دوران شادمانی و پختگی در زندگی

 سر راه من قرار بگیرد، نمی‌تواند آرامش مرا به هم بزند، روزهای خوشی را در زندگی گذرانده‌ام و تمام لحظه‌های سخت و طاقت‌فرسا دورتر از توانایی من نبوده است، زیرا می‌بینم امروز آنها را پشت سر گذاشته‌ام و انسانی كه امروز هستم را مدیون آنم.

شاید بگویید جوانی، زمان خوشحالی و پیری زمان فقدان و رنجوری و در نتیجه ناراحتی و ناكامی ‌است، اما جالب است بدانید‌ پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد؛ سالمندی دوران شادتری نسبت به جوانی است و اغلب سالمندان در این دوران از دوران جوانیشان شادترند.  این پژوهش ادعا می‌كند، برخلاف نظر رایج میان مردم مبنی بر شادتر بودن جوانان نسبت به سالمندان، پیرها شادتر هستند.
پژوهشگران می‌گویند، جوانان میزان ناراحتی خود را در دوران پیری به اشتباه تخمین می‌زنند؛ پیرها نیز میزان شادمانی دوران جوانیشان را به اشتباه به خاطر می‌آورند ‌و ‌همین ‌باعث می‌شود، تصور كنند در‌ آن‌ دوران‌ شادتر بوده‌اند. بررسی های محققان ایرانی نیز نشان می‌دهد، پیش‌بینی كننده شادی با سن تغییر می‌كند برای نمونه رضامندی از روابط اجتماعی و سلامت برخی در سنین بالاتر مهمتر است. در دوره نوجوانی برخلاف بزرگسالی نوسانهای بیشتری از حالتهای شادی و ناشادی وجود دارد. در مجموع شادی و ناشادی به دوره خاصی از زندگی (نوجوانی، بزرگسالی و پیری) مربوط نمی‌شود،  اما به طور متوسط افراد میانسال شادمانی بیشتری را گزارش كرده‌اند. نتایج پژوهش دیگری نیز نشان داد، سالمندان به میزان شادی خود در سن حاضر رتبه بهتری داده بودند تا جوانان.
چرا شاد هستیم؟
جالب است بدانید پژوهشهای مشابهی نشان داده است كه حتی بیماران بیش از حدی كه انتظار می‌رود، احساس شادمانی می‌كنند. شاید بهترین دلیل این باشد كه ما نوعی موجود دارای قابلیت سازگاری بالا با شرایط و موقعیت‌های گوناگون هستیم و به سادگی عادت می‌كنیم كه با اوضاع كنار بیاییم.
احساس خوشبختی افراد از مجموعه ای از منابع روحی درونی منشأ می‌گیرد، منابعی كه با افزایش سن رشد می‌كنند و قوی‌تر می‌شوند. حتماً شما هم تایید می‌كنید كه گرایش‌های مذهبی در افراد میانسال و سالمند قوی‌تر است و آنان به این باورها ایمان بیشتری نشان می‌دهند. با توكل به این نیروی درونی افراد در برخورد با فراز و نشیب‌های زندگی بهتر عمل می‌كنند و نتیجه ‌این ‌است ‌كه ‌به مرور ‌زمان‌شادتر می‌شوند، هرچند شرایط محیطی اطرافشان برای نمونه سلامت آنها رو به افول می‌گذارد.
محققان معتقدند ثبات عاطفی حتی در طول دهه هفتم زندگی همچنان به تكامل خود ادامه می‌دهد. این پژوهش می‌گوید، سالمندان شادمانی را بهتر و ترس را كمتر درك می‌كنند. دانشمندان می‌گویند، این تاییدی بر عقیده رایج میان مردم است كه پیری انسان را پخته و نرم می‌سازد. در گذشته نیز پژوهشها نشان داده بودند كه افراد سالمند ثبات عاطفی و احساسی بیشتری از جوانان دارند، شاید دلیلش این است كه آنها تمام سختی‌ها را تجربه كرده‌اند. به همین دلیل متخصصان استدلال می‌كنند، خانواده‌ای كه از نعمت مادربزرگ و پدربزرگ در كنار كودكان و نوجوانان خانواده بهره‌مند است به تعادل عاطفی آنان و كم كردن ترسی كه آنان تجربه می‌كنند، كمك می‌كند.
 تجربه های افتخارآمیز
یكی دیگر از چیزهایی كه سبب رضایتمندی و احساس خرسندی ما می‌شود، ایثار‌ها، گذشت‌ها وكارهای نیكی است كه كرده‌ایم.
هر چقدر شخص از این دست تجربه ها بیشتر داشته باشد در سال‌های آخر عمر احساس خوشایندتری دارد، اما با وجود تمام این چیزها نمی‌توان انكار كرد كه سن تنها یكی از مولفه‌های احساس شادمانی است و شخصیت، خانواده، رفاه اجتماعی، و اقتصادی و میزان فعالیت و مشاركت اجتماعی شخص در این احساس شادمانی اثر فراوانی دارد.
بنابراین نه‌تنها دولت، بلكه همه ما می‌توانیم به سالمندانی كه سنشان دلیل كافی برای شادمانی آنان نیست، كمك كنیم تا زندگی همراه باخوشبختی را تجربه كنند.
منبع: تبیان

كجروي؛ آسيبي اجتماعي
 آسيب اجتماعی به هر نوع عمل فردي يا جمعي اطلاق مي‌شود كه در چارچوب اصول اخلاقي و قواعد عام عمل جمعي رسمي يا غيررسمي جامعه، محل فعاليت كنشگران قرار نمي‌گيرد و در نتيجه با منع قانوني، قبح اخلاقي و اجتماعي روبه رو مي‌شود.
به همين دليل كجروان سعي دارند كجروي خود را از ديد ناظران قانون، اخلاق عمومي و نظم اجتماعي پنهان كنند، زيرا در غير اين صورت با تعقيب قانوني، تكفير اخلاقي و طرد اجتماعي مواجهه مي‌شوند.
آسيب‌ اجتماعي از جمله واژه‌هايي است كه بسياري، آن را در مفهومي مترادف با كجروي به كار برده‌اند و تعبير آسيب‌شناسي اجتماعي هم بر همين اساس، به عنوانی رايج براي مطالعه علمي و اجتماعي اين پديده بدل شده است.
اما به نظر برخي محققان، انتخاب اين واژه براي اشاره به كجروي، ريشه در مشابه‌انگاري جامعه با جسم انسان دارد و ناهمسازي‌هاي موجود در جامعه را در تعبيري مشابه با ناهمسازي در كاركردهاي اعضاي بدن، آسيب نام داده اند.
اين ايده همچنين سبب شده است به دنبال علوم زيستي كه ميان آنها آسيب‌‌شناسي، وظيفه ريشه‌يابي بيماري‌هاي تني را به عهده دارد، در قلمروي جامعه‌شناسي نيز نام آسيب‌شناسي اجتماعي بر حوزه مطالعه بي‌نظمي‌ها و نابساماني‌هاي اجتماعي گذاشته شود.
آسيب‌هاي اجتماعي پديده‌هايي متنوع، نسبي و متغيرند. پرخاشگري و جنايت، خودكشي، اعتياد و قاچاق موادمخدر، جرايم مالي، اقتصادي و سرقت، نمونه‌هايي از آسيب‌هاي اجتماعي جامعه امروزي ايران هستند كه كم و كيف آنها بر حسب زمان و مكان (يعني، حال نسبت به گذشته و در شهرها نسبت به روستاها) تغيير مي‌كنند، بنابراين آنچه امروز در يك جامعه ضامن آسيب يا كجروي تلقي مي‌شود، ممكن است فردا در همين جامعه يا همين امروز، ولي در جامعه‌اي ديگر آسيب يا كجروي شناخته نشود.
آسيب‌ هاي اجتماعي با وجود برخورداري از تنوع و نسبت، پديده‌هايي واقعي و قانونمند هستند. جهل نسبت به آنها، نافي آنها نيست. قانونمند بودن آسيب‌ها نظارت‌پذيري آنها را ممكن مي‌سازد، بنابراين آسيب‌هاي اجتماعي قابل درمان و پيشگيري‌اند.
پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي در هر جامعه‌اي موكول به شناخت علمي ويژگي‌ها و قانونمند‌ي‌هاي حاكم بر تحول آسيب‌ها در جامعه و به كارگيري يافته‌هاي علمي در فرآيند برنامه‌ريزي اجتماعي است. اين مسأله يكي از چالش‌هاي اساسي است كه بيشتر دولت‌ها به ويژه در جوامع در حال گذار چون ايران با آن روبه‌رو هستند.
ميزان موفقيت هر كشور در پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي معرف كارايي نظام اجتماعي  غالب در آن جامعه است. در ايران امروز، جرم و كجروي مسأله‌اي اجتماعي تلقي مي‌شود، نه مشكلي اخلاقي مربوط به افراد. از اين‌ روست كه سازمان‌هاي تخصصي جهان و پژوهشگران رشته‌هاي علمي مانند حقوق، جرم‌شناسي، روان‌شناسي، جامعه‌شناسي و حتي گاه اقتصاد و مديريت كوشيده‌اند آن را مورد كاوش علمي قرار دهند.
در همه جاي جهان، دولت‌ها با اين مسأله روبه‌رو هستند و براي برخورد با آن دست ياري به سوي متخصصان دراز كرده‌اند. در اين ميان متخصصان و جامعه‌شناسان همواره نقش والايي در بررسی های مربوط به جرايم و كجروي‌ها داشته‌اند و كوشش‌هاي علمي زيادي در سطح خرد و كلان براي شناخت انگيزه‌ها و فرآيندهاي مجرم شدن و عوامل متنوع موثر بر آن صورت گرفته است.
نتيجه‌گيري
آسيب‌ اجتماعي به عنوان كنشي مغاير با اصول و قواعد عام عمل جمعي، مورد توافق بیشتر مردم جامعه، محل فعاليت كنشگر، پديده‌اي اجتماعي، چندوجهي، نسبي، متغير و قانونمند است. افزايش آسيب‌هاي اجتماعي در يك جامعه نه تنها شاخص توسعه نيست بلكه نشانه بحران است؛ نوعي آنتروپي يا انرژي هرز رفته‌اي است كه نظام اجتماعي بحران‌زا و ناكارآمد به مردم جامعه تحميل مي‌كند؛ هزينه‌اي است كه مردم جامعه براي آن نوع نظام‌هاي اجتماعي مي‌پردازند.
طرح صحيح مسایل و آسيب‌هاي اجتماعي در هر جامعه موكول به شكل‌گيري نهادهاي مدني و رشد حوزه عمومي است، فضايي كه تحت آن اصحاب فكر و انديشه بتوانند آزادانه، خردمندانه و به دور از هر نوع سلطه با پذيرش منطق گفت‌وگو، مسایل و آسيب‌هاي اجتماعي عمده را مطرح كنند.
همان‌طور كه ذكر شده آسيب‌ اجتماعي به نوع كنش فردي يا جمعي اطلاق مي‌شود كه در چارچوب اصول و قواعد عام عمل جمعي جامعه، محل فعاليت كنشگر قرار نمي‌گيرد. بنابراين كجروي پديده‌اي چندوجهي است. علاوه براين، كجروي امري نسبي، متغير و قانونمند است.
چارچوب و ضوابط اخلاقي و اجتماعي كه به حسب آن كجروي از راست روي متمايز مي‌شود،  نسبي است و برحسب زمان و مكان تغيير مي‌يابد. اين تغييرهای قانونمند است و برحسب شرايط فكري، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي تغيير مي‌يابد. بنابراين كجروي قابل بررسی، درمان و پيشگيري است.
مهار كجروي‌هاي اجتماعي موكول به شناخت قانونمندي‌هاي حاكم بر فرايند پيدايش و تحول آسيب‌‌ها و استفاده از قانونمندي‌ها و يافته‌هاي علمي در فرآيند برنامه‌ريزي‌هاي اجتماعي است. اين امر يكي از چالش‌هاي رودروي حكومت‌هاست. ميزان موفقيت هر كشور در مقابله صحيح با آسيب‌هاي اجتماعي و كاهش هزينه‌هاي توسعه معرف كارايي آن حكومت در ساماندهي نظم و مديريت تضادهاي اجتماعي است.