صفحه 2--11 آبان 90
جنگ اقتصادی جهان و بحران های پیش رو
وقتی برجهای دوقلو در نیویورک ویران شد و بازار بورس آمریکا به شدت متزلزل گردید، دولتمردان اروپایی به خوبی متوجه فاجعه اقتصادی که عنقریب کشورهایشان را تهدید خواهد کرد نشدند.محمد عسلی
موضوع بیشتر سیاسی تلقی شد و همه افکار متوجه عملکرد تروریستی گروهی شد که خطر آن از جانب کشورهای اسلامی از جمله عراق و افغانستان است.
اما نتیجه این رویداد تاریخی از همپاشیدگی نظام سرمایهداری بود که به هر دلیل آمریکا نمیتوانست بار سنگین آن را روی دوش طبقات برجهای دوقلو هموار نماید.
پرداخت سود ارزهای کشورهای عربی خاورمیانه که در بانکهای آمریکا بلوکه شده بود و رشد اقتصادی ژاپن که نرخ برابری دلار آمریکا را در برابر ین مدام کاهش میداد از یک سو و از دیگر سوی اتحاد کشورهای اروپایی که به مرز تصویب یک قانون اساسی مشترک رسیده بود حکایت از آن داشت که در مسابقات اقتصادی جهان آینده سهم آمریکا که مدعی مدیریت سرمایهداری دنیاست روز به روز کمتر میشد و در واقع کشوری که از طرف اقتصاددانان بزرگ پیشبینی میشد اقتصادش در سال 2000 متزلزل و دچار فروپاشی خواهد شد با دامن زدن به جنگ خلیج فارس و غارت و چپاول نفت کشورهای عربی خاورمیانه سعی بر آن داشت اقتصاد ناسالم خود را از گرداب ورشکستگی برهاند. اما این سعی و کوشش بیشتر آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی عضو ناتو را در جنگهای فرسایشی و پرهزینه عراق و افغانستان دلمشغول کرد تا به امروز که نارضایتی مردم آمریکا و اروپا به علت فشارهای توانفرسای اقتصادی از جمله افزایش نرخ مالیات، گرانی، بیکاری و ورشکستگی بانکها به علت ناتوانی در دریافت وامهای طویلالمدت که بیشتر آنها توسط سرمایهگذاران در کشورهایی چون چین، سنگاپور، ژاپن، مالزی و امثالهم سرمایهگذاری شده بود به حدی رسید که مستقیماً نوک پیکان حملات خود را روی خط قرمز پررنگ کاپیتالیسم «سرمایهداری» نشانه رفتند.
و امروز تظاهرات عظیمی به شیوه و سبک جدید که تاکنون کمتر سابقه داشته است را در آمریکا و اروپا هستیم و متأسفانه هنوز دولتمردان این کشورها به دنبال تروریستها در خاورمیانه دوانند و سربازان و مدافعان ارتشی خود را یکی پس از دیگری به کشتن میدهند. در صورتی که معالجه این اقتصاد بیمار با جنگ روانی «نرم» و جنگ نظامی «گرم» میسر نیست.
بلکه در سایه صلح، دوستی، احترام متقابل و پیاده شدن از مرکب تکبر و خودبینی میتوان به داد و ستدهای تجاری و روابط سیاسی حسنه و بدون آزار پرداخت و هزینههای گزاف مقابله با این کشور یا آن کشور را در راه تأمین رفاه عمومی صرف نمود.
زنگ خطر رشد جمعیت هفت میلیاردی زمین که اخیراً به صدا درآمده حکایت از فقر، گرسنگی، آوارگی، جنگ، مهاجرت، بیکاری و نظامگسیختگی مردمانی دارد که علیرغم وعدههای رنگارنگ و دروغهای بزرگ شاهد شکاف طبقاتی و عدم توزیع عادلانه ثروت ملی بوده تحمل سوء استفادههای کلان دولتمردان وابسته و تکیه بر سلاحهای پیشرفته را ندارند.
بلاشک فناوریهای جدید پیشرفته اطلاعرسانی که جهان امروز را به صورت دهکدهای کوچک درآورده و همه از حال و روز یکدیگر باخبرند، سطح بینش و توقعات مردم جهان را چنان بالا برده که به سادگی نمیتوان آنها را در اعماق بیخبری و یا فریب فرو برد.
هنوزا هنوز زمین قادر به تأمین آب، نان، مسکن، بهداشت و آموزش مردمان خود هست مشروط بر آنکه عدالت در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و نهایتاً اجتماعی جایگاه واقعی خود را از طریق دولتها و ملتها پیدا کند و از حرف و شعار بیرون آید.
متأسفانه زیادهطلبیهای آمریکا و کشورهای اروپایی برای استمرار حیات قلدرانه توان کشورهای عقبافتاده و در حال رشد را گرفته آنها را مجبور میکنند از نان شب مردم خود کاسته به خرید سلاح و تجهیزات نظامی بپردازند تا آنجا که بعضی کشورهای عربی خاورمیانه از جمله عربستان سعودی و کویت بیش از آمار جمعیتیشان اسلحه انبار کردهاند و با تحریک کشورهای فروشنده این ابزارهای جنگی بر علیه همسایگان خود کوس جنگ میزنند.
اگر دولتمردان آمریکا و اروپا به این نتیجه رسیده باشند که تنها راه حل بحران اقتصادیشان جنگ است عنقریب شاهد جنگی فرسایشی در منطقه خاورمیانه خواهیم بود که نهایتاً به جنگی تمامعیار و جهانی تبدیل خواهد شد. دنباله جنگی که به شیوههای نوین در حال اجراست و بشر از تبعات آنها غافل مانده است.
سیل مهاجرین گرسنه آفریقایی که به بهانه خشکسالی دستشان به سوی دشمنان دراز شده، تحولات منطقه که بیشتر کشورهای نفتخیز را تهدید میکند و سایه سنگین کرکسهای آدمخوار که مترصد تسلیم مردمان کشورهای جنگزدهاند، همه حکایت از آن دارد که جهان فردا نمیتواند جهانی بدون کشتار، آشوب، اعتراضات و کودتا باشد.
متأسفانه در این عالم وانفسا آنچه از دید همگان پنهان مانده کرامت انسانها و ارزش وجودی آنها به عنوان اشرف مخلوقات است که بسیار اتفاق افتاده در حد یک حیوان سبوع و درنده تنزل پیدا میکند. به عنوان مثال: قتل، غارت، خشونتهای اجتماعی، ناباوری اصول و اعتقادات دینی، لذتطلبی مادی و آسانخواهی ارکان نظامهای اقتصادی جهان را متزلزل کرده و اعتراضات عمومی را دامن زده است.
نتیجه آنکه جهان امروز و مردمان زمین نیازمند آشتی با خودند و دست کشیدن از جنگ و انتقامجویی و این میسر نمیشود جز آنکه دولتمردان از توسن کبر و غرور به زیر آیند، چشمها را باز کنند و طور دیگر ببینند.
+ نوشته شده در 2011/11/2 ساعت 5:15 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی