صفحه 15--14 دی 90
جعفری: مقصر ناکامی های آینده تیم فجر مسئولان فارس هستند
مهر: مدیرعامل باشگاه فجر شهید سپاسی شیراز گفت: در صورت سقوط و ناکامی تیم فوتبال فجر سپاسی، مسئولان فارس مقصر اصلی هستند. جعفر جعفری با اشاره به آخرین وضعیت تیم فوتبال فجر شهید سپاسی شیراز افزود: از اینکه مسئولان استان هر ساله قولهایی را بدهند و به این تعهدات عمل نکنند خسته شده ام. وی با بیان اینکه در نیم فصل نیز نتوانستیم یارگیری کنیم، تصریح کرد: زمان استاندار سابق قولهایی به ما داده شد و زمان سرپرستی استاندار نیز این وعده ها تکرار شد اما هیچکدام به تعهدات خود عمل نکردند و همچنان ما با مشکلات مالی شدید مواجه هستیم.مدیر عامل باشگاه فجر شهید سپاسی شیراز ادامه داد: هیچگونه همکاری در استان با ما نشده و مسئولان تنها با دادن قول ها و وعده های مختلف ما را سرگرم می کنند.جعفری با اشاره به اینکه نیم فصل نیز گذشت، در خصوص وضعیت جذب بازیکنان جدید در این تیم، گفت: با شروع تعطیلات نیم فصل به مسئولان تذکر دادیم که در صورت عدم حمایت مالی از این تیم قادر به جذب بازیکنان جدید نیستیم و متاسفانه همین اتفاق نیز روی داد و تنها یک بازیکن جوان از شهر نورآباد به این تیم اضافه شد.
وی در ادامه سخنان خود با انتقاد از استاندار فارس در خصوص کم توجه ای به تنها تیم لیگ برتری استان تاکید کرد: به گونه ای رفتار می کنند که فوتبال هیچ اهمیتی ندارد در حالی که دیگر استان های کشور از تمامی امکانات سیاسی و اقتصادی خود استفاده می کنند تا سهمیه تیم های لیگ برتری را خریداری کنند. مدیر عامل باشگاه فجر شهید سپاسی شیراز افزود: در این استان هیچکس گوش شنوایی برای شنیدن مشکلات تیم فجر ندارد در حالی که مردم در خصوص مسئولان استان قضاوت خواهند کرد. مدیر عامل باشگاه فجر شهید سپاسی شیراز با بیان اینکه چرا مسئولان استان فارس به فکر تفریحات سالم جوانان استان نیستند، یادآور شد: فعالیتهای عمرانی و اقتصادی در اولویت قرار دارد اما باید به فکر جوانان نیز بود و در این مسیر چنانچه مسئولان به تیم فجر توجه نداشته باشند دیگر نباید توقع داشت که هفته ای چند ساعت وقت جوانان استان به تماشای فوتبال اختصاص یابد.وی تاکید کرد: در اوایل معرفی استاندار جدید جلسه ای تشکیل داده شد اما این جلسه نیز مثل دیگر جلسات و نشستهای ورزش نتیجه بخش نبود.
فصل آینده از فجر جدا می شوم
جعفری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه فصل آینده از این تیم جدا خواهم شد، گفت: تکلیف ما برای حفظ نام شهید سپاسی و توجه به مردم است اما با توجه به عدم رسیدگی مسئولان استان فارس طی چندین سال گذشته دیگر توان همراهی فجر را ندارم.مدیرعامل باشگاه فجر شهید سپاسی شیراز افزود: امیدوارم این تیم در ادامه فصل بتواند نتایج قابل قبولی را به دست آورد و در فصل آینده نیز شاهد حضور فجر سپاسی شیراز در لیگ برتر فوتبال باشیم.وی ادامه داد: مردم شیراز آگاه و با هوش هستند و چنانچه این تیم در ادامه فصل نتواند نتایج لازم را کسب کند مقصر اصلی مسئولان فارس هستند زیرا سپاه آنچه را که در توان داشته برای حمایت از این تیم انجام داده است.
تیم فوتبال فجرسپاسی که فصل گذشته را در لیگ دسته یک به میدان رفته بود امسال توانست به لیگ برتر برگردد اما جایگاه تیم با نتیجه گیری های ضعیف در لیگ برتر بسیار متزلزل و نا امید کننده شده به طوری که کلانتری سرمربی تیم نیز جای خود را به یاوری داد. تیم 60 ساله برق نیز به عنوان دیگر تیم فوتبال شیراز طی چند فصل گذشته نتایج ضعیفی را به دست آورده واکنون در لیگ دسته یک با مشکلات مختلفی ازجمله مسائل مالی و.... به سر می برد.
خواسته های زمینی با ادبیات آسمانی!
باز هم بيانيه؛ باز هم توهين و تحقير و هتاکي؛ باز هم پرده دري با بدترين الفاظ ممکن؛ و باز هم محمد مايلي کهن. حالا ديگر مثل روز روشن است که حاجي مايلي اين اعتراضها را به عشق جنجالهاي بعدي مطرح ميکند. شکايت و جوابيه که هيچ، حتي همين يادداشت انتقادي هم براي اين مربي خانه نشين در حکم توجهي است که نثارش مي شود و از شادي سيرابش مي کند. امروز ديگر توجه کردن به حرفهاي اين مرد، بزرگترين خيانتي است که مي توان در حق او روا داشت اما چاره چيست؟ ساکت هم نمي توان نشست.
محمد مايلي کهن مصداق بارز «نقض غرض» است. زماني که به جنگ «فوتبال ناپاک» مي رود اين کار را با «جملات ناپاک» انجام مي دهد. وقتي براي امير قلعه نويي بيانيه صادر ميکند و او را لمپن ميخواند از الفاظي بهره مي گيرد که روي تمام لمپن هاي تاريخ فيلمفارسي را هم سفيد ميکنند. و حالا هم دعوايش با علي دايي را با به کار بردن سخيف ترين ادبياتي که سراغ داريم تا حد دعواهاي کودکستاني پايين مي برد. و جالب اينکه به تمام اين دعواها هم رنگ و بوي ارزشي مي دهد و اصرار دارد باور کنيم دغدغه اش امور معنوي است نه اميال دنيوي!
اين مورد آخر، بزرگترين اشتباه (بخوانيد بزرگترين گناه) مايلي کهن است که هر موجود بيزباني را به فرياد ميآورد. مربي سابق علي دايي، هنوز به دعواي کشدارش با اين شاگرد سابق که 15سال پيش کليد خورده است ادامه ميدهد اما اصرار دارد اين دعواي کهنه و خاله زنکی را در زيرمجموعه دعواي «مستضعفين» و «مستکبرين» طبقه بندي کند!
او متخصص اين است که وقتي با مديران غير ورزشي بر سر اينکه «کي پرسپوليسيتر است؟» وارد دعوا ميشود پاي پيرزني که در ميدان تره بار ميوه هاي لهيده جمع مي کند را هم وسط بکشد و اصلا به اين نکته فکر نکند که گودرز با شقايق هيچ نسبتي ندارد! شايد استاد حق دارد بابت عرق هايي که براي باشگاهش ريخته طلبکار باشد، همانطور که مجتبي محرمي و عباس کارگر هم حق دارند. منتها آنها تلفظ درست کلمه «بيتالمال» را بلد نيستند. آنها بازيکن فوتبال بوده اند نه داعيه دار ارزشهاي شرعي و مذهبي.
امروز سوالها از مايلي کهن اين است: آيا همين ارزشهايي که از آن حرف مي زنيد ايجاب مي کنند به بدترين شکل آبروي شخصي افراد را هدف بگيريد؟ اينکه با طرفهاي دعوايتان از «سرجهازي همسرانشان» حرف بزنيد دقيقا مطابق با همان ارزشهايي است که به آن باور داريد؟ اينکه ادعا کنيد مديران پرسپوليس خرج ماه عسل مصطفي پاشا را پرداخت کرده اند چطور؟ يعني اگر در اين يادداشت هم به جاي انتقاد از شخص شما از نزديکترين افراد خانواده تان نام برده ميشد يک کار ارزشي و خداپسندانه انجام شده بود؟
آقاي مايلي کهن؛ اينکه فرزندان ما شما را به عنوان يک مربي فوتبال در کشور مي شناسند و نمي شود حرفهايتان را با برچسب «18+» از جلوي چشمانشان سانسور کرد، الحق که سرشکستگي بزرگي است براي ما، و سنگ بزرگي در پيش پاي تربيت آنها! کمکم داريم ياد سکانس معروف آژانس شيشه اي ميافتيم و جمله تکاندهنده عباس، درست همانجايي که دعواي کله گنده ها اوج ميگرفت: «بابا خجالت بکشين! مردم دارن نگاهتان ميکنن!»
داستان اس ام اس مایلی کهن به رویانیان چه بود ؟
مازیار ناظمی در وبلاگ خود داستان جالب و جدیدی را منتشر کرده که مربوط به دعوای منازعه فعلی پرسپولیس بین مایلی کهن و مدیران تیم است:ظاهرا سردار رویانیان هنگام سفری به کیش به همراهان می گوید شنیدم مایلی کهن وضع مالی خوبی نداره ! چه خوبه از او در پرسپولیس استفاده کنیم که فریاد همراهان بلند میشود آقا این چه حرفیه، کی گفته وضع مالی ایشان بده، دست بر قضا مدیر عامل سایپا هم در همان طیاره حضور داشته و به سردار میگه طبق قرارداد در این مدتی که سرمربی ما بودند ۵۰۰ میلیون تومان تقدیمشان کرده ایم !
ولی بازهم سردار احساسی و مهربان می گوید حالا یه زنگی بزنیم و احوالی بگیریم، تلفن مایلی زنگ می خورد و سردار شروع می کند، آقا چطوری، کجایی شما، این تیم به حمایت معنوی شما بزرگان نیاز دارد و با چند تا تعارف دیگه ! قصه را از ديد خودش تمام ميكند...
بعد از ساعتی اس ام اسی ( پيامك قديم ) از حاجی میرسد به دست سردار که همین الان در سایتها آمده بود می خواهید با اریکسون سوئدی برای سرمربیگری وارد گفت وگو شوید بهتره بدونید این آدم مشکلات اخلاقی دارد، در کجا موفق نبوده و... ولی اگر پرسپولیس را به من بدهید این تیم را تکان می دهم، بازی استقلال را می برم و... باز همان همراهان میگن بفرما آقا، گفتیم زنگ نزن !...و این ماجرا با بیانیه مايلي كهن و دادگاه و غیره ادامه دارد
کرمی: لیدر فوتبال مهمتر از قهرمان جهان است
فارس: کاپیتان تیم ملی تکواندو گفت: شاید جواز حضور در المپیک لندن واجبتر از اشتباهات فوتبالیستهاست چرا که هیچکس ما را ندید. یوسف کرمی کاپیتان تیم ملی تکواندوی کشورمان که سالها در عرصه المپیک، جهانی و آسیایی مقامهای مختلفی را برای ایران کسب کرده است، این روزها تمرینات مشترکی با تیمهای خارجی در مرکز جهانی تکواندو برای حضور در المپیک لندن که بزرگترین آوردگاه جهان است انجام می دهد. وی افزود: برخی مواقع کم لطفیهایی که در حق خانواده تکواندو رخ میدهد تمام ملیپوشان را دلسرد میکند. چند روز گذشته رسانه ملی کشورمان اتفاقهای بزرگ ورزشی که در سال 2011 رخ داده بود را نشان میداد، اما نمیدانم چرا موفقیت مختلف تکواندوکاران ایرانی را که پس از سالها کسب شده را نشان ندادند.کاپیتان تیم ملی تکواندو ادامه داد: اشتباه رحمان احمدی که باعث شد تیم فوتبال سپاهان در مسابقات جام باشگاههای آسیا حذف شود و یا حذف استقلال و پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا، روزها سوژه اصلی رسانههای ملی بود، اما تکواندو کاران جواز حضور در المپیک لندن را کسب کردند و هیچ انعکاسی در رسانهها نداشت. ملی پوش تیم دانشگاه آزاد خاطر نشان کرد: با اشتباه انگشتنماها رسانهها تمام کارهای خود را مختص این اشتباه کرده بودند و ساعتها،روزها بحث و تبادل نظر میکردند، اما تیم ملی تکواندوی ایران قهرمان جهان شد، سهمیه المپیک را کسب کرد و عناوین مختلفی را در آسیا به دست آورد و کسی به این افتخارات بزرگ اشارهای نکرد. ما پس از اینکه سهمیه المپیک را کسب کردیم به یک برنامه تلویزیونی که 2 شب پخش میشد برای دقایقی دعوت شدیم که همه مردم در آن ساعت شب خواب بودند به طوری که حتی خانواده ما هم نتوانست آن برنامه را ببیند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی