حماسه عرشیان
محمد عسلی

امام حسین (ع) نامی آشنا برای مردمان جهان است. این آشنایی با آزادی، شجاعت، مظلومیت و دین­باوری گره خورده است. آزادی به مفهوم ظهور اراده مشروع انسانی و اسلامی که از ایمان و آگاهی تغذیه می­شود، همان حریت که کمال انسان بر آن تکیه دارد و بدون آن خاستگاه انسانی بی­مایه است. آزادی و دینداری لازم و ملزوم یکدیگرند زیرا دین معنا و مفهوم آزادی واقعی را تبیین و تکمیل می­کند. این که انسان زیر بار ظلم، ستم، جهل و خرافه، تعصب کورکورانه نرود و در مقابل هر آنچه او و جامعه را از راه راست بازمی­دارد بایستد به آزادی معنا می­بخشد.
آزادی یعنی ترک تعلقات غیرضرور که انسان را از هویت واقعی و بیداری فطرت دور می­کند.
امام حسین (ع) چنین انسانی بود. چنانچه نویسندگان مانند جرج جرداق، چارلز دیکنز، محمدعلی جناح، فردریک جیمز، مهاتما گاندی، توماس کارلایل، ادوارد براون و بروکلمان کارل که بیشترشان مسلمان نیستند، در عظمت نهضت عاشورا و شجاعت و دین­باوری امام حسین نوشته­ها و استنادات ماندگاری دارند. چنان که چارلز دیکنز گفته است: «اگر منظور حسین (ع) جنگ در راه خواسته­های دنیایی بود، نمی­فهمم چرا خواهران، زنان و اطفالش همراه او بودند.
پس عقل چنین حکم می­کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.
مهاتما گاندی رهبر بزرگ هندوستان گفته است: «من زندگی­ امام حسین (ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده­ام و توجه کافی به ماجرای کربلا کرده­ام. بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد باید از امام حسین (ع) پیروی کند.
موریس دوک برا نیز بر این باور است که اگر مورّخان ما حقیقت روز عاشورا را می­دانستند و درک می­کردند که عاشورا چه روزی است این عزاداری را مجنونانه نمی­پنداشتند. زیرا پیروان حسین (ع) به واسطه­ی عزاداری حسین (ع) می­دانند که پستی و زیردستی و استعمار را نباید قبول کنند و شعار پیشرو و آقای آنها تن به ظلم و ستم ندادن بود.
و اما بعد.
آزادی بدون پشتوانه ایمان و شجاعت به دست نمی­آید. حتماً باید باوری قوی و مسئولیت­پذیر باشد تا عشق به خدمت و هدایت، زمینه رستگاری و تقرب عمیق پیدا کند و بتواند چنان بی­محابا در اعماق دریای بیکران عشق به کاویدن پردازد که جز مرواریدهای شفاف صید نکند.
یزید به واقع همان نیروی محرکه­ی مخالفی بود که انگیزه امام حسین (ع) و یارانش را برای مبارزه و ایستادگی در برابر ظلم و جهل و خرافه و دنیاپرستی تحریک و تهییج کرد تا خوبی و بدی، زشتی و زیبایی، حق و ناحق، ایمان و کفر و اتحاد و نفاق در برابر هم قرار گیرند و به انسان­ها درس عشق و وفاداری، تقوا و رستگاری بیاموزند و چنین شد که کربلا و عاشورا آیینه­ی تمام­نمای تفکیک و جدایی حق از باطل شدند.
امام حسین (ع) کسی بود که در دامان دو انسان آزاده پرورش یافت. پدر و مادری که تمام زندگی­شان در جهاد و مبارزه بر علیه ظلم و جور و جهل گذشت.
نام حسین (ع) موضوعی است تمام نشدنی. برای رهیافت و توسل به ریسمانی که در آن پارگی و گسست نیست. آن حبل­الله که مسلمان بدون چنگ زدن به آن رها و بی­ثمر و گمراه می­شود.
نکته بعدی دین­باوری آن امام همام است. دینی که با پذیرش آن مسئولیتی سنگین امام با عزت و شرف است و زندگی با آن مسئولیت­پذیری، معنای واقعی خود را پیدا می­کند.
برای شهدای کربلا که پرچمدار و رهبر جان برکف آن وفاداری خود را به خدا و مسلمانان عملاً اثبات کرد همین افتخار بس که نام و نشانشان با نام حسین (ع) پیوند خورده است.
ایران امروز که از نهضت عاشورا بهره­ها برده و انقلاب اسلامی خود را مدیون و مرهون مکتب آن امام بزرگوار و شهید مقدّس است.
در وانفسای این عصر و زمانه­ی سرعت و فضانوردی قیام امام حسین از آن رو در اذهان جهانیان مطرح و مورد توجه است که مردم شهیدپرور و قهرمان ما از فرهنگ و معنای شهادت و آزادگی بهره­مندند و این آزادی و حریّت را از رهبر نهضت کربلا وامدارند و نهایتاً آنکه شجاعت امام حسین (ع) جوهر و روح پاکی و پرهیزگاری بود که چون شعله­ای گرمابخش دیگ سینه مؤمنان را به جوش آورد.
محرّم این گرمی و مانایی را برای همیشه با خود به یادگار دارد.