صفحه 11--30 آبان 90
نگاهی به پدیده دانلود اینترنتی كتاب در ایران
قرار دادن متن کامل کتابها برای دانلود در فضای اینترنت مدتی است که در کشور ما رایج شده و صدای نویسندگان و ناشران را درآورده است.
بر اساس سخنان نویسندهها و ناشران، فقط این دو گروه نیستند که از این موضوع ضربه میخورند بلکه دود دانلود اینترنتی به چشم کتابفروشیها نیز رفته و خیلیها را میآزارد. قراردادن متن کتاب برای دانلود در اینترنت، در حال حاضر هیچ مرجع یا نهاد قانونی برای نظام بخشیدن یا رسیدگی ندارد. تعداد زیادی از کتابهای تازه چاپ شده در کشور، به سرعت برای دانلود روی فضای مجازی قرار میگیرند که ضرر و زیان این موضوع روی فروش کتاب، غیرقابل انکار است.
اگر اهل استفاده زیاد از اینترنت و پستالکترونیک باشید، مواقعی برایتان پیش آمده که در صندوق پستی پستالکترونیک خود نامههایی با عناوینی چون «دانلود تمام کتابهای...» دیدهاید. بهنظر میرسد این مسأله هم یکی دیگر از مصداقهای بارز مصادره به مطلوب فرهنگ و امکانات نوین است. چون در هیچ کشوری مفهوم عرضه اینترنتی کتاب به این شکل که در کشور ما جریان دارد، رایج نیست.
تا به حال چندین کتاب از آثار نشرچشمه هم برای دانلود رایگان، در اینترنت قرار گرفتهاند. حسن کیائیان، مدیر نشرچشمه معتقد است بهتنهایی وارد شدن ناشرها در این زمینه، دردی را دوا نمیکند. کیائیان میگوید: اینکه هر ناشر بخواهد به تنهایی وارد عمل شود و این موضوع را پیگیری کند، کار صحیحی نیست چون نتیجهای حاصل نخواهد شد. بهنظرم باید اتحادیه ناشران پیگیر مسائل شکایت و موضوعهای قضایی این پرونده باشد.
برخی از ناشران هنگامی که موضوع مورد بررسی یعنی دانلود کتابها در اینترنت را با آنها در میان میگذاریم، تمایلی به مصاحبه در این زمینه ندارند و میگویند قبلا حرف زدهایم ولی کو عمل؟ این ناشران با بیحوصلگی صحبت کردن در این باره را بینتیجه میدانند و معتقدند باید قانون مدونی برای برخورد با افرادی که اقدام به انتشار لینک دانلود کتابهایشان در اینترنت میکنند وجود داشته باشد و تازه هنگامی هم که قانونی وجود داشته باشد، کسی به آن عمل نخواهد کرد. این عده از ناشران، انجام ندادن چنین کارهایی را منوط به داشتن وجدان انسانی میدانند.
مسعود مهرابی، نویسنده و روزنامهنگار با سابقهای که چندین دهه در عرصه قلم، فعالیت دارد، مانند نویسندگان دیگری که کتابشان برای دانلود در اینترنت قرار گرفته، به شدت به این موضوع معترض است. این نویسنده میگوید: با روند فعلی که وجود دارد هم صاحب مادی و معنوی کتاب، یعنی ناشر و نویسنده و هم کتابفروشیها به شدت ضربه خواهند خورد.
نویسندگان، ناشران و کتابفروشیها همه به شدت نگران دانلود غیرقانونی کتابهایشان هستند. علت این اعتراضها و انتقادها هم گسترش سایتهای بینام و نشان یا با نام و نشانی است که بدون اطلاع صاحبان اثر، اقدام به اسکن و آپلود کتاب، در فضای اینترنت میکنند و کارشان را هم در سطح وسیع انجام میدهند.
مهرابی با اشاره به حقوق نویسندگان ادامه میدهد: بسیاری از نویسندگان ما، تنها شغلشان نویسندگی است و محل درآمد دیگری ندارند. زندگی این نویسندهها از حقالتالیف کتاب میگذرد.
اگر این دانلودهای غیرقانونی ادامه پیدا کند و هر روز فراگیرتر شود، نویسنده چگونه و به چه امیدی بنویسد و ترجمه و تحقیق کند؟ عدهای با این کار خود یعنی با قرار دادن فایل دانلود کتاب یک نویسنده، تمام حیات اقتصادی او را به خطر میاندازند. چون در این شرایط اقتصادی که جامعه با آن گریبانگیر است، چشم امید نویسنده به دریافت حقالتالیف 10 تا 15 درصدی پشت جلد- بهویژه تجدید چاپ- کتاب است. این مشکل امروزه به ویژه درباره کتابهای چاپاولی وجود دارد. طبیعی است که ناشر دیگر کتاب چاپ نکند و بازاری نداشته باشد.
مهرابی ادامه میدهد: اگر بخواهم در این زمینه مثالی بزنم باید به کتاب «تاریخ سینمای ایران از آغاز تا 1357» اشاره کنم که چاپ اولش در سال 1363 منتشر شد و در سال 1384 به چاپ دهم رسید. یعنی هر 2سال یکبار تجدید چاپ شد. آقای علی علمی، ناشر این کتاب در نشر پیکان حدس میزد این کتاب حداکثر در مدت 3سال تمام و نایاب شود. اما این اتفاق در عرض 5سال رخ داد.
آقای علمی علت این موضوع را در نمایشگاه کتاب از من پرسید که اظهار بیاطلاعی کردم. اما با پیگیریهایی که صورت دادیم، متوجه شدیم متن کامل 620صفحهای کتاب، اسکن شده و لینک دانلودش در اینترنت قرار گرفته است. با پیگیریهای بیشتر متوجه شدیم این کتاب به تنهایی در یکی از این سایتها، نزدیک به
هزار بار دانلود شده است.
حیرتانگیز بود چون دیدیم این بلا دارد حتی به سر کتابهای چاپ اول هم میآید. بنابراین به مراجع قانونی شکایت کردیم و پرونده این شکایت در حال پیگیری قضایی است.
اما مسوولان و ناظران فضای اینترنت چه میکنند؟ بیشتر سایتهایی که غیرقانونی کتاب را برای دانلود در محیط خود میگذارند در داخل کشور فعالیت میکنند و نظارت بر آنها کار آسانی است، اما بهنظر نمیرسد کسی به این موضوع چندان اهمیت دهد. هر وبلاگ و سایتی که کمی از شوون اسلامی فاصله بگیرد، فوری فیلتر میشود، اما اگر سایتی امکان دانلود همه کتابهای بازار را بدون اجازه صاحبان کتاب فراهم کند، کسی مزاحمش نخواهد شد. آیا این کار غیراخلاقی نیست؟
مهرابی در این باره میگوید: این سایتها به این علت لینک دانلود کتابها را در خروجیشان قرار میدهند که آگهی بیشتری بگیرند کالاهای غیرفرهنگی را بهشیوه فروش آنلاین عرضه کنند. از طرف دیگر هر چه تعداد کتابها بالا رود، تعداد اعضای سایت هم بیشتر میشود. با این حساب این سایتها، فهرست نشانی ایمیل اعضا را به شرکتهای تجاری داخلی و خارجی میفروشند تا آن شرکتها به تبلیغ و فروش کالاهایشان بپردازند.
مهرابی این موضوع را مشابه کپی غیرمجاز فیلمهای سینمایی میداند و میگوید: بسیاری از فیلمهای ایرانی بهمحض عرضه در فروشگاههای کشور، در شبکههای ماهوارهای بینام و نشان و بیهویت پخش میشوند و هنگام اکران، دیویدیشان در سطح شهر به فروش میرسد. به هر حال، از نظر فرهنگی، اقتصادی و از هر منظر دیگری که به این موضوع نگاه کنیم، این یک غارت است.
با این همه، شرایط در سینما باز هم مثل همیشه بهترازکتاب است. 3-2 سال پیش وقتی که کپی فیلمها به صورت غیرمجاز و در زمان اکران در شهر فراگیر شد، همه آنها که به این موضوع بهطور مستقیم و غیرمستقیم مربوط بودند، به میدان آمدند. نیروی انتظامی و وزارت ارشاد اسلامی و خانه سینما و خلاصه همه، و با تشکیل ستاد مبارزه با قاچاق سیدی و جمعآوری فیلمهای غیرمجاز و قاچاق، موضوع را فیصله دادند. اما همین موضوع در مورد کتاب، با بیتوجهی و بیتفاوتی کامل مسوولان مواجه است و حتی نهادهایی نظیر خانه کتاب هم هیچ واکنشی نشان نمیدهد. با این روند، صنعت نشر ضعیف و آسیبپذیر کشور، باز هم ضعیفتر خواهدشد.
مهرابی میگوید: با ادامه این روند، در درازمدت، نویسندهها امیدی به ادامه کار نخواهند داشت. هر چند اغلب نویسندگان از سر شور و شوق و عشق مینویسند ولی این وضع، چرخه چاپ و نشر کتاب را در ایران با مشکل جدی مواجه میکند. چون ناشرها هم دیگر جرات چاپ کتاب را نخواهند داشت. نتیجهاش این میشود که در کتابفروشیها یکی بعد از دیگری بسته میشود.
حالا اگر این سایتها مثل همهجای دنیا و با رعایت اخلاق حرفهای، با اجازه صاحبان کتاب و پرداخت حق کپیرایت، از فایل دانلودی کتابها استفاده کنند، همه چیز تغییر خواهد کرد و ماجرا برعکس میشود، چرا که در آن صورت، امکان تازهای به امکانهای صنعت نشر اضافه میشود که قدرتمندی آن را بهدنبال خواهد آورد. همان طور که اقتباس سینمایی، تهیه نسخههای کتاب صوتی و هرشکل دیگری از ارائه و استفاده از آثار مکتوب میتواند به قوت بیشتر و قدرتمندی چرخه اقتصاد نشر کمک کند. تنها به شرطی که حق کپیرایت و مسأله حقوق مادی و معنوی اثر رعایت شود.
این جا درست همان نقطهای است که یک بار دیگر، مسأله نبود قانونهای جدی و فقدان مسأله کپیرایت در ایران، یادآوری میشود. شاید اگر قانونی که ضمانت اجرایی محکم و غیرقابل انکاری دارد، در ایران وجود میداشت، ماجرا تا حدود زیادی حل میشد. البته قانون حقوق مصنفان و مولفان موجود است اما هیچکس به آن اهمیتی نمیدهد. ضمن آنکه قانون کاملی نیست.گذشته از این، اینگونه مسایل در کشورهای دیگر معمولا از طریق سازمانها و معاهدههای بینالمللی اداره میشوند، نهقوانین کشوری و اجتماعی.
معاهدههای حقوق بشر میتوانند تا حدود زیادی مشکلهای را حل کنند. ضمن اینکه وجود سازمان، دفتر، مرکز، دایره یا هر چیز دیگری که کارش نظارت بر این مسائل و رسیدگی به شکایتها باشد، ضروری بهنظر میرسد.
منبع: تبیان
انديشيدن با عقل و تفكر درباره عقل
ايبنا: شكست سال 1967 ميلادي اعراب از اسراييل تنها شكست نظامي يك يا چند دولت عرب از اسراييل نبود، بلكه چيزي فراتر از يك شكست، يك فروپاشي و به اصطلاح «جايگشت معرفتي و اپيستمولوژيك» بود كه كنار رفتن گفتمان مسلط آن زمان را در پيداشت. از اينرو، نسل انديشمندان پس از شكست ژوئن67، نسل ديگري از انديشمندان بود.
گروهي شكست و عقبماندگي اعراب و مسلمانان را نتيجه فراموش كردن آموزههاي نخستين اسلامي ميدانستند و خواستار بازگشت به اين آموزهها بودند و گروه ديگري با ديد انتقادي به ميراث اسلامي نگريستند و با بهرهگيري از روشهاي نو در پي بازخواني ميراث برآمدند تا به بازسازي آن بپردازند.
اين دسته از انديشمندان پاي در راه پايهريزي پروژههايي نهادند كه ميتوان آن را واكاوي سنت ناميد. از جمله اين پروژهها ميتوان از «نقد عقل ديني»، «نقد عقل اسلامي» و «نقد عقل عربي» نام برد كه اگر به آنها پروژههاي ناتمامي مانند «نقد عقل محض عربي» و «نقد عقل وجودي،
عربي ـ اسلامي» را اضافه كنيم، ميتوان فهرست بالابلندي از طرحهاي كلان در بازخواني ميراث و عقلانيت
عربي ـ اسلامي را از سوي انديشمندان عرب ارايه داد.
از ميان اين پروژهها، تنها پروژه سه يا چهار انديشمند و از جمله آنها محمدعابد الجابري برجستهتر بود.
نقد عقل الجابري در واقع، گستردهترين و پردامنهترين پروژه نقادي عقلانيت اسلامي دوران پس از ژوئن 67 به شمار ميرود.
برخي آثار الجابري تاكنون به چندين زبان ترجمه شده و كتاب حاضر، دوازده بار به زبان عربي تجديد چاپ شده است زیرا جابري از جمله انديشمنداني است كه ميتوان آنها را نمونه بارز انديشمندان زمانه خويش دانست. روش او آميزهاي از روش ساختارگرايي، تحليل تاريخي و تفكيك عناصر ايدئولوژيك از عناصر معرفتي است.
از سوي ديگر، انديشه او داراي وحدت و يكپارچگي خاصي است. از اينرو، از نخستين آثار الجابري ميتوان دريافت كه او سوداي نقد ميراث و بازسازي عقل عربي را در سر ميپروراند، اما اين نقد در كتاب «نحن و التراث»، كتابي كه الجابري را شهره شهر ساخت، آشكارا ديده ميشود.
جابري در اين كتاب، پس از برشمردن خوانشهاي سلفي (بنيادگرا)، ليبرال و چپ، از ميراث و نقد آنها، بدين نتيجه ميرسد كه هر سه آنها به سبب نداشتن «كمترين عينيتگرايي» و «نداشتن نگاه تاريخي»، مردود و به گونهاي بنيادگرايند.
آنگاه هدف خود را از نقد خوانشهاي رايج، چنين بيان ميكند: «... [هدف] ما بيان نظريههايي نيست كه اين يا آن خوانش ارايه ميكند، بلكه آنچه در اين ميان براي ما اهميت دارد، شيوه انديشيدني است كه اينگونه خوانشها را سبب ميشود.
به بيان ديگر هدف تبيين "كنش ناخودآگاه عقلي"، عقلي است كه اينگونه خوانشها را بنا نهاده است. حال اگر در نقد نظريهها، شالوده معرفتيشان را مدنظر قرار ندهيم، نقدي ايدئولوژيك، از ايدئولوژي خواهد بود و در نتيجه، دستاوردي جز ايدئولوژي نخواهد داشت. تنها ميتوان نقد چگونگي تفكري را علمي قلمداد كرد كه بتواند راه را براي خوانش علمي و آگاهانه [از ميراث] هموار سازد.»
بدينسان الجابري، نقد عقل عربي را سرلوحه كارهاي خويش قرار داد، زيرا معتقد بود كه تنها با نقد عقل عربي ميتوان به شالوده معرفتي خوانشي دست يازيد كه هم در فهم و نقد ميراث، علمي و كارساز باشد و هم او را به روش و شيوهاي برساند كه عقل عربي به ياري آن بتواند گره از مشكلهای فروبسته خود بازگشايد.
الجابري براي اين كار، مجموعه چهارجلدي خود را كه به چهارگانه الجابري مشهور است، با نوشتن اين كتاب آغاز ميكند.
الجابري در اين كتاب پس از توضيح كوتاهي در مورد اصطلاح عقل عربي، به بيان تفكيك دو مفهوم عقل از نظر لالاند، فيلسوف فرانسوي، ميپردازد؛ «عقل برسازنده يا كنشگر يا فاعل» و «عقل برساخته يا متعارف».
لالاند «عقل برسازنده» را فعاليتهاي ذهني ميداند كه
عقل در هر استدلال يا پژوهشي، آنها را انجام ميدهد
تا به مدد آنها پارهاي از اصول و قواعد كلي را استخراج
كند. آشكار است كه چنين عقلي نزد همگان يكسان
است.
عقل برساخته يا متعارف، مجموعه ثابت و يكساني است كه از دورهاي تاريخي تا دورهاي ديگر و گاه از شخصي به شخص ديگر، تفاوت پيدا ميكند.
بنابراين، عقل برساخته يا متعارف، نظامي از قواعد ساخته شده و پذيرفته شده در دورهاي از تاريخ است كه در آن دوره از ارزش و اعتبار مطلق برخوردار است.
الجابري مينويسد: «اگر چنين تميزي را بپذيريم، "آنچه را كه ما" عقل عربي ميناميم، همان عقل برساخته يا متعارف است؛ يعني مجموعه مبادي و قواعدي كه فرهنگ عربي به گروندگان آن به مثابه شالودهاي جهت كسب معرفت ارايه ميدهد يا بگوييم به مثابه نظام معرفتي به آنان تحميل ميكند.
بنابراين، نقد عقل عربي يعني نوسازي عقل برساخته يا متعارف و نوسازي عقل برساخته، بدون نقد آن ميسر نخواهد بود، و "اين نقد بايد از درون خود عقل و با تفكيك اركان و متحول كردن مفاهيم آن صورت گيرد".»
الجابري براي انجام چنين امري، مفهوم عقل را نزد اعراب و يونانيان و اروپاييان، مقايسه ميكند و ادامه ميدهد: «بنابراين تلاش خود را بر فرهنگهايي متمركز ميكنيم كه در اين ويژگي با فرهنگ عربي وجه اشتراك دارند.
آنگاه با استناد به كاسدروف، كه گفته است: "چارچوب نظام هر فرهنگي را تصور اين فرهنگ از خدا و انسان و جهان و رابطه اين سه با واقعيت عيني، معين ميسازد"، مقايسه خود را از فرهنگ يوناني كه به گفته او از نظر تاريخي كهنتر است آغاز ميكند.»
به باور الجابري، در فرهنگ عربي ـ اسلامي، از عقل خواسته ميشود تا با تامل در طبيعت و نمودهاي خلقت، به معرفت آفريدگار نائل آيد.»
اين اثر در دو بخش سامان يافته است. عقل به كدام معنا و تكوين عقل عربي، عناوين بخشهاي اين اثرند.
یک نویسنده:داستاننويسان مذهبي از حاصل كار مفسران قرآن بهره بگيرند
ایبنا: مصطفی جمشیدی، نویسنده و منتقد، با اشاره به لزوم بهرهمندی داستاننویسان مذهبی از حاصل کار مفسران قرآن خواستار ارايه واحدهای درسی مرتبط با نویسندگی مذهبی در دانشکدههای الهيات و معارف اسلامي شد.
جمشيدي در جلسه بررسي قرآن و ادبيات داستاني كه در بخش شعر و ادب نمايشگاه قرآن كريم برگزار شد، گفت: استنباط ما از ادبيات داستاني به دليل وجود فرهنگ مكتوب مربوط به بعد از زمان اختراع صنعت چاپ است و درست از اين برهه به بعد، غربيها در حوزه داستان كوتاه و رمان از ما پيشي گرفتند.
وي افزود: در دوراني كه رمان به سبك نوين در اروپا و به ويژه فرانسه و انگلستان به وجود آمد، مخاطبان خود را ميان اقشار فرودست جامعه آن روز پيدا كرد و حالتي براي پر كردن وقت های فراغت داشت، اما رفته رفته جايگاه و ساختار خود را پيدا كرد.
جمشيدي با اشاره به تاثير سبك نويسندگان غربي بر ادبيات داستاني ايران گفت: بعد از جنگهاي اول و دوم جهاني مثلث جويس، كرول، كافكا در غرب بوجود آمد و ادبيات داستاني را به ورطه نيهيليسم سوق داد كه تاثير بسزايي بر داستاننويسي معاصر ايران گذاشت.
اين منتقد ادبي تصريح كرد: داستانهاي كهن فارسي در شعر متجلي است و شاعران بزرگ ايران مانند حكيم فردوسي و مولوي در اشعار خود نوعي داستانسرايي را منظور ميكردند.
نويسنده كتاب «سونات عدن» با اشاره به ويژگي داستانهاي مذهبي افزود: آفت ادبيات مكتوب غرب اين است كه انسان را به تسليم در برابر هواهاي نفساني دعوت ميكند و مروج اصالت لذت است، در حالي كه داستانهاي پيامبران، بيانگر مقاومت در برابر نفس و طاغوتهاي زمان است.
وي با اشاره به كتاب ضاله
«آيات شيطاني» اضافه كرد: داستاننويسان قرآني بيشتر در حوزه كودك و نوجوان فعاليت ميكنند، اما در ادبيات داستاني بزرگسال غربيها آثاري ضداسلامي را منتشر كردهاند كه ما هنوز با آنها مقابله نكردهايم.
داستاننويسان مذهبي بايد از حاصل كار مفسران قرآن بهرهمند شوند و ارايه واحدهاي درسي مرتبط با نويسندگي مذهبي در دانشكدههاي الهيات و معارف اسلامي ضروري است.
مصطفي جمشيدي در پايان به موضوع پيوند ادبيات داستاني با صنعت سينما پرداخت و گفت: در جوايزي مانند اسكار نزديك به 80 درصد آثار اقتباسي هستند و اين اهميت ادبيات مكتوب را ثابت ميكند. همچنانكه استقبال از سريال «يوسف پيامبر(ع)» در ايران و ديگر كشورها مبين غناي داستانهاي قرآني است.
اگر اهل استفاده زیاد از اینترنت و پستالکترونیک باشید، مواقعی برایتان پیش آمده که در صندوق پستی پستالکترونیک خود نامههایی با عناوینی چون «دانلود تمام کتابهای...» دیدهاید. بهنظر میرسد این مسأله هم یکی دیگر از مصداقهای بارز مصادره به مطلوب فرهنگ و امکانات نوین است. چون در هیچ کشوری مفهوم عرضه اینترنتی کتاب به این شکل که در کشور ما جریان دارد، رایج نیست.
تا به حال چندین کتاب از آثار نشرچشمه هم برای دانلود رایگان، در اینترنت قرار گرفتهاند. حسن کیائیان، مدیر نشرچشمه معتقد است بهتنهایی وارد شدن ناشرها در این زمینه، دردی را دوا نمیکند. کیائیان میگوید: اینکه هر ناشر بخواهد به تنهایی وارد عمل شود و این موضوع را پیگیری کند، کار صحیحی نیست چون نتیجهای حاصل نخواهد شد. بهنظرم باید اتحادیه ناشران پیگیر مسائل شکایت و موضوعهای قضایی این پرونده باشد.
برخی از ناشران هنگامی که موضوع مورد بررسی یعنی دانلود کتابها در اینترنت را با آنها در میان میگذاریم، تمایلی به مصاحبه در این زمینه ندارند و میگویند قبلا حرف زدهایم ولی کو عمل؟ این ناشران با بیحوصلگی صحبت کردن در این باره را بینتیجه میدانند و معتقدند باید قانون مدونی برای برخورد با افرادی که اقدام به انتشار لینک دانلود کتابهایشان در اینترنت میکنند وجود داشته باشد و تازه هنگامی هم که قانونی وجود داشته باشد، کسی به آن عمل نخواهد کرد. این عده از ناشران، انجام ندادن چنین کارهایی را منوط به داشتن وجدان انسانی میدانند.
مسعود مهرابی، نویسنده و روزنامهنگار با سابقهای که چندین دهه در عرصه قلم، فعالیت دارد، مانند نویسندگان دیگری که کتابشان برای دانلود در اینترنت قرار گرفته، به شدت به این موضوع معترض است. این نویسنده میگوید: با روند فعلی که وجود دارد هم صاحب مادی و معنوی کتاب، یعنی ناشر و نویسنده و هم کتابفروشیها به شدت ضربه خواهند خورد.
نویسندگان، ناشران و کتابفروشیها همه به شدت نگران دانلود غیرقانونی کتابهایشان هستند. علت این اعتراضها و انتقادها هم گسترش سایتهای بینام و نشان یا با نام و نشانی است که بدون اطلاع صاحبان اثر، اقدام به اسکن و آپلود کتاب، در فضای اینترنت میکنند و کارشان را هم در سطح وسیع انجام میدهند.
مهرابی با اشاره به حقوق نویسندگان ادامه میدهد: بسیاری از نویسندگان ما، تنها شغلشان نویسندگی است و محل درآمد دیگری ندارند. زندگی این نویسندهها از حقالتالیف کتاب میگذرد.
اگر این دانلودهای غیرقانونی ادامه پیدا کند و هر روز فراگیرتر شود، نویسنده چگونه و به چه امیدی بنویسد و ترجمه و تحقیق کند؟ عدهای با این کار خود یعنی با قرار دادن فایل دانلود کتاب یک نویسنده، تمام حیات اقتصادی او را به خطر میاندازند. چون در این شرایط اقتصادی که جامعه با آن گریبانگیر است، چشم امید نویسنده به دریافت حقالتالیف 10 تا 15 درصدی پشت جلد- بهویژه تجدید چاپ- کتاب است. این مشکل امروزه به ویژه درباره کتابهای چاپاولی وجود دارد. طبیعی است که ناشر دیگر کتاب چاپ نکند و بازاری نداشته باشد.
مهرابی ادامه میدهد: اگر بخواهم در این زمینه مثالی بزنم باید به کتاب «تاریخ سینمای ایران از آغاز تا 1357» اشاره کنم که چاپ اولش در سال 1363 منتشر شد و در سال 1384 به چاپ دهم رسید. یعنی هر 2سال یکبار تجدید چاپ شد. آقای علی علمی، ناشر این کتاب در نشر پیکان حدس میزد این کتاب حداکثر در مدت 3سال تمام و نایاب شود. اما این اتفاق در عرض 5سال رخ داد.
آقای علمی علت این موضوع را در نمایشگاه کتاب از من پرسید که اظهار بیاطلاعی کردم. اما با پیگیریهایی که صورت دادیم، متوجه شدیم متن کامل 620صفحهای کتاب، اسکن شده و لینک دانلودش در اینترنت قرار گرفته است. با پیگیریهای بیشتر متوجه شدیم این کتاب به تنهایی در یکی از این سایتها، نزدیک به
هزار بار دانلود شده است.
حیرتانگیز بود چون دیدیم این بلا دارد حتی به سر کتابهای چاپ اول هم میآید. بنابراین به مراجع قانونی شکایت کردیم و پرونده این شکایت در حال پیگیری قضایی است.
اما مسوولان و ناظران فضای اینترنت چه میکنند؟ بیشتر سایتهایی که غیرقانونی کتاب را برای دانلود در محیط خود میگذارند در داخل کشور فعالیت میکنند و نظارت بر آنها کار آسانی است، اما بهنظر نمیرسد کسی به این موضوع چندان اهمیت دهد. هر وبلاگ و سایتی که کمی از شوون اسلامی فاصله بگیرد، فوری فیلتر میشود، اما اگر سایتی امکان دانلود همه کتابهای بازار را بدون اجازه صاحبان کتاب فراهم کند، کسی مزاحمش نخواهد شد. آیا این کار غیراخلاقی نیست؟
مهرابی در این باره میگوید: این سایتها به این علت لینک دانلود کتابها را در خروجیشان قرار میدهند که آگهی بیشتری بگیرند کالاهای غیرفرهنگی را بهشیوه فروش آنلاین عرضه کنند. از طرف دیگر هر چه تعداد کتابها بالا رود، تعداد اعضای سایت هم بیشتر میشود. با این حساب این سایتها، فهرست نشانی ایمیل اعضا را به شرکتهای تجاری داخلی و خارجی میفروشند تا آن شرکتها به تبلیغ و فروش کالاهایشان بپردازند.
مهرابی این موضوع را مشابه کپی غیرمجاز فیلمهای سینمایی میداند و میگوید: بسیاری از فیلمهای ایرانی بهمحض عرضه در فروشگاههای کشور، در شبکههای ماهوارهای بینام و نشان و بیهویت پخش میشوند و هنگام اکران، دیویدیشان در سطح شهر به فروش میرسد. به هر حال، از نظر فرهنگی، اقتصادی و از هر منظر دیگری که به این موضوع نگاه کنیم، این یک غارت است.
با این همه، شرایط در سینما باز هم مثل همیشه بهترازکتاب است. 3-2 سال پیش وقتی که کپی فیلمها به صورت غیرمجاز و در زمان اکران در شهر فراگیر شد، همه آنها که به این موضوع بهطور مستقیم و غیرمستقیم مربوط بودند، به میدان آمدند. نیروی انتظامی و وزارت ارشاد اسلامی و خانه سینما و خلاصه همه، و با تشکیل ستاد مبارزه با قاچاق سیدی و جمعآوری فیلمهای غیرمجاز و قاچاق، موضوع را فیصله دادند. اما همین موضوع در مورد کتاب، با بیتوجهی و بیتفاوتی کامل مسوولان مواجه است و حتی نهادهایی نظیر خانه کتاب هم هیچ واکنشی نشان نمیدهد. با این روند، صنعت نشر ضعیف و آسیبپذیر کشور، باز هم ضعیفتر خواهدشد.
مهرابی میگوید: با ادامه این روند، در درازمدت، نویسندهها امیدی به ادامه کار نخواهند داشت. هر چند اغلب نویسندگان از سر شور و شوق و عشق مینویسند ولی این وضع، چرخه چاپ و نشر کتاب را در ایران با مشکل جدی مواجه میکند. چون ناشرها هم دیگر جرات چاپ کتاب را نخواهند داشت. نتیجهاش این میشود که در کتابفروشیها یکی بعد از دیگری بسته میشود.
حالا اگر این سایتها مثل همهجای دنیا و با رعایت اخلاق حرفهای، با اجازه صاحبان کتاب و پرداخت حق کپیرایت، از فایل دانلودی کتابها استفاده کنند، همه چیز تغییر خواهد کرد و ماجرا برعکس میشود، چرا که در آن صورت، امکان تازهای به امکانهای صنعت نشر اضافه میشود که قدرتمندی آن را بهدنبال خواهد آورد. همان طور که اقتباس سینمایی، تهیه نسخههای کتاب صوتی و هرشکل دیگری از ارائه و استفاده از آثار مکتوب میتواند به قوت بیشتر و قدرتمندی چرخه اقتصاد نشر کمک کند. تنها به شرطی که حق کپیرایت و مسأله حقوق مادی و معنوی اثر رعایت شود.
این جا درست همان نقطهای است که یک بار دیگر، مسأله نبود قانونهای جدی و فقدان مسأله کپیرایت در ایران، یادآوری میشود. شاید اگر قانونی که ضمانت اجرایی محکم و غیرقابل انکاری دارد، در ایران وجود میداشت، ماجرا تا حدود زیادی حل میشد. البته قانون حقوق مصنفان و مولفان موجود است اما هیچکس به آن اهمیتی نمیدهد. ضمن آنکه قانون کاملی نیست.گذشته از این، اینگونه مسایل در کشورهای دیگر معمولا از طریق سازمانها و معاهدههای بینالمللی اداره میشوند، نهقوانین کشوری و اجتماعی.
معاهدههای حقوق بشر میتوانند تا حدود زیادی مشکلهای را حل کنند. ضمن اینکه وجود سازمان، دفتر، مرکز، دایره یا هر چیز دیگری که کارش نظارت بر این مسائل و رسیدگی به شکایتها باشد، ضروری بهنظر میرسد.
منبع: تبیان
انديشيدن با عقل و تفكر درباره عقل
ايبنا: شكست سال 1967 ميلادي اعراب از اسراييل تنها شكست نظامي يك يا چند دولت عرب از اسراييل نبود، بلكه چيزي فراتر از يك شكست، يك فروپاشي و به اصطلاح «جايگشت معرفتي و اپيستمولوژيك» بود كه كنار رفتن گفتمان مسلط آن زمان را در پيداشت. از اينرو، نسل انديشمندان پس از شكست ژوئن67، نسل ديگري از انديشمندان بود.
گروهي شكست و عقبماندگي اعراب و مسلمانان را نتيجه فراموش كردن آموزههاي نخستين اسلامي ميدانستند و خواستار بازگشت به اين آموزهها بودند و گروه ديگري با ديد انتقادي به ميراث اسلامي نگريستند و با بهرهگيري از روشهاي نو در پي بازخواني ميراث برآمدند تا به بازسازي آن بپردازند.
اين دسته از انديشمندان پاي در راه پايهريزي پروژههايي نهادند كه ميتوان آن را واكاوي سنت ناميد. از جمله اين پروژهها ميتوان از «نقد عقل ديني»، «نقد عقل اسلامي» و «نقد عقل عربي» نام برد كه اگر به آنها پروژههاي ناتمامي مانند «نقد عقل محض عربي» و «نقد عقل وجودي،
عربي ـ اسلامي» را اضافه كنيم، ميتوان فهرست بالابلندي از طرحهاي كلان در بازخواني ميراث و عقلانيت
عربي ـ اسلامي را از سوي انديشمندان عرب ارايه داد.
از ميان اين پروژهها، تنها پروژه سه يا چهار انديشمند و از جمله آنها محمدعابد الجابري برجستهتر بود.
نقد عقل الجابري در واقع، گستردهترين و پردامنهترين پروژه نقادي عقلانيت اسلامي دوران پس از ژوئن 67 به شمار ميرود.
برخي آثار الجابري تاكنون به چندين زبان ترجمه شده و كتاب حاضر، دوازده بار به زبان عربي تجديد چاپ شده است زیرا جابري از جمله انديشمنداني است كه ميتوان آنها را نمونه بارز انديشمندان زمانه خويش دانست. روش او آميزهاي از روش ساختارگرايي، تحليل تاريخي و تفكيك عناصر ايدئولوژيك از عناصر معرفتي است.
از سوي ديگر، انديشه او داراي وحدت و يكپارچگي خاصي است. از اينرو، از نخستين آثار الجابري ميتوان دريافت كه او سوداي نقد ميراث و بازسازي عقل عربي را در سر ميپروراند، اما اين نقد در كتاب «نحن و التراث»، كتابي كه الجابري را شهره شهر ساخت، آشكارا ديده ميشود.
جابري در اين كتاب، پس از برشمردن خوانشهاي سلفي (بنيادگرا)، ليبرال و چپ، از ميراث و نقد آنها، بدين نتيجه ميرسد كه هر سه آنها به سبب نداشتن «كمترين عينيتگرايي» و «نداشتن نگاه تاريخي»، مردود و به گونهاي بنيادگرايند.
آنگاه هدف خود را از نقد خوانشهاي رايج، چنين بيان ميكند: «... [هدف] ما بيان نظريههايي نيست كه اين يا آن خوانش ارايه ميكند، بلكه آنچه در اين ميان براي ما اهميت دارد، شيوه انديشيدني است كه اينگونه خوانشها را سبب ميشود.
به بيان ديگر هدف تبيين "كنش ناخودآگاه عقلي"، عقلي است كه اينگونه خوانشها را بنا نهاده است. حال اگر در نقد نظريهها، شالوده معرفتيشان را مدنظر قرار ندهيم، نقدي ايدئولوژيك، از ايدئولوژي خواهد بود و در نتيجه، دستاوردي جز ايدئولوژي نخواهد داشت. تنها ميتوان نقد چگونگي تفكري را علمي قلمداد كرد كه بتواند راه را براي خوانش علمي و آگاهانه [از ميراث] هموار سازد.»
بدينسان الجابري، نقد عقل عربي را سرلوحه كارهاي خويش قرار داد، زيرا معتقد بود كه تنها با نقد عقل عربي ميتوان به شالوده معرفتي خوانشي دست يازيد كه هم در فهم و نقد ميراث، علمي و كارساز باشد و هم او را به روش و شيوهاي برساند كه عقل عربي به ياري آن بتواند گره از مشكلهای فروبسته خود بازگشايد.
الجابري براي اين كار، مجموعه چهارجلدي خود را كه به چهارگانه الجابري مشهور است، با نوشتن اين كتاب آغاز ميكند.
الجابري در اين كتاب پس از توضيح كوتاهي در مورد اصطلاح عقل عربي، به بيان تفكيك دو مفهوم عقل از نظر لالاند، فيلسوف فرانسوي، ميپردازد؛ «عقل برسازنده يا كنشگر يا فاعل» و «عقل برساخته يا متعارف».
لالاند «عقل برسازنده» را فعاليتهاي ذهني ميداند كه
عقل در هر استدلال يا پژوهشي، آنها را انجام ميدهد
تا به مدد آنها پارهاي از اصول و قواعد كلي را استخراج
كند. آشكار است كه چنين عقلي نزد همگان يكسان
است.
عقل برساخته يا متعارف، مجموعه ثابت و يكساني است كه از دورهاي تاريخي تا دورهاي ديگر و گاه از شخصي به شخص ديگر، تفاوت پيدا ميكند.
بنابراين، عقل برساخته يا متعارف، نظامي از قواعد ساخته شده و پذيرفته شده در دورهاي از تاريخ است كه در آن دوره از ارزش و اعتبار مطلق برخوردار است.
الجابري مينويسد: «اگر چنين تميزي را بپذيريم، "آنچه را كه ما" عقل عربي ميناميم، همان عقل برساخته يا متعارف است؛ يعني مجموعه مبادي و قواعدي كه فرهنگ عربي به گروندگان آن به مثابه شالودهاي جهت كسب معرفت ارايه ميدهد يا بگوييم به مثابه نظام معرفتي به آنان تحميل ميكند.
بنابراين، نقد عقل عربي يعني نوسازي عقل برساخته يا متعارف و نوسازي عقل برساخته، بدون نقد آن ميسر نخواهد بود، و "اين نقد بايد از درون خود عقل و با تفكيك اركان و متحول كردن مفاهيم آن صورت گيرد".»
الجابري براي انجام چنين امري، مفهوم عقل را نزد اعراب و يونانيان و اروپاييان، مقايسه ميكند و ادامه ميدهد: «بنابراين تلاش خود را بر فرهنگهايي متمركز ميكنيم كه در اين ويژگي با فرهنگ عربي وجه اشتراك دارند.
آنگاه با استناد به كاسدروف، كه گفته است: "چارچوب نظام هر فرهنگي را تصور اين فرهنگ از خدا و انسان و جهان و رابطه اين سه با واقعيت عيني، معين ميسازد"، مقايسه خود را از فرهنگ يوناني كه به گفته او از نظر تاريخي كهنتر است آغاز ميكند.»
به باور الجابري، در فرهنگ عربي ـ اسلامي، از عقل خواسته ميشود تا با تامل در طبيعت و نمودهاي خلقت، به معرفت آفريدگار نائل آيد.»
اين اثر در دو بخش سامان يافته است. عقل به كدام معنا و تكوين عقل عربي، عناوين بخشهاي اين اثرند.
یک نویسنده:داستاننويسان مذهبي از حاصل كار مفسران قرآن بهره بگيرند
ایبنا: مصطفی جمشیدی، نویسنده و منتقد، با اشاره به لزوم بهرهمندی داستاننویسان مذهبی از حاصل کار مفسران قرآن خواستار ارايه واحدهای درسی مرتبط با نویسندگی مذهبی در دانشکدههای الهيات و معارف اسلامي شد.
جمشيدي در جلسه بررسي قرآن و ادبيات داستاني كه در بخش شعر و ادب نمايشگاه قرآن كريم برگزار شد، گفت: استنباط ما از ادبيات داستاني به دليل وجود فرهنگ مكتوب مربوط به بعد از زمان اختراع صنعت چاپ است و درست از اين برهه به بعد، غربيها در حوزه داستان كوتاه و رمان از ما پيشي گرفتند.
وي افزود: در دوراني كه رمان به سبك نوين در اروپا و به ويژه فرانسه و انگلستان به وجود آمد، مخاطبان خود را ميان اقشار فرودست جامعه آن روز پيدا كرد و حالتي براي پر كردن وقت های فراغت داشت، اما رفته رفته جايگاه و ساختار خود را پيدا كرد.
جمشيدي با اشاره به تاثير سبك نويسندگان غربي بر ادبيات داستاني ايران گفت: بعد از جنگهاي اول و دوم جهاني مثلث جويس، كرول، كافكا در غرب بوجود آمد و ادبيات داستاني را به ورطه نيهيليسم سوق داد كه تاثير بسزايي بر داستاننويسي معاصر ايران گذاشت.
اين منتقد ادبي تصريح كرد: داستانهاي كهن فارسي در شعر متجلي است و شاعران بزرگ ايران مانند حكيم فردوسي و مولوي در اشعار خود نوعي داستانسرايي را منظور ميكردند.
نويسنده كتاب «سونات عدن» با اشاره به ويژگي داستانهاي مذهبي افزود: آفت ادبيات مكتوب غرب اين است كه انسان را به تسليم در برابر هواهاي نفساني دعوت ميكند و مروج اصالت لذت است، در حالي كه داستانهاي پيامبران، بيانگر مقاومت در برابر نفس و طاغوتهاي زمان است.
وي با اشاره به كتاب ضاله
«آيات شيطاني» اضافه كرد: داستاننويسان قرآني بيشتر در حوزه كودك و نوجوان فعاليت ميكنند، اما در ادبيات داستاني بزرگسال غربيها آثاري ضداسلامي را منتشر كردهاند كه ما هنوز با آنها مقابله نكردهايم.
داستاننويسان مذهبي بايد از حاصل كار مفسران قرآن بهرهمند شوند و ارايه واحدهاي درسي مرتبط با نويسندگي مذهبي در دانشكدههاي الهيات و معارف اسلامي ضروري است.
مصطفي جمشيدي در پايان به موضوع پيوند ادبيات داستاني با صنعت سينما پرداخت و گفت: در جوايزي مانند اسكار نزديك به 80 درصد آثار اقتباسي هستند و اين اهميت ادبيات مكتوب را ثابت ميكند. همچنانكه استقبال از سريال «يوسف پيامبر(ع)» در ايران و ديگر كشورها مبين غناي داستانهاي قرآني است.
+ نوشته شده در 2011/11/21 ساعت 5:7 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی