ترانه؛ گونه ادبی مستقل در ادبیات فارسی

 الف ) پیش از شیدا

مانند بسیاری از هنرها تاریخ دقیقی برای پیدایش ترانه (یعنی سرودن شعر بر پایه آهنگ) و این که چه کسی نخستین ترانه را سروده است، نمی توان یافت. پیشینه ترانه­سرایی در زبان پارسی به متن­های ساسانی باز می­گردد و "خسروانی" هایی که به باربد منسوب است. وی موسیقی­دان و بربت نواز
دربار خسرو پرویز بوده است که شعرهایش را با ساز می­نواخته و می­خوانده است. از او در متن­های ادبی بسیار یاد شده و ۳۰ لحن او در ادبیات کلاسیک پارسی معروف است. نمونه خسروانی زیر را به وی نسبت داده­اند:
قیصر، ماه را ماند و خاقان خورشید
که خواهد ماه پوشد که خواهد خورشید
در ادبیات پس از اسلام و با نفوذ ادبیات و عروض عرب، قالب­ها و شکل­های شعری آنان نیز به سرعت در میان ایرانیان رواج یافت. از این زمان تا دوره قاجاریه به صورت پراکنده به ترانه با تعبیرهای گوناگون اشاره شده است، مانند: حراره گویی که مقصود از حراره شعرهایی بوده است که توسط عامه مردم ساخته و خوانده می­شده است. ترانه در متن­های قدیمی عموماً به معنای رباعی به کار رفته است.
در هر صورت آن چه از این سال­ها به دست ما رسیده،  ادبیات رسمی و قالب­های کلاسیک است. این شعرها به همراه موسیقی بوده و با آواز خوانده می­شده است، ولی شعرهایی که خارج از قالب­های کلاسیک و تنها برای اجرای موسیقیایی سروده شده، در دست نیست. تنها می­توان به "فهلویات" اشاره کرد که در قالب دو بیتی، در بحر هزج و به زبان­ها و لهجه­های محلی توسط عامه سروده و همراه با ساز خوانده می­شده است.
قدیمی ترین نمونه­های فهلویات، دوبیتی­های منسوب به بابا طاهر است.
 ب ) دوره نخست (١٣١٩-١٢۵٠)
تعریفی که امروزه از ترانه و ترانه سرایی ارایه می­شود، با علی اکبرخان شیرازی  متخلص به شیدا (١٢٨۵ -١٢٢٢ش، مدفون در ابن بابویه
شهر ری) آغاز می­شود. او بی شک و از نظر بسیاری، احیاگر هنر ترانه سرایی در دوره معاصر ایران است که با آگاهی  و تسلط بر ظرایف شعر و موسیقی به تصنیف سازی پرداخت و به آن وجه ادبی بخشید. قدیمی­ترین تصنیف هایی که  امروزه به صورت کامل در اختیار داریم، از شیداست.
تصنیف هایی چون: امشب شب مهتابه،
بت چین، دوش دوش، عقرب زلف کجت، شب وصل، سلسله موی دوست، در فکر تو بودم، صورتگر نقاش چین و. ..
تا پیش از شیدا، تصنیف دارای شکل ادبی و رسمی نبوده و دارای عبارت هایی گاه سخیف و مبتذل  بوده است و توسط خواننده­های
دوره گرد اجرا می­شده است نمونه هایی از این ترانه­ها در کتاب کوچه شاملو  گرد آمده است.
عارف قزوینی در باره شیدا می­گوید: "مرحوم میرزا علی اکبر شیدا تغییرهایی در تصنیف داد و اغلب تصنیفهایش  دارای آهنگ دلنشین است، مختصر سه تاری هم می­نواخت و تصنیف را اغلب نصف شب در راز و نیاز و تنهایی درست می­کرد.".
ابوالقاسم عارف قزوینی (١٣١٢-1295ش) در این دوره با سرودن اشعار با هیجان ملی میهنی و اجرای آنها در کنسرت هایش، محبوبیت زیادی در میان خاص و عام کسب کرد. تا آن روزگار شکل عرضه موسیقی عموماً مجالس بزمی بود.
ادامه دارد
صور خیال در کلام بیدل

 تصاویری كه در شعر خلق می شوند، از بینش و وسعت فكر و دید ژرف شاعر سرچشمه می­گیرند، از جناب زرین كوب که خدایش بیامرزاد، در جایی خوانده بودم كه گفته بود: " شاعر در هرچه پیرامون خویش می­‌بیند فكر تازه و مضمون غریب كشف می­كند.
درخت كهن را می­بیند كه بیش از نهال جوان ریشه در خاك دوانیده است، یادش می‌آید كه پیر فرتوت بیش از جوانِ نوخاسته به دنیا دلبستگی دارد. غنچه را می بیند كه دلتنگ
و لب‌بسته در گوشه‌ باغ رخ می­نماید و وقتی پژمرده و پَرپَر به خاك می‌ افتد، گلی خندان است و به این اندیشه می­‌افتد كه رفتن از باغ جهان بهتر از آمدن است. آتش سوزنده را می­‌بیند كه با حرص و ولع هر پاره چوبی را كه در آن می‌ افكنند، می‌ بلعد و می­خورد، به یاد حرص انسان می­‌افتد كه نعمت تمام عالم هم نمی­تواند او را سیر كند و هرچه پیدا می­كند باز هم فزونی می­‌طلبد. تاك مو را می­بیند كه بر هر درخت تكیه می­‌كند و می‌ پیچد تا باقی بماند و رشد كند، به یاد مردم غفلت ‌زده می‌­افتد كه به هر بهانه‌ای به دنیا می­‌چسبند و از آن دل برنمی ‌دارند. جنبش گهواره را می­‌بیند كه خواب طفل را گران می­كند، حال كسی را به خاطر می‌آورد كه تشویش و تزلزل بنیادِ وجودش را محكم‌ تر می كند. گربه‌ای را می‌ بیند كه دست و پای خود را می­‌لیسد، مردم خودنمای عاقل را به یاد می‌آورد كه دایم به فكر تن و جسم خویشند و یك دم از تیمار آن دست بر
نمی ‌دارند. اشك كباب را می­بیند كه درون آتش می ریزد و شعله‌­های آن را تیزتر می­كند، یادش می‌ آید كه گریه و ناله­ها‌ی مظلوم، ظالم فرومایه را بی ‌رحم ‌تر می­سازد." این گونه تصاویر را ذهن هر آدمی كه از دانش متوسط هم برخوردار باشد، درك می­كند، اما وقتی به شاعری مانند ابوالمعانی بیدل برمی­خوریم که در سیر و سلوک و تکامل خود در دنیای اشراق و حکمت و عرفان تجربه هایی را پشت سر گذاشته که اذهان عامه و با سواد از درک آن عاجز می­ماند، در این صورت باید تامل کنیم و بکوشیم تا این تصاویر را کشف و درک کنیم نه اینکه از سر ناجوانمردی و بی­خردی در پی رد آن دست به کار شویم، جای بسا افسوس خواهد بود که افسانه­های این مشاهیر بزرگ و سوختگان راه معرفت خیال خواب راحت شوند، به طوری که تا به حال چنین عمل را به چشم سر مشاهده کرده ایم. در مبحث صور خیال، چون معیاری برای آن تعین نشده و تا هنوز مطیع کدام قاعده نبوده منتقدان تنها از روی ابتکار و ذوق هنری در اشعار شاعران پژوهش کرده از این زوایا به نقد از دید ذوق، هنر و سلیقه به بررسی می­پردازند. اینکه تا چه حد شاعری در آفرینش تصاویر دست بالا دارد و تا چه حد هنر به خرج داده است و توانسته دل­های مخاطب را به کمند بیاورد، مطرح می شود، اما فراموش نباید کرد که همین صور خیال است که میان شاعران ملاک واقع شده جایگاه شان را در دنیای شعر و کلام معین می­سازد، همچنان صور خیال، نمایانگر استعداد و خلاقیت شاعر در آفرینش مضامین بکر و پیام او. می باشد. نکتهء جالب دیگر این است که در مورد بعضی از اقیانوسان شعر و ادب، این قضاوت تا حدی زیاد مشکل است و حتی بعضی­ها که ادعای بزرگی در سرزمین ادب و فرهنگ را هم می کنند، به خطا می روند.
چون سخن از بیدل بزرگ است، با مقاله ای مختصر به بررسی می­پردازیم: ناگفته نباید گذاشت که همین مغلق بودن و پرپیچ بودن صور خیال بیدل است که محمد رضا شفیعی کدکنی را هم بیچاره ساخته است:
محمد رضا شفیعی کدکنی، شاعر، منتقد و محقق معاصر ایران است که، کتابی در مورد بیدل زیر نام " شاعر آیینه­ها " نوشته، در آن از روی کم لطفی و جوهر ناشناسی چنین اظهار نظر کرده است:
" گویندگانی مانند بیدل،كه تمام كوشش آنان صرف اعجاب و ایجاد حیرت وسرگردانی برای خواننده است، فراموش می‌شوند و این خصوصیت در مورد بیدل كاملاً روشن است، زیرا با دگرگون شدن فضای شعری ایران در قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم، بیدل در ایران فراموش می شود و حتی شاعرانی كه اعتدال بیشتری در كارشان بوده (مانند صائب وكلیم) آنها نیز فراموش می شوند و چون این تغییر جو هنری و دگرگونی موازین پسند و دریافت زیباییهای
شعری در افغانستان، تاجیكستان، هند و پاكستان
مانند ایران نبوده است، می‌بینیم كه نفوذ بیدل در میان شعرای این سرزمینها و نیز مردم عادی این جوامع همچنان باقی است و چاپهای متعدد دیوان كامل او و یا منتخباتش در تاشكند و كابل شهرهای مختلف هند منتشر شده است."
ادامه دارد