صفحه 11--12 دی 90
«منطق الطير» يك معناي واحد در سه شكل و سه فرم زباني
ایبنا: ويدا احمدي، عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي مشهد در درسگفتارهايي درباره عطار به بررسي «عناصر کيمياگرانه و روانکاوانه در ساحت زباني و معنايي منطقالطير» پرداخت. اين نشست در شهر كتاب مركزي برگزار شد.
احمدي گفت: هنگامي كه واژه «هنر» را به كار ميبريم، به نظر ميآيد كه از دو معناي جزيي و كلي استفاده ميكنيم. واژه كلي هنگامي به كار ميرود كه بخواهند كسي را هنرمند بنامند اما معناي گستردهتر آن زماني به كار ميرود كه ميخواهيم از كسي نام ببريم كه در جهت ارتقاء وجودي خودش تلاش ميكند و ميكوشد كه زيباييهاي بالقوه خود را بالفعل كند؛ چنين كسي، هنرمند شناخته ميشود.
وقتي سعدي ميگويد: «از نفس پرور هنر نيايد» معنياش اين است كه كسي كه رذيلت دارد، از فضيلتي هم برخوردار نخواهد بود.
وي افزود: در فرهنگنامهها هم پيش از آن كه هنر به معناي شغل باشد، آن را زيباييهاي اخلاقي دانستهاند. در اتيمولوژي، يعني دانشي كه شناسنامه كلمه ها را بررسي ميكند، هنر، عمل ساختن دانسته شده است. پس هنگامي كه آدمي بناي وجودي خود را از فضيلتها بسازد، هنرمند محسوب ميشود. منظور من از هنر نيز همين است. به سخن ديگر، هنر يعني انساني كه از مرتبه وجودي پايين، به مرتبه وجودي بالاتر ميرود.
اما «كيمياگري» به دانشي گفته ميشود كه طي آن فلزات پست به فلزات ارزشمند تبديل ميشوند. اين كار به وسيله اكسير انجام ميشود. برخي، كيمياگري را افسانه ميدانند. اما برخي ديگر گفتهاند كه فرمولي بوده است و كساني ميتوانستهاند به كمك آن فرمول، به طلا دست پيدا كنند. به هر حال، كيمياگري را چه افسانه بدانيم و چه واقعيت، بايد دانست كه يك هدف مشترك دارد.
وي افزود: آن هدف، به تعبير «يونگ»، چنين است كه كيمياگري كه مس را به طلا تبديل ميكند، مرتبه وجودي خود را تغيير ميدهد و ميكوشد كه به فرد بهتري تبديل شود. براي همين است كه روانشناسي و كيمياگري را دو دانشي ميدانند كه بسيار به هم نزديكاند. يونگ در اصول روانشناسي خود، كلمه «ترانسفورميشن» را بسيار به كار ميبرد.
اين واژه به معناي تحول و دگرگوني و انساني ديگر شدن، است. ملاصدرا در حكمت و فلسفه خود، اين كلمه را «صيرورت» مي نامد، يعني بهتر و زيباتر شدن.
احمدي اظهار كرد: به هر حال، كيمياگران نظامهاي مختلفي دارند. با اين همه اشتراكهایی هم در انديشههاي آنها وجود دارد. جاي تاسف است كه ما منابع عمده دانش كيمياگري را به فارسي ترجمه نكردهايم. در حالي كه كتابهاي اين دانش به زبانهاي گوناگون جهان ترجمه شده است.
از جمله دو كتاب مهم كيمياگري كه عبارتند از: «رساله اورئوس» كه نوشته هرمس، كيمياگر مصري، است و دومي «رساله سپيده دم» كه به زبان لاتين است و از نوشتههاي آكوئيناس به شمار ميرود.
وي افزود: كيمياگران معتقدند كه عمل تبديل مس به طلا، طي سه مرحله انجام ميشود. هر كدام از اين مراحل نيز نامهايي دارد. مرحله اول رنگ سياه است؛ مرحله دوم رنگ سفيد و مرحله سوم رنگ سرخ. هنگامي كه «منطق الطير» را بررسي كردم، متوجه شدم كه هر سه مرحله كيمياگري در «منطق الطير» هم اتفاق ميافتد. منظورم اين نيست كه عطار كيمياگري ميدانست.
مطالعه من پژوهش تطبيقي بود. اما به هر حال هر سه مرحله قابل شناسايي بود. نام مرحله اول را «بالقوگي» گذاشتم؛ مرحله دوم را «حل معماي وجود» و مرحله سوم را «فعليت يافتگي» يا «آشكار شدگي».
هندسه زباني «منطق الطير»
وي افزود: به نظر ميآيد كه عطار در «منطق الطير» يك معناي واحد را در
سه شكل و سه فُرم زباني ارایه كرده است؛ و اين شبيه به مثلث است. او اين مرحلهها را با رنگهاي مختلف نشان ميدهد. ضلع اول، مقدمه «منطق الطير» است كه شامل نيايشهاي عطار ميشود. ضلع دوم داستان شيخ صنعان است و ضلع سوم اصل داستان پرندگان. عطار در مورد مرحله اول (مرحله سياهي) چند بيت ميآورد كه واژه «ظلمت» در آن بسيار به كار ميرود.
اين مدرس دانشگاه گفت: اين مرحله، همان مرحله سياهي در كيمياگري است. يعني مرحله اي كه زيبايي وجود عطار آشكار نشده و او از خدا مي خواهد كه آن را آشكار كند: «يا رب آگاهي ز يا ربهاي من/ حاضري در ماتم شبهاي من؛ ماتمم از حد بشد سوري فرست/ در ميان ظلمتم نوري فرست؛ پاي مردي من درين ماتم تو باش/ كس ندارم دستگيرم هم تو باش».
وي افزود: مرحله دوم در داستان شيخ صنعان اتفاق ميافتد و دلالت زباني آن
كلمه های «غبار» و «سياهي» است: «در ميان شيخ و حق از ديرگاه/ بود گردي و غباري بس سياه؛ آن غبار از راه او برداشتم/ در ميان ظلمتش نگذاشتم؛ آن غبار اكنون ز ره برخاسته است/ توبه بنشسته گنه برخاسته است». اما ضلع سوم كه اصل داستان «منطق الطير» است شامل حكايتهايي است كه در هر كدام، داستان پرندگان و موانعي كه بر سر راه آنهاست ياد ميشود.
احمدي گفت: در كنار هر پرنده، پيامبري نام برده ميشود كه از لحاظ موتيف با آن پرنده هماهنگي دارد. مر حله سوم كه مرحله معما است، در اصل گره كوري است كه بايد پرندگان به كمك هدهد آن را باز كنند.
در «منطق الطير» مرحله سفيدي به كوري تعبير شده است. پرندگان، معما و گره كار خود را طرح ميكنند و هدهد به آنها پاسخ ميدهد. به سخن ديگر، در مرحله سفيدي است كه موانع شناخته ميشوند و پرندگان زيبايي دروني خود را به فعليت ميرسانند.
وي افزود: ميدانيم كه رنگ اصلي طلا، سرخ است. براي نشان دادن مرحله سرخي در «منطق الطير» از حضور سيمرغ استفاده ميشود كه مظهر و نماد خداوند است. در مورد اتيمولوژي سيمرغ بايد گفت كه سيمرغ در ايران باستان پرنده خورشيد شناخته ميشد. اتفاقا در فرهنگ نمادها هم خورشيد به طلاي كيمياگري بسيار نزديك دانسته شده است.
در بيتهاي «منطق الطير» سيمرغ و سي مرغ از يك جنس برشمرده شدهاند، اين نشاندهنده سنخيت ميان آخرين مرحله كيمياگري (فعليت يافتگي طلا) در وجود و روان پرندگان «منطق الطير» است.
ایتالیاییها، سادگی لحن رمانهای ایرانی را دوست دارند
مهر: به گفته مدیر انتشارات «پونته 33» ایتالیا، مخاطبان ادبیات ایران در کشورش سادگی لحن رمانهای ایرانی را دوست دارند و این سادگی باعث نشده ارزش کارهای ادبی پایین بیاید.
مراسم رونمایی از ترجمه ایتالیایی دو رمان «پرنده من» نوشته فریبا وفی و «استخوان خوک و دستهای جذامی» نوشته مصطفی مستور با حضور فلیچتا فرارو، مدیر انتشارات پونته 33، آنتونیا شرکا، مصطفی مستور، فریبا وفی، نویسندگان و علاقهمندان ایرانی و ایتالیایی در محل فروشگاه شهر کتاب مرکزی برگزار شد.
فرارو در این برنامه گفت: وقتی سخن از ادبیات فارسی میشود، منظورمان در واقع ادبیات ایران است چون ایران کشوری است که بیش از همه کشورها در آن به فارسی تکلم میشود. البته میتوانیم کشورهای تاجیکستان و افغانستان را به علاوه مهاجران فارسی زبان در همه نقاط دنیا را هم در نظر داشته باشیم. وقتی میگوییم ادبیات، منظورمان بیشتر ادبیات است ولی مقاله ها را هم در نظر داریم و به نظرم این حوزه در ایتالیا طرفدار دارد و میتواند طرفداران بیشتری هم داشته باشد.
وی افزود: در انتشارات پونته 33 تمرکزمان بیشتر روی ادبیات معاصر ایران است. این خبر را هم بدهم که آقای مستور به تازگی مجموعهای از اشعارش را به ایتالیا آورده که قرار است آن را چاپ کنیم. این انتشارات به دلیل الهام از شهر اصفهان و سیوسه پل است که پونته 33 نام گرفته و دفتر ما هم از سال پیش فعالیت خود را در فلورانس آغاز کرده است که این شهر با اصفهان خواهرخوانده است. علت راهاندازی این انتشارات به دلیل روابط فرهنگی خوبی است که ایران و ایتالیا از قدیم با یکدیگر داشتند.
فرارو ادامه داد: بیشتر متون کلاسیک ادبیات فارسی به ایتالیایی ترجمه شده است اما جای ادبیات معاصر ایران در ایتالیا خالی است. بنابراین دیدیم میتوانیم با ترجمه و نشر آثار معاصر ادبیات فارسی شروع کننده ارتباطهای قویتری بین دو کشور باشیم. وقتی بعد از 8 سال حضور در ایران و کار در سمت رایزن فرهنگی سفارت ایتالیا به کشورم برگشتم، اندوخته زیادی داشتم اما بیشاز پیش
متوجه شدم که در ایتالیا حرفهای زیادی راجع به ایران و رویدادهایی مانند انقلاب و جنگ زده میشود. اما متاسفانه متوجه شدم آنچه بیشتر درباره ایران نشر پیدا میکند، مسایل کلیشهای و پیشداوریهایی است که مطرح میشود و محور صحبتها هم بیشتر سیاست است.
مدیر انتشارات پونته 33 گفت: مثلا وقتی صحبت از ایران میشود، اولین مسالهای که از من پرسیده میشود موضوع حجاب است. برخی مواقع از زندگی آشفته جوانان در شهرهای بزرگ صحبت میشود ولی ایران نسبت به سال 1982 که برای اولین بار دیدمش، خیلی عوض شده است اما درباره نسلی که امروز در ایران زندگی میکند، کمتر صحبت میشود. به نظرم ادبیات ایران میتواند معرف ناگفتههایی درباره این کشور باشد. یک جهانگرد گفته است برای این که یک کشور را بشناسی یا باید به آن سفر کنی یا باید ادبیاتش را بخوانی. ما هم فکر کردیم برای شناساندن ایران، از راه دوم استفاده کنیم و آثار نویسندگانی را برای چاپ انتخاب کنیم که در ایران امروز زندگی میکنند.
وی گفت: روی این سخنم با مخاطبان ایتالیایی است و میخواهم بگویم الگوی رمان در ایران، جدید است. آنچه پیش از دوره معاصر در ایران رواج داشته، بیشتر نظم و شعر بوده است. در این 100 سال که از تولد نثر و رمان در ایران میگذرد، ادبیات مسیر درازی را طی کرده و در دهههای 30 و 40 نویسندگان متعهدی را به خودش دیده است.
البته در این دههها بیشتر نویسندگان از خانوادههای متمول بودهاند و میتوانستهاند به خارج از ایران رفته، تحصیل کنند و بازگردند. بنابراین کتابهایشان را بیشتر مردم طبقه خودشان میخواندند و امکان این که مردم عامه این کتابها را بخوانند نبود.
فرارو ادامه داد: ولی بعد از انقلاب شرایط تغییر کرد. البته بعد از تعلیق اولیه و جا افتادن قضایا، نویسندهها امکان بیشتری پیدا کردند تا با مردم باشند. همچنین سطح سواد بومی بالا رفت و تعداد متقاضیان ورود به دانشگاه هم افزایش یافت. نه تنها نویسندهها بلکه خوانندهها هم این امکان را پیدا کردند که به متونی که علاقه دارند، برسند.
یک نکته دیگر این که برخلاف پیش از انقلاب، امروز نویسندهها از نقاط مختلف ایران فعال هستند. به عنوان نمونه
دو نویسندهای که کتابشان را ترجمه کردیم یکی آقای مستور است که مهندس و اهل اهواز است و یکی هم خانم وفی است که اهل تبریز است و خانهدار.
این ناشر ایتالیایی افزود: ادبیات امروز ایران، وسیلهای شده است تا نه تنها مسایل اجتماعی مطرح شود، بلکه نویسندهها از مسایل خودشان حرف بزنند. امروز سبک تغییر کرده و لحن صریحتر، راحتتر و حتی مینیمالیستیتر شده و خواندنش برای خواننده راحتتر است. به علاوه مضامین هم تغییر کرده و وقتی واکنش خوانندههای ایتالیایی را هنگام خواندن این کتابها میدیدم، متوجه شدم که سادگی لحن باعث نشده ارزش کار پایین بیاید و در عین حال امکان تعمق هم فراهم شده است. به طور خلاصه این امکان وجود دارد که به کمک ادبیات معاصر ایران، مردم ایتالیا بتوانند وارد زندگی بشوند.
وی گفت: در ادامه این روند، کتابهای «چهلسالگی» و «انجیرهای سرخ مزار» را زیر چاپ داریم و در حال بررسی کتابهای دیگر هستیم.
از آنجاییکه انتشارات پونته 33 میخواهد یک موسسه فرهنگی باشد، میخواهیم از گرافیستهای ایرانی برای انجام کار تصویرگری کتابها دعوت کنیم.
در ادامه این برنامه فریبا وفی گفت: وقتی به من گفتند کتابم به ایتالیایی ترجمه میشود، به دلیل جایگاه ایتالیا بین مردم ایران، خیلی خوشحال شدم. چون هم ما ایتالیاییها را میشناسیم و هم آنها با فرهنگ ما آشنایی دارند.
به نظرم ادبیات راه بسیار خوبی برای آشنایی انسانها با یکدیگر است. «پرنده من» سومین کتاب و اولین رمان من است که سال 80 در ایران منتشر شد.
وی افزود: برداشت غربیها از زندگی امروز ما، تصویر کاملی نیست. در ایتالیا از من میپرسیدند در کشور شما دختر و پسر میتوانند در خیابان کنار هم راه بروند؟ ولی وقتی با افرادی که کتابم را خوانده بودند، در شهرهایی که میرفتیم، روبرو میشدم برخورد دیگری میکردند. چون بعد از خواندن کتاب، با آنها مشترکاتی پیدا کرده بودم. به من میگفتند زن ایتالیایی هم همین مشکلات را دارد.
این نویسنده گفت: میخواهم از دو تجربهام در ایتالیا بگویم. در یکی از شهرها بودیم که عدهای زن به سمت ما آمدند و خودشان را زنان کاغذی معرفی کردند.
این افراد، کتابها را میخواندند و هر فرد از آنها یک فصل را حفظ میکرد. در مجموع همه با هم کتابها را حفظ میکردند. من از زبان ایتالیایی هیچ نمیدانم. ولی وقتی زنان کاغذی کتابم را برایم میخواندند، احساس میکردم با کارم ارتباط برقرار کردهاند و ترجمه متن را فهمیدهاند.
وفی گفت: تجربه دیگرم این که در چند شهری که رفتیم، در برخورد با مخاطبان دریافتم آمدهاند ببینند جهان نویسنده چگونه است و با مشکل هایش چگونه کنار میآید. انتظار نداشتند نویسنده بیاید و مشکلهای جهان را حل کند. میخواهم بگویم برداشت انتزاعی نداشتند و برداشتشان از نویسنده طبیعی بود.
آشنایی کودکان با کتابخانه
ایبنا: یکی از وسايلي که باید کنار کودکان و در سبد
اسباب بازی آنها باشد کتاب است. کتاب نباید به عنوان
وسیله ای برای گاهی سر زدن به آن برای کودک معنی شود بلکه باید به عنوان وسیله ای باشد که همیشه و در
هر جا به آن دسترسی داشته باشد و بداند که
پاسخ همه پرسشهایش در کتاب است.اما برای ایجاد
چنین رابطهای نیاز به آشنا کردن کودک با محیطی به نام کتابخانه است.
رفتن به کتابخانه مانند رفتن به بوستان باید در برنامه هفتگی کودک جا داشته شود.
وقتی کودکان از کودکی به کتابخانه میروند آنجا را مکان امنی برای خود در نظر میگیرند و باعث میشود تا در بزرگسالی زمان بیشتری را در آنجا بگذرانند و آنجا مطالب جدید و بهتری بیاموزند.
کسانی که از کودکی با کتاب آشنا هستند در بزرگسالی و در دوران دبیرستان دیگر با نوشتن مشکلی نخواهند داشت. حتی بسیاری از روانشناسان برای کم کردن اضطراب ها و مشکلهای رفتاری در دوران نوجوانی نوشتن را برای نوجوانان تجویز میکنند. نوجوانانی که با نوشتن مشکلی ندارند راحت تر از دیگران با مشکل های نوجوانی کنار میآیند، چرا که همه آنها را روی صفحه کاغذ میآورند.
کودک در کتابخانه با مراجع آشنا میشود و میفهمد به جای یادگیریهای نادرست میتواند پاسخ پرسشهایش را در کتابها بیابد. کودکانی که از کودکی با کتاب سروکار دارند در نوجوانی هم کتاب میخوانند و میتوانند برای زندگیشان زیر ساختهای اساسی و درست داشته باشند و کتابخانهها به عنوان یک حامی قوی برای افزودن دانش و اطلاعات افراد به حساب مي آيند.
در برخی از کشورهای پیشرفته کتابخانههای نوینی ایجاد شده که علاوه بر تمام امکانات یک خانه مانند اتاق خواب ،اتاق تلویزیون و حتی حمام برای اعضایشان کارگاههای هنری، کنفرانس،اینترنت، میزگردهای ادبی،جلسه نشست و برخاست با نویسندگان مطرح جهانی را برگزار میکنند تا اعضای کتابخانه حسی مانند حس خانه شان را در این مکان داشته باشند و به طور کامل به آنجا وابسته شوند.
کتابها به عنوان کلید گذشته، حال و حتی آینده هستند و با دسترسی به آنها خواننده میتواند حتی در دوران گذشته و با افراد دیگر هم زندگی کند. کتابها معلمان بسیار خوبی هستند و افراد میتوانند از کتابها بسیار خوب بیاموزند، حتی بیشتر از سخنرانیهای یک پروفسور در دانشگاه.
ایبنا: ويدا احمدي، عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي مشهد در درسگفتارهايي درباره عطار به بررسي «عناصر کيمياگرانه و روانکاوانه در ساحت زباني و معنايي منطقالطير» پرداخت. اين نشست در شهر كتاب مركزي برگزار شد.
احمدي گفت: هنگامي كه واژه «هنر» را به كار ميبريم، به نظر ميآيد كه از دو معناي جزيي و كلي استفاده ميكنيم. واژه كلي هنگامي به كار ميرود كه بخواهند كسي را هنرمند بنامند اما معناي گستردهتر آن زماني به كار ميرود كه ميخواهيم از كسي نام ببريم كه در جهت ارتقاء وجودي خودش تلاش ميكند و ميكوشد كه زيباييهاي بالقوه خود را بالفعل كند؛ چنين كسي، هنرمند شناخته ميشود.
وقتي سعدي ميگويد: «از نفس پرور هنر نيايد» معنياش اين است كه كسي كه رذيلت دارد، از فضيلتي هم برخوردار نخواهد بود.
وي افزود: در فرهنگنامهها هم پيش از آن كه هنر به معناي شغل باشد، آن را زيباييهاي اخلاقي دانستهاند. در اتيمولوژي، يعني دانشي كه شناسنامه كلمه ها را بررسي ميكند، هنر، عمل ساختن دانسته شده است. پس هنگامي كه آدمي بناي وجودي خود را از فضيلتها بسازد، هنرمند محسوب ميشود. منظور من از هنر نيز همين است. به سخن ديگر، هنر يعني انساني كه از مرتبه وجودي پايين، به مرتبه وجودي بالاتر ميرود.
اما «كيمياگري» به دانشي گفته ميشود كه طي آن فلزات پست به فلزات ارزشمند تبديل ميشوند. اين كار به وسيله اكسير انجام ميشود. برخي، كيمياگري را افسانه ميدانند. اما برخي ديگر گفتهاند كه فرمولي بوده است و كساني ميتوانستهاند به كمك آن فرمول، به طلا دست پيدا كنند. به هر حال، كيمياگري را چه افسانه بدانيم و چه واقعيت، بايد دانست كه يك هدف مشترك دارد.
وي افزود: آن هدف، به تعبير «يونگ»، چنين است كه كيمياگري كه مس را به طلا تبديل ميكند، مرتبه وجودي خود را تغيير ميدهد و ميكوشد كه به فرد بهتري تبديل شود. براي همين است كه روانشناسي و كيمياگري را دو دانشي ميدانند كه بسيار به هم نزديكاند. يونگ در اصول روانشناسي خود، كلمه «ترانسفورميشن» را بسيار به كار ميبرد.
اين واژه به معناي تحول و دگرگوني و انساني ديگر شدن، است. ملاصدرا در حكمت و فلسفه خود، اين كلمه را «صيرورت» مي نامد، يعني بهتر و زيباتر شدن.
احمدي اظهار كرد: به هر حال، كيمياگران نظامهاي مختلفي دارند. با اين همه اشتراكهایی هم در انديشههاي آنها وجود دارد. جاي تاسف است كه ما منابع عمده دانش كيمياگري را به فارسي ترجمه نكردهايم. در حالي كه كتابهاي اين دانش به زبانهاي گوناگون جهان ترجمه شده است.
از جمله دو كتاب مهم كيمياگري كه عبارتند از: «رساله اورئوس» كه نوشته هرمس، كيمياگر مصري، است و دومي «رساله سپيده دم» كه به زبان لاتين است و از نوشتههاي آكوئيناس به شمار ميرود.
وي افزود: كيمياگران معتقدند كه عمل تبديل مس به طلا، طي سه مرحله انجام ميشود. هر كدام از اين مراحل نيز نامهايي دارد. مرحله اول رنگ سياه است؛ مرحله دوم رنگ سفيد و مرحله سوم رنگ سرخ. هنگامي كه «منطق الطير» را بررسي كردم، متوجه شدم كه هر سه مرحله كيمياگري در «منطق الطير» هم اتفاق ميافتد. منظورم اين نيست كه عطار كيمياگري ميدانست.
مطالعه من پژوهش تطبيقي بود. اما به هر حال هر سه مرحله قابل شناسايي بود. نام مرحله اول را «بالقوگي» گذاشتم؛ مرحله دوم را «حل معماي وجود» و مرحله سوم را «فعليت يافتگي» يا «آشكار شدگي».
هندسه زباني «منطق الطير»
وي افزود: به نظر ميآيد كه عطار در «منطق الطير» يك معناي واحد را در
سه شكل و سه فُرم زباني ارایه كرده است؛ و اين شبيه به مثلث است. او اين مرحلهها را با رنگهاي مختلف نشان ميدهد. ضلع اول، مقدمه «منطق الطير» است كه شامل نيايشهاي عطار ميشود. ضلع دوم داستان شيخ صنعان است و ضلع سوم اصل داستان پرندگان. عطار در مورد مرحله اول (مرحله سياهي) چند بيت ميآورد كه واژه «ظلمت» در آن بسيار به كار ميرود.
اين مدرس دانشگاه گفت: اين مرحله، همان مرحله سياهي در كيمياگري است. يعني مرحله اي كه زيبايي وجود عطار آشكار نشده و او از خدا مي خواهد كه آن را آشكار كند: «يا رب آگاهي ز يا ربهاي من/ حاضري در ماتم شبهاي من؛ ماتمم از حد بشد سوري فرست/ در ميان ظلمتم نوري فرست؛ پاي مردي من درين ماتم تو باش/ كس ندارم دستگيرم هم تو باش».
وي افزود: مرحله دوم در داستان شيخ صنعان اتفاق ميافتد و دلالت زباني آن
كلمه های «غبار» و «سياهي» است: «در ميان شيخ و حق از ديرگاه/ بود گردي و غباري بس سياه؛ آن غبار از راه او برداشتم/ در ميان ظلمتش نگذاشتم؛ آن غبار اكنون ز ره برخاسته است/ توبه بنشسته گنه برخاسته است». اما ضلع سوم كه اصل داستان «منطق الطير» است شامل حكايتهايي است كه در هر كدام، داستان پرندگان و موانعي كه بر سر راه آنهاست ياد ميشود.
احمدي گفت: در كنار هر پرنده، پيامبري نام برده ميشود كه از لحاظ موتيف با آن پرنده هماهنگي دارد. مر حله سوم كه مرحله معما است، در اصل گره كوري است كه بايد پرندگان به كمك هدهد آن را باز كنند.
در «منطق الطير» مرحله سفيدي به كوري تعبير شده است. پرندگان، معما و گره كار خود را طرح ميكنند و هدهد به آنها پاسخ ميدهد. به سخن ديگر، در مرحله سفيدي است كه موانع شناخته ميشوند و پرندگان زيبايي دروني خود را به فعليت ميرسانند.
وي افزود: ميدانيم كه رنگ اصلي طلا، سرخ است. براي نشان دادن مرحله سرخي در «منطق الطير» از حضور سيمرغ استفاده ميشود كه مظهر و نماد خداوند است. در مورد اتيمولوژي سيمرغ بايد گفت كه سيمرغ در ايران باستان پرنده خورشيد شناخته ميشد. اتفاقا در فرهنگ نمادها هم خورشيد به طلاي كيمياگري بسيار نزديك دانسته شده است.
در بيتهاي «منطق الطير» سيمرغ و سي مرغ از يك جنس برشمرده شدهاند، اين نشاندهنده سنخيت ميان آخرين مرحله كيمياگري (فعليت يافتگي طلا) در وجود و روان پرندگان «منطق الطير» است.
ایتالیاییها، سادگی لحن رمانهای ایرانی را دوست دارند
مهر: به گفته مدیر انتشارات «پونته 33» ایتالیا، مخاطبان ادبیات ایران در کشورش سادگی لحن رمانهای ایرانی را دوست دارند و این سادگی باعث نشده ارزش کارهای ادبی پایین بیاید.
مراسم رونمایی از ترجمه ایتالیایی دو رمان «پرنده من» نوشته فریبا وفی و «استخوان خوک و دستهای جذامی» نوشته مصطفی مستور با حضور فلیچتا فرارو، مدیر انتشارات پونته 33، آنتونیا شرکا، مصطفی مستور، فریبا وفی، نویسندگان و علاقهمندان ایرانی و ایتالیایی در محل فروشگاه شهر کتاب مرکزی برگزار شد.
فرارو در این برنامه گفت: وقتی سخن از ادبیات فارسی میشود، منظورمان در واقع ادبیات ایران است چون ایران کشوری است که بیش از همه کشورها در آن به فارسی تکلم میشود. البته میتوانیم کشورهای تاجیکستان و افغانستان را به علاوه مهاجران فارسی زبان در همه نقاط دنیا را هم در نظر داشته باشیم. وقتی میگوییم ادبیات، منظورمان بیشتر ادبیات است ولی مقاله ها را هم در نظر داریم و به نظرم این حوزه در ایتالیا طرفدار دارد و میتواند طرفداران بیشتری هم داشته باشد.
وی افزود: در انتشارات پونته 33 تمرکزمان بیشتر روی ادبیات معاصر ایران است. این خبر را هم بدهم که آقای مستور به تازگی مجموعهای از اشعارش را به ایتالیا آورده که قرار است آن را چاپ کنیم. این انتشارات به دلیل الهام از شهر اصفهان و سیوسه پل است که پونته 33 نام گرفته و دفتر ما هم از سال پیش فعالیت خود را در فلورانس آغاز کرده است که این شهر با اصفهان خواهرخوانده است. علت راهاندازی این انتشارات به دلیل روابط فرهنگی خوبی است که ایران و ایتالیا از قدیم با یکدیگر داشتند.
فرارو ادامه داد: بیشتر متون کلاسیک ادبیات فارسی به ایتالیایی ترجمه شده است اما جای ادبیات معاصر ایران در ایتالیا خالی است. بنابراین دیدیم میتوانیم با ترجمه و نشر آثار معاصر ادبیات فارسی شروع کننده ارتباطهای قویتری بین دو کشور باشیم. وقتی بعد از 8 سال حضور در ایران و کار در سمت رایزن فرهنگی سفارت ایتالیا به کشورم برگشتم، اندوخته زیادی داشتم اما بیشاز پیش
متوجه شدم که در ایتالیا حرفهای زیادی راجع به ایران و رویدادهایی مانند انقلاب و جنگ زده میشود. اما متاسفانه متوجه شدم آنچه بیشتر درباره ایران نشر پیدا میکند، مسایل کلیشهای و پیشداوریهایی است که مطرح میشود و محور صحبتها هم بیشتر سیاست است.
مدیر انتشارات پونته 33 گفت: مثلا وقتی صحبت از ایران میشود، اولین مسالهای که از من پرسیده میشود موضوع حجاب است. برخی مواقع از زندگی آشفته جوانان در شهرهای بزرگ صحبت میشود ولی ایران نسبت به سال 1982 که برای اولین بار دیدمش، خیلی عوض شده است اما درباره نسلی که امروز در ایران زندگی میکند، کمتر صحبت میشود. به نظرم ادبیات ایران میتواند معرف ناگفتههایی درباره این کشور باشد. یک جهانگرد گفته است برای این که یک کشور را بشناسی یا باید به آن سفر کنی یا باید ادبیاتش را بخوانی. ما هم فکر کردیم برای شناساندن ایران، از راه دوم استفاده کنیم و آثار نویسندگانی را برای چاپ انتخاب کنیم که در ایران امروز زندگی میکنند.
وی گفت: روی این سخنم با مخاطبان ایتالیایی است و میخواهم بگویم الگوی رمان در ایران، جدید است. آنچه پیش از دوره معاصر در ایران رواج داشته، بیشتر نظم و شعر بوده است. در این 100 سال که از تولد نثر و رمان در ایران میگذرد، ادبیات مسیر درازی را طی کرده و در دهههای 30 و 40 نویسندگان متعهدی را به خودش دیده است.
البته در این دههها بیشتر نویسندگان از خانوادههای متمول بودهاند و میتوانستهاند به خارج از ایران رفته، تحصیل کنند و بازگردند. بنابراین کتابهایشان را بیشتر مردم طبقه خودشان میخواندند و امکان این که مردم عامه این کتابها را بخوانند نبود.
فرارو ادامه داد: ولی بعد از انقلاب شرایط تغییر کرد. البته بعد از تعلیق اولیه و جا افتادن قضایا، نویسندهها امکان بیشتری پیدا کردند تا با مردم باشند. همچنین سطح سواد بومی بالا رفت و تعداد متقاضیان ورود به دانشگاه هم افزایش یافت. نه تنها نویسندهها بلکه خوانندهها هم این امکان را پیدا کردند که به متونی که علاقه دارند، برسند.
یک نکته دیگر این که برخلاف پیش از انقلاب، امروز نویسندهها از نقاط مختلف ایران فعال هستند. به عنوان نمونه
دو نویسندهای که کتابشان را ترجمه کردیم یکی آقای مستور است که مهندس و اهل اهواز است و یکی هم خانم وفی است که اهل تبریز است و خانهدار.
این ناشر ایتالیایی افزود: ادبیات امروز ایران، وسیلهای شده است تا نه تنها مسایل اجتماعی مطرح شود، بلکه نویسندهها از مسایل خودشان حرف بزنند. امروز سبک تغییر کرده و لحن صریحتر، راحتتر و حتی مینیمالیستیتر شده و خواندنش برای خواننده راحتتر است. به علاوه مضامین هم تغییر کرده و وقتی واکنش خوانندههای ایتالیایی را هنگام خواندن این کتابها میدیدم، متوجه شدم که سادگی لحن باعث نشده ارزش کار پایین بیاید و در عین حال امکان تعمق هم فراهم شده است. به طور خلاصه این امکان وجود دارد که به کمک ادبیات معاصر ایران، مردم ایتالیا بتوانند وارد زندگی بشوند.
وی گفت: در ادامه این روند، کتابهای «چهلسالگی» و «انجیرهای سرخ مزار» را زیر چاپ داریم و در حال بررسی کتابهای دیگر هستیم.
از آنجاییکه انتشارات پونته 33 میخواهد یک موسسه فرهنگی باشد، میخواهیم از گرافیستهای ایرانی برای انجام کار تصویرگری کتابها دعوت کنیم.
در ادامه این برنامه فریبا وفی گفت: وقتی به من گفتند کتابم به ایتالیایی ترجمه میشود، به دلیل جایگاه ایتالیا بین مردم ایران، خیلی خوشحال شدم. چون هم ما ایتالیاییها را میشناسیم و هم آنها با فرهنگ ما آشنایی دارند.
به نظرم ادبیات راه بسیار خوبی برای آشنایی انسانها با یکدیگر است. «پرنده من» سومین کتاب و اولین رمان من است که سال 80 در ایران منتشر شد.
وی افزود: برداشت غربیها از زندگی امروز ما، تصویر کاملی نیست. در ایتالیا از من میپرسیدند در کشور شما دختر و پسر میتوانند در خیابان کنار هم راه بروند؟ ولی وقتی با افرادی که کتابم را خوانده بودند، در شهرهایی که میرفتیم، روبرو میشدم برخورد دیگری میکردند. چون بعد از خواندن کتاب، با آنها مشترکاتی پیدا کرده بودم. به من میگفتند زن ایتالیایی هم همین مشکلات را دارد.
این نویسنده گفت: میخواهم از دو تجربهام در ایتالیا بگویم. در یکی از شهرها بودیم که عدهای زن به سمت ما آمدند و خودشان را زنان کاغذی معرفی کردند.
این افراد، کتابها را میخواندند و هر فرد از آنها یک فصل را حفظ میکرد. در مجموع همه با هم کتابها را حفظ میکردند. من از زبان ایتالیایی هیچ نمیدانم. ولی وقتی زنان کاغذی کتابم را برایم میخواندند، احساس میکردم با کارم ارتباط برقرار کردهاند و ترجمه متن را فهمیدهاند.
وفی گفت: تجربه دیگرم این که در چند شهری که رفتیم، در برخورد با مخاطبان دریافتم آمدهاند ببینند جهان نویسنده چگونه است و با مشکل هایش چگونه کنار میآید. انتظار نداشتند نویسنده بیاید و مشکلهای جهان را حل کند. میخواهم بگویم برداشت انتزاعی نداشتند و برداشتشان از نویسنده طبیعی بود.
آشنایی کودکان با کتابخانه
ایبنا: یکی از وسايلي که باید کنار کودکان و در سبد
اسباب بازی آنها باشد کتاب است. کتاب نباید به عنوان
وسیله ای برای گاهی سر زدن به آن برای کودک معنی شود بلکه باید به عنوان وسیله ای باشد که همیشه و در
هر جا به آن دسترسی داشته باشد و بداند که
پاسخ همه پرسشهایش در کتاب است.اما برای ایجاد
چنین رابطهای نیاز به آشنا کردن کودک با محیطی به نام کتابخانه است.
رفتن به کتابخانه مانند رفتن به بوستان باید در برنامه هفتگی کودک جا داشته شود.
وقتی کودکان از کودکی به کتابخانه میروند آنجا را مکان امنی برای خود در نظر میگیرند و باعث میشود تا در بزرگسالی زمان بیشتری را در آنجا بگذرانند و آنجا مطالب جدید و بهتری بیاموزند.
کسانی که از کودکی با کتاب آشنا هستند در بزرگسالی و در دوران دبیرستان دیگر با نوشتن مشکلی نخواهند داشت. حتی بسیاری از روانشناسان برای کم کردن اضطراب ها و مشکلهای رفتاری در دوران نوجوانی نوشتن را برای نوجوانان تجویز میکنند. نوجوانانی که با نوشتن مشکلی ندارند راحت تر از دیگران با مشکل های نوجوانی کنار میآیند، چرا که همه آنها را روی صفحه کاغذ میآورند.
کودک در کتابخانه با مراجع آشنا میشود و میفهمد به جای یادگیریهای نادرست میتواند پاسخ پرسشهایش را در کتابها بیابد. کودکانی که از کودکی با کتاب سروکار دارند در نوجوانی هم کتاب میخوانند و میتوانند برای زندگیشان زیر ساختهای اساسی و درست داشته باشند و کتابخانهها به عنوان یک حامی قوی برای افزودن دانش و اطلاعات افراد به حساب مي آيند.
در برخی از کشورهای پیشرفته کتابخانههای نوینی ایجاد شده که علاوه بر تمام امکانات یک خانه مانند اتاق خواب ،اتاق تلویزیون و حتی حمام برای اعضایشان کارگاههای هنری، کنفرانس،اینترنت، میزگردهای ادبی،جلسه نشست و برخاست با نویسندگان مطرح جهانی را برگزار میکنند تا اعضای کتابخانه حسی مانند حس خانه شان را در این مکان داشته باشند و به طور کامل به آنجا وابسته شوند.
کتابها به عنوان کلید گذشته، حال و حتی آینده هستند و با دسترسی به آنها خواننده میتواند حتی در دوران گذشته و با افراد دیگر هم زندگی کند. کتابها معلمان بسیار خوبی هستند و افراد میتوانند از کتابها بسیار خوب بیاموزند، حتی بیشتر از سخنرانیهای یک پروفسور در دانشگاه.
+ نوشته شده در 2012/1/2 ساعت 5:6 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی