صفحه 16--13 آذر 90
سرپرست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس خبر داد حضور شاعران استان فارس در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر
سرپرست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس گفت: شاعران استان فارس مانند سال های گذشته در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر نیز حضور فعالی دارند.
به گزارش روبط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، محمد هادی فخرایی سرپرست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس با اعلام این مطلب گفت: فراخوان ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر مانند سال های گذشته به این اداره کل ارسال شده است که انتظار داریم با توجه به استقبال هر ساله شاعران استان از این رویداد مهم امسال نیز شعرای استان فارس حضور فعال و موثری در این جشنواره داشته باشند. وی افزود: به منظور ایجاد سهولت جهت شرکت در این جشنواره فراخوان و شرایط شرکت از روز یک شنبه 13 آذر ماه جاری بر روی پایگاه اطلاع رسانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس قرار می گیرد که هنرمندان علاوه بر مراجعه حضوری به ادارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان می توانند با مراجعه به این پایگاه به آدرس www.ershadfars.ir جهت شرکت در این جشنواره اقدامات لازم را انجام دهند. فخرایی با اشاره به اهداف برگزاری ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر افزود: این جشنواره به منظور ارتقای سطح کیفی شعر و گسترش هرچه بیشتر آن، به عنوان پشتوانه فرهنگی و ثروت ملی برگزار می شود که امید است شرکت فعال و موثر همه عزیزان شاعر، با هر گرایش، سلیقه و سبک شعری از استان فارس در آن موجب بالندگی هرچه بیشتر این هنر ملی شود. او گفت در فراخوان ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر، این جشنواره کاملا رقابتی معرفی شده است و تمام مضامین، قالب ها و حوزه های شعری ( سنتی، نیمایی و سپید و ترانه ) و بخش ویژه کودک و نوجوان را در بر می گیرد. فخرایی همچنین به برگزاری همایش استانی شعر فجر به میزبانی داراب و همزمان با ششمین جشنواره شعر فجر اشاره کرد و افزود:امسال نیز مانند سال های گذشته و باتوجه به اهمیت برگزاری این همایش در استان فارس همایش شعر فجر فارس با حضور شاعران مطرح کشور و استان در شهرستان داراب برگزار می شود.
به انگیزه هفدهمین سال نشر «عصر مردم» رویش سطرهای روشنایی
محسن دانش
«روزنامهها را تندتند ورق میزنی، از لابه لای تیترها و خبرها سرک میکشی به آن سوی سوتیترهای ریز و درشت صفحهها؛ شاید بتوانی ردّی بگیری از کبوتری که قرار بود در دل سطرهای روشنایی متولد شود. به خودت میگویی: عاقبت، از ناکجای روزهای آفتابی، دلم را گره میزنم به رؤیاهای خاکستری آدمهای بیفرجام؛ که از تمام ناتمام خوابهاشان، ستاره می چینند وُ در انتظار ماهیهای همیشه عاشق، پیر میشوند. به سرزمینی میاندیشی که آدمهاش بلد نیستند گریه کنند و گاهِ دلتنگی با پرستوهای سر به هوا قدم میزنند. روزنامهها را تندتند ورق میزنی وُ از پیادهرو خیابان زندگی برای آدمهای مسخ شده پشت چراغ قرمز، دست تکان میدهی. حالا در این سوی دنیای آدم برفیها، از پنجرهای که به سمت ملکوت باز میشود؛ هر روزِ خدا، مردی با دستهای سیمانی، نقش شور میزند بر سپیدی صفحههای روزنامهها تا شاید، روزی روزگاری از همین کوچه بغلی، یک نفر که شبیه هیچکس نیست، خبر از تولد کبوتری بدهد که پیامآور دوستی و مهربانی است. روزنامهها را تندتند... ورق برمیگردد، گاهی به آسمان نگاه کن.»
14 آذرماه، هفدهمین سال نشر «عصرمردم»
است. به همین انگیزه دلنوشتههای برخی از اهالی قلم را در این خصوص مرور میکنیم. ناگفته پیداست که محدودیت این صفحه و مصادف شدن تولد روزنامه با ایام سوگواری سالار شهیدان، حضرت امام حسین (ع)، ما را بر آن داشت تا گزیدهای از آنچه به دستمان رسید را به ترتیب الفبایی در این شماره انعکاس دهیم.
از سویی دیگر مطلب برخی از عزیزان شامل بریدهای از آثار جدیدشان میشد یا از نظر موضوعی، تلخیص آنها، به محتوای اثر لطمه میزد که به ناچار مجبور به کنار گذاشتن آنها شدیم و از همین جا دست همه این بزرگواران را به گرمی میفشاریم و سپاس خود را اعلام میداریم.
محمدرضا آل ابراهیم
این روزنامه از همان آغاز خط سیر خود را مشخص کرد. به روزمرگی نیفتاد و همواره در کنار مردم ایستاد. از هو و جنجال زمانه به دور ماند و کشتی گرانسنگ خویش را از فراز امواج خروشان حوادث به ساحل سلامت رساند. یکی از ویژگیهای «عصر مردم»
فرهنگی بودن آن است. خوشبختانه این روزنامه در تهران به عنوان یک نشریه فرهنگی شناخته شده است و این برای استان فارس یک افتخار است.
«عصر مردم» صرفاً یک نشریه ژورنالیستی نیست و به ابعاد فرهنگ میاندیشد و در راه تعالی بخشیدن بدان گام برمیدارد و در معرفی ظرفیتهای فرهنگی - هنری و علمی تعلل نمیورزد.
دغدغه اصلی هیأت تحریریه این روزنامه، اعتلای فرهنگ است و در ضمیمه
فرهنگی - ادبی «نویسا» از ستارگان درخشان ادبیات ایران و جهان تا فلان شاعر و نویسندهای که در دورترین روستاهای این مرز و بوم نفس میکشد و دلش برای ادبیات سرزمینش میتپد، سخن به میان میآید و این نیست جز احترام به نوآمدگانی که از شهرت و مقام بیبهرهاند و جز عشق به کار، پشتوانهای ندارند.
بزرگترین حسن سردبیر «نویسا» این است که تنها به ستارگان درخشان آسمان فرهنگ و هنر و ادبیات چشم ندوخته است. او آنقدر سعه صدر و گسترش بینش دارد تا با ذرهبین واقعیت در اقصا نقاط این دیار بچرخد و همه را از زیر نگاه تیزبین خود بگذراند و هرگونه صدایی که در جهت اهداف متعالی فرهنگی بشنود، با جان و دل پذیرا باشد و در «نویسا» بازتاب دهد.
ناصر امامی
روزنامه «عصر مردم» که مدیر دانشمند و ادیب آن در حوزه آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت نیز حق آب و گلی شایسته دارد و در گذشتههای نه چندان دور، شاگردان بسیاری را به جامعه تحویل داده است، به اتفاق سایر همکاران خوب خویش، به راستی که برای مطبوعات فارس آبروی مضاعفی فراهم ساخته و روزنامهای درخور شأن یک شهر فرهنگی روانه بازار میکند.
آقای محمد عسلی و دستاندرکارانِ «عصر مردم» با دانستن شیوههای دلبری، خوش چهره برافروختهاند و در آگاه ساختن مردم از یک سو و ادبپروری و دانشگستری از سوی دیگر، نقش شایسته و قابل تقدیری ایفا کردهاند، امید که جناب ایشان و همه عزیزان «عصر مردم» خاصه برادر ادیب و نادرهپردازشان آقای اسماعیل عسلی، در راه خطیر و در عین حال افتخارآمیزی که گام نهادهاند، بیش از پیش موفق و سربلند باشند.
منصور اوجی
برای روزنامه وزین «عصر مردم»
زیبا، همیشه زیباست/ حتی درون شب/ در پردهی غروب/ در صبح/ در طلوع./ زیبا، همیشه زیباست/ مطلوب عصر و مردم/ تو بودهای/ بمان!/ آن سان که باغی از شکوفهی نارنج و عطر آن/ در منظر جهان./ از صبح اولین/ تا آخر زمان.
منصور پایمرد
«عصر مردم» از دستاندرکارانش گرفته تا خوانندگانش، از دلسوختگان و علاقهمندان فرهنگ و دانش و داناییاند و به همین دلیل بار و بر فرهنگی و هنری این روزنامه هم در این سالها بر وجوه دیگرش چربیده و میچربد.
این روزنامه در تمام این سالها از گدارها و گریوهای سخت و نفسبُری گذر کرده است و گاه تا لبه پرتگاه هم رفته اما به هر مشقتی خود را رهانده و از تجربهها درس گرفته، قد راست کرده است و چُست و چالاک خیز برداشته و در حد مقدوراتش راه خویش در پیش گرفته است.
به هر حال در این روزگار مصرفزدگی و تجارتپیشگی سخت است که بخواهی روزنامهای را بر لبه تیزی به نام فرهنگ و هنر حرکت بدهی که به قول حافظ «کساد متاعی» است در این ایام: هنر نمیخرد ایام و غیر از اینم نیست/ کجا رویم تجارت بدین کساد متاع؟
بین روزنامههای موجود شهرمان، سعه صدری که این روزنامه در انتقال نظرها و انتقادات در حد مقبول و شُدنیاش دارد، قابل اعتناست. سرمقالههای مدیرمسئول آن طعم قصهنویسی و خاطرهنگاری دارد و با گذر و نظری که به کودکی و خاطرهها دارد، قلم به طراوت قصهنویسان میزند و اگر مشغله روزنامهنگاری نبود، میتوانست در جرگه داستاننویسان سری بلند کند.
با تولد «نویسا» روزنامه که مدت کمی در محاق فرو رفته و بار فرهنگی آن فرو کاسته بود، دوباره حال و هوای خاص خود را یافته و با ضمیمه خوشبر و رو و پر و پیمان «نویسا» که جای خود را نزد شاعران و هنرمندان باز کرده، جان تازهای گرفت.
کاووس حسنلی
روزنامه «عصر مردم» سالهاست که در کنار روزنامههای دیگر در فارس، این وظیفه مهم را به شایستگی بر دوش گرفته است و در سرفرازی فارس نقش میآفریند. توجه شایسته به فرهنگ، ادب و هنر در
«عصر مردم» بارها و بارها سپاس مرا و بسیاری دیگر از اهالی فرهنگ را برانگیخته است. دشواریهای فراگیر روزنامهنگاران در این روزگار بر همگان آشکار است.
در روزگاری که بسیاری از مردم جز به آسایش و آرامش خود نمیاندیشند، روزنامهنگاران ما برای گسترش آگاهی در دیگران چه خون دلهایی که میخورند! و چه نامرادیهایی که تحمل نمیکنند!
راستی این روشنفکران بیداری، چه روزهایی که با تلخی و پریشانی گذراندهاند و چه شبهایی که حسرت خواب راحت داشتهاند!
انتشار آگاهی همواره هزینه داشته است و روزنامهنگاران، عمر عزیزشان را در این راه هزینه میکنند. چگونه میتوان دوستشان نداشت؟! چگونه میتوان خود را وامدار آنها ندانست؟! اما راست آن است که اینان معنای درست زندگی را فهمیدهاند. اینان که عرض عمر خود را میگسترند و ارتفاع مییابند. اینان که خود را در دیگران میدمند و اندیشههایشان را در زمانها و مکانها میپراکنند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم از آنان فروغ میگیریم و رنگ میپذیریم.
پرویز خائفی
گذشته از تنوع مطالب در «عصر مردم»، سرمقالههای متناسب و مشترک با دردهای آشکار و پنهان مردم که در مواقع حساس، مدیرمسئول روزنامه مینویسد، یکی از رموز وابستگی طبقات مختلف جامعه با این نشریه منظم و پربار است.
مقالههای مدیر روزنامه کم و بیش تا آنجا که امکان دارد، آینه دردها و خواستهای گروههای مختلف اجتماعی است. موضوع مهم دیگر در گستره «عصر مردم» جنبه ادبی و توجه مستمر آن به ارزشهای ادبی شیراز و فارس است. این کار به جهت توجه برادران عسلی که اغلب شاعر و هنرمندند از آغاز به گونهای مختلف همراه روزنامه بوده است و امروز که این مسئولیت سنگین به عهده «محسن دانش» شاعر و نویسنده نیز واگذار شده، به بهترین وجه نمودار است.
ضمیمه فرهنگی – ادبی «نویسا» که هر هفته به راستی با گزیدههای ادب شیراز و ایران و جهان به دست دوستداران میرسد، از جنبههای مثبت این روزنامه است.
سردبیر «نویسا» با نگرش دقیق این وظیفه سنگین را بر عهده ذوق و تجربه دیرین خود گذاشته و به راستی هر شماره پربارتر و سنگینتر به دوستداران هنر عرضه میشود.
امیدوارم این کار ضروری تداوم یابد که امروز از نمونههای خوب تلاش ادبی در شهر ماست.
فیض شریفی
روزنامهها بیشتر سراغ قلهها و تپهها میروند و جوانان در دامنه میمانند. این شاعران کهن و نویسندگان هم حوصله آن را ندارند که دست جوانان را بگیرند. بیش از نیمی از جوانان، رحل سفر بستهاند. بازی روزگار را ببین که آنان هم به سرنوشت روزنامهنگاران گرفتار شدهاند. باور کنیم که گنجها هنوز در ویرانهها پنهان شدهاند و این روزنامه هنوز میتواند فقط به فارس بسنده نکند. میتواند به ادب و هنر تمامی مملکت نظر بیاندازد و تمامی نحلههای فکری و ادبی را زیر پوشش بگیرد. میتواند جهانی شود.
همین ضمیمه ادبی – فرهنگی «نویسا» هم خوب است حرفهای است، میتواند حرفهای تر شود. میتواند از تمامی شاعران و نویسندگان کشور شعر و نوشته بگیرد، میتواند حتی بالاتر از پر پرواز خود بپرد و از مصلحتاندیشی دور باشد.
وقتی مطلبم را به «عصر مردم» میدهم، شب با دل راحت میخوابم. میدانم تا آنجا که میسر است جملات و کلماتم را موریانه نمیخورد. میدانم غلط چاپ نمیکنند. میدانم بر سطرهایم ساطور نمیکشند. به احترام تماس میگیرند... از این بابت دلم قرص است.
ابوالقاسم فقیری
عمده تفاوت این روزنامه که مورد تأیید همه اهالی فرهنگ است بار فرهنگی آن است که گردنآویز مرصعی است بر گردن روزنامه و من برای همه اصحاب رسانه که به کارشان عشق میورزند، آرزوی موفقیت دارم.
کار چاپ روزنامه را آسان تصور نکنید. روزنامه مشکلات خاص خودش را دارد. باید به عبارتی توی باغ باشی که این سختیها را دریابی. هزاران نکته باریکتر از مو سر راهت قد علم کرده که به موقع خودی نشان میدهند. آنها را دور هم نمیتوانی بزنی، دل و جرأت داشته باشی تنها میتوانی با آنها رو در رو شوی و حاصل کار را هم بپذیری.
خوشحالم که بنویسم «نویسا» هم که به سردبیری «محسن دانش» در میآید، درست همان مسیر فرهنگی را طی میکند.
صادق همایونی
چهاردهم آذر که میشود روزنامه «عصر مردم» پای به سال نو مینهد و در اوج پاییز، بهار رویش دوبارهاش آغاز میشود. روزنامهای که مدیر بسیار فعال و باذوق و آگاه و شاعر و صاحب قلمش، از نخستین شماره توجه به فرهنگ و گسترش فرهنگ و خدمت به فرهنگ را هدف خود عنوان کرد. خوشبختانه این روزنامه به پیمان نخستین خود با مردم و خواننده ثابتقدم مانده است و در طی مدت انتشارش با وجود نوسانات شدید اجتماعی و حوادث تلخ و شیرین، هرگز هدف فرهنگیاش را از یاد نبرده که کار کم و کوچکی نیست.
مروری بر صفحات گوناگون آن در ایام هفته و به ویژه بسیاری از صفحات ادبی و هنری و خبریاش این موضوع را به وضوح نشان میدهد و من توفیق این روزنامه را در انتشار منظم و عرضه و چاپ و توزیع بسیار مرتبش میبینیم صمیمانه در آغاز سال انتشار جدیدش به دوست خوبم «محمد عسلی» و برادر صاحب ذوق و روزنامهنگار و شاعرش «اسماعیل عسلی» تبریک میگویم و «محسن دانش» عزیز را که به یاران و همکاران دائمی روزنامه «عصر مردم» پیوسته و بارقههای فکری و عملیاش در روزنامه و نیز ویژهنامه فرهنگی – ادبی «نویسا» دیده و میبینم، خوشامد میگویم و یاد همکاران پیشین را که در اداره روزنامه نقش بسزا داشته ارج مینهم.
به انگیزه هفدهمین سال نشر «عصر مردم» رویش سطرهای روشنایی
محسن دانش
«روزنامهها را تندتند ورق میزنی، از لابه لای تیترها و خبرها سرک میکشی به آن سوی سوتیترهای ریز و درشت صفحهها؛ شاید بتوانی ردّی بگیری از کبوتری که قرار بود در دل سطرهای روشنایی متولد شود. به خودت میگویی: عاقبت، از ناکجای روزهای آفتابی، دلم را گره میزنم به رؤیاهای خاکستری آدمهای بیفرجام؛ که از تمام ناتمام خوابهاشان، ستاره می چینند وُ در انتظار ماهیهای همیشه عاشق، پیر میشوند. به سرزمینی میاندیشی که آدمهاش بلد نیستند گریه کنند و گاهِ دلتنگی با پرستوهای سر به هوا قدم میزنند. روزنامهها را تندتند ورق میزنی وُ از پیادهرو خیابان زندگی برای آدمهای مسخ شده پشت چراغ قرمز، دست تکان میدهی. حالا در این سوی دنیای آدم برفیها، از پنجرهای که به سمت ملکوت باز میشود؛ هر روزِ خدا، مردی با دستهای سیمانی، نقش شور میزند بر سپیدی صفحههای روزنامهها تا شاید، روزی روزگاری از همین کوچه بغلی، یک نفر که شبیه هیچکس نیست، خبر از تولد کبوتری بدهد که پیامآور دوستی و مهربانی است. روزنامهها را تندتند... ورق برمیگردد، گاهی به آسمان نگاه کن.»
14 آذرماه، هفدهمین سال نشر «عصرمردم»
است. به همین انگیزه دلنوشتههای برخی از اهالی قلم را در این خصوص مرور میکنیم. ناگفته پیداست که محدودیت این صفحه و مصادف شدن تولد روزنامه با ایام سوگواری سالار شهیدان، حضرت امام حسین (ع)، ما را بر آن داشت تا گزیدهای از آنچه به دستمان رسید را به ترتیب الفبایی در این شماره انعکاس دهیم.
از سویی دیگر مطلب برخی از عزیزان شامل بریدهای از آثار جدیدشان میشد یا از نظر موضوعی، تلخیص آنها، به محتوای اثر لطمه میزد که به ناچار مجبور به کنار گذاشتن آنها شدیم و از همین جا دست همه این بزرگواران را به گرمی میفشاریم و سپاس خود را اعلام میداریم.
محمدرضا آل ابراهیم
این روزنامه از همان آغاز خط سیر خود را مشخص کرد. به روزمرگی نیفتاد و همواره در کنار مردم ایستاد. از هو و جنجال زمانه به دور ماند و کشتی گرانسنگ خویش را از فراز امواج خروشان حوادث به ساحل سلامت رساند. یکی از ویژگیهای «عصر مردم»
فرهنگی بودن آن است. خوشبختانه این روزنامه در تهران به عنوان یک نشریه فرهنگی شناخته شده است و این برای استان فارس یک افتخار است.
«عصر مردم» صرفاً یک نشریه ژورنالیستی نیست و به ابعاد فرهنگ میاندیشد و در راه تعالی بخشیدن بدان گام برمیدارد و در معرفی ظرفیتهای فرهنگی - هنری و علمی تعلل نمیورزد.
دغدغه اصلی هیأت تحریریه این روزنامه، اعتلای فرهنگ است و در ضمیمه
فرهنگی - ادبی «نویسا» از ستارگان درخشان ادبیات ایران و جهان تا فلان شاعر و نویسندهای که در دورترین روستاهای این مرز و بوم نفس میکشد و دلش برای ادبیات سرزمینش میتپد، سخن به میان میآید و این نیست جز احترام به نوآمدگانی که از شهرت و مقام بیبهرهاند و جز عشق به کار، پشتوانهای ندارند.
بزرگترین حسن سردبیر «نویسا» این است که تنها به ستارگان درخشان آسمان فرهنگ و هنر و ادبیات چشم ندوخته است. او آنقدر سعه صدر و گسترش بینش دارد تا با ذرهبین واقعیت در اقصا نقاط این دیار بچرخد و همه را از زیر نگاه تیزبین خود بگذراند و هرگونه صدایی که در جهت اهداف متعالی فرهنگی بشنود، با جان و دل پذیرا باشد و در «نویسا» بازتاب دهد.
ناصر امامی
روزنامه «عصر مردم» که مدیر دانشمند و ادیب آن در حوزه آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت نیز حق آب و گلی شایسته دارد و در گذشتههای نه چندان دور، شاگردان بسیاری را به جامعه تحویل داده است، به اتفاق سایر همکاران خوب خویش، به راستی که برای مطبوعات فارس آبروی مضاعفی فراهم ساخته و روزنامهای درخور شأن یک شهر فرهنگی روانه بازار میکند.
آقای محمد عسلی و دستاندرکارانِ «عصر مردم» با دانستن شیوههای دلبری، خوش چهره برافروختهاند و در آگاه ساختن مردم از یک سو و ادبپروری و دانشگستری از سوی دیگر، نقش شایسته و قابل تقدیری ایفا کردهاند، امید که جناب ایشان و همه عزیزان «عصر مردم» خاصه برادر ادیب و نادرهپردازشان آقای اسماعیل عسلی، در راه خطیر و در عین حال افتخارآمیزی که گام نهادهاند، بیش از پیش موفق و سربلند باشند.
منصور اوجی
برای روزنامه وزین «عصر مردم»
زیبا، همیشه زیباست/ حتی درون شب/ در پردهی غروب/ در صبح/ در طلوع./ زیبا، همیشه زیباست/ مطلوب عصر و مردم/ تو بودهای/ بمان!/ آن سان که باغی از شکوفهی نارنج و عطر آن/ در منظر جهان./ از صبح اولین/ تا آخر زمان.
منصور پایمرد
«عصر مردم» از دستاندرکارانش گرفته تا خوانندگانش، از دلسوختگان و علاقهمندان فرهنگ و دانش و داناییاند و به همین دلیل بار و بر فرهنگی و هنری این روزنامه هم در این سالها بر وجوه دیگرش چربیده و میچربد.
این روزنامه در تمام این سالها از گدارها و گریوهای سخت و نفسبُری گذر کرده است و گاه تا لبه پرتگاه هم رفته اما به هر مشقتی خود را رهانده و از تجربهها درس گرفته، قد راست کرده است و چُست و چالاک خیز برداشته و در حد مقدوراتش راه خویش در پیش گرفته است.
به هر حال در این روزگار مصرفزدگی و تجارتپیشگی سخت است که بخواهی روزنامهای را بر لبه تیزی به نام فرهنگ و هنر حرکت بدهی که به قول حافظ «کساد متاعی» است در این ایام: هنر نمیخرد ایام و غیر از اینم نیست/ کجا رویم تجارت بدین کساد متاع؟
بین روزنامههای موجود شهرمان، سعه صدری که این روزنامه در انتقال نظرها و انتقادات در حد مقبول و شُدنیاش دارد، قابل اعتناست. سرمقالههای مدیرمسئول آن طعم قصهنویسی و خاطرهنگاری دارد و با گذر و نظری که به کودکی و خاطرهها دارد، قلم به طراوت قصهنویسان میزند و اگر مشغله روزنامهنگاری نبود، میتوانست در جرگه داستاننویسان سری بلند کند.
با تولد «نویسا» روزنامه که مدت کمی در محاق فرو رفته و بار فرهنگی آن فرو کاسته بود، دوباره حال و هوای خاص خود را یافته و با ضمیمه خوشبر و رو و پر و پیمان «نویسا» که جای خود را نزد شاعران و هنرمندان باز کرده، جان تازهای گرفت.
کاووس حسنلی
روزنامه «عصر مردم» سالهاست که در کنار روزنامههای دیگر در فارس، این وظیفه مهم را به شایستگی بر دوش گرفته است و در سرفرازی فارس نقش میآفریند. توجه شایسته به فرهنگ، ادب و هنر در
«عصر مردم» بارها و بارها سپاس مرا و بسیاری دیگر از اهالی فرهنگ را برانگیخته است. دشواریهای فراگیر روزنامهنگاران در این روزگار بر همگان آشکار است.
در روزگاری که بسیاری از مردم جز به آسایش و آرامش خود نمیاندیشند، روزنامهنگاران ما برای گسترش آگاهی در دیگران چه خون دلهایی که میخورند! و چه نامرادیهایی که تحمل نمیکنند!
راستی این روشنفکران بیداری، چه روزهایی که با تلخی و پریشانی گذراندهاند و چه شبهایی که حسرت خواب راحت داشتهاند!
انتشار آگاهی همواره هزینه داشته است و روزنامهنگاران، عمر عزیزشان را در این راه هزینه میکنند. چگونه میتوان دوستشان نداشت؟! چگونه میتوان خود را وامدار آنها ندانست؟! اما راست آن است که اینان معنای درست زندگی را فهمیدهاند. اینان که عرض عمر خود را میگسترند و ارتفاع مییابند. اینان که خود را در دیگران میدمند و اندیشههایشان را در زمانها و مکانها میپراکنند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم از آنان فروغ میگیریم و رنگ میپذیریم.
پرویز خائفی
گذشته از تنوع مطالب در «عصر مردم»، سرمقالههای متناسب و مشترک با دردهای آشکار و پنهان مردم که در مواقع حساس، مدیرمسئول روزنامه مینویسد، یکی از رموز وابستگی طبقات مختلف جامعه با این نشریه منظم و پربار است.
مقالههای مدیر روزنامه کم و بیش تا آنجا که امکان دارد، آینه دردها و خواستهای گروههای مختلف اجتماعی است. موضوع مهم دیگر در گستره «عصر مردم» جنبه ادبی و توجه مستمر آن به ارزشهای ادبی شیراز و فارس است. این کار به جهت توجه برادران عسلی که اغلب شاعر و هنرمندند از آغاز به گونهای مختلف همراه روزنامه بوده است و امروز که این مسئولیت سنگین به عهده «محسن دانش» شاعر و نویسنده نیز واگذار شده، به بهترین وجه نمودار است.
ضمیمه فرهنگی – ادبی «نویسا» که هر هفته به راستی با گزیدههای ادب شیراز و ایران و جهان به دست دوستداران میرسد، از جنبههای مثبت این روزنامه است.
سردبیر «نویسا» با نگرش دقیق این وظیفه سنگین را بر عهده ذوق و تجربه دیرین خود گذاشته و به راستی هر شماره پربارتر و سنگینتر به دوستداران هنر عرضه میشود.
امیدوارم این کار ضروری تداوم یابد که امروز از نمونههای خوب تلاش ادبی در شهر ماست.
فیض شریفی
روزنامهها بیشتر سراغ قلهها و تپهها میروند و جوانان در دامنه میمانند. این شاعران کهن و نویسندگان هم حوصله آن را ندارند که دست جوانان را بگیرند. بیش از نیمی از جوانان، رحل سفر بستهاند. بازی روزگار را ببین که آنان هم به سرنوشت روزنامهنگاران گرفتار شدهاند. باور کنیم که گنجها هنوز در ویرانهها پنهان شدهاند و این روزنامه هنوز میتواند فقط به فارس بسنده نکند. میتواند به ادب و هنر تمامی مملکت نظر بیاندازد و تمامی نحلههای فکری و ادبی را زیر پوشش بگیرد. میتواند جهانی شود.
همین ضمیمه ادبی – فرهنگی «نویسا» هم خوب است حرفهای است، میتواند حرفهای تر شود. میتواند از تمامی شاعران و نویسندگان کشور شعر و نوشته بگیرد، میتواند حتی بالاتر از پر پرواز خود بپرد و از مصلحتاندیشی دور باشد.
وقتی مطلبم را به «عصر مردم» میدهم، شب با دل راحت میخوابم. میدانم تا آنجا که میسر است جملات و کلماتم را موریانه نمیخورد. میدانم غلط چاپ نمیکنند. میدانم بر سطرهایم ساطور نمیکشند. به احترام تماس میگیرند... از این بابت دلم قرص است.
ابوالقاسم فقیری
عمده تفاوت این روزنامه که مورد تأیید همه اهالی فرهنگ است بار فرهنگی آن است که گردنآویز مرصعی است بر گردن روزنامه و من برای همه اصحاب رسانه که به کارشان عشق میورزند، آرزوی موفقیت دارم.
کار چاپ روزنامه را آسان تصور نکنید. روزنامه مشکلات خاص خودش را دارد. باید به عبارتی توی باغ باشی که این سختیها را دریابی. هزاران نکته باریکتر از مو سر راهت قد علم کرده که به موقع خودی نشان میدهند. آنها را دور هم نمیتوانی بزنی، دل و جرأت داشته باشی تنها میتوانی با آنها رو در رو شوی و حاصل کار را هم بپذیری.
خوشحالم که بنویسم «نویسا» هم که به سردبیری «محسن دانش» در میآید، درست همان مسیر فرهنگی را طی میکند.
صادق همایونی
چهاردهم آذر که میشود روزنامه «عصر مردم» پای به سال نو مینهد و در اوج پاییز، بهار رویش دوبارهاش آغاز میشود. روزنامهای که مدیر بسیار فعال و باذوق و آگاه و شاعر و صاحب قلمش، از نخستین شماره توجه به فرهنگ و گسترش فرهنگ و خدمت به فرهنگ را هدف خود عنوان کرد. خوشبختانه این روزنامه به پیمان نخستین خود با مردم و خواننده ثابتقدم مانده است و در طی مدت انتشارش با وجود نوسانات شدید اجتماعی و حوادث تلخ و شیرین، هرگز هدف فرهنگیاش را از یاد نبرده که کار کم و کوچکی نیست.
مروری بر صفحات گوناگون آن در ایام هفته و به ویژه بسیاری از صفحات ادبی و هنری و خبریاش این موضوع را به وضوح نشان میدهد و من توفیق این روزنامه را در انتشار منظم و عرضه و چاپ و توزیع بسیار مرتبش میبینیم صمیمانه در آغاز سال انتشار جدیدش به دوست خوبم «محمد عسلی» و برادر صاحب ذوق و روزنامهنگار و شاعرش «اسماعیل عسلی» تبریک میگویم و «محسن دانش» عزیز را که به یاران و همکاران دائمی روزنامه «عصر مردم» پیوسته و بارقههای فکری و عملیاش در روزنامه و نیز ویژهنامه فرهنگی – ادبی «نویسا» دیده و میبینم، خوشامد میگویم و یاد همکاران پیشین را که در اداره روزنامه نقش بسزا داشته ارج مینهم.
+ نوشته شده در 2011/12/4 ساعت 5:1 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی