ملاقات با خودتان در آینده

این تمرین در عین سادگی ابزاری بسیار توانمند برای تغییر زندگیتان است.با اجرای این تمرین در زمان کمتر می­توانید مشکل­های بزرگتری را حل کنید.

همین که بدانید چه چیزی واقعا می­خواهید بی درنگ راه­های رسیدن به آن پیش رویتان قرار می­گیرد. مغز انسان بی نهایت توانمند است. به آن اعتماد کنید.
انجام تمرین در خلوتترین و دنج ترین نقطه خانه در انجام تمرین ساده باشید.
تمام پرسش ها را بخوانید ببینید تا چه اندازه ساده هستند آنگاه در مورد آنها عمیق فکر کنید.
   اولین بار که سوالی را می­خوانید به هیچ عنوان به دنبال پاسخ نباشید. توصیه می­کنم یکی دو روز بعد به پرسشها جواب دهید حاصل کار بسیار سودمند تر و با ارزش تر خواهد شد.
  بگذارید مغزتان یک تا دو ساعت به تجزیه و تحلیل سوالها بپردازد. به پیاده روی بروید حتی می­توانید هنگام خواب سوالها را نزد خود داشته باشید. و با فکر کردن به آنها به خواب بروید.
پرسش­ها را جایی بگذارید که بتوانید آنها را ببینید اما یادتان باشد برای جواب دادن به آنها عجله نکنید یک بار تعلل کردن نه تنها بد نیست بلکه ثمر بخش نیز هست.
یک تا دو ساعت فقط به پر کردن فرم­ها اختصاص دهید.
شما باید زمان و مکان مناسبی اختیار کنید. زمان و مکان مناسبی که امنیت و آرامش برایتان به ارمغان بیاورد.
خودتان را وادار نکنید که به یکباره کار را به انجام برسانید اگر بخشی از پرسش­ها را جواب دادید و بعد ازمدتی تصمیم گرفتید استراحت کنید یا به سراغ کار دیگری بروید هیچ اشکالی ندارد زمانی این کار را از سر بگیرید که وقت کافی داشته باشید و بتوانید تمرکز حواس پیدا کنید.
هنگامی که به تمام پرسش­ها جواب دادید بار دیگر پاسخهایتان را مرور کنید. در جست وجوی
الگو هایی باشید که چندین و چند بار آنها را نوشته اید به موضوع هایی توجه کنید که از دوران مدرسه ذهن شما را مشغول کرده اند موضوع هایی که مدام شما را خطاب قرار
می دهند.
 آرزوها و خواسته­های عمیق قلبیتان را پیش رویتان آورده و دور آنها خط بکشید.
   کاغذهایتان را در جای امنی قرار دهید و در حالی به خواب بروید که به آنها فکر می­کنید پس از چند روز دوباره به سراغشان رفته و بار دیگر آنها را بخوانید هر تغییری که مایلید اعمال کنید حتی می­توانید برخی را حذف کنید و دوباره پاسخ دهید این کار را چندین و چند بار انجام دهید .تا زمانی که مطمئن شوید تمام آنچه بر روی کاغذ نقش بسته اند انعکاس دقیق رویاها و خواسته هایتان است.
سر انجام زمانی که آماده شدید نتیجه کارتان را با کسی که مورد اطمینانتان است در میان بگذارید آنها را با صدای بلند بخوانید و از او بخواهید اعلام نظر کند.
اگر دلتان می­خواهد کاری کنید، انجام دهید. اگر انجام این تمرین شما را به سوی هدفگذاری رهنمون ساخت و توانستید سکان زندگیتان را در دست بگیرید آمال و آروزهایتان را دنبال کنید آن کاری را انجام دهید که نیاز مند انجامش هستید زندگی شما متعلق به خودتان است به دنبال آن چیزی بروید که از صمیم قلب خواهانش هستید.
▪ با گذشت چند هفته یا چند ماه هنگامی که زمان مناسب را یافتید بار دیگر این تمرین را از اول تا به آخر انجام دهید. سوالها را روی کاغذ بنویسید و دوباره درباره آنها فکر کنید از خودتان سوالهای با اهمیت و عمیق بپرسید به پاسخهایتان بیندیشید و مسیر حرکت خود در طول زندگی را مورد تجدید و بازبینی قرار دهید.
زندگی شما متعلق به خودتان است و نه کس دیگری این شما هستید که باید بارها و بارها هدفگذاری کرده و راه خود را مشخص کنید.
لطفا این تمرین را جدی بگیرید .سعی کنید که تمام هم و غمتان سرنوشتی باشد که خودتان برای خودتان برگزیده اید هر کسی مسوول سرنوشت و زندگی خودش است.
بخش اول " فضای فردی "
۲۵ مورد که منزل یا محیط فردی ایده آلتان را توصیف می­کند را بنویسید.
می تواند شامل افراد، شکلها، صداها، رایحه­ها، رنگها، ارتباطهای فضایی یا نبود برخی چیزها مثلا سر و صدا.
به افکارتان اجازه پرواز دهید منزل و یا موقعیت شغلی ایده آل خود را توصیف کنید یک جای خالی روی صفحه نگذارید.
۱) ...، ۲) ...
بخش دوم " پیشرفت­ها شغلی و حرفه ای "
۲۵ مورد را که در حوزه کاری و زندگی حرفه ایتان جزء بهترین­ها و مطلوب شما هستند نوع شغل، سطح اعتباری، فشار عصبی مربوط به آن، چالشها و مسوولیت هایی که می­خواهید عهده دار شوید و یا حتی دوست ندارید که زیر بارآنها بروید همه و همه مواردی هستند که می­توانید توصیف کنید. میزان درآمد، رضایت فردی و بازده کارتان بیندیشید چشم انداز شغلی خود را ظرف مدت ۵ تا ۱۰ سال آینده ترسیم کنید تمام جزییات را پیش روی خود بیاورید.
۱) ...، ۲) ...
بخش سوم " روابط اجتماعی و فردی "
۲۵ مورد را که در حوزه روابط اجتماعی خانوادگی و دوستی جزء بهترین­ها و مطلوب شما هستند بنویسید دوست دارید در چه ساختاری از ارتباط قرار بگیرید و چرا ؟
دلتان می­خواهد چه تعداد دوست و آشنا داشته باشید ؟ دلتان می­خواهد آنها چه ویژگی یا ارزش هایی داشته باشند، آنها چه کسانی هستند ؟ در حوزه روابط خانوادگی یا دوستی خود در جست وجوی چه هستید ؟ دوست دارید با چه چالش هایی کمتر دست به گریبان شوید ؟ شفاف و نکته سنج باشید و آن مواردی را بنویسید که با تمام وجود خواهانش هستید.
۱) ...، ۲) ...
بخش چهارم " معنویت، صمیمیت، ابراز وجود
۲۵ تجربه و باوری را که دوست دارید در زندگی خود جاری سازید،بنویسید. بنویسید چگونه می­خواهید نهانی ترین و  ژرف ترین ارزش­های خود را نشان دهید؟ دوست دارید در زندگی بیشتر به چه مسایلی بپردازید؟ دوست دارید چه مسایلی کمتر در زندگی روی دهد؟ برای اینکه بتوانید بهتر مواظب سلامت ذهنی، احساسی، جسمی و روحی خود باشید چه چیزهایی باید تغییر کند. چه عواملی به شما کمک می­کند تا شخصی تمام معنا آگاه و مطلع شوید ؟
۱) ...، ۲) ...، ۳) ...
بخش پنجم انشاء
حال زمان آن رسیده که انشاء بنویسید واقعا، در زندگیتان چه می­خواهید. در بخش­های گذشته فکر کردید و خانه و محیط فردی خود را توصیف کردید باز اندیشی کردید و محیط کاری و شغل ایده آل و دامنه ارتباطهای خود را با تمامی جزییات بر روی کاغذ آوردید مدتی وقت صرف کردید و به معنویت، سلامت، ثروت خود اندیشیده اید حال می­خواهید از تمام این جزییات چه استفاده هایی ببرید.
آنچه نوشته اید به دقت مرور کنید آنگاه با لختی فکر کردن بزرگترین رویاها و مهم ترین خواسته­های خود را خلاصه وار بیان کنید. زندگی مطلوبتان را توصیف کنید حتی می­توانید هنگام توصیف آنها از زبانی خاص نشانه­ها، تصاویر یا هر چیز دیگر استفاده کنید.
اگر دیدید اندیشیدن در مورد آنچه که برای زندگیتان می­خواهید مشکل است تصور کنید که در طول سالی که پیش دارید یا حتی در طول ۵ سال آینده دوست دارید چه چیزهایی به دست بیاورید چه چیزهایی از زندگی خود حذف کنید یا چه تغییرهایی در آن ایجاد کنید.
تمامی این موارد را با جزییات هر چه تمامتر بنویسید.
گامهای بعدی
حال باید دست به کار شوید : اکنون باورهای عمیقی از محیط فردی، فضای کاری، حوزه ارتباطات و زندگی شخصی تان پیش روی خود دارید و آنها را با تمام وجود حس می­کنید می­دانید در زندگی تان چه می­خواهید. این بزرگترین گام در پیش رفتن به سوی آینده ای درخشان است. حرف من را باور کنید به محض این که ذهنتان درباره آنچه که خواهان انجامش هستید شفاف شود بی هیچ تردیدی با آن جامه عمل بپوشانید می­دانید به هرچه بیندیشید همان می­شود؛ به درستی این جمله ایمان داشته باشید.
ضمن اینکه برخورداری از راهبرد­های موثر و ابزارهای عملی، ذهنتان را بیشتر بارور می­کند. در ذیل تعدادی از این راهبردی ها آمده که می­توانید آنها را سرلوحه کارهای خود در زندگی قرار دهید.
تمامی مطالبی را که نوشته اید بار دیگر مرور کنید و پنج کاری را که می­خواهید بدون فوت وقت و همین امروز انجام دهید بنویسید این کارها می­تواند بسیار ساده و پیش پا افتاده باشند .( مثل جمع کردن لباسها ) اما همین اعمال ساده به مغزتان می­گوید که شما در عمل به آنها مصمم هستید و هیچ چیز مانع انجام از انجام ندادن آنها نیست پس بنویسید ظرف ۲۴ ساعت آینده کارهای زیر را انجام خواهم داد.
۱) ...، ۲) ...، ۳) ...، ۴) ...، ۵) ...
سپس هدف های خود را تثبیت کرده و در راستای آنها گام بردارید .یادتان باشد که روم در یک روز ساخته نشد و قدر مسلم شما نیز نمی توانید آن زندگی را که خواهانش هستید در طول یک روز یک هفته یا حتی همین امسال به دست بیاورید.
ساختن یک زندگی یک عمر طول می­کشد. ساختن زندگی نیازمند گام­های کوچک اما هدفمند ؛آهسته و پیوسته است باید عزم خود را جزم کنید در طول مسیر بسیاری هستند که سر راهتان قرارمی گیرند سعی می­کنند شما را حیران و سرگردان کنند.سعی می­کنند مانعی در برابر اقدام شما قرار دهند ویا حتی از شما می خواهند که زندگی آنها را سرلوحه خود قرار دهید.به این قبیل افراد توجهی نشان ندهید.
اهداف خودتان را شفاف کنید .مواردی که لازم است برای رسیدن به اهدافتان تغیربدهید آغاز کنید. متوقف کنید،مطابقت دهید یا حذف کنید همه را یادداشت کنید یادتان باشد این یک فراینداست و شما ملزم به انجام مرحله به مرحله آن هستید.
یک سفر هزار مایلی همیشه با یک قدم شروع می شود وبه پایان رساندن سفر هزار مایلی تنها نیازمند آن است که قدم در راه بگذارید و به پیش بروید بنابراین ۵ موردی را که می خواهید ظرف یک ماه آینده انجام دهید و فکر می کنید که شما را در نزدیک شدن به اهدافتان یاری می رساند بنویسید در ۳۰ روز آینده کارهای زیر را انجام خواهم داد.
۱) ....، ۲) ....، ۳) ....، ۴) ....، ۵) ....
حال باید به این فرایندادامه دهید بایداقدامهای اولیه را هر روز انجام دهید.
  هیچ کس از شما نمی خواهد که کاری سخت، پیچیده یا خطرناک انجام دهید. بلکه شما هستید که به خودتان فرمان می­دهید "جورابهایت را از وسط اتاق بردار "یا " ظرف یک هفته لاغر شو" یا " ۱۰۰ دلار در ماه پس انداز داشته باش"یا "روزی یک ساعت کتاب بخوان " هدف شما این است که دست به کار شوید اولین گام را بردارید. سفری ۱۰۰۰ مایلی را آغاز کنید و همان زندگی را برای خود بسازید که از اعماق وجودتان خواهانش هستید.
حال نوبت آن رسیده که همین مراحل را انجام دهید ،ولی این بار مواردی را بنویسید که دوست دارید ظرف یک سال آینده انجام دهید یا به آنها برسید.
می خواهید چه کاری انجام دهید چه دانشی فرا بگیرید چه چیزهایی را تغییر کلی یا جزیی دهید همه این نکته ها را یادداشت کنید صادق باشید شفاف باشید ،دقیق و
موشکاف باشید.
کارهای یکسال آینده 
۱) ...، ۲) ...، ۳) ...
حال نقشه ای در اختیار دارید و ابزاری که می توانید با کمک آنها زندگی ای را که واقعا می­خواهید طراحی کنید در مسیر آن پیش بروید و لذت ببرید هر چند بار که دوست دارید می­توانید این تمرین را تکرار کنید. هر بار که صلاح می­دانید می­توانید پاسخ هایتان را تغییر دهید. شما خود می­دانید که چه می­خواهید وسکان زندگیتان در دست خود شماست.
منبع: اینترنت
از مشکلات زندگی نگریزید 

زندگی آمیزه ای از وقایع خوشایند و ناخوشایند، خوشی و غم است. در عمق هر رویداد و تجربه ای، خیری نهفته است، حتی در تجاربی که برای ما دردناک هستند.ویلیام بلیک شاعر بزرگ انگلیس گفته است : خوشی و اندوه به هم می­تنند و روح خدایی را می­بافند. خوشی و غم مانند شب و روز یکدیگر را دنبال می­کنند، اما وقتی که رنج می­آید دوره سختی­ها طولانی به نظر می­رسد و یک روز رنج طولانی تر از یک سال است. رنج پاره ای از زندگی است و آموزنده است. اگر رنج نصیبمان نشود، بهترین درس­های زندگی را نمی­آموزیم. اما افسوس که بسیاری از ما، این حقیقت را تشخیص نمی­دهیم و تمام سعی خود را به کار می­گیریم تا از تجربه­های به ظاهر دردناک اجتناب کنیم. وقتی که مشکلی پیدا می­شود سعی می­کنیم از آن بگریزیم اما باید دانست که هرگز نمی توان از مشکل طفره رفت. وقایع ناخوشایند فقط برای مدت کوتاهی عقب می­نشینند، اما با ظاهری متفاوت دوباره به ما باز می­گردند. با اجتناب از مشکل، در واقع مشکل­های بزرگ­تری را به زندگی خود فرا می­خوانیم. برخی از افراد که می­دانند مشکل­ها را نمی­توان به تعویق انداخت، خود را به مشکل تسلیم می­کنند.آنها مقاومت نمی کنند، بلکه خود را به مشکل می­سپارند. چنین کسانی می­گویند: آنچه را که نمی توان درمان کرد، باید تحمل کرد.اما راه سومی هم برای مواجه با مشکل وجود دارد که تنها راه صحیح است. اجتناب از مشکل بیهوده است. تسلیم شدن هم نادانی است. راه سوم آن است که هر مشکل را دوستی ببینیم که پیام و درسی برای ما دارد و با این نگرش به استقبالش برویم. سعی نکنید از مشکل بگریزید، زیرا راهی برای گریز از مشکل وجود ندارد. نگذارید که مشکل­ها به سادگی بر شما غلبه کنند. بلکه
پیش روید تا با مشکل مواجه شوید و به آن بگویید: خوش آمده­ای دوست من! چه پیامی از خدا برای من آورده ای؟
آن وقت متوجه خواهید شد که هر مشکل دقیقا به یکی از ضعف­های شما اشاره دارد که باید به اصلاح آن بپردازید و یا از شما می­خواهد با نشان دادن واکنش صحیح، گامی دیگر در راه نیکی و راستی بردارید. بدین ترتیب هر مشکل مانند یک بسته است که درون آن هدیه ای ارزشمند وجود دارد. هر تجربه ناخوشایند بسته ای است که در آن هدیه خرد و نیرو پنهان است. شخصی که این مطلب را می­داند لبخند زنان به مشکل­ها خوش آمد می­گوید. او فردی شکست ناپذیر است و راه پیروزی را می­پیماید.
سال­ها پیش مرد فروشنده ای که از شهر بیرون رفته بود، پس از بازگشت متوجه شد که در غیاب او خانه و فروشگاهش آتش گرفته و سوخته و بدین ترتیب تمام دارایی خود را از دست داده بود. اما او چه کرد.لبخند زد و چشمانش را به سوی آسمان گرفت و گفت: خدایا می­خواهی که اکنون چه کنم؟ روز بعد لوحی را بر ویرانه­های خانه و فروشگاهش آویخت که روی آن نوشته بود:
فروشگاهم سوخت!خانه ام سوخت!کالاهایم سوخت! اما ایمانم نسوخته است!  فردا شروع به کار خواهم کرد.