یادداشت 18 آبان 90
تهدیدات غرب علیه ایران را جدی بگیریم یا نه؟
محمد عسلی
با تسخیر سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان پیرو خط امام و اسارت 444 روزه اعضای آن، امید آمریکا از اعمال نفوذ در سیاست داخلی و خارجی ایران به ضعف گرایید و چون نتوانست چونان گذشته اقتدار خود را در ایران تثبیت کند و جای پای انگلیسی را که سالها بر شاهان ایران سلطه داشتند حفظ نماید از همان سالهای آغازین پیروزی انقلاب به دنبال ترفندها و اعمال سیاستهای پیدا و پنهان برای حفظ منافع خود در ایران دست به اقداماتی زد که گر چه خسارتها و زحماتی را به نظام جمهوری اسلامی و بالطبع به مردم ما تحمیل نمود، اما در اکثر اقدامات دشمنانه خود ناکام ماند و حتی حمله نظامی از طریق طبس هم نتوانست کام آنها را برای آزادی گروگانها شیرین کند. لذا نخست روی مهرههای نفوذی که از خارج آمده و یا در داخل دست بیعت با دشمن داده بودند سرمایهگذاری کردند مانند مهره نفوذی «بنیصدر» که تا ریاست جمهوری هم پیش آمد. سپس روی گروهکهای سیاسی چپ و تروریستهای باسابقه که قبلاً آنها را تروریست خوانده بودند سرمایهگذاری کردند تا از طریق ترور شخصیتها و ایجاد رعب و وحشت مردم را از انقلاب خسته و فرسوده کنند. اما صفوف متحد مردم برای مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی فشردهتر و محکمتر شد لذا از این اقدام هم طرفی نبستند.
آمریکا با تحریک صدام و طرح جنگ اعراب با ایران، او را تشویق کرد به ایران حمله نظامی کند. جنگ تحمیلی 8 سال طول کشید و هر دو کشور خسارتهای مالی و جانی بسیار دیدند اما نهایتاً سگ دستآموز عراق پای ارباب را گاز گرفت و چون حریص و گرسنه شده بود، برای جبران شکست در جنگ از همسایگان عرب خود باجخواهی کرد و حمله به کویت که با چراغ سبز آمریکا انجام شده بود بهانهای برای جنگ آمریکا و عراق فراهم آورد به دنبال این اقدام، ارتش آمریکا نیز در دو نوبت به عراق حمله کرد و تا سقوط صدام، دستگیری، محاکمه و مجازات وی پیش رفت. این عمل نظامی آمریکا که به قصد اردو زدن در مرزهای ایران و فشار بیشتر بر نظام جمهوری اسلامی بود همان ضربالمثل قدیمی را تحقق بخشید که: «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» و در واقع دعای همیشگی مسلمین اجابت شد که [خدایا ستمگران را با خودشان مشغول کن]
حضور نظامی آمریکا در عراق که با خسارتهای بسیار جانی و مالی برای آمریکاییان و نیز عراقیها همراه بود هماکنون رو به افول نهاده و عنقریب تا پایان سال میلادی جاری غروب خواهد کرد و آمریکا دست خالی از عراق خارج خواهد شد مانند جنگ بینتیجه ویتنام، کره، افغانستان. اینک با اقتدار و نفوذ دولت و مردم ایران در عراق این دو کشور بسیار بیشتر از گذشته به هم نزدیک شدهاند.
در افغانستان هم تقریباً همین اتفاق افتاد.
لیکن علیرغم تمامی این شکستها هنوز دندان طمع آمریکا و بعضی کشورهای غربی مانند انگلستان، فرانسه و آلمان نسبت به منافعشان در ایران کنده نشده و هر روز و ساعت با طرح مسایل جدیدی سعی دارند فشار را بر ایران بیشتر کنند تا شاید بتوانند دولتمردان ما را به تسلیم در برابر خواستههای نامشروع و خلاف عرف بینالملل وادارند.
طرح مکرر و مداوم ساخت جنگافزار اتمی توسط ایران، بلند کردن چماق حقوق بشر که خود بیشتر از همه کشورها و دولتها دستشان به خون بیگناهان آلوده است و در عدم رعایت حقوق انسانها دستی پیشتر از دیگران دارند. تحریک همسایگان عرب ما به بهانههای مختلف از جمله طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا و دامن زدن به اختلافات ارضی که هر از مدتی دولت امارات را برای طرح موضوع جزایر سهگانه تحریک میکنند. تهدید به تحریم بیشتر از جمله تحریم بانک مرکزی ایران و یا تحریم صادرات نفت و گاز ایران و بسیاری تحریمها و تهدیدات دیگر، همه حکایت از آن دارد که آمریکا و کشورهای اروپایی استقلال هیچ کشوری از جمله ایران را در منطقه نفتخیز خاورمیانه تحمل نمیکنند و این منطقه را گنجی میدانند تمام نشدنی که از این سفره گسترده و پرمنفعت نباید دست بردارند.
هدف و فلسفه تشکیل دولت غاصب اسراییل توسط انگلستان هم برای همین منظور بوده و حمایت فعلی آمریکا و غرب از صهیونیستها نیز برای آن است که کشورهای نفتخیز خاورمیانه که همه مسلمان هستند را با این لولوی با پشتوانه تجهیزات هستهای بترسانند و پیوسته سر کیسه را شل کرده در برابر باجخواهیهای آمریکا و اتحادیه اروپا تسلیم شوند وگرنه با اشارهای اسراییل همه آنها را خواهد بلعید و یا اینکه ایران هستهای ثباتشان را به خطر میاندازد.
متأسفانه دستنشاندگی و وابستگی امرای عرب در منطقه موجب شده که توان دفاع، استقلال و عدم وابستگی نداشته باشند و به خواست و اراده ملتهایشان هم توجهی نکنند.
در برابر ایران هم گاه اسراییل حقیر گردنفرازی میکند و خط و نشان حمله نظامی به تأسیسات هستهای ایران را در بوق و کرنا میکند به این تصور که شاید مردم ایران بیدی باشند که از این بادها بلرزند. اما وقتی که مقاومت و قدرت مردم ایران را میبیند حرفش را پس گرفته میگوید: «جنگ شوخی نیست و اسراییل قصد ندارد به تأسیسات هستهای ایران حمله کند» و رئیس جمهور فرانسه هم که از این حرف شادمان نمیشود به اوباما میگوید: «نتانیاهو دروغگوست».
و اما بعد.
جدی گرفتن یا شوخی انگاشتن سخنهای تند دولتمردان آمریکا، اسراییل، انگلیس و فرانسه چندان مهم نیست. مهم حفظ استقلال، وحدت و مقاومت ما در برابر این حرف و حدیثها و توطئههاست.
جهانخواران که به دروغ مدعی حمایت از حقوق بشرند مثل کفتار میمانند و وقتی صید خود را محاصره کردند و فشار روانی را بر او افزون ساختند، هر وقت تنها و بیرمق شد حمله را آغاز میکنند.
ما وقتی بیرمق میشویم که در صفوف متحدمان خدشه وارد شود و یا مقابل هم صفآرایی کنیم. ما وقتی بیرمق میشویم که ترفندهای دشمنان در ذهنمان رسوخ کند و باورمان را تضعیف نماید.
میراثی که از امام راحل به جای مانده را در سه شاخصه میتوان خلاصه کرد و آن را حفظ نمود. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی. استقلال ما مدیون مقاومت و مجاهدتهای ایثارگران ماست، آزادی به معنای ظهور اراده مشروع ریشه در باور ما دارد که با آزادی در بیبند و باری متفاوت است و جمهوری اسلامی سبک و سیاق و محتوای حاکمیتی است که زیر سایه آن ما به وحدت کلمه رسیدهایم تجربه سالها مقاومت به ما آموخته که هیچ سخنی را از جانب دشمنان شوخی تلقی نکنیم و به استناد آیه شریفه قرآنی که خداوند بر ما تکلیف کرده «نیروهای پنهانی خود را آماده سازید برای [دفاع] و ترساندن دشمنان خود و دشمنان خدا.(1) همواره آماده و مجهز باشیم.
والسلام
-------------------------
(1) و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم «قرآن کریم»
+ نوشته شده در 2011/11/8 ساعت 5:15 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی