خواندن کتاب، عاملی برای تحریک تخیل کودکان

تصور کنید قبل از آنکه حتی کودک شما متولد شود از طریق کتاب خواندن، امکان ارتباط والدین با فرزند و نیز ارتباط والدین با یکدیگر فراهم می شود. خواندن(کتاب) برای فرزندتان در دوران کودکی، یکی از ابزارهای موثر برای گسترش ذهن او و القا کردن تدریجی عشق به مطالعه و خواندن در طول زندگی اش است. خواندن کتاب خوب امکان مسافرت فرزندتان به مکانهایی که آنجا نبوده است، ملاقات افرادی که هرگز او را ندیده و گسترش فهم و آگاهی او برای مواجه شدن با موقعیتهای فیزیکی و احساسی متفاوت را مهیا می سازد. همچنین خواندن برای کودک باعث ایجاد و گسترش ارتباط عاطفی میان شما و فرزندتان می شود. چه او روی پاهای شما باشد و شما مشغول نوازش وی باشید، چه در حالی که در آغوشتان آرام گرفته و آماده خوابیدن در رختخواب می شود و چه هنگامی که در یک رستوران منتظر آوردن غذا هستید و... در همه این حالتها شما در ارتباط با او هستید.

خواندن برای کودکان در سنین پایین باعث موفقیت بیشتر آنها هنگام مدرسه رفتن آنان می شود. بلند بلند خواندن کتاب برای او به وی کمک می کند که هم زبان را یاد بگیرد و هم با کلمات آشنایی پیدا کند.همچنین خواندن، پایه و اساس فهم و درک اطلاعات مفهومی و جرقه ای برای شروع تخیل سازی در کودک است.
یادتان باشد که هیچ سنی برای کتاب خواندن کودکان زود نیست. شما حتی می توانید این کار را از زمانی که او هنوز در شکم مادر است، شروع کنید. در حقیقت کتاب خواندن در این دوره باعث آشنایی جنین با صوت و صدای شما می شود. اگر هم  پدر و هم مادر در این دوره با بچه صحبت کنند اثر بهتری خواهد داشت.
وقتی که نوزاد متولد می شود تازه ماجرا شروع می شود. در دوران کودکی که نوزادتان از نظر فیزیکی قادر به فهم دنیای اطرافش نیست، کتاب خواندن شما برای او باعث می شود احساس راحتی و مورد علاقه بودن کند. در حالی که نوزاد در آغوش شما خوابیده شما یک کتاب مصور دوست داشتنی برایش می خوانید؛ در ابتدا به نظر می رسد که او از حوادث اطرافش بی خبر است اما واقعاً این طور است؟ در بسیاری از موارد دیده شده است کودکانی که قبل و بعد از تولد عادت به شنیدن داشته اند در سنین بالاتر تعامل بهتری با کتاب و مطالعه از خود نشان می دهند و گاهی وقتها با وجود آنکه هنوز توانایی حرف زدن پیدا نکرده اند، اما می­توانند تا حد قابل قبولی کلمه ها و واژه ها را از هم تفکیک کرده و در برابر مفهوم برخی از آنها واکنش نشان می دهند.
سعی کنید کتاب خواندن را جز طبیعت او قرار دهید. هر مکان و هر زمانی باید فرصتی برای  کتاب خواندن برای او باشند. در طی دوران بی قراری نوپایی، کتابها می توانند نقش محافظ کودک در مکانهای عمومی را داشته باشند. اگر قصد دارید در صف بانک بایستید به همراه داشتن کیفی کوچک پر از کتابهای مورد علاقه کودکتان یک ایده خیلی خوبی می تواند باشد. قبل از اینکه فرزندتان شروع به بهانه گیری کند کتابی را از کیف بردارید و شروع به خواندن کنید. درست است در حالی که کودک را نگه داشته اید سر پا هستید خواندن کتاب خیلی دشوار است، اما برای رفع این مشکل می توانید کودک را در درون کالسکه قرار دهید. در ضمن تنها کتاب خواندن برای کودک کافی نیست بلکه کسی برای کودک کتاب می خواند(که به طور عمده این فرد مادر است) باید مجموعه ای از شرایط را رعایت کند زیرا شاید از کتاب مهمتر، کسی باشد که کتاب را می خواند. بنابراین تمرین، تسلط، دوست داشتن کتاب، کتاب خوانی و کتاب شناسی و شناخت دنیای کودک از ضرورت های کار کتاب خواندن برای کودک هستند.
کسی که برای کودک کتاب می خواند باید:
** کتاب را از قبل کامل و به درستی خوانده باشید. هنگام کتاب خوانی، مکث‌ها، زیر و بم‌ها و فضای مناسب کلامی را برای محتوای کتاب خلق کنید.
** احساس شما در هنگام کتاب خواندن آن‌چنان باید باشد که کودک علاقه، درک، فهم و لذت شما را از کتاب خواندن احساس کند.
** در طول مدت کتاب خواندن از فضای قصه بیرون نروید، قطع کردن قصه، گفت وگو با دیگران، خوردن و هر کار دیگری جز جریان کتاب خوانی، سوءظن کودک در بی‌علاقگی یا کم توجهی شما  را بر می‌انگیزد.
** صبور و با حوصله باشید. شتاب داشتن برای تمام کردن داستان، یعنی بی‌علاقه و بی‌توجه بودن به احساس کودکان. اگر کودک در لابه‌لای خواندن کتاب، پرسش‌هایی طرح کند نباید بی‌حوصله و یا عصبانی شوید و اگر کودک نکته‌ای را متوجه نشده است باید کوتاه و واضح توضیح دهید.
** حرکت شما بسیار مهم و تأثیرگذار است، با تغییر صدا به تناسب شخصیت‌ها، کتاب و کتاب خوانی جالب‌تر،
شیرین‌تر و دلپذیرتر خواهد شد. از حرکتهای اضافی که در جریان قصه وقفه ایجاد می‌کنند باید پرهیز کنید.
  ** فاصله و رابطه عاطفی شما در هنگام کتاب خواندن با کودک بسیار مهم است. نگاه، لبخند، ارتباط و حالت شما، در انتقال و القای بهتر قصه مؤثر هستند.
** لحن و حرکتهای شما هر چه به انتهای قصه نزدیک می‌شود باید آرامش بخش‌تر باشد.
** از خواندن کتابهایی که بد آموزی دارد و به خصلت‌های ناپسند مانند حسادت، دروغ گویی، آزار و اذیت دیگران دامن می‌زنند یا در اعتقادهای درست تردید و تزلزل ایجاد می‌کنند باید پرهیز کنید.
اگر شما از خواندن لذت نمی برید پس مانعی بزرگ بر سر راه موفقیت تان وجود دارد. اگر شما علاقمند به مطالعه نباشید و دوران کودکی تان را در خانواده ای که اهل این کار نبوده اند سپری کرده باشید، مشکل شما برای عادت کردن به انجام این کار مضاعف خواهد شد اما اجازه ندهید این موضوع جلوی تلاش شما را بگیرد زیرا ویژگی مهم انسان، توانایی تغییر هر چیزی است.
به آهستگی شروع کنید. موضوعی را که به آن علاقه مند هستید را پیدا کرده و شروع به خواندن کنید. قفسه کتاب
خریداری کرده و سعی کنید آن را از کتابهای ویژه کودکان و یا موضوعهایی که به طبع شان سازگار است پر کنید.
برای کودکتان کتاب بخوانید و اصلاً به این دیدگاهها گوش ندهید که"باید کتاب خواندن برای کودکان را از سن خاصی شروع کرد". اقدامهای زیادی می توانید انجام دهید تا فرزندتان را برای روزهایی که توانایی درک کلمه به کلمه شنیده هایش را داشته باشد، آماده کنید.
منبع: تبیان
روش های تکدی گری
در این کتاب، ببخشید در این مطلب روش های مختلف،
متنوع، جالب و فرحناک، مفرح و در نهایت سود آور و پولسازتکدی گری را به شما شهروندان عزیز معرفی خواهیم کرد. شاید روزی روزگاری به قول مثل معروف " هرچیز که خوار آید، یک­روز به کار آید " راقم این سطور بیش از 50 سال در رشته تکدی گری کار کرده و از انجمن های بین­المللی، گواهینامه ایزو9000 دریافت نموده است. به دلیل ضیق مکان، این روش ها را سریع و فهرست وار به شما تقدیم می کنیم شاید...! یکی از روش های معمولی و سنتی تکدی گری، پوشیدن لباس مندرس و گذاشتن موهای کثیف و آشفته و نشستن در گوشه ای و دست دراز کردن است. این شیوه از ابتدای خلقت بشر شروع شده و تا کنون هم ادامه
دارد و خوب هم جواب می دهد. با انقلاب صنعتی، بشر توانست
به تدریج از احساسهای انسانی دور و به سمت عقل متمایل شود.
گدایان هم کم کم جذب کارخانه های صنعتی شدند .پس از مدتی به علت تورم و مشکلهای متوالی، عده ای بیکار شدند و از آنجا که راحت ترین شغل گدایی است، قشر گدا سر از زمین بیرون آورد اما این بار با شیوه های جدیدتر. در این دوره برای تحریک احساسهای خفته انسانها، ترفندهای جدیدی بکار گرفته شد. از جمله این کلک ها، علیل نمایی است. گدا برای به جنبش در آوردن احساسهای رهگذران، سعی می کند کاری کند که مردم فکر کنند. یک پا ندارد و یا یک دستش در جنگ جهانی دوم قطع شده است! مردم دلرحم هم وقتی
می بینند به قول شاعر این دیار: چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار، کمک های لازم را به این فرد به ظاهر ناقص العضو، می کنند. این افرا د به ظاهر معلول روز به روز زیاد شدند و در نتیجه مشاهده آنها در خیابان برای مردم به صورت عادی و طبیعی در آمد و مردم بی تفاوت از کنار آنها می گذشتند.
گدایان متفکر مبتکر، به فکر چاره افتادند و سعی کردند روش های جدیدی ابداع و به جامعه تقدیم نمایند. اینان فکر کردند که از زن و بچه استفاده های بهینه تری می شود کرد. مرد بیکار و بیعار، زن و چند بچه قد و نیم قد خود را به دنبالش می اندازد و جلوی شهروندان را می­گیرد و اظهار می­دارد که برای نمونه، امروز از زندان آزاد شده و قصد دارد به شهر و زادگاه خود برگردد  و به مقداری پول جهت کرایه نیاز دارد. این زن و بچه هم از صبح تا حالا چیزی نخورده اند .
طبیعی است که دیدن این صحنه و شنیدن این مزخرفات دل هر دلداری را به درد می آورد. هرکس که اندک ترحمی  داشته و کمی هم سادگی و رقت قلب، دست توی جیب مبارک خواهد کرد. این شیوه برای قرنها کار ساز بود اما کلک متکدیان  به تدریج رو شد و مردم فهمیدند این فقط یک کلک مرغابی است. گدایان دوباره به فکر طرح روش­های تازه تری افتادند.
روش شیک پوشی یکی از روش های جدید تکدی­گری شد. فرد به ظاهر گدا، با پوشیدن لباس شیک و آویزان کردن نماد تمدن ! به گردن خود، سعی می کند نشان دهد آدم آبرومندی است و به علت بحران اقتصادی دچار بحران شخصیتی و در نتیجه دچار بحران مالی شده است. ایشان اظهار می­دارد که گدا نیست اما به علت ورشکستگی یا اخراج از اداره به این روز افتاده است.
او بنا به گفته خود، روزگاری برای خود کسی بوده وتشکیلاتی داشته و برو و بیایی و خلاصه کاشکی بودی و می­دیدی چه کبکبه و دبدبه ای داشته و حالا به علت خیانت دوستان نا لوطی افتاده به تکدی­گری. کم کم این حقه هم روشد و باز گدایان منور الفکر به اندیشه روش­های جذاب­تری افتادند. دوباره به سراغ استفاده بهتر از بچه­ها رفتند و این بار با آوردن کودکان معصوم خود و دیگرهمکاران و با خوراندن داروهای خواب به این کودکان بیچاره و خواب کردن آنها در خیابان و به معرض تماشا گذاشتن این به ظاهر بیماران، دل هر رهگذری را کباب کوبیده می کردند.
من و شما هم وقتی می بینیم چند کودک روی دست و پاهای این شخص به خواب رفته اند و انگار هزار سال است که مرده اند، دلمان به در خواهد آمد و دست توی جیب یا کیف خود خواهیم کرد.
 معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز