.
حضرت آيت الله خامنهاي دستگاههاي مختلف کشور را نيز به پرهيز از شتاب زدگي در ارائه آمار توصيه و خاطرنشان کردند: آمارهاي رسمي بايد از طريق دستگاه مسئول که مرکز آمار ايران است، اعلام شود و سپس دستگاهها براساس آن آمارها اطلاع رساني و يا برنامه ريزي کنند.
ايشان همچنين مأموران سرشماري را به برخورد همراه با حوصله کامل و اخلاق اسلامي با مردم، توصيه کردند.
صالحي: آماده از سرگيري گفتوگوهاي حقوق بشري با اروپا هستيم
ایسنا: رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان منشأ و سرچشمه نگاه اتحاديه اروپايي و جمهوري اسلامي ايران به موضوع حقوق بشر را داراي تفاوتهاي بنيادين دانست.
در پيام علياكبر صالحي ـ وزير خارجه كشورمان ـ به "همايش ايران و اروپا؛ تجارب پيشين و چشمانداز پيشرو" كه صبح دوشنبه در تهران آغاز به كار كرد، آمده است:
« در ابتدا مايل هستم از دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي به خاطر فرصتي كه براي بحث و همانديشي درباره بررسي تجارب پيشين و چشماندازهاي پيشروي روابط ايران و اتحاديه اروپايي فراهم كرده و مشاركت سفيران، محققان، كارشناسان، اساتيد دانشگاه و سخنرانان اين همايش تشكر و قدرداني كنم. همچنين از همكارانم در وزارت امور خارجه كه مستقيما با مديريت روابط با اروپا در ارتباط هستند از جمله معاونت اروپا و آمريكا و سفارت ایران در بروكسل به خاطر تلاشها و زحماتشان تشكر ميكنم.
از ابتداي تصدي مسوولت در وزارت امور خارجه بر اهميت روابط با اروپا، در عين دشواري آن تاكيد كردهام و برگزاري چنين همايشي ميتواند كمك موثري به ما در اين مسير باشد.
نگاهي به تجربيات گذشته نشان ميدهد كه روابط بين اتحاديه اروپايي و جمهوري اسلامي ايران با فراز و نشيبهاي زيادي همراه بوده است، دو طرف در اين سالها اختلافنظرهايي در موضوعاتي چون جايگاه دين در عرصه سياست و حكومتداري، حقوق بشر، تروريسم، فلسطين و مسائل مرتبط با آن و برنامه صلحآميز هستهيي ايران داشتهاند. با اين حال، تلاش كردهاند روابطشان را به خاطر ضرورت پيوندهاي سياسي و امنيتي، مسائل منطقهيي و نيز منافع تجاري و بازرگاني متقابل حفظ كنند، چنين نگاهي از جهتي موجب برگزاري چندين دور گفتوگو بين دو طرف شد كه در قالبهاي مختلف از جمله گفتوگوهاي فراگير، گفتوگوهاي حقوق بشري، گفتوگوهاي مربوط به مبارزه با تروريسم و مواد مخدر و مذاكرات موافقتنامه تجارت و همكاري انجام ميگرفت. به عبارتي روابط بين دو طرف در مسير نهادينه شدن حركت ميكرد.
اما در سالهاي اخير، تبليغات منفي در مورد برنامه هستهيي جمهوري اسلامي ايران بر روابط دو طرف سايه افكنده و اتحاديه اروپايي علاوه بر قطعنامههاي سازمان ملل، تحريمهاي يكجانبهاي را نيز عليه كشورمان وضع كرده است. اين در حالي است كه ما بارها تاكيد كردهايم در پي استفاده صلحآميز از انرژي هستهيي هستيم و توليد و كاربرد بمب هستهيي را حرام ميدانيم. اتحاديه اروپايي بهتر است به جاي ساختن تصوير گمراه كننده و غيرواقعي از برنامه صلحآميز هستهيي ايران، به فكر خطر واقعي بمبهاي اتمي ذخيره شده در اروپا باشد.
تفاوت ديدگاه در مورد رژيم صهيونيستي از ديگر موانع گسترش روابط ايران و اروپا هستند. حمايتهاي برخي كشورهاي اروپايي از رژيم اشغالگر صهيونيستي، موجب بياعتباري اروپا در ادعاي حمايت از حقوق بشر و مبازه با تروريسم و گستاختر شدن رژيم صهيونيستي در تداوم جنايت وحشيانهاش عليه مردم مظلوم فلسطين شده است.
درباره اختلافنظر در مقوله حقوق بشر، واقعيت اين است كه منشأ و سرچشمه نگاه اتحاديه اروپايي و جمهوري اسلامي ايران به اين موضوع، تفاوتهاي بنيادين دارد. جمهوري اسلامي ايران براساس آموزههاي الهي و اسلامي به مقوله حقوق بشر مينگرد، در حالي كه حقوق بشر مورد نظر اتحاديه اروپايي بر پايههاي انسانگرايانه مبتني است. اين دو منشاء مسيرهاي متفاوتي را هم ايجاد كرده است. ضمن اين كه هيچ كشوري نميتواند مدعي رعايت كامل حقوق بشر باشد. كشورهاي اروپايي نيز، در رعايت اصول حقوق بشري كه خود مدعياش هستند ضعفها و كاستيهاي جدي و گستردهاي دارند. به عنوان نمونه، رفتار كشورهاي اروپايي با مهاجران، (كه نمونه اخير آن را در حوادث انگليس شاهد بوديم) با ادعاهاي آنها همخواني ندارد. يا نقض فاحش حقوق بشر در زندانهاي مخفي سيا در اروپا يك واقعيت آشكار است؛ همچنين ما نسبت به نقض حقوق اوليه مسلمانان در كشورهاي اروپايي حساس و معترض هستيم.
مساله مهم ديگر شناختن تناقضهايي است كه كشورهاي اروپايي در پيوند مساله حقوق بشر و سياست خارجيشان ايجاد كردهاند. كشورهايي اروپايي در موار متعدد نشان دادهاند كه حقوق بشر را قرباني منافعشان ميكنند. حمايت اين كشورها از رژيم صهيونيستي كه مرتكب بدترين جنايات حقوق بشري ميشود، نمونه آشكاري از اين گرايش متناقض است.
اتحاديه اروپايي با خارج كردن نام گروهك منافقين از فهرست گروههاي تروريستي خود و پناه دادن به گروهك پژاك، رويكرد غيردوستانه و غيرمنطقي خود در مقوله مبارزه با تروريسم را به نمايش گذارده و با چنين اقدامات نسنجيدهاي، ضربه ديگري به اعتبار خود زده و نشان داد كه در مبارزه با تروريسم صداقت ندارد.
به علاوه، موجب تاسف است كه جريانهايي در اروپا به دنبال گسترش اسلامستيزي در افكار عمومي هستند و در پناه دموكراسي و آزادي، به دين مبين اسلام توهين ميكنند. حاميان صلح و عدالت بايد با اين جريانهاي نفرتانگيز و جنگطلبانه مقابله كنند. چنين روندهايي به نفع دوستي ملتها و همزيستي اديان نيست. توهين به مقدسات، همزيستي پيروان اديان مختلف در جهان را به مخاطره مياندازد.
دنبالهروي اروپا از سياستهاي آمريكا موضوع ديگري است كه در مقاطعي فرصتهاي همكاري با ايران را از اروپا سلب كرده است. آمريكا و اروپا در اين مسير به دنبال ايرانهراسي و ارائه تصويري گمراه كننده از ايران هستند. از اتحاديه اروپايي انتظار داريم كه سياست خارجي مستقلي را در پيش گيرد و اجازه ندهد رژيم صهيونيستي و آمريكا از ظرفيت نهادهاي اروپاي براي ايجاد دشمني با ايران سوءاستفاده كنند. در همين راستا تاسف عميق خود را از مواضع نامناسب اتحاديه اروپايي در قبال سناريو اخير آمريكا عليه ايران را اعلام ميكنم. با وجود سياستمداران با تجربه در اروپا انتظار نداشتيم به اين سادگي تحت تاثير اين بازي آمريكا قرار گيرند.
اروپاييها بايد به شان و اهميت جايگاه خودشان پي ببرند و بدانند كه ميتوانند نقش جديتر، سازنده و مثبتي در دنياي امروز ايفا كنند. اروپاييها نبايد با پيروي از آمريكا، خودشان را از ظرفيتهاي موجود در منطقه محروم كنند و چهره نامناسبي از خود در بين دولتها و ملتهاي منطقه به جاي بگذارند.
در تحولات اخير شاهد بوديم كه برخي از اعضاي اتحاديه اروپايي با وجود اطلاع كامل از ساختار ديكتاتوري و تماميتخواه برخي از كشورها و دولتهاي منطقه، با چشمپوشي از اصول اعلامي و به اصطلاح ارزشهاي بنيادين خود، نزديكترين روابط را با ديكتاتورهاي منطقه برقرار كردند. اتحاديه اروپايي در سالهاي نسبتا طولاني در سياستگذاريهاي خود در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا، با وجود تاكيد ظاهري بر ارزشهاي چون دموكراسي، حقوق بشر، آزادي بيان و ... در عمل استفاده ابزاري از اين مفاهيم را در دستور كار خود قرار داد كه با اين موج بيداري اسلامي و فروپاشي برخي از حكومتهاي منطقه به نوعي اين مساله مورد توجه افكار عمومي منطقه و حتي افكار عمومي مردم اروپا قرار گرفته است.
حضار محترم،
تحولات روابط ايران و اتحاديه اروپايي و اختلافات جاي بررسي كارشناسانه دارند و اين سمينار به اين بعد از روابط نيز خواهد پرداخت. نميتوان اين اختلافات را ناديده گرفت. با اين حال قرار نيست در اين اختلافات متوقف شويم. چنين شرايطي نميتواند براي هميشه تداوم داشته باشد، وظيفه مهم دستگاه ديپلماسي اين است كه تنشها را مديريت كند و راههايي براي گذار از تنش به سوي تلطيف و بهبود روابط بيابد.
ما خواستار رفع موانع موجود در روابط با اتحاديه اروپايي هستيم، باور ما اين است كه دو طرف ظرفيتهاي زيادي براي تغيير شرايط موجود و گسترش روابط دارند، دليلي ندارد نسبت به مسائلي كه قابل حل و فصل است، دچار افت در روابطمان باشيم. شرط استفاده از اين ظرفيتها در خدمت روابط دوجانبه، گفتوگو براي رفع برداشتهاي اشتباه و يافتن زمينههاي مشترك براي همكاريهاست. جمهوري اسلامي ايران آمادگي گفتوگو و مذاكره با چنين هدفي و در قالبهاي مناسب را دارد.
+ نوشته شده در 2011/10/25 ساعت 5:15 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی