تهدیدات غرب علیه ایران را جدی بگیریم یا نه؟
محمد عسلی

با تسخیر سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان پیرو خط امام و اسارت 444 روزه اعضای آن، امید آمریکا از اعمال نفوذ در سیاست داخلی و خارجی ایران به ضعف گرایید و چون نتوانست چونان گذشته اقتدار خود را در ایران تثبیت کند و جای پای انگلیسی را که سالها بر شاهان ایران سلطه داشتند حفظ نماید از همان سال­های آغازین پیروزی انقلاب به دنبال ترفندها و اعمال سیاست­های پیدا و پنهان برای حفظ منافع خود در ایران دست به اقداماتی زد که گر چه خسارت­ها و زحماتی را به نظام جمهوری اسلامی و بالطبع به مردم ما تحمیل نمود، اما در اکثر اقدامات دشمنانه خود ناکام ماند و حتی حمله نظامی از طریق طبس هم نتوانست کام آنها را برای آزادی گروگان­ها شیرین کند. لذا نخست روی مهره­های نفوذی که از خارج آمده و یا در داخل دست بیعت با دشمن داده بودند سرمایه­گذاری کردند مانند مهره نفوذی «بنی­صدر» که تا ریاست جمهوری هم پیش آمد. سپس روی گروهک­های سیاسی چپ و تروریست­های باسابقه که قبلاً آنها را تروریست خوانده بودند سرمایه­گذاری کردند تا از طریق ترور شخصیت­ها و ایجاد رعب و وحشت مردم را از انقلاب خسته و فرسوده کنند. اما صفوف متحد مردم برای مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی فشرده­تر و محکم­تر شد لذا از این اقدام هم طرفی نبستند.
آمریکا با تحریک صدام و طرح جنگ اعراب با ایران، او را تشویق کرد به ایران حمله نظامی کند. جنگ تحمیلی 8 سال طول کشید و هر دو کشور خسارت­های مالی و جانی بسیار دیدند اما نهایتاً سگ دست­آموز عراق پای ارباب را گاز گرفت و چون حریص و گرسنه شده بود، برای جبران شکست در جنگ از همسایگان عرب خود باجخواهی کرد و حمله به کویت که با چراغ سبز آمریکا انجام شده بود بهانه­ای برای جنگ آمریکا و عراق فراهم آورد به دنبال این اقدام، ارتش آمریکا نیز در دو نوبت به عراق حمله کرد و تا سقوط صدام، دستگیری، محاکمه و مجازات وی پیش رفت. این عمل نظامی آمریکا که به قصد اردو زدن در مرزهای ایران و فشار بیشتر بر نظام جمهوری اسلامی بود همان ضرب­المثل قدیمی را تحقق بخشید که: «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» و در واقع دعای همیشگی مسلمین اجابت شد که [خدایا ستمگران را با خودشان مشغول کن]
حضور نظامی آمریکا در عراق که با خسارت­های بسیار جانی و مالی برای آمریکاییان و نیز عراقی­ها همراه بود هم­اکنون رو به افول نهاده و عنقریب تا پایان سال میلادی جاری غروب خواهد کرد و آمریکا دست خالی از عراق خارج خواهد شد مانند جنگ بی­نتیجه ویتنام، کره، افغانستان. اینک با اقتدار و نفوذ دولت و مردم ایران در عراق این دو کشور بسیار بیشتر از گذشته به هم نزدیک شده­اند.
در افغانستان هم تقریباً همین اتفاق افتاد.
لیکن علی­رغم تمامی این شکست­ها هنوز دندان طمع آمریکا و بعضی کشورهای غربی مانند انگلستان، فرانسه و آلمان نسبت به منافعشان در ایران کنده نشده و هر روز و ساعت با طرح مسایل جدیدی سعی دارند فشار را بر ایران بیشتر کنند تا شاید بتوانند دولتمردان ما را به تسلیم در برابر خواسته­های نامشروع و خلاف عرف بین­الملل وادارند.
طرح مکرر و مداوم ساخت جنگ­افزار اتمی توسط ایران، بلند کردن چماق حقوق بشر که خود بیشتر از همه کشورها و دولت­ها دستشان به خون بیگناهان آلوده است و در عدم رعایت حقوق انسان­ها دستی پیشتر از دیگران دارند. تحریک همسایگان عرب ما به بهانه­های مختلف از جمله طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا و دامن زدن به اختلافات ارضی که هر از مدتی دولت امارات را برای طرح موضوع جزایر سه­گانه تحریک می­کنند. تهدید به تحریم بیشتر از جمله تحریم بانک مرکزی ایران و یا تحریم صادرات نفت و گاز ایران و بسیاری تحریم­ها و تهدیدات دیگر، همه حکایت از آن دارد که آمریکا و کشورهای اروپایی استقلال هیچ کشوری از جمله ایران را در منطقه نفت­خیز خاورمیانه تحمل نمی­کنند و این منطقه را گنجی می­دانند تمام نشدنی که از این سفره گسترده و پرمنفعت نباید دست بردارند.
هدف و فلسفه تشکیل دولت غاصب اسراییل توسط انگلستان هم برای همین منظور بوده و حمایت فعلی آمریکا و غرب از صهیونیست­ها نیز برای آن است که کشورهای نفت­خیز خاورمیانه که همه مسلمان هستند را با این لولوی با پشتوانه تجهیزات هسته­ای بترسانند و پیوسته سر کیسه را شل کرده در برابر باجخواهی­های آمریکا و اتحادیه اروپا تسلیم شوند وگرنه با اشاره­ای اسراییل همه آنها را خواهد بلعید و یا اینکه ایران هسته­ای ثباتشان را به خطر می­اندازد.
متأسفانه دست­نشاندگی و وابستگی امرای عرب در منطقه موجب شده که توان دفاع، استقلال و عدم وابستگی نداشته باشند و به خواست و اراده ملت­هایشان هم توجهی نکنند.
در برابر ایران هم گاه اسراییل حقیر گردن­فرازی می­کند و خط و نشان حمله نظامی به تأسیسات هسته­ای ایران را در بوق و کرنا می­کند به این تصور که شاید مردم ایران بیدی باشند که از این بادها بلرزند. اما وقتی که مقاومت و قدرت مردم ایران را می­بیند حرفش را پس گرفته می­گوید: «جنگ شوخی نیست و اسراییل قصد ندارد به تأسیسات هسته­ای ایران حمله کند» و رئیس جمهور فرانسه هم که از این حرف شادمان نمی­شود به اوباما می­گوید: «نتانیاهو دروغگوست».
و اما بعد.
جدی گرفتن یا شوخی انگاشتن سخن­های تند دولتمردان آمریکا، اسراییل، انگلیس و فرانسه چندان مهم نیست. مهم حفظ استقلال، وحدت و مقاومت ما در برابر این حرف و حدیث­ها و توطئه­هاست.
جهانخواران که به دروغ مدعی حمایت از حقوق بشرند مثل کفتار می­مانند و وقتی صید خود را محاصره کردند و فشار روانی را بر او افزون ساختند، هر وقت تنها و بی­رمق شد حمله را آغاز می­کنند.
ما وقتی بی­رمق می­شویم که در صفوف متحدمان خدشه وارد شود و یا مقابل هم صف­آرایی کنیم. ما وقتی بی­رمق می­شویم که ترفندهای دشمنان در ذهنمان رسوخ کند و باورمان را تضعیف نماید.
میراثی که از امام راحل به جای مانده را در سه شاخصه می­توان خلاصه کرد و آن را حفظ نمود. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی. استقلال ما مدیون مقاومت و مجاهدت­های ایثارگران ماست، آزادی به معنای ظهور اراده مشروع ریشه در باور ما دارد که با آزادی در بی­بند و باری متفاوت است و جمهوری اسلامی سبک و سیاق و محتوای حاکمیتی است که زیر سایه آن ما به وحدت کلمه رسیده­ایم تجربه سالها مقاومت به ما آموخته که هیچ سخنی را از جانب دشمنان شوخی تلقی نکنیم و به استناد آیه شریفه قرآنی که خداوند بر ما تکلیف کرده «نیروهای پنهانی خود را آماده سازید برای [دفاع] و ترساندن دشمنان خود و دشمنان خدا.(1) همواره آماده و مجهز باشیم.
والسلام
-------------------------
(1) و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم   «قرآن کریم»