جنگ اقتصادی جهان و بحران های پیش رو
محمد عسلی
وقتی برج­های دوقلو در نیویورک ویران شد و بازار بورس آمریکا به شدت متزلزل گردید، دولتمردان اروپایی به خوبی متوجه فاجعه اقتصادی که عنقریب کشورهایشان را تهدید خواهد کرد نشدند.
موضوع بیشتر سیاسی تلقی شد و همه افکار متوجه عملکرد تروریستی گروهی شد که خطر آن از جانب کشورهای اسلامی از جمله عراق و افغانستان است.
اما نتیجه این رویداد تاریخی از هم­پاشیدگی نظام سرمایه­داری بود که به هر دلیل آمریکا نمی­توانست بار سنگین آن را روی دوش طبقات برج­های دوقلو هموار نماید.
پرداخت سود ارزهای کشورهای عربی خاورمیانه که در بانک­های آمریکا بلوکه شده بود و رشد اقتصادی ژاپن که نرخ برابری دلار آمریکا را در برابر ین مدام کاهش می­داد از یک سو و از دیگر سوی اتحاد کشورهای اروپایی که به مرز تصویب یک قانون اساسی مشترک رسیده بود حکایت از آن داشت که در مسابقات اقتصادی جهان آینده سهم آمریکا که مدعی مدیریت سرمایه­داری دنیاست روز به روز کمتر می­شد و در واقع کشوری که از طرف اقتصاددانان بزرگ پیش­بینی می­شد اقتصادش در سال 2000 متزلزل و دچار فروپاشی خواهد شد با دامن زدن به جنگ خلیج فارس و غارت و چپاول نفت کشورهای عربی خاورمیانه سعی بر آن داشت اقتصاد ناسالم خود را از گرداب ورشکستگی برهاند. اما این سعی و کوشش بیشتر آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی عضو ناتو را در جنگ­های فرسایشی و پرهزینه عراق و افغانستان دل­مشغول کرد تا به امروز که نارضایتی مردم آمریکا و اروپا به علت فشارهای توانفرسای اقتصادی از جمله افزایش نرخ مالیات، گرانی، بیکاری و ورشکستگی بانک­ها به علت ناتوانی در دریافت وام­های طویل­المدت که بیشتر آنها توسط سرمایه­گذاران در کشورهایی چون چین، سنگاپور، ژاپن، مالزی و امثالهم سرمایه­گذاری شده بود به حدی رسید که مستقیماً نوک پیکان حملات خود را روی خط قرمز پررنگ کاپیتالیسم «سرمایه­داری» نشانه رفتند.
و امروز تظاهرات عظیمی به شیوه و سبک جدید که تاکنون کمتر سابقه داشته است را در آمریکا و اروپا هستیم و متأسفانه هنوز دولتمردان این کشورها به دنبال تروریست­ها در خاورمیانه دوانند و سربازان و مدافعان ارتشی خود را یکی پس از دیگری به کشتن می­دهند. در صورتی که معالجه این اقتصاد بیمار با جنگ روانی «نرم» و جنگ نظامی «گرم» میسر نیست.
بلکه در سایه صلح، دوستی، احترام متقابل و پیاده شدن از مرکب تکبر و خودبینی می­توان به داد و ستدهای تجاری و روابط سیاسی حسنه و بدون آزار پرداخت و هزینه­های گزاف مقابله با این کشور یا آن کشور را در راه تأمین رفاه عمومی صرف نمود.
زنگ خطر رشد جمعیت هفت میلیاردی زمین که اخیراً به صدا درآمده حکایت از فقر، گرسنگی، آوارگی، جنگ، مهاجرت، بیکاری و  نظام­گسیختگی مردمانی دارد که علی­رغم وعده­های رنگارنگ و دروغ­های بزرگ شاهد شکاف طبقاتی و عدم توزیع عادلانه ثروت ملی بوده تحمل سوء استفاده­های کلان دولتمردان وابسته و تکیه بر سلاح­های پیشرفته را ندارند.
بلاشک فناوری­های جدید پیشرفته اطلاع­رسانی که جهان امروز را به صورت دهکده­ای کوچک درآورده و همه از حال و روز یکدیگر باخبرند، سطح بینش و توقعات مردم جهان را چنان بالا برده که به سادگی نمی­توان آنها را در اعماق بی­خبری و یا فریب فرو برد.
هنوزا هنوز زمین قادر به تأمین آب، نان، مسکن، بهداشت و آموزش مردمان خود هست مشروط بر آنکه عدالت در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و نهایتاً اجتماعی جایگاه واقعی خود را از طریق دولت­ها و ملت­ها پیدا کند و از حرف و شعار بیرون آید.
متأسفانه زیاده­طلبی­های آمریکا و کشورهای اروپایی برای استمرار حیات قلدرانه توان کشورهای عقب­افتاده و در حال رشد را گرفته آنها را مجبور می­کنند از نان شب مردم خود کاسته به خرید سلاح و تجهیزات نظامی بپردازند تا آنجا که بعضی کشورهای عربی خاورمیانه از جمله عربستان سعودی و کویت بیش از آمار جمعیتی­شان اسلحه انبار کرده­اند و با تحریک کشورهای فروشنده این ابزارهای جنگی بر علیه همسایگان خود کوس جنگ می­زنند.
اگر دولتمردان آمریکا و اروپا به این نتیجه رسیده باشند که تنها راه حل بحران اقتصادی­شان جنگ است عنقریب شاهد جنگی فرسایشی در منطقه خاورمیانه خواهیم بود که نهایتاً به جنگی تما­م­عیار و جهانی تبدیل خواهد شد. دنباله جنگی که به شیوه­های نوین در حال اجراست و بشر از تبعات آنها غافل مانده است.
سیل مهاجرین گرسنه آفریقایی که به بهانه خشکسالی دستشان به سوی دشمنان دراز شده، تحولات منطقه که بیشتر کشورهای نفت­خیز را تهدید می­کند و سایه سنگین کرکس­های آدمخوار که مترصد تسلیم مردمان کشورهای جنگ­زده­اند، همه حکایت از آن دارد که جهان فردا نمی­تواند جهانی بدون کشتار، آشوب، اعتراضات و کودتا باشد.
متأسفانه در این عالم وانفسا آنچه از دید همگان پنهان مانده کرامت انسان­ها و ارزش وجودی آنها به عنوان اشرف مخلوقات است که بسیار اتفاق افتاده در حد یک حیوان سبوع و درنده تنزل پیدا می­کند. به عنوان مثال: قتل، غارت، خشونت­های اجتماعی، ناباوری اصول و اعتقادات دینی، لذت­طلبی مادی و آسان­خواهی ارکان نظام­های اقتصادی جهان را متزلزل کرده و اعتراضات عمومی را دامن زده است.
نتیجه آنکه جهان امروز و مردمان زمین نیازمند آشتی با خودند و دست کشیدن از جنگ و انتقامجویی و این میسر نمی­شود جز آنکه دولتمردان از توسن کبر و غرور به زیر آیند، چشم­ها را باز کنند و طور دیگر ببینند.