سرپرست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس خبر داد حضور شاعران استان فارس در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر

سرپرست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس گفت: شاعران استان فارس مانند سال های گذشته در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر نیز حضور فعالی دارند. 

 به گزارش روبط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، محمد هادی فخرایی سرپرست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس با اعلام این مطلب گفت: فراخوان ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر مانند سال های گذشته به این اداره کل ارسال شده است که انتظار داریم با توجه به استقبال هر ساله شاعران استان از این رویداد مهم امسال نیز شعرای استان فارس حضور فعال و موثری در این جشنواره داشته باشند.  وی افزود: به منظور ایجاد سهولت جهت شرکت در این جشنواره فراخوان و شرایط شرکت  از روز یک شنبه 13 آذر ماه جاری بر روی  پایگاه اطلاع رسانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس قرار می گیرد که هنرمندان علاوه بر مراجعه حضوری به ادارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان می توانند با مراجعه به این پایگاه به آدرس www.ershadfars.ir جهت شرکت در این جشنواره اقدامات لازم را انجام دهند. فخرایی با اشاره به اهداف برگزاری ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر افزود: این جشنواره  به منظور ارتقای سطح کیفی شعر و گسترش هرچه بیشتر آن، به عنوان پشتوانه فرهنگی و ثروت ملی برگزار می شود که امید است شرکت فعال و موثر همه عزیزان شاعر، با هر گرایش، سلیقه و سبک شعری از استان فارس در آن  موجب بالندگی هرچه بیشتر این هنر ملی شود. او گفت در فراخوان ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر، این جشنواره کاملا رقابتی معرفی شده  است و تمام مضامین، قالب ها و حوزه های شعری ( سنتی، نیمایی و سپید و ترانه ) و بخش ویژه کودک و نوجوان را در بر می گیرد.  فخرایی همچنین به برگزاری همایش استانی شعر فجر به میزبانی داراب و همزمان با ششمین جشنواره شعر فجر اشاره کرد و افزود:امسال نیز مانند سال های گذشته و باتوجه به اهمیت برگزاری این همایش در استان فارس همایش شعر فجر فارس  با حضور شاعران مطرح کشور و استان در شهرستان داراب برگزار می شود.
به انگیزه هفدهمین سال نشر «عصر مردم» رویش سطرهای روشنایی

       محسن دانش
«روزنامه­ها را تندتند ورق می­زنی، از لابه لای تیترها و خبرها سرک می­کشی به آن سوی سوتیترهای ریز و درشت صفحه­ها؛ شاید بتوانی ردّی بگیری از کبوتری که قرار بود در دل سطرهای روشنایی متولد شود. به خودت می­گویی: عاقبت، از ناکجای روزهای آفتابی، دلم را گره می­زنم به رؤیاهای خاکستری آدم­های بی­فرجام؛ که از تمام ناتمام خواب­هاشان، ستاره می چینند وُ در انتظار ماهی­های همیشه عاشق، پیر می­شوند. به سرزمینی می­اندیشی که آدم­هاش بلد نیستند گریه کنند و گاهِ دلتنگی با پرستوهای سر به هوا قدم می­زنند. روزنامه­ها را تندتند ورق می­زنی وُ از پیاده­رو خیابان زندگی برای آدم­های مسخ شده پشت چراغ قرمز، دست تکان می­دهی. حالا در این سوی دنیای آدم برفی­ها، از پنجره­ای که به سمت ملکوت باز می­شود؛ هر روزِ خدا، مردی با دست­های سیمانی، نقش شور می­زند بر سپیدی صفحه­های روزنامه­ها تا شاید، روزی روزگاری از همین کوچه بغلی، یک نفر که شبیه هیچکس نیست، خبر از تولد کبوتری بدهد که پیام­آور دوستی و مهربانی است. روزنامه­ها را تندتند... ورق برمی­گردد، گاهی به آسمان نگاه کن.»
14 آذرماه، هفدهمین سال نشر «عصرمردم»
است. به همین انگیزه دلنوشته­های برخی از اهالی قلم را در این خصوص مرور می­کنیم. ناگفته پیداست که محدودیت این صفحه و مصادف شدن تولد روزنامه با ایام سوگواری سالار شهیدان، حضرت امام حسین (ع)، ما را بر آن داشت تا گزیده­ای از آنچه به دستمان رسید را به ترتیب الفبایی در این شماره انعکاس دهیم.
از سویی دیگر مطلب برخی از عزیزان شامل بریده­ای از آثار جدیدشان می­شد یا از نظر موضوعی، تلخیص آنها، به محتوای اثر لطمه می­زد که به ناچار مجبور به کنار گذاشتن آنها شدیم و از همین جا دست همه این بزرگواران را به گرمی می­فشاریم و سپاس خود را اعلام می­داریم.
محمدرضا آل ابراهیم
این روزنامه­ از همان آغاز خط سیر خود را مشخص کرد. به روزمرگی نیفتاد و همواره در کنار مردم ایستاد. از هو و جنجال زمانه به دور ماند و کشتی گرانسنگ خویش را از فراز امواج خروشان حوادث به ساحل سلامت رساند. یکی از ویژگی­های «عصر مردم»
فرهنگی بودن آن است. خوشبختانه این روزنامه در تهران به عنوان یک نشریه فرهنگی شناخته شده است و این برای استان فارس یک افتخار است.
«عصر مردم» صرفاً یک نشریه ژورنالیستی نیست و به ابعاد فرهنگ می­اندیشد و در راه تعالی بخشیدن بدان گام برمی­دارد و در معرفی ظرفیت­های فرهنگی - هنری و علمی تعلل نمی­ورزد.
دغدغه اصلی هیأت تحریریه این روزنامه، اعتلای فرهنگ است و در ضمیمه
فرهنگی - ادبی «نویسا» از ستارگان درخشان ادبیات ایران و جهان تا فلان شاعر و نویسنده­ای که در دورترین روستاهای این مرز و بوم نفس می­کشد و دلش برای ادبیات سرزمینش می­تپد، سخن به میان می­آید و این نیست جز احترام به نوآمدگانی که از شهرت و مقام بی­بهره­اند و جز عشق به کار، پشتوانه­ای ندارند.
بزرگترین حسن سردبیر «نویسا» این است که تنها به ستارگان درخشان آسمان فرهنگ و هنر و ادبیات چشم ندوخته است. او آن­قدر سعه صدر و گسترش بینش دارد تا با ذره­بین واقعیت در اقصا نقاط این دیار بچرخد و همه را از زیر نگاه تیزبین خود بگذراند و هرگونه صدایی که در جهت اهداف متعالی فرهنگی بشنود، با جان و دل پذیرا باشد و در «نویسا» بازتاب دهد.
ناصر امامی
روزنامه «عصر مردم» که مدیر دانشمند و ادیب آن در حوزه آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت نیز حق آب و گلی شایسته دارد و در گذشته­های نه چندان دور، شاگردان بسیاری را به جامعه تحویل داده است، به اتفاق سایر همکاران خوب خویش، به راستی که برای مطبوعات فارس آبروی مضاعفی فراهم ساخته و روزنامه­ای درخور شأن یک شهر فرهنگی روانه بازار می­کند.
آقای محمد عسلی و دست­اندرکارانِ «عصر مردم» با دانستن شیوه­های دلبری، خوش چهره برافروخته­اند و در آگاه ساختن مردم از یک سو و ادب­پروری و دانش­گستری از سوی دیگر، نقش شایسته و قابل تقدیری ایفا کرده­اند، امید که جناب ایشان و همه عزیزان «عصر مردم» خاصه برادر ادیب و نادره­پردازشان آقای اسماعیل عسلی، در راه خطیر و در عین حال افتخارآمیزی که گام نهاده­اند، بیش از پیش موفق و سربلند باشند.
منصور اوجی
برای روزنامه وزین «عصر مردم»
زیبا، همیشه زیباست/ حتی درون شب/ در پرده­ی غروب/ در صبح/ در طلوع./ زیبا، همیشه زیباست/ مطلوب عصر و مردم/ تو بوده­ای/ بمان!/ آن سان که باغی از شکوفه­ی نارنج و عطر آن/ در منظر جهان./ از صبح اولین/ تا آخر زمان.
منصور پایمرد
«عصر مردم» از دست­اندرکارانش گرفته تا خوانندگانش، از دلسوختگان و علاقه­مندان فرهنگ و دانش و دانایی­اند و به همین دلیل بار و بر فرهنگی و هنری این روزنامه هم در این سال­ها بر وجوه دیگرش چربیده و می­چربد.
این روزنامه در تمام این سال­ها از گدارها و گریو­­های سخت و نفس­بُری گذر کرده است و گاه تا لبه پرتگاه هم رفته اما به هر مشقتی خود را رهانده و از تجربه­ها درس گرفته، قد راست کرده است و چُست و چالاک خیز برداشته و در حد مقدوراتش راه خویش در پیش گرفته است.
به هر حال در این روزگار مصرف­زدگی و تجارت­پیشگی سخت است که بخواهی روزنامه­ای را بر لبه تیزی به نام فرهنگ و هنر حرکت بدهی که به قول حافظ «کساد متاعی» است در این ایام: هنر نمی­خرد ایام و غیر از اینم نیست/ کجا رویم تجارت بدین کساد متاع؟
بین روزنامه­های موجود شهرمان، سعه صدری که این روزنامه در انتقال نظرها و انتقادات در حد مقبول و شُدنی­اش دارد، قابل اعتناست. سرمقاله­های مدیرمسئول آن طعم قصه­نویسی و خاطره­­نگاری دارد و با گذر و نظری که به کودکی و خاطره­ها دارد، قلم به طراوت قصه­نویسان می­زند و اگر مشغله روزنامه­نگاری نبود، می­توانست در جرگه داستان­نویسان سری بلند کند.
با تولد «نویسا» روزنامه که مدت کمی در محاق فرو رفته و بار فرهنگی آن فرو کاسته بود، دوباره حال و هوای خاص خود را یافته و با ضمیمه خوش­بر و رو و پر و پیمان «نویسا» که جای خود را نزد شاعران و هنرمندان باز کرده، جان تازه­ای گرفت.
کاووس حسن­لی
روزنامه «عصر مردم» سال­هاست که در کنار روزنامه­های دیگر در فارس، این وظیفه مهم را به شایستگی بر دوش گرفته است و در سرفرازی فارس نقش می­آفریند. توجه شایسته به فرهنگ، ادب و هنر در
«عصر مردم» بارها و بارها سپاس مرا و بسیاری دیگر از اهالی فرهنگ را برانگیخته است. دشواری­های فراگیر روزنامه­نگاران در این روزگار بر همگان آشکار است.
در روزگاری که بسیاری از مردم جز به آسایش و آرامش خود نمی­اندیشند، روزنامه­نگاران ما برای گسترش آگاهی در دیگران چه خون دل­هایی که می­خورند! و چه نامرادی­هایی که تحمل نمی­کنند!
راستی این روشنفکران بیداری، چه روزهایی که با تلخی و پریشانی گذرانده­اند و چه شب­هایی که حسرت خواب راحت داشته­اند!
انتشار آگاهی همواره هزینه داشته است و روزنامه­نگاران، عمر عزیزشان را در این راه هزینه می­کنند. چگونه می­توان دوستشان نداشت؟! چگونه می­توان خود را وامدار آنها ندانست؟! اما راست آن است که اینان معنای درست زندگی را فهمیده­اند. اینان که عرض عمر خود را می­گسترند و ارتفاع می­یابند. اینان که خود را در دیگران می­دمند و اندیشه­هایشان را در زمان­ها و مکان­ها می­پراکنند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم از آنان فروغ می­گیریم و رنگ می­پذیریم.
پرویز خائفی
گذشته از تنوع مطالب در «عصر مردم»، سرمقاله­های متناسب و مشترک با دردهای آشکار و پنهان مردم که در مواقع حساس، مدیرمسئول روزنامه می­نویسد، یکی از رموز وابستگی طبقات مختلف جامعه با این نشریه منظم و پربار است.
مقاله­های مدیر روزنامه کم و بیش تا آنجا که امکان دارد، آینه دردها و خواست­های گروه­های مختلف اجتماعی است. موضوع مهم دیگر در گستره «عصر مردم» جنبه ادبی و توجه مستمر آن به ارزش­های ادبی شیراز و فارس است. این کار به جهت توجه برادران عسلی که اغلب شاعر و هنرمندند از آغاز به گونه­ای مختلف همراه روزنامه بوده است و امروز که این مسئولیت سنگین به عهده «محسن دانش» شاعر و نویسنده نیز واگذار شده، به بهترین وجه نمودار است.
ضمیمه فرهنگی – ادبی «نویسا» که هر هفته به راستی با گزیده­های ادب شیراز و ایران و جهان به دست دوستداران می­رسد، از جنبه­های مثبت این روزنامه است.
سردبیر «نویسا» با نگرش دقیق این وظیفه سنگین را بر عهده ذوق و تجربه دیرین خود گذاشته و به راستی هر شماره پربارتر و سنگین­تر به دوستداران هنر عرضه می­شود.
امیدوارم این کار ضروری تداوم یابد که امروز از نمونه­های خوب تلاش ادبی در شهر ماست.
فیض شریفی
روزنامه­ها بیشتر سراغ قله­ها و تپه­ها می­روند و جوانان در دامنه می­مانند. این شاعران کهن و نویسندگان هم حوصله آن را ندارند که دست جوانان را بگیرند. بیش از نیمی از جوانان، رحل سفر بسته­اند. بازی روزگار را ببین که آنان هم به سرنوشت روزنامه­نگاران گرفتار شده­اند. باور کنیم که گنج­ها هنوز در ویرانه­ها پنهان شده­اند و این روزنامه هنوز می­تواند فقط به فارس بسنده نکند. می­تواند به ادب و هنر تمامی مملکت نظر بیاندازد و تمامی نحله­های فکری و ادبی را زیر پوشش بگیرد. می­تواند جهانی شود.
همین ضمیمه ادبی – فرهنگی «نویسا» هم خوب است حرفه­ای است، می­تواند حرفه­ای تر شود. می­تواند از تمامی شاعران و نویسندگان کشور شعر و نوشته بگیرد، می­تواند حتی بالاتر از پر پرواز خود بپرد و از مصلحت­اندیشی دور باشد.
وقتی مطلبم را به «عصر مردم» می­دهم، شب با دل راحت می­خوابم. می­دانم تا آنجا که میسر است جملات و کلماتم را موریانه نمی­خورد. می­دانم غلط چاپ نمی­کنند. می­دانم بر سطرهایم ساطور نمی­کشند. به احترام تماس می­گیرند... از این بابت دلم قرص است.
ابوالقاسم فقیری
عمده تفاوت این روزنامه که مورد تأیید همه اهالی فرهنگ است بار فرهنگی آن است که گردن­آویز مرصعی است بر گردن روزنامه و من برای همه اصحاب رسانه که به کارشان عشق می­ورزند، آرزوی موفقیت دارم.
کار چاپ روزنامه را آسان تصور نکنید. روزنامه مشکلات خاص خودش را دارد. باید به عبارتی توی باغ باشی که این سختی­ها را دریابی. هزاران نکته باریک­تر از مو سر راهت قد علم کرده که به موقع خودی نشان می­دهند. آنها را دور هم نمی­توانی بزنی، دل و جرأت داشته باشی تنها می­توانی با آنها رو در رو شوی و حاصل کار را هم بپذیری.
خوشحالم که بنویسم «نویسا» هم که به سردبیری «محسن دانش» در می­آید، درست همان مسیر فرهنگی را طی می­کند.
صادق همایونی
چهاردهم آذر که می­شود روزنامه «عصر مردم» پای به سال نو می­نهد و در اوج پاییز، بهار رویش دوباره­اش آغاز می­شود. روزنامه­ای که مدیر بسیار فعال و باذوق و آگاه و شاعر و صاحب قلمش، از نخستین شماره توجه به فرهنگ و گسترش فرهنگ و خدمت به فرهنگ را هدف خود عنوان کرد. خوشبختانه این روزنامه به پیمان نخستین خود با مردم و خواننده ثابت­قدم مانده است و در طی مدت انتشارش با وجود نوسانات شدید اجتماعی و حوادث تلخ و شیرین، هرگز هدف فرهنگی­اش را از یاد نبرده که کار کم و کوچکی نیست.
مروری بر صفحات گوناگون آن در ایام هفته و به ویژه بسیاری از صفحات ادبی و هنری و خبری­اش این موضوع را به وضوح نشان می­دهد و من توفیق این روزنامه را در انتشار منظم و عرضه و چاپ و توزیع بسیار مرتبش می­بینیم صمیمانه در آغاز سال انتشار جدیدش به دوست خوبم «محمد عسلی» و برادر صاحب ذوق و روزنامه­نگار و شاعرش «اسماعیل عسلی» تبریک می­گویم و «محسن دانش» عزیز را که به یاران و همکاران دائمی روزنامه «عصر مردم» پیوسته و بارقه­های فکری و عملی­اش در روزنامه و نیز ویژه­نامه فرهنگی – ادبی «نویسا» دیده و می­بینم، خوشامد می­گویم و یاد همکاران پیشین را که در اداره روزنامه نقش بسزا داشته ارج می­نهم.