صفحه 11--12 آذر 90
معتادهای وبگرد
واقعیت این است که اعتیاد به اینترنت پدیده ای روانی و پیچیده است که برای حل آن باید دلایل و گرایش فرد معتاد به آن را دانست. عسل فرهادی کارشناس ارشد روان شناسی در این زمینه مثال میزند اگر دلیل اصلی گرایش فرد به اینترنت، فرار از زندگی کسالت بار واقعی است، میتوانیم با افزایش برنامههای تفریحی و ایجاد دلمشغولی جذاب او را به دنیای واقعی دعوت کنیم.
تهیه فهرستی از فعالیتهای جایگزین و مفید میتواند کارساز باشد، تا فرد معتاد به اینترنت به تناوب، دیگر سرگرمیهای جذاب را جایگزین استفاده بی رویه از اینترنت کند.
راه حل این معظل آن نیست که نوجوانان و جوانان را از به کار بردن اینترنت منع کنیم و جلوی بهره مندی آنان را از این دستاورد پرکاربرد و مشکل گشا بگیریم. در صورت بروز هر کدام از علایم اینترنتی در یکی از اعضای خانواده لازم نیست دسترسی این فرد به اینترنت کاملاً قطع شود. بلکه خود فرد و همه اعضای خانواده باید کمک کنند تا او در شرایط معین و مدت زمان محدود و از قبل مشخص شده ای
فعالیتهای ضروری خود را در اینترنت به انجام برساند.
بنابراین برای نهادینه شدن شیوه درست استفاده از اینترنت در گام نخست برای استفاده فرزندتان از اینترنت زمان تعیین کنید و اجازه ندهید او این قانون را بشکند. برای مثال بهتر است میزان استفاده یک نوجوان از اینترنت از 6 ساعت در روز به یک ساعت کاهش یابد. خود فرد معتاد به اینترنت و دیگر اعضای خانواده میتوانند با تعیین مدت زمان مشخص روزانه برای استفاده از اینترنت و رعایت آن مشکلهای پیش آمده را پس از مدتی کاهش دهند.
سعی کنید وقت بیشتری را با فرزندانتان بگذارید. چون بیشتر نوجوانهایی که به اینترنت وابسته میشوند کسانی هستند که نتوانسته اند ارتباطی موفق با والدینشان داشته باشند.
فرهادی در زمینه ترک اعتیاد در نوجوانان میگوید: برای نوجوانتان محرم اسرار باشید تا به جای دوستان مجازی با شما گفت وگو کنند. بفهمید دلیل این اعتیاد چیست و او از کدام بخش اینترنت بیشتر لذت میبرد تا بتوانید جایگزینهایی مناسب برای آنها بیابید. برای استفاده اش از رایانه فرصتی اختصاص دهید و در خارج از آن زمان حق استفاده از اینترنت را از او بگیرید.
از آن جایی که این روزها نظارت والدین بر دلبستگیهای فرزندشان محدود است، کمتر وبهایی را که فرزندشان به آنها سر زده مطالعه میکنند یا درباره بازیهای رایانه ای که دانلود کرده اند تحقیق میکنند یا دوستانی را که در گفت وگوهای شبانه با فرزندشان گپ میزنند میشناسند.
به طور کلی میتوان گفت میزان آشنایی والدین با مهارتهای استفاده از اینترنت در مقایسه با جوانان و نوجوانان قابل توجه نیست. بسیاری از والدین با این پدیده بیگانه اند و بنابراین ویژگیهای این فضا و تأثیرهایی را که در رفتار و زندگی فردی و اجتماعی جوانان و نوجوانان را نمیشناسند.
در یک خانواده هر چه فرزندان وقت بیشتری را در دنیای اینترنت سپری کنند و هر چه بیشتر والدین آنها با این فضا بیگانه و از اینترنت دور باشند، به همان نسبت میزان فاصله میان این والدین و فرزندان بیشتر خواهد شد.
والدین و فرزندانی که در دو دنیای متفاوت زندگی میکنند، هر روز بیشتر از قبل از هم دور خواهند شد و این خود زمینه و شرایط بروز آسیبهای بیشتری را ایجاد خواهد کرد.
اگر رایانه ای در خانه دارید که فرزندتان راه استفاده از آن را میداند، دانش شما در استفاده از آن باید همیشه چند قدم جلوتر از فرزندتان باشد. تا بتوانید هر از گاهی سایتهایی را که فرزندتان به آن مراجعه کرده است بررسی کنید.
نحوه استفاده از اینترنت علاوه بر اینکه پدر و مادر را با بخشی از دنیای ذهنی فرزندشان آشنا میکند، باعث نزدیکی بیشتر آنان با فرزندشان میشود، کاربردهای بی شمار دیگری هم برای خود والدین دارد.
آنها میتوانند بسیاری از فعالیتهایی که در دنیای واقعی باید هزینه و وقت زیادی صرف آنها کرد با اینترنت در کمترین زمان به انجام برسانند.
گاهی دلیل اعتیاد فرزندان به اینترنت، هراس اجتماعی، افسردگی یا ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران است. اگر چنین مواردی را در او مشاهده کرده اید با مشاور گفت وگو کنید.
فرهادی توضیح میدهد که از مراجعه به روان شناسان و روانپزشکان نترسید. بعید نیست درمانی ساده برای حل مشکل افسردگی و اضطراب بتواند میل بی حد به اینترنت را کم کند.
به کودکتان یاد بدهید که به هیچ وجه و در هیچ شرایطی، اطلاعات شخصی خود و خانواده را با دوستان مجازی اش در میان نگذارد. به او بگویید که او میتواند از یک نام مستعار برای خود استفاده کند. به او بگویید هرگز قبول نکن با کسی که در اینترنت با او ارتباط داشته ای ملاقات حضوری داشته باشی.
و در آخر اینکه درست است که ارتباطها و اطلاعها هیچ وقت به این اندازه و سرعت در دسترس ما نبوده و فناوری شرایط را به قدری برای ما آسان کرده که ما به راحتی به آن تکیه میکنیم، اما مبادا ارزش تعامل های اجتماعی را نادیده بگیریم. هیچ یک از اینها نمی توانند جای خالی اعضای خانواده و دوستان صمیمی ما را پر کنند.
شاید این کاربران هستند که خود تصمیم میگیرند چگونه از این فضا استفاده کنند. اینترنت ابزاری است در خدمت همه مردم جهان که امکانات و تسهیلات بیشماری در اختیار آنان قرار داده است. پس بهتر است در کنار موارد مثبت اینترنت به نکته های منفی آن هم نیم نگاهی داشته باشیم و زندگی خود را به آن نسپاریم؛ بلکه از فواید آن برای زندگی بهتر بهره بگیریم.
منبع: تبیان
این بازی ،جدی است
از دنیای بچههای دیروز تا عصر متنوع و پویای امروز زمانی گذشته است و بازیها نیز همانند جنبههای دیگر زندگی دچار تغییرها و تحول های خاصی شده اند. گرچه شیوهها و اسباب بازیها تغییر یافته اند بازی همچنان ضرورت دوران کودکی است. بازی کردن نیازی اساسی برای کودکان است. مدت هاست که نقش مهم بازی در کار آموزش کودکان مورد توجه قرار گرفته و به اهمیت آن در رشد، پیشرفت و یادگیری کودکان توجه شده است. کودکان هنگام بازی شکل میگیرند و میتوانند مهارتهای جدیدی را در حد تسلط بیاموزند. مفاهیمی که در بازی کودکان نهفته است بسیار فراتر از مفهوم واژههایی چون تفریح و سرگرمی اند. بیشتر وقتها والدین بازی را اتلاف وقت تلقی میکنند و از کودک میخواهند که به فعالیتهای دیگر بپردازد. بدیهی است که این گونه والدین کودکان خود را از موقعیتهای یادگیری بسیاری که برای رشد همه جانبه شخصیت آنها ضروری است محروم میکنند.
به گفته رابرت وایت: ساعت های زیادی را که کودکان صرف بازی میکنند نمی توان به هیچ وجه تلف شده تلقی کرد. بازی ممکن است شادی بخش باشد ولی در دوران کودکی یک کار جدی است. بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب میشود. بخشهای خاصی از کروتکس مغز که ویژه تفکر آگاهانه و تصمیم گیری
است تنها با بازی کردن به تکامل میرسد.
اما در حال حاضر مهم ترین نگرانی پدر و مادر تهیه نیازهایی مانند پوشاک مدرسه و غذای فرزندان است و چندان گذراندن زمان و بازی کردن با آنها را جدی نمی گیرند.
امروزه به دلیل تغییر شرایط زندگی بیشتر والدین از زمان بازی کودکان کاسته و ترجیح میدهند فرزندشان مدت زمان بیشتری را به مطالعه و انجام فعالیتهای درسی بپردازد. بسیاری از پدر و مادرها از اینکه به فرزندشان اجازه بازی و دویدن در فضای باز را بدهند میترسند و معتقدند شاید در طول بازی به فرزندشان آسیبی برسد. اما روان شناسان
باور دارند همین زمین خوردنها و دعوا با دیگر کودکان نیز بدون شک به کودک مهارتهای بسیاری میآموزد. بازی راهی است که کودکان بوسیله آن امور را میآموزند و راه زندگی کردن در دنیای معانی و ارزشهای بزرگسالان را فرا میگیرند. اکثر روان شناسان معتقدند بازی کردن فواید بسیاری دارد که اثرهای واقعی آن در دوران بزرگسالی نمایان میشود. رسول گرامی اسلام (ص) وجود حالت فعال و جوشش را در طفل خردسال، نمایانگر فزونی خرد و اندیشه او در بزرگسالی دانسته و میفرماید: شیطنت و لجاج و ستیزه جویی کودک، در دوران خردسالی، نمایانگر فزونی عقل و اندیشه او در بزرگسالی است. اما کودکانی که به میزان کافی بازی نمی کنند
از این مساله آسیب میبینند.
بازی کردن فواید بیشماری دارد که از جمله آن عبارتند از..
* وقتی کودکان از چیزی بالا میروند، میچرخند، به هوا میپرند و یا میدوند بدن آنها قوی تر، انعطاف پذیر تر و هماهنگ تر میشود. بازی نه تنها برای اندامهای گوناگون بدن، پرورش عضله ها
و صرف انرژی که عدم مصرف آن حساسیت و عصبانیت را در پی دارد ضروری است.
معمولاً کودکان سالم از نیروی زیادی برخوردارند که آن را در بازی مصرف میکنند. اگر نیروی اضافی کودک مصرف نشود و به حالت سرکوب شده در جسم کودک ذخیره شود در وی نا آرامی، عصبانیت، بدخلقی و پرخاشگری ایجاد میکنند.
* کودکان در خلال بازی به کشف محیط اطراف خود میپردازند و از طریق بازی نخستین گامها را برای اجتماعی شدن
برمی دارند. آنها یاد میگیرند که چگونه با همسالان خود همراهی کنند و همچنین تقسیم لحظه های خوب با دیگران را نیز میآموزند.
بازیهای دوران کودکی یک زندگی اجتماعی موفق را برای انسان رقم میزند. کودک بدون بازی به ویژه بازی با کودکان دیگر خودخواه، خودبین و خودرای میشود. او از طریق بازی شیوه برقراری روابط اجتماعی با بیگانگان و حل مسایل و مشکل های ناشی از آن را فرا میگیرد.
کودکی که تجربه بازی در محیطهای اجتماعی و با گروه همسالان را دارد در آینده به فردی مبدل میشود که قادر است مشکل های غیر قابل پیش بینی زندگی را به خوبی مدیریت کند.
* بسیاری از مواقع هنگام بازی کردن با کودکان شما میتوانید به مشکلهای روحی که ممکن است فرزندانتان با آن رو به رو باشند پی ببرید.
به طور کلی از طریق بازی است که به نکته های مثبت و منفی شخصیت کودکان پی برده و در جهت رفع و اصلاح مشکل های آنها اقدام کرد. بچهها هنگام بازی کردن اعتراض ها و نارضایتیهای خود را از پدر و مادر و اطرافیان بروز میدهند و آنها را با این شیوه بیان میکنند.
* بازی کردن با کودکان سبب میشود تا حد زیادی فاصله شما با آنها کاهش پیدا کند. با آنها صمیمی تر شوید و به روحیه ها و خلق فرزندان خود پی ببرید. با همبازی شدن با کودکان راه دوستیها را باز کرده و راه پنهان کاریهای دوره نوجوانی را ببندید.
و در آخر اینکه اجازه دهید بچهها بچگی کنند. کنجکاوی، تخیل و خلاقیت مانند ماهیچه هستند. اگر از این مهارتها استفاده نکنید ضعیف شده و کم کم از کار میافتند.
منبع: تبیان
کودک بشوید و زندگی را بچشید
خیلی جالب است! تا وقتی که بچه هستیم مدام میخواهیم بزرگ شویم و تمام آن کارهایی را انجام دهیم که دوست داریم اما وقتی بزرگ میشویم و شانه هایمان را بار مسوولیتی که به دوش داریم سنگین میکند...
بی شک ما خیلی چیزها را از دست داده ایم تا این «بزرگی» را به دست آورده ایم؛ اما میتوانیم با نگاهی به دنیای کودکی و همه آن چیزهایی که بی خیالی ها، عشقها و دوستیها را بنا میکرد باز هم تنی به دریاچه پاک کودکی بزنیم. این مطلب برای همه آدم بزرگهایی است که دلشان هوای کودکی کرده است.
لحظه زندگی
در حالی که ما رشد میکنیم، ذهنمان کم کم عادت میکند به اینکه به دیروز یا فردا فکر کند. گویی ما به پرستاری تبدیل شده ایم که با اندوه درباره تمام اتفاقهای بدی میاندیشد که میتواند اتفاق بیفتد؛ اتفاقهایی که به همان اندازه که امکان رخ دادنشان هست، امکان عدم وقوع شان هم وجود دارد اما برای یک کودک، هیچ چیز غیر از آنکه در مقابل چشمش وجود دارد، معنی ندارد؛ او هنوز هنر از پادرآمدن توسط آینده و گذشته را نیاموخته است. من هیچ وقت خاطره آن روزی که با دوستانم به گردش رفته بودیم و با هم مشغول بدمینتون بازی بودیم را از یاد نبرده ام. وقتی که برادر 4 ساله یکی از دوستانم با اصرار از او میخواست تا راکت را برای لحظه ای به او بدهد و برادر بزرگ تر هر بار او را به بهانه ای کنار میزد تا اینکه پسربچه شروع کرد به گریه کردن. آنچنان هق هق میکرد که انگار با ارزش ترین وسیله زندگی اش را از او گرفته باشند اما چیزی نگذشت که در میان هق هق هایش زیرچشمی نگاهی به اطراف انداخت. از جا بلند شد و به طرف توپ پری رفت که گوشه ای
افتاده بود. آن را برداشت. با خوشحالی به آسمان پرتابش میکرد، دوباره آن را در دستانش میگرفت و... من واقعا با دیدن این لحظه شگفت زده
شدم که چگونه و با چه سرعتی تمرکزش را از روی خواسته ای که به آن نرسیده بود، برداشت و به جای آن با نیم نگاهی به اطراف برای خودش دلخوشی دیگری پیدا کرد. در حالی که اگر این اتفاق برای ما آدم بزرگها میافتاد معلوم نبود تا چه زمانی میخواستیم برای آنچه به دست نیاورده ایم
اندوهگین باشیم.
قانون کشف
«من نمی دانم در نگاه دیگران چگونه به نظر میرسم اما در نگاه خودم یک کودک کوچک هستم بر ساحل بیکرانه دانش؛ که هرازگاهی یک سنگریزه کوچک پیدا میکنم و با آن شادمان میشوم.»
برای بچهها دنیا در حالت طبیعی و روزمره خودش یک کشف خالص و ناب است؛ یک سیب ممنوعه که هوس خوردن آن مدام در ذهنشان وجود دارد. همه چیز؛ حتی تمام اتفاقهای روزمره و عادی زندگی کنجکاوی آنها را میتواند برای هزارمین بار تحریک کند؛ همین است که گاهی سروصدای بزرگ ترها
را درمی آورد که مگر داخل این کمد وسیله تازه ای است که مدام آن را میگردی یا مگر تو این را تا حالا ندیده ای؟ در صورتی که حق با شما نیست؛ آنها هر روز به همه چیز نگاهی از نو دارند و این شما هستید که این را نمی دانید.
شاید زندگی کردن در لحظه برای آدم بزرگها سخت باشد چون به هر حال فکر آینده و اندوه گذشته را برای همیشه ترک کردن، اندیشه محالی به نظر میرسد اما «کشف» میتواند برای ما بیشتر اتفاق بیفتد چون بیشتر از دنیای کودکی در معرض مکان ها، روابط و اشیای تازه و جدید هستیم و یکی از ساده ترین راهها برای بازگشت به کودکی عوض کردن طرز نگاهمان است به زندگی. همین الان به یکی از وسایلی که در کنارتان دارید نگاهی کاشفانه بیندازید. حتما از دیدن آنچه که تا قبل از این ندیده بودید شگفت زده میشوید.
راز عشق غیرشرطی
ذره ای کوچک، عشق به کودکان بدهید و یک دنیای بزرگ عشق باز پس بگیرید وقتی که به کسی عشق میورزیم، محبت میکنیم یا حتی کار کوچکی برایش انجام میدهیم ناخودآگاه منتظر هستیم ببینیم او برای ما چه میکند اما وقتی زمان میگذرد و او کاری برای ما انجام نمی دهد، محبتی نمی کند و عشقی نمی ورزد؛ ناامید میشویم، قلبمان میگیرد و اندوه بر نگاهمان مینشیند؛ چون ما معامله میکنیم. ما کالایی میدهیم تا کالایی بازپس بگیریم؛ در حالی که اگر کودکی به شما محبت میکند، شما را میبوسد یا بغلتان میکند، این کار را بدون هیچ قید و شرطی انجام میدهد. او به شما لبخند میزند نه برای اینکه چیزی از شما بخواهد او لبخند میزند تا لبخند را به لبهای شما بیاورد و این میشود که دنیا هم برای این عشق شرط و شروطی نمی گذارد. عشقی که سرچشمه اش
قلب آنهاست نه فکرهایی که در سر دارند و میپرورند. این عشق هنوز هم میتواند در بزرگی سر بردارد، قد بکشد و قلب ما را از اندوه بایدها و نبایدها، شایدها و نشایدها نجات دهد؛ اگر دوباره به آن عشق برگردیم اعماق وجودمان را چنان گرم خواهد کرد که هیچ گاه دیگر احساس سرما و ناامیدی نخواهیم کرد.
منبع: تبیان
راه حل این معظل آن نیست که نوجوانان و جوانان را از به کار بردن اینترنت منع کنیم و جلوی بهره مندی آنان را از این دستاورد پرکاربرد و مشکل گشا بگیریم. در صورت بروز هر کدام از علایم اینترنتی در یکی از اعضای خانواده لازم نیست دسترسی این فرد به اینترنت کاملاً قطع شود. بلکه خود فرد و همه اعضای خانواده باید کمک کنند تا او در شرایط معین و مدت زمان محدود و از قبل مشخص شده ای
فعالیتهای ضروری خود را در اینترنت به انجام برساند.
بنابراین برای نهادینه شدن شیوه درست استفاده از اینترنت در گام نخست برای استفاده فرزندتان از اینترنت زمان تعیین کنید و اجازه ندهید او این قانون را بشکند. برای مثال بهتر است میزان استفاده یک نوجوان از اینترنت از 6 ساعت در روز به یک ساعت کاهش یابد. خود فرد معتاد به اینترنت و دیگر اعضای خانواده میتوانند با تعیین مدت زمان مشخص روزانه برای استفاده از اینترنت و رعایت آن مشکلهای پیش آمده را پس از مدتی کاهش دهند.
سعی کنید وقت بیشتری را با فرزندانتان بگذارید. چون بیشتر نوجوانهایی که به اینترنت وابسته میشوند کسانی هستند که نتوانسته اند ارتباطی موفق با والدینشان داشته باشند.
فرهادی در زمینه ترک اعتیاد در نوجوانان میگوید: برای نوجوانتان محرم اسرار باشید تا به جای دوستان مجازی با شما گفت وگو کنند. بفهمید دلیل این اعتیاد چیست و او از کدام بخش اینترنت بیشتر لذت میبرد تا بتوانید جایگزینهایی مناسب برای آنها بیابید. برای استفاده اش از رایانه فرصتی اختصاص دهید و در خارج از آن زمان حق استفاده از اینترنت را از او بگیرید.
از آن جایی که این روزها نظارت والدین بر دلبستگیهای فرزندشان محدود است، کمتر وبهایی را که فرزندشان به آنها سر زده مطالعه میکنند یا درباره بازیهای رایانه ای که دانلود کرده اند تحقیق میکنند یا دوستانی را که در گفت وگوهای شبانه با فرزندشان گپ میزنند میشناسند.
به طور کلی میتوان گفت میزان آشنایی والدین با مهارتهای استفاده از اینترنت در مقایسه با جوانان و نوجوانان قابل توجه نیست. بسیاری از والدین با این پدیده بیگانه اند و بنابراین ویژگیهای این فضا و تأثیرهایی را که در رفتار و زندگی فردی و اجتماعی جوانان و نوجوانان را نمیشناسند.
در یک خانواده هر چه فرزندان وقت بیشتری را در دنیای اینترنت سپری کنند و هر چه بیشتر والدین آنها با این فضا بیگانه و از اینترنت دور باشند، به همان نسبت میزان فاصله میان این والدین و فرزندان بیشتر خواهد شد.
والدین و فرزندانی که در دو دنیای متفاوت زندگی میکنند، هر روز بیشتر از قبل از هم دور خواهند شد و این خود زمینه و شرایط بروز آسیبهای بیشتری را ایجاد خواهد کرد.
اگر رایانه ای در خانه دارید که فرزندتان راه استفاده از آن را میداند، دانش شما در استفاده از آن باید همیشه چند قدم جلوتر از فرزندتان باشد. تا بتوانید هر از گاهی سایتهایی را که فرزندتان به آن مراجعه کرده است بررسی کنید.
نحوه استفاده از اینترنت علاوه بر اینکه پدر و مادر را با بخشی از دنیای ذهنی فرزندشان آشنا میکند، باعث نزدیکی بیشتر آنان با فرزندشان میشود، کاربردهای بی شمار دیگری هم برای خود والدین دارد.
آنها میتوانند بسیاری از فعالیتهایی که در دنیای واقعی باید هزینه و وقت زیادی صرف آنها کرد با اینترنت در کمترین زمان به انجام برسانند.
گاهی دلیل اعتیاد فرزندان به اینترنت، هراس اجتماعی، افسردگی یا ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران است. اگر چنین مواردی را در او مشاهده کرده اید با مشاور گفت وگو کنید.
فرهادی توضیح میدهد که از مراجعه به روان شناسان و روانپزشکان نترسید. بعید نیست درمانی ساده برای حل مشکل افسردگی و اضطراب بتواند میل بی حد به اینترنت را کم کند.
به کودکتان یاد بدهید که به هیچ وجه و در هیچ شرایطی، اطلاعات شخصی خود و خانواده را با دوستان مجازی اش در میان نگذارد. به او بگویید که او میتواند از یک نام مستعار برای خود استفاده کند. به او بگویید هرگز قبول نکن با کسی که در اینترنت با او ارتباط داشته ای ملاقات حضوری داشته باشی.
و در آخر اینکه درست است که ارتباطها و اطلاعها هیچ وقت به این اندازه و سرعت در دسترس ما نبوده و فناوری شرایط را به قدری برای ما آسان کرده که ما به راحتی به آن تکیه میکنیم، اما مبادا ارزش تعامل های اجتماعی را نادیده بگیریم. هیچ یک از اینها نمی توانند جای خالی اعضای خانواده و دوستان صمیمی ما را پر کنند.
شاید این کاربران هستند که خود تصمیم میگیرند چگونه از این فضا استفاده کنند. اینترنت ابزاری است در خدمت همه مردم جهان که امکانات و تسهیلات بیشماری در اختیار آنان قرار داده است. پس بهتر است در کنار موارد مثبت اینترنت به نکته های منفی آن هم نیم نگاهی داشته باشیم و زندگی خود را به آن نسپاریم؛ بلکه از فواید آن برای زندگی بهتر بهره بگیریم.
منبع: تبیان
این بازی ،جدی است
از دنیای بچههای دیروز تا عصر متنوع و پویای امروز زمانی گذشته است و بازیها نیز همانند جنبههای دیگر زندگی دچار تغییرها و تحول های خاصی شده اند. گرچه شیوهها و اسباب بازیها تغییر یافته اند بازی همچنان ضرورت دوران کودکی است. بازی کردن نیازی اساسی برای کودکان است. مدت هاست که نقش مهم بازی در کار آموزش کودکان مورد توجه قرار گرفته و به اهمیت آن در رشد، پیشرفت و یادگیری کودکان توجه شده است. کودکان هنگام بازی شکل میگیرند و میتوانند مهارتهای جدیدی را در حد تسلط بیاموزند. مفاهیمی که در بازی کودکان نهفته است بسیار فراتر از مفهوم واژههایی چون تفریح و سرگرمی اند. بیشتر وقتها والدین بازی را اتلاف وقت تلقی میکنند و از کودک میخواهند که به فعالیتهای دیگر بپردازد. بدیهی است که این گونه والدین کودکان خود را از موقعیتهای یادگیری بسیاری که برای رشد همه جانبه شخصیت آنها ضروری است محروم میکنند.
به گفته رابرت وایت: ساعت های زیادی را که کودکان صرف بازی میکنند نمی توان به هیچ وجه تلف شده تلقی کرد. بازی ممکن است شادی بخش باشد ولی در دوران کودکی یک کار جدی است. بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب میشود. بخشهای خاصی از کروتکس مغز که ویژه تفکر آگاهانه و تصمیم گیری
است تنها با بازی کردن به تکامل میرسد.
اما در حال حاضر مهم ترین نگرانی پدر و مادر تهیه نیازهایی مانند پوشاک مدرسه و غذای فرزندان است و چندان گذراندن زمان و بازی کردن با آنها را جدی نمی گیرند.
امروزه به دلیل تغییر شرایط زندگی بیشتر والدین از زمان بازی کودکان کاسته و ترجیح میدهند فرزندشان مدت زمان بیشتری را به مطالعه و انجام فعالیتهای درسی بپردازد. بسیاری از پدر و مادرها از اینکه به فرزندشان اجازه بازی و دویدن در فضای باز را بدهند میترسند و معتقدند شاید در طول بازی به فرزندشان آسیبی برسد. اما روان شناسان
باور دارند همین زمین خوردنها و دعوا با دیگر کودکان نیز بدون شک به کودک مهارتهای بسیاری میآموزد. بازی راهی است که کودکان بوسیله آن امور را میآموزند و راه زندگی کردن در دنیای معانی و ارزشهای بزرگسالان را فرا میگیرند. اکثر روان شناسان معتقدند بازی کردن فواید بسیاری دارد که اثرهای واقعی آن در دوران بزرگسالی نمایان میشود. رسول گرامی اسلام (ص) وجود حالت فعال و جوشش را در طفل خردسال، نمایانگر فزونی خرد و اندیشه او در بزرگسالی دانسته و میفرماید: شیطنت و لجاج و ستیزه جویی کودک، در دوران خردسالی، نمایانگر فزونی عقل و اندیشه او در بزرگسالی است. اما کودکانی که به میزان کافی بازی نمی کنند
از این مساله آسیب میبینند.
بازی کردن فواید بیشماری دارد که از جمله آن عبارتند از..
* وقتی کودکان از چیزی بالا میروند، میچرخند، به هوا میپرند و یا میدوند بدن آنها قوی تر، انعطاف پذیر تر و هماهنگ تر میشود. بازی نه تنها برای اندامهای گوناگون بدن، پرورش عضله ها
و صرف انرژی که عدم مصرف آن حساسیت و عصبانیت را در پی دارد ضروری است.
معمولاً کودکان سالم از نیروی زیادی برخوردارند که آن را در بازی مصرف میکنند. اگر نیروی اضافی کودک مصرف نشود و به حالت سرکوب شده در جسم کودک ذخیره شود در وی نا آرامی، عصبانیت، بدخلقی و پرخاشگری ایجاد میکنند.
* کودکان در خلال بازی به کشف محیط اطراف خود میپردازند و از طریق بازی نخستین گامها را برای اجتماعی شدن
برمی دارند. آنها یاد میگیرند که چگونه با همسالان خود همراهی کنند و همچنین تقسیم لحظه های خوب با دیگران را نیز میآموزند.
بازیهای دوران کودکی یک زندگی اجتماعی موفق را برای انسان رقم میزند. کودک بدون بازی به ویژه بازی با کودکان دیگر خودخواه، خودبین و خودرای میشود. او از طریق بازی شیوه برقراری روابط اجتماعی با بیگانگان و حل مسایل و مشکل های ناشی از آن را فرا میگیرد.
کودکی که تجربه بازی در محیطهای اجتماعی و با گروه همسالان را دارد در آینده به فردی مبدل میشود که قادر است مشکل های غیر قابل پیش بینی زندگی را به خوبی مدیریت کند.
* بسیاری از مواقع هنگام بازی کردن با کودکان شما میتوانید به مشکلهای روحی که ممکن است فرزندانتان با آن رو به رو باشند پی ببرید.
به طور کلی از طریق بازی است که به نکته های مثبت و منفی شخصیت کودکان پی برده و در جهت رفع و اصلاح مشکل های آنها اقدام کرد. بچهها هنگام بازی کردن اعتراض ها و نارضایتیهای خود را از پدر و مادر و اطرافیان بروز میدهند و آنها را با این شیوه بیان میکنند.
* بازی کردن با کودکان سبب میشود تا حد زیادی فاصله شما با آنها کاهش پیدا کند. با آنها صمیمی تر شوید و به روحیه ها و خلق فرزندان خود پی ببرید. با همبازی شدن با کودکان راه دوستیها را باز کرده و راه پنهان کاریهای دوره نوجوانی را ببندید.
و در آخر اینکه اجازه دهید بچهها بچگی کنند. کنجکاوی، تخیل و خلاقیت مانند ماهیچه هستند. اگر از این مهارتها استفاده نکنید ضعیف شده و کم کم از کار میافتند.
منبع: تبیان
کودک بشوید و زندگی را بچشید
خیلی جالب است! تا وقتی که بچه هستیم مدام میخواهیم بزرگ شویم و تمام آن کارهایی را انجام دهیم که دوست داریم اما وقتی بزرگ میشویم و شانه هایمان را بار مسوولیتی که به دوش داریم سنگین میکند...
بی شک ما خیلی چیزها را از دست داده ایم تا این «بزرگی» را به دست آورده ایم؛ اما میتوانیم با نگاهی به دنیای کودکی و همه آن چیزهایی که بی خیالی ها، عشقها و دوستیها را بنا میکرد باز هم تنی به دریاچه پاک کودکی بزنیم. این مطلب برای همه آدم بزرگهایی است که دلشان هوای کودکی کرده است.
لحظه زندگی
در حالی که ما رشد میکنیم، ذهنمان کم کم عادت میکند به اینکه به دیروز یا فردا فکر کند. گویی ما به پرستاری تبدیل شده ایم که با اندوه درباره تمام اتفاقهای بدی میاندیشد که میتواند اتفاق بیفتد؛ اتفاقهایی که به همان اندازه که امکان رخ دادنشان هست، امکان عدم وقوع شان هم وجود دارد اما برای یک کودک، هیچ چیز غیر از آنکه در مقابل چشمش وجود دارد، معنی ندارد؛ او هنوز هنر از پادرآمدن توسط آینده و گذشته را نیاموخته است. من هیچ وقت خاطره آن روزی که با دوستانم به گردش رفته بودیم و با هم مشغول بدمینتون بازی بودیم را از یاد نبرده ام. وقتی که برادر 4 ساله یکی از دوستانم با اصرار از او میخواست تا راکت را برای لحظه ای به او بدهد و برادر بزرگ تر هر بار او را به بهانه ای کنار میزد تا اینکه پسربچه شروع کرد به گریه کردن. آنچنان هق هق میکرد که انگار با ارزش ترین وسیله زندگی اش را از او گرفته باشند اما چیزی نگذشت که در میان هق هق هایش زیرچشمی نگاهی به اطراف انداخت. از جا بلند شد و به طرف توپ پری رفت که گوشه ای
افتاده بود. آن را برداشت. با خوشحالی به آسمان پرتابش میکرد، دوباره آن را در دستانش میگرفت و... من واقعا با دیدن این لحظه شگفت زده
شدم که چگونه و با چه سرعتی تمرکزش را از روی خواسته ای که به آن نرسیده بود، برداشت و به جای آن با نیم نگاهی به اطراف برای خودش دلخوشی دیگری پیدا کرد. در حالی که اگر این اتفاق برای ما آدم بزرگها میافتاد معلوم نبود تا چه زمانی میخواستیم برای آنچه به دست نیاورده ایم
اندوهگین باشیم.
قانون کشف
«من نمی دانم در نگاه دیگران چگونه به نظر میرسم اما در نگاه خودم یک کودک کوچک هستم بر ساحل بیکرانه دانش؛ که هرازگاهی یک سنگریزه کوچک پیدا میکنم و با آن شادمان میشوم.»
برای بچهها دنیا در حالت طبیعی و روزمره خودش یک کشف خالص و ناب است؛ یک سیب ممنوعه که هوس خوردن آن مدام در ذهنشان وجود دارد. همه چیز؛ حتی تمام اتفاقهای روزمره و عادی زندگی کنجکاوی آنها را میتواند برای هزارمین بار تحریک کند؛ همین است که گاهی سروصدای بزرگ ترها
را درمی آورد که مگر داخل این کمد وسیله تازه ای است که مدام آن را میگردی یا مگر تو این را تا حالا ندیده ای؟ در صورتی که حق با شما نیست؛ آنها هر روز به همه چیز نگاهی از نو دارند و این شما هستید که این را نمی دانید.
شاید زندگی کردن در لحظه برای آدم بزرگها سخت باشد چون به هر حال فکر آینده و اندوه گذشته را برای همیشه ترک کردن، اندیشه محالی به نظر میرسد اما «کشف» میتواند برای ما بیشتر اتفاق بیفتد چون بیشتر از دنیای کودکی در معرض مکان ها، روابط و اشیای تازه و جدید هستیم و یکی از ساده ترین راهها برای بازگشت به کودکی عوض کردن طرز نگاهمان است به زندگی. همین الان به یکی از وسایلی که در کنارتان دارید نگاهی کاشفانه بیندازید. حتما از دیدن آنچه که تا قبل از این ندیده بودید شگفت زده میشوید.
راز عشق غیرشرطی
ذره ای کوچک، عشق به کودکان بدهید و یک دنیای بزرگ عشق باز پس بگیرید وقتی که به کسی عشق میورزیم، محبت میکنیم یا حتی کار کوچکی برایش انجام میدهیم ناخودآگاه منتظر هستیم ببینیم او برای ما چه میکند اما وقتی زمان میگذرد و او کاری برای ما انجام نمی دهد، محبتی نمی کند و عشقی نمی ورزد؛ ناامید میشویم، قلبمان میگیرد و اندوه بر نگاهمان مینشیند؛ چون ما معامله میکنیم. ما کالایی میدهیم تا کالایی بازپس بگیریم؛ در حالی که اگر کودکی به شما محبت میکند، شما را میبوسد یا بغلتان میکند، این کار را بدون هیچ قید و شرطی انجام میدهد. او به شما لبخند میزند نه برای اینکه چیزی از شما بخواهد او لبخند میزند تا لبخند را به لبهای شما بیاورد و این میشود که دنیا هم برای این عشق شرط و شروطی نمی گذارد. عشقی که سرچشمه اش
قلب آنهاست نه فکرهایی که در سر دارند و میپرورند. این عشق هنوز هم میتواند در بزرگی سر بردارد، قد بکشد و قلب ما را از اندوه بایدها و نبایدها، شایدها و نشایدها نجات دهد؛ اگر دوباره به آن عشق برگردیم اعماق وجودمان را چنان گرم خواهد کرد که هیچ گاه دیگر احساس سرما و ناامیدی نخواهیم کرد.
منبع: تبیان
+ نوشته شده در 2011/12/3 ساعت 5:6 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی