صفحه 15--14 آبان 90
عبدالحميد احمدي: در ورزش ما هويتي به نام باشگاه وجود ندارد
ایسنا: رئيس انجمن ورزشينويسان ايران معتقد است كه باشگاههاي فوتبال، امروز فقط عنوان باشگاه را يدك مي كشند و ساختمان و دفتر باشگاهها به محله بروبياي مديران سياسي، اقتصادي و ساير حوزههاي غير مرتبط با ورزش تبديل شدهاند و آنچه امروز در ورزش و به ويژه در ميادين فوتبال شاهد آن هستيم به دليل بيهويتي و تهي بودن باشگاههاي به اصطلاح فرهنگي ما از فرهنگ و تربيت و اخلاق است.
عبدالحميد احمدي درباره معضلات اخلاقي ورزش كشور، اظهار كرد: اگر بخواهيم اين مساله را ريشه يابي كنيم مهمترين محوري كه بايد روي آن تكيه كنيم بحث باشگاههاست. به اعتقاد من، در ورزش ما امروز هويتي به نام باشگاه وجود ندارد و اگر در حال حاضر از جنبههاي مختلف دچار آسيب ميشويم نيز به همين دليل است و آنچه امروز در ورزش و به ويژه در ميادين فوتبال شاهد آن هستيم به دليل بيهويتي و تهي بودن باشگاههاي به اصطلاح فرهنگي ما از فرهنگ و تربيت و اخلاق است.
وي ادامه داد: باشگاه صرفا يك ساختار فيزيكي با ميز و صندلي و اتاق جلسه نيست، بلكه باشگاه در وهله اول فرهنگ، مكتب و هويت است و تمام امكانات سختافزاري در خدمت اين فرهنگ و مكتب و هويت قرار ميگيرند. متاسفانه باشگاههاي ما امروز فقط عنوان باشگاه را يدك مي كشند و ساختمان و دفتر باشگاهها به محله بروبياي مديران سياسي، اقتصادي و ساير حوزههاي غير مرتبط با ورزش تبديل شدهاند. در چنين شرايطي چطور ميتوان توقع داشت كه شاهد ناهنجاريهاي اخلاقي و فرهنگي در ورزش نباشيم؟
احمدي همچنين با بيان اين كه مهمترين اولويت براي امروز ورزش و به ويژه فوتبال، هويتيابي وهويت سازي در باشگاههاست، افزود: مگر ميشود با افرادي كه سنخيتي به لحاظ فرهنگي، هويتي و ورزشي با باشگاه ندارند يك باشگاه ورزشي را اداره كرد؟ نگاهي به وضع موجود باشگاهها نشانگر آن است كه متاسفانه حضور افراد با ريشه كه ميتوانند هويتدهندگان واقعي باشگاه باشند بسيار كمرنگ و گاه بيرنگ است و در واقع آنچه به باشگاه هويت ميدهد اصلا وجود خارجي ندارد. در چنين وضعيتي ناگزير بايد در ساختار فعلي باشگاهها بازنگري اساسي صورت پذيرد و با تكيه بر فكر و توان نيروهاي شناخته شده و متخصص ورزشي، باشگاههايي با ساختار و هويت معين و فرهنگ مورد انتظار ايجاد شود.
رييس انجمن ورزش نويسان در ادامه خطاب به دست اندركاران ورزش كشور، خاطر نشان كرد: دستگاههاي متولي ورزش در كشور و مديران ارشد ورزش بهتر است به جاي پرداختن به جزئيات غير مرتبط با ورزش و رتق و فتق امور اداري و مديريتي باشگاهها به موضوع ورزش به صورت كلان نگاه كنند و در جهت رفع معضلات گام بردارند. اولين قدم در اين راه نيز ايجاد ساختاري قانوني، حقوقي و فرهنگي لازم براي باشگاهها و خارج كردن باشگاههاي ورزشي و به ويژه فوتبال از وضعيت موجود است.
وي در ادامه با بيان اين كه شرايط فرهنگي موجود در ورزش حاصل كار همه بخشهاي موثر در ورزش است، درباره نقش رسانهها در بروز بياخلاقيها در ورزش گفت: در بروز چنين شرايطي نميتوانيم يك بخش را كاملا مبرا از هر گونه عيب و ايراد بدانيم. قطعا فعاليت رسانهها در اين عرصه نيزقابل نقد است و اشكالهايي در اين زمينه وجود داشته است. يكي از اشكالهاي عمده كه به رسانهها بر ميگردد، ترويج سطحي نگري در ورزش است.
احمدي ادامه داد: انتظاري كه از رسانهها ميرود آن است كه نگاه عميقتر، تحليليتر و كارشناسيتر به مسايل ورزش داشته باشند. متاسفانه بايد اذعان كنيم كه برخي
چهره پردازيها و بزرگنماييها و ايجاد فرصتهاي رسانهاي براي برخي افراد در عرصه ورزش باعث يك سري آثار معكوس شده است كه بازنگري در كار رسانهها را امري الزامي جلوه ميدهد. زماني كه رسانهها به جاي پرداختن به اصل و متن ورزش، بيشتر به سراغ حاشيهها رفتند و آنها را پررنگ كردند و وقتي بده بستانهايي بين برخي رسانهايها و مديران ورزش و ورزشكاران و مربيان صورت گرفت و باعث لوث شدن محيط مقدس ورزش و رسانه شد، آثار نامطلوبي در جامعه ورزش خواهد گذاشت.
وي همچنين ادامه داد: به نظر من اگر رسانهها و روزنامه نگاران مسئوليت اجتماعي خود را فراموش كنند يا مسئوليت اجتماعي را فداي منافع شخصي خود كنند، اعتماد جامعه و اثربخشي خود را از دست خواهند داد و اگر امروز هم نقدي به كار رسانهها وارد ميشود، حاصل همين مساله است. رسانهها بايد بپذيرند كه برخي مسايل و نواقص در كارشان وجود دارد كه بايد در جهت رفع آنها اقدام كنند. مردم از رسانهها به عنوان وجدان و چشمان بيدار جامعه توقع دارند كه در مقابله با فساد در همه موضوعات و از جمله ورزش ذرهاي مماشات و كوتاهي نكنند و در صف مقدم مبارزه با ناهنجاريها و بي اخلاقيها باشند و بديهي است كه لازمه قرار گرفتن در چنين موضع حساسي سلامت رسانه و اهالي آن است.
احمدي در ادامه با تاكيد بر اين كه در وضعيت نابسامان موجود هر كسي بايد بپذيرد كه بخشي از تقصيرها به عهده او است و در جهت رفع آنها بربيايد، تصريح كرد: اگر افراد به جاي پذيرش نقصها، كمبودها و اشتباهات فرافكني كنند و ايرادها را متوجه بخشهاي ديگر بدانند، كماكان در دايره اشتباهات خود خواهيم چرخيد. هر بخش اكنون وظيفه دارد كه وضعيت خود را خوب بررسي كند و اشكالاتش را بپذيرد و رفع كند تا شاهد بهبود وضعيت فرهنگي در جامعه ورزش باشيم ولي در
غير اين صورت روز به روز شاهد اتفاقات تلختر و ناگوارتر خواهيم بود.
وي در پايان با اشاره به اتفاقي كه در ديدار پرسپوليس و داماش رخ داد، اين مساله را حلقهاي از سلسله حلقههاي بي فرهنگي و بداخلاقي در فوتبال توصيف كرد و گفت: متاسفانه در گذشته هم رفتارهاي ناهنجاري در ميدان ورزش و به ويژه فوتبال رخ داده بود كه اگر در همان زمان با رخدادهاي مشابه برخوردهاي قاطع و جدي صورت ميگرفت، اكنون شاهد اين اتفاق تلخ نبوديم. اكنون نيز اگر قرار باشد باز هم در برخورد با اين حركت ضدفرهنگي و ضداخلاقي مماشاتي صورت بگيرد يا عدهاي با پادرمياني بخواهند مسئله را لوث كنند بدون شك بايد در آينده منتظر اتفاقات بدتري در ميادين ورزش و فوتبال باشيم.
تحليل دكتر نجفي توانا از رواج بياخلاقيها در ورزش
ایسنا: يك مدرس دانشگاه معتقد است كه خرده فرهنگ با فرهنگ عمومي جامعه متفاوت است و بايد براي قضاوت رفتارهاي ورزشي كمي با اغماض عمل كرد.
دكتر علي نجفي توانا در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره اخلاق در ورزش گفت: رفتارها و هنجارهاي انسان با توجه به شرايط فردي، خانوادگي و محيطي حسب مورد از الگوهاي خاصي پيروي ميكنند. ما در هر جامعهاي يك فرهنگ عمومي داريم كه با توجه به سنتها و ارزشهاي اخلاقي و ديني مورد قبول عام مردم است و معمولا مورد احترام بوده و اجرا ميشود اما در كنار اين فرهنگ عمومي در حوزههاي مختلف اجتماعي از لحاظ فرهنگي، اقتصادي، ديني، نژادي و حتي از نظر محلي، داراي خرده فرهنگهايي هستيم كه اين خرده فرهنگها با فرهنگ عمومي متفاوت است.
گاهي خرده فرهنگها منطبق با فرهنگ عمومي نيست
نجفي با بيان اينكه معمولا خرده فرهنگها ميتوانند انعكاس ارزشهايي متفاوت از ارزشهاي حاكم در جامعه باشند افزود: گاهي خرده فرهنگها منطبق با فرهنگ عمومي نيستند و در بحث اخلاق بايد توجه داشته باشيم كه گاهي كماخلاقي مربوط به فرهنگ عمومي است و گاهي مربوط به خردهفرهنگهاست در نتيجه نبايد از لحاظ اخلاق نظري و عملي،
خرده فرهنگها را با فرهنگ عمومي مطابقت داد.
اين مدرس دانشگاه همچنين خاطرنشان كرد: در رابطه با مسائل ورزشي، معمولا گروههاي ورزشي با توجه به نوع ورزش خود، يك فرهنگ خاص دارند و هر ورزشكاري با توجه به نوع فرهنگ شخصي خود يعني تحصيلات، جايگاه اجتماعي و... با ورزشكار ديگر متفاوت است اما در مجموع ورزشكاران در رابطه با
خرده فرهنگها از اصولي مشابه پيروي ميكنند.
نجفي در ادامه با طرح اين سوال كه هنجارها و رفتارها را در گروههاي ورزشي با كدام يك از معيارها در فرهنگ عمومي بايد بسنجيم؟ افزود: آيا درست است كه هنجارهاي درون گروهي را با معيارهاي نظري خود مورد سنجش قرار دهيم؟ در اين قضاوت بايد توجه داشته باشيم كه خردهفرهنگها با ارزشهاي فرهنگ عمومي فاصله دارد. اگر هنجارها و رفتارها را با هنجارهاي عمومي جامعه مقايسه كنيم قطعا اقدامات انجام شده نوعي هنجارشكني و كجروي در اصول اخلاقي محسوب ميشود اما بايد اين هنجارها را با ورزش گروهي مقايسه كنيم و توجه داشته باشيم كه در آن، شرايط خاص خرده فرهنگها حاكم است.
وي افزود: بايد با انديشه و تفكر به تحليل و اظهار نظر در اين رابطه پرداخت زيرا هرچند اين شوخيها با فرهنگ عمومي مغايرت دارد و مورد پسند نيست اما در چارچوب خرده فرهنگها هم قرار ميگيرد.
بروز رفتارهاي ناشايست تنها مختص ورزشكاران ايراني نيست
اين مدرس دانشگاه اضافه كرد: ورزشكاران در رشتههاي متفاوت اخلاق را رعايت ميكنند اما در برخي از رفتارهايشان در زمان تخليه هيجانات ناشي از پيروزي تحت تاثير حضور تماشاگران و... قرار ميگيرند. در نتيجه اين شرايط تحمل يك ورزشكار را كه دروضعيت حساس قرار دارد به حداقل ميرساند و امكان بروز برخي رفتارهاي ناشايست و ناپسند وجود دارد. متاسفانه اين اقدامات در بين ورزشكاران ما وجود دارد اما تنها مختص ورزشكاران ايراني نيست و در اكثر كشورها، خرده فرهنگهايي وجود دارد كه حتي حاوي شوخيهاي ركيك، الفاظ ناپسند، شوخيهاي فيزيكي ناپسند و... است كه در واقع اگر بخواهيم اين رفتارها را با هنجارهاي خرده فرهنگها بسنجيم، اين گونه رفتارها چندان هم ناپسند نيست و نبايد مورد سرزنش و هجمه باشد هرچند چنين رفتارهايي مقبول نيست و از يك ورزشكار هم انتظار چنين رفتارهايي نميرود.
حركات يك جامعه ورزشي بايد با اغماض مورد ارزيابي قرار گيرد
وي در عين حال تصريح كرد: ملاحظه اين حركات در يك جامعه ورزشي بايد با اغماض مورد ارزيابي قرار گيرد. هنجارهاي ورزشكاران گاهي آنقدر نامتعادل و نامتعارف است كه در تطبيق معيارهاي اجتماعي و قانوني قابل پيگيري است. به طور مثال بعضي از اقدامات همچون توهين به مربي و داوران، خطاي عمد و... نه تنها از لحاظ معيارهاي اخلاقي بلكه از لحاظ مقررات كيفري جرم محسوب شده و قابل تعقيب و مجازات است.
اين مدرس دانشگاه با بيان اينكه براي جلوگيري از اين هنجارها چند اقدام قابل تصور است افزود: آموزش اخلاقي به ورزشكاران از جمله راهكارهايي است كه بايد مد نظر قرار گيرد و در واقع بايد تربيت ورزش را منتقل كنيم و به آنها تفهيم كنيم كه فرهنگ و رفتار حاكم در ورزش با تربيت و رفتار حاكم بر رفتار خصوصي متفاوت است و نبايد چنين رفتارهايي را در ملأ عام و زماني كه مورد رصد رسانهها هستند انجام دهند.
وي ادامه داد: ورزشكاران بايد با رعايت يك رفتار عرف به ورزش بپردازند كه در تطبيق آن با ارزشهاي عمومي آن عمل ناهنجار محسوب نشود.
رسانه ها كمتر درصدد مچ گيري از ورزشكاران باشند
نجفي اظهار كرد: رسانهها هم بايد بيشتر به ماهيت ورزش توجه كنند و كمتر درصدد مچگيري از ورزشكاران براي جلب مخاطب باشند چون اين اقدام مانند يك مبارزه نابرابر است. ورزشكاراني كه در يك هيجان و در يك شرايط بيتعادلي رواني دست به اين اقدام ميزنند قبل از همه خود تحت تاثير قرار ميگيرند و انتقال اين موضوعها به رسانهها نوعي پردهدري و افشاي مسائلي است كه با محيط ورزش ارتباطي ندارد.
اين مدرس دانشگاه تاكيد كرد: من معتقدم كه بايد به رسانهها هم آموزش داد كه اگر ورزشي در رابطه با فرهنگ خصوصي خود غلط عمل كرد، نبايد آن را در جامعه پخش كنيم. چگونه است زماني كه مسابقه جهاني را از رسانه ملي پخش ميكنيم اين مسابقات با چند ثانيه تاخير بر روي آنتن ميرود تا رفتاري مغاير با هنجار و فرهنگ عمومي جامعه ما منتشر نشود!
نجفي در پاسخ به اينكه آيا معتقديد كه رسانهها نبايد مسابقههاي ورزشي را به صورت مستقيم پخش كنند؟ گفت: وسايل سمعي و بصري يا بايد از انتقال اين صحنهها خودداري كنند يا آنقدر مطمئن باشند كه ورزشكاران ما در اوج هيجان، مبادرت به انجام اين اقدامات نميكنند. اگر نگران هستيم كه چنين شوخيهايي كه از نظر فرهنگ عمومي ناپسند است به افكار عمومي منتشر نشود در نتيجه ميتوان با يك تاخير چند ثانيهاي بسياري از صحنههاي ناپسند را منتشر نكرد كه متاسفانه صداوسيماي ما با اصرار عجيبي سعي در انتشار چنين صحنههايي دارد.
باشگاهها شيوههاي تخليه هيجان را به بازيكنان و مربيان بياموزند
اين مدرس دانشگاه با بيان اين كه اگر شوخي افراد در محفلهاي حرفهاي و صنفي را به معرض ديد افراد ديگر برسانيم اين موضوع يك رازگشايي است، ادامه داد: معتقدم كه بايد مربيان و باشگاهها در اين زمينه با استفاده از روانشناسي و آسيب شناسي، شيوههاي تخليه هيجان را به بازيكنان و مربيان بياموزند و مديريت رفتار در زمان اوج هيجان را به گونهاي تعليم دهيم كه در موارد خاص شاهد چنين رفتارهايي نباشيم.
وي ادامه داد: باشگاه صرفا يك ساختار فيزيكي با ميز و صندلي و اتاق جلسه نيست، بلكه باشگاه در وهله اول فرهنگ، مكتب و هويت است و تمام امكانات سختافزاري در خدمت اين فرهنگ و مكتب و هويت قرار ميگيرند. متاسفانه باشگاههاي ما امروز فقط عنوان باشگاه را يدك مي كشند و ساختمان و دفتر باشگاهها به محله بروبياي مديران سياسي، اقتصادي و ساير حوزههاي غير مرتبط با ورزش تبديل شدهاند. در چنين شرايطي چطور ميتوان توقع داشت كه شاهد ناهنجاريهاي اخلاقي و فرهنگي در ورزش نباشيم؟
احمدي همچنين با بيان اين كه مهمترين اولويت براي امروز ورزش و به ويژه فوتبال، هويتيابي وهويت سازي در باشگاههاست، افزود: مگر ميشود با افرادي كه سنخيتي به لحاظ فرهنگي، هويتي و ورزشي با باشگاه ندارند يك باشگاه ورزشي را اداره كرد؟ نگاهي به وضع موجود باشگاهها نشانگر آن است كه متاسفانه حضور افراد با ريشه كه ميتوانند هويتدهندگان واقعي باشگاه باشند بسيار كمرنگ و گاه بيرنگ است و در واقع آنچه به باشگاه هويت ميدهد اصلا وجود خارجي ندارد. در چنين وضعيتي ناگزير بايد در ساختار فعلي باشگاهها بازنگري اساسي صورت پذيرد و با تكيه بر فكر و توان نيروهاي شناخته شده و متخصص ورزشي، باشگاههايي با ساختار و هويت معين و فرهنگ مورد انتظار ايجاد شود.
رييس انجمن ورزش نويسان در ادامه خطاب به دست اندركاران ورزش كشور، خاطر نشان كرد: دستگاههاي متولي ورزش در كشور و مديران ارشد ورزش بهتر است به جاي پرداختن به جزئيات غير مرتبط با ورزش و رتق و فتق امور اداري و مديريتي باشگاهها به موضوع ورزش به صورت كلان نگاه كنند و در جهت رفع معضلات گام بردارند. اولين قدم در اين راه نيز ايجاد ساختاري قانوني، حقوقي و فرهنگي لازم براي باشگاهها و خارج كردن باشگاههاي ورزشي و به ويژه فوتبال از وضعيت موجود است.
وي در ادامه با بيان اين كه شرايط فرهنگي موجود در ورزش حاصل كار همه بخشهاي موثر در ورزش است، درباره نقش رسانهها در بروز بياخلاقيها در ورزش گفت: در بروز چنين شرايطي نميتوانيم يك بخش را كاملا مبرا از هر گونه عيب و ايراد بدانيم. قطعا فعاليت رسانهها در اين عرصه نيزقابل نقد است و اشكالهايي در اين زمينه وجود داشته است. يكي از اشكالهاي عمده كه به رسانهها بر ميگردد، ترويج سطحي نگري در ورزش است.
احمدي ادامه داد: انتظاري كه از رسانهها ميرود آن است كه نگاه عميقتر، تحليليتر و كارشناسيتر به مسايل ورزش داشته باشند. متاسفانه بايد اذعان كنيم كه برخي
چهره پردازيها و بزرگنماييها و ايجاد فرصتهاي رسانهاي براي برخي افراد در عرصه ورزش باعث يك سري آثار معكوس شده است كه بازنگري در كار رسانهها را امري الزامي جلوه ميدهد. زماني كه رسانهها به جاي پرداختن به اصل و متن ورزش، بيشتر به سراغ حاشيهها رفتند و آنها را پررنگ كردند و وقتي بده بستانهايي بين برخي رسانهايها و مديران ورزش و ورزشكاران و مربيان صورت گرفت و باعث لوث شدن محيط مقدس ورزش و رسانه شد، آثار نامطلوبي در جامعه ورزش خواهد گذاشت.
وي همچنين ادامه داد: به نظر من اگر رسانهها و روزنامه نگاران مسئوليت اجتماعي خود را فراموش كنند يا مسئوليت اجتماعي را فداي منافع شخصي خود كنند، اعتماد جامعه و اثربخشي خود را از دست خواهند داد و اگر امروز هم نقدي به كار رسانهها وارد ميشود، حاصل همين مساله است. رسانهها بايد بپذيرند كه برخي مسايل و نواقص در كارشان وجود دارد كه بايد در جهت رفع آنها اقدام كنند. مردم از رسانهها به عنوان وجدان و چشمان بيدار جامعه توقع دارند كه در مقابله با فساد در همه موضوعات و از جمله ورزش ذرهاي مماشات و كوتاهي نكنند و در صف مقدم مبارزه با ناهنجاريها و بي اخلاقيها باشند و بديهي است كه لازمه قرار گرفتن در چنين موضع حساسي سلامت رسانه و اهالي آن است.
احمدي در ادامه با تاكيد بر اين كه در وضعيت نابسامان موجود هر كسي بايد بپذيرد كه بخشي از تقصيرها به عهده او است و در جهت رفع آنها بربيايد، تصريح كرد: اگر افراد به جاي پذيرش نقصها، كمبودها و اشتباهات فرافكني كنند و ايرادها را متوجه بخشهاي ديگر بدانند، كماكان در دايره اشتباهات خود خواهيم چرخيد. هر بخش اكنون وظيفه دارد كه وضعيت خود را خوب بررسي كند و اشكالاتش را بپذيرد و رفع كند تا شاهد بهبود وضعيت فرهنگي در جامعه ورزش باشيم ولي در
غير اين صورت روز به روز شاهد اتفاقات تلختر و ناگوارتر خواهيم بود.
وي در پايان با اشاره به اتفاقي كه در ديدار پرسپوليس و داماش رخ داد، اين مساله را حلقهاي از سلسله حلقههاي بي فرهنگي و بداخلاقي در فوتبال توصيف كرد و گفت: متاسفانه در گذشته هم رفتارهاي ناهنجاري در ميدان ورزش و به ويژه فوتبال رخ داده بود كه اگر در همان زمان با رخدادهاي مشابه برخوردهاي قاطع و جدي صورت ميگرفت، اكنون شاهد اين اتفاق تلخ نبوديم. اكنون نيز اگر قرار باشد باز هم در برخورد با اين حركت ضدفرهنگي و ضداخلاقي مماشاتي صورت بگيرد يا عدهاي با پادرمياني بخواهند مسئله را لوث كنند بدون شك بايد در آينده منتظر اتفاقات بدتري در ميادين ورزش و فوتبال باشيم.
تحليل دكتر نجفي توانا از رواج بياخلاقيها در ورزش
ایسنا: يك مدرس دانشگاه معتقد است كه خرده فرهنگ با فرهنگ عمومي جامعه متفاوت است و بايد براي قضاوت رفتارهاي ورزشي كمي با اغماض عمل كرد.
دكتر علي نجفي توانا در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره اخلاق در ورزش گفت: رفتارها و هنجارهاي انسان با توجه به شرايط فردي، خانوادگي و محيطي حسب مورد از الگوهاي خاصي پيروي ميكنند. ما در هر جامعهاي يك فرهنگ عمومي داريم كه با توجه به سنتها و ارزشهاي اخلاقي و ديني مورد قبول عام مردم است و معمولا مورد احترام بوده و اجرا ميشود اما در كنار اين فرهنگ عمومي در حوزههاي مختلف اجتماعي از لحاظ فرهنگي، اقتصادي، ديني، نژادي و حتي از نظر محلي، داراي خرده فرهنگهايي هستيم كه اين خرده فرهنگها با فرهنگ عمومي متفاوت است.
گاهي خرده فرهنگها منطبق با فرهنگ عمومي نيست
نجفي با بيان اينكه معمولا خرده فرهنگها ميتوانند انعكاس ارزشهايي متفاوت از ارزشهاي حاكم در جامعه باشند افزود: گاهي خرده فرهنگها منطبق با فرهنگ عمومي نيستند و در بحث اخلاق بايد توجه داشته باشيم كه گاهي كماخلاقي مربوط به فرهنگ عمومي است و گاهي مربوط به خردهفرهنگهاست در نتيجه نبايد از لحاظ اخلاق نظري و عملي،
خرده فرهنگها را با فرهنگ عمومي مطابقت داد.
اين مدرس دانشگاه همچنين خاطرنشان كرد: در رابطه با مسائل ورزشي، معمولا گروههاي ورزشي با توجه به نوع ورزش خود، يك فرهنگ خاص دارند و هر ورزشكاري با توجه به نوع فرهنگ شخصي خود يعني تحصيلات، جايگاه اجتماعي و... با ورزشكار ديگر متفاوت است اما در مجموع ورزشكاران در رابطه با
خرده فرهنگها از اصولي مشابه پيروي ميكنند.
نجفي در ادامه با طرح اين سوال كه هنجارها و رفتارها را در گروههاي ورزشي با كدام يك از معيارها در فرهنگ عمومي بايد بسنجيم؟ افزود: آيا درست است كه هنجارهاي درون گروهي را با معيارهاي نظري خود مورد سنجش قرار دهيم؟ در اين قضاوت بايد توجه داشته باشيم كه خردهفرهنگها با ارزشهاي فرهنگ عمومي فاصله دارد. اگر هنجارها و رفتارها را با هنجارهاي عمومي جامعه مقايسه كنيم قطعا اقدامات انجام شده نوعي هنجارشكني و كجروي در اصول اخلاقي محسوب ميشود اما بايد اين هنجارها را با ورزش گروهي مقايسه كنيم و توجه داشته باشيم كه در آن، شرايط خاص خرده فرهنگها حاكم است.
وي افزود: بايد با انديشه و تفكر به تحليل و اظهار نظر در اين رابطه پرداخت زيرا هرچند اين شوخيها با فرهنگ عمومي مغايرت دارد و مورد پسند نيست اما در چارچوب خرده فرهنگها هم قرار ميگيرد.
بروز رفتارهاي ناشايست تنها مختص ورزشكاران ايراني نيست
اين مدرس دانشگاه اضافه كرد: ورزشكاران در رشتههاي متفاوت اخلاق را رعايت ميكنند اما در برخي از رفتارهايشان در زمان تخليه هيجانات ناشي از پيروزي تحت تاثير حضور تماشاگران و... قرار ميگيرند. در نتيجه اين شرايط تحمل يك ورزشكار را كه دروضعيت حساس قرار دارد به حداقل ميرساند و امكان بروز برخي رفتارهاي ناشايست و ناپسند وجود دارد. متاسفانه اين اقدامات در بين ورزشكاران ما وجود دارد اما تنها مختص ورزشكاران ايراني نيست و در اكثر كشورها، خرده فرهنگهايي وجود دارد كه حتي حاوي شوخيهاي ركيك، الفاظ ناپسند، شوخيهاي فيزيكي ناپسند و... است كه در واقع اگر بخواهيم اين رفتارها را با هنجارهاي خرده فرهنگها بسنجيم، اين گونه رفتارها چندان هم ناپسند نيست و نبايد مورد سرزنش و هجمه باشد هرچند چنين رفتارهايي مقبول نيست و از يك ورزشكار هم انتظار چنين رفتارهايي نميرود.
حركات يك جامعه ورزشي بايد با اغماض مورد ارزيابي قرار گيرد
وي در عين حال تصريح كرد: ملاحظه اين حركات در يك جامعه ورزشي بايد با اغماض مورد ارزيابي قرار گيرد. هنجارهاي ورزشكاران گاهي آنقدر نامتعادل و نامتعارف است كه در تطبيق معيارهاي اجتماعي و قانوني قابل پيگيري است. به طور مثال بعضي از اقدامات همچون توهين به مربي و داوران، خطاي عمد و... نه تنها از لحاظ معيارهاي اخلاقي بلكه از لحاظ مقررات كيفري جرم محسوب شده و قابل تعقيب و مجازات است.
اين مدرس دانشگاه با بيان اينكه براي جلوگيري از اين هنجارها چند اقدام قابل تصور است افزود: آموزش اخلاقي به ورزشكاران از جمله راهكارهايي است كه بايد مد نظر قرار گيرد و در واقع بايد تربيت ورزش را منتقل كنيم و به آنها تفهيم كنيم كه فرهنگ و رفتار حاكم در ورزش با تربيت و رفتار حاكم بر رفتار خصوصي متفاوت است و نبايد چنين رفتارهايي را در ملأ عام و زماني كه مورد رصد رسانهها هستند انجام دهند.
وي ادامه داد: ورزشكاران بايد با رعايت يك رفتار عرف به ورزش بپردازند كه در تطبيق آن با ارزشهاي عمومي آن عمل ناهنجار محسوب نشود.
رسانه ها كمتر درصدد مچ گيري از ورزشكاران باشند
نجفي اظهار كرد: رسانهها هم بايد بيشتر به ماهيت ورزش توجه كنند و كمتر درصدد مچگيري از ورزشكاران براي جلب مخاطب باشند چون اين اقدام مانند يك مبارزه نابرابر است. ورزشكاراني كه در يك هيجان و در يك شرايط بيتعادلي رواني دست به اين اقدام ميزنند قبل از همه خود تحت تاثير قرار ميگيرند و انتقال اين موضوعها به رسانهها نوعي پردهدري و افشاي مسائلي است كه با محيط ورزش ارتباطي ندارد.
اين مدرس دانشگاه تاكيد كرد: من معتقدم كه بايد به رسانهها هم آموزش داد كه اگر ورزشي در رابطه با فرهنگ خصوصي خود غلط عمل كرد، نبايد آن را در جامعه پخش كنيم. چگونه است زماني كه مسابقه جهاني را از رسانه ملي پخش ميكنيم اين مسابقات با چند ثانيه تاخير بر روي آنتن ميرود تا رفتاري مغاير با هنجار و فرهنگ عمومي جامعه ما منتشر نشود!
نجفي در پاسخ به اينكه آيا معتقديد كه رسانهها نبايد مسابقههاي ورزشي را به صورت مستقيم پخش كنند؟ گفت: وسايل سمعي و بصري يا بايد از انتقال اين صحنهها خودداري كنند يا آنقدر مطمئن باشند كه ورزشكاران ما در اوج هيجان، مبادرت به انجام اين اقدامات نميكنند. اگر نگران هستيم كه چنين شوخيهايي كه از نظر فرهنگ عمومي ناپسند است به افكار عمومي منتشر نشود در نتيجه ميتوان با يك تاخير چند ثانيهاي بسياري از صحنههاي ناپسند را منتشر نكرد كه متاسفانه صداوسيماي ما با اصرار عجيبي سعي در انتشار چنين صحنههايي دارد.
باشگاهها شيوههاي تخليه هيجان را به بازيكنان و مربيان بياموزند
اين مدرس دانشگاه با بيان اين كه اگر شوخي افراد در محفلهاي حرفهاي و صنفي را به معرض ديد افراد ديگر برسانيم اين موضوع يك رازگشايي است، ادامه داد: معتقدم كه بايد مربيان و باشگاهها در اين زمينه با استفاده از روانشناسي و آسيب شناسي، شيوههاي تخليه هيجان را به بازيكنان و مربيان بياموزند و مديريت رفتار در زمان اوج هيجان را به گونهاي تعليم دهيم كه در موارد خاص شاهد چنين رفتارهايي نباشيم.
+ نوشته شده در 2011/11/5 ساعت 5:2 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی