سرچشمه های شادی

شادی خواستنی ترین و شیرین ترین احساس بشرست. زن و مرد، پیر و جوان، ثروتمند و

فقیر پیوسته در جست­وجوی شادیند و کیفیت زندگی خود را براساس میزان شادیشان می سنجند.
از این رو انگیزه بسیاری از رفتارهای ما
شاد شدن است. حتی زمانی که با بیماری و تنگدستی، عدم امنیت و بی اعتمادی، نادانی و بی عدالتی می جنگیم، می خواهیم این عوامل اندوه را از زندگی خویش برانیم تا زمینه را برای ورود شادی فراهم کنیم. زیرا با گذشت زمان و به تجربه آموخته ایم که تا مهمان ناخوانده "اندوه" را از دل بیرون نکنیم، نمی توانیم پذیرای احساس دلنواز و شیرین شادی باشیم.
امروزه در نتیجه پژوهش های علوم مختلف شواهد و یافته های بسیاری در مورد شادی وجود دارد. این یافته ها نشان می دهند که احساس شادی علاوه برآنکه شیرین و دل انگیزست، وجودش سلامت و عمر انسان را افزایش می دهد و سبب برقراری پیوند محبت آمیز میان افراد، جلوگیری از آسیب های آجتماعی، و رشد و آرامش جامعه بشری می شود. حتی بقای بشر را وابسته به گرایش او به شادی و گریزش از درد دانسته­اند.
براساس دانسته های گذشته و یافته های جدید، شادی از نيازهای اساسي انسان بوده و حق مسلم همه افراد است. بسیاری از متفکران بهترین جامعه را جامعه ای می دانند که بیشترین شهروندان شاد را داشته باشد. بنا براین همه مسوولان جامعه و تک تک افراد بر خود می دانند که برای افزودن بر میزان شادی های همگانی و فردی تلاش کنند. دولت هایی که بخواهند شادی مردم را افزایش دهند کارشان را با ریشه کن کردن یا به حداقل رساندن بیماری و بی کاری، عدم امنیت و بی اعتمادی، نادانی و بی عدالتی شروع می­کنند و با برپایی جشن های عمومی ادامه می دهند. اما تک تک افراد هم می توانند با آگاهی و عمل براحساس شادی خویش بیفزایند. گام نخست برای رسیدن به شادی، شناخت سر چشمه های شادی می باشد. دکتر ریچارد لیارد در کتاب معروف و پژوهشی خود بنام "شادی" که در سال 2004 منتشر کرده بر هفت عامل بزرگ زیر تأکید می کند:
 ارتباطات خانوادگی
 وضع اقتصادی
 شغل
 اجتماع و دوستان
 وضع سلامتی
آزادی شخصی
ارزش های شخصی
او می گوید که پنج عامل اول به ترتیب اهمیت نوشته شده اند و نتیجه می گیرد که کیفیت روابط ما با دیگران بیش از همه چیز بر شادیمان اثر می گذارد. این نتیجه ای است که بسیاری از ما تجربه کرده ایم. او همچنین پژوهش های دیگری را به عنوان شاهد می آورد تا تاکید کند که ثروت تنها وقتی سبب شادی افراد می شود که آنها را از مرحله فقر در آورده و موجب آسانی امرار معاششان شود. اما پس از این مرحله افزایش ثروت در بالا بردن میزان شادی نقش چشم گیری ندارد. مطالعات اخیر (2006) دکتر دانیل گیلبرت روانشناس دانشگاه هاروارد نیز این موضوع را تأیید می کند. دکتر لیارد با آمار و ارقام نشان می دهد که اگر چه در پنجاه ساله اخیر کشورهای غربی به ویژه آمریکا و انگلیس داراتر و ملت های آنها از خوراک و لباس بیشتر، خانه و ماشین بزرگتر، و امکانات و بهداشت بهتر برخوردار شده اند، اما بر شادی آنها افزوده نشده است. جالب است که در مطالعه مستقل دیگری که در سال 2003 صورت گرفته ملت نیجریه را شاد ترین مردم در میان 65 کشور یافته اند. تحقیقات متعددی نشان می دهند که مردم شصت ساله تا شصت و پنج ساله شادتر از جوانان بیست تا سی ساله هستند و افراد ازدواج کرده شادتر از مجردها می باشند.
دانستن این نکته ضروریست که پژوهش های گوناگون روانشناسی و زیست شناسی حدود پنجاه درصد از شادی افراد را به ژن های آنها نسبت می دهند. تحقیقات "دیوید لی کن" پژوهشگر دانشگاه مینه سوتا بر روی دو قلوهایی که در محل های مختلف و دور از هم زندگی می کرده اند، یکی از این پژوهش هاست. با این حال تربیت، شرایط محیط، تصمیم، نگرش و اراده شخصی بر پنجاه در صد دیگر و حتی ژن های به ارث برده شده، اثر گذاشته و در ایجاد و افزایش احساس شادی انسان نقش مهمی
ایفا می کنند.
نصایح خردمندان جامعه ما و نوشته ها و گفته های تجربی بسیاری، حاکی براینست که همه
می توانند با توجه کردن وعمل کردن به هر یک از موارد زیر شادی خود را افزایش دهند:
- سالم ماندن واز سلامتی خود مواظبت کردن،
- امنیت داشتن در خانه، محل زندگی، محل کار، و جامعه، معنی دار کردن زندگی با داشتن آرزو و دنبال کردن هدفی ارزشمند و دست یافتنی،
- سر گرم بودن به شغلی که نه تنها با آن امرار معاش کنند بلکه از انجامش نیز لذت برند، توجه محبت آمیز به دیگران داشتن و مورد توجه و علاقه آنها قرار گرفتن، مفید واقع شدن و کمک به دیگران، بودا می­گوید: شادی وقتی می­آید که شما با کلمات وکارهایتان برای خود و دیگران مفید واقع شوید.
داشتن تفکر و نگرش مثبت، پذیرفتن خویش و به خود اعتماد داشتن
- داشتن ارتباط سازنده و وقت گذراندن با افراد خانواده، و دوستان خوب
-بر شمردن نعمت های خود و سپاسگزار بودن، استفاده کردن و لذت بردن از موجودی خویش، مقایسه نکردن خود و دارایی های خویش با دیگران،  آرام ماندن در روبه­رویی با غیر منتظره ها، عملی کردن هدف و خواسته های معقول خود، تعادل داشتن در کار، تفریح و آمیزش ها، اعتماد داشتن و احترام گذاشتن به مردم، شوخ بودن و به زندگی خندیدن. بخشیدن خود و دیگران، اعتقاد داشتن
 - آزادی داشتن، با جرأت بودن، کار گروهی کردن،
هرکس با توجه به ارزش­های شخصی خویش می تواند موارد یاد شده را به ترتیب اهمیت نوشته و عوامل شادی بخش ویژه خود را به آنها بیفزاید و به کار گیرد. برای بسیاری از افراد دنبال کردن یک کار هنری می تواند شادی پیوسته ای ایجاد کند. برخلاف بعضی از چیزها که یکباره بدست می آیند و پس از مدتی وجودشان عادی شده و از شادی بخشی آنها کاسته می گردد، کار هنری شادی پایداری را سبب می شود. زیرا مهارت در هنر بتدریج بدست می آید وهنرجو با دستیابی به هر سطح مهارتی برتر، شادی تازه ای بخود هدیه می دهد.
با گزینش واراده می توان از چیزهای ساده تر نیز شادمان گردید. شنیده ایم که دارا ترین مردم کسانی هستند که چشمه های شادی ارزان دارند. بسیارند افرادی که از گفتگو با عزیزان، بازی و خنده کودکان، و پیاده روی با دوستان لذت می برند. فراوانند آنها که از تماشای پدیده های طبیعی چون درخشش خورشید، گل و سبزه، برف و باران، کوه و دشت، آب و آبشار و ماه و مهتاب به وجد آمده و آنها را سر چشمه های شادی خود قرار می دهند.
- زیبا و طبیعی است که ما هم در هر مکان و زمان سببی برای شادی پیدا کنیم. زیبنده و سازنده است که همیشه به یاد آوریم که مردم دیگر نیز چون ما خواهان شادیند، امیدبخش و برانگیزنده است که می دانیم و می­توانیم با یک نگاه، سخن، یا کردار محبت آمیز بر شادی آنها بیافزاییم. تفسیر و تعبیر نوشته ها گوناگون و تجربیات پژوهندگان شادی نشان می دهند که سریع ترین و عملی ترین راه ایجاد شادی و موفقیت یافتن جواب به این پرسش ساده و عمل بدان، می باشد. چه خدمتی بکنم و یا چه چیزی بسازم تا زندگی مردمان را آسان ترکنم؟
هنگامی که گره ا ی از کار مردمان باز می کنیم و با آنها مهربانیم، به زندگی آنها نور و صفا می دهیم و آگاهیم که بخشندگان نور، خود در تاریکی نمی مانند.

راههای پیشگیری از اضطراب در سالمندان
اضطراب عبارت است از یک احساس مغشوش، ناخوشایند و مبهم ترس (هراس) و دلواپسی که به فرد دست می دهد و شامل بی اطمینانی و درماندگی است. احساس ناراحتی و غم در بعضی شرایط، امری طبیعی است، حتی اگر هفته ها و ماه ها، ادامه داشته باشد اما با این وجود از دست دادن امید و انگیزه، روندی طبیعی نیست و مسلم موجب افسردگی خواهد شد.
اضطراب در دوره سالمندی به علت اینکه این دوره از زندگی مملو از انواع احساس کمبودها و ناتوانی ها است بیشتر شایع است. به عبارتی سالمندان در نتیجه کاهش اعتماد به نفس یا از دست دادن آن، کاهش فعالیت و تحرک، از دست دادن دوستان و نزدیکان، کاهش استقلال مادی و جسمانی، بیماری های مزمن، در معرض اضطراب بیشتری قرار دارند.
علل اضطراب
- افسردگی در سالمندان به علت از دست دادن توانایی ها، شغل و بی توجهی اطرافیان ایجاد می شود.
- احساس بیهودگی
- بیماری های جسمی: سالمند تحت اضطراب فیزیولوژیک قرار می گیرد یا حس می کند مهار موقعیت زندگی یا حمایت اطرافیان را از دست داده است.
- کنار آمدن با اضطراب، وقتی انسان تنهاست، مشکل تر است و اگر روابط خانوادگی مختل است، خانواده منبع اضطراب می باشد.
- انزوا و تنهایی: به دلیل کاهش روابط اجتماعی و مشکلات جسمی
- از دست دادن انگیزه و هدف: احساس بی هویتی و بی هدفی به دلیل بازنشستگی یا محدودیت های فیزیکی در انجام فعالیت ها
- مشکلات جسمی: بیماری و ناتوانی، دردهای نوین و شدید و سابقه جراحی
- عوارض دارویی: بسیاری از نسخه های دارویی، محرک یا تشدید کننده افسردگی اند
- ترس و اضطراب، وحشت از مرگ
- نگرانی به خاطر مشکلات مالی
- افسردگی بدون اندوه و دلتنگی
- از کمبود انرژی یا مشکلات جسمانی شکایت دارند. (دردهای آرتروز و سردرد که مدام تشدید می شود). و دردهای بی دلیل ناگهانی
- ضعف حافظه
- نا امیدی و درماندگی
- رنجش و تحریک پذیری
- استفاده نکردن از داروها و بی توجهی به بهداشت شخصی
- گاهی حوصله انجام هیچ فعالیت یا دیدن کسی را ندارند و انزوا و گوشه گیری تنها باعث تشدید مشکلشان خواهد شد.
راههای پیشگیری
- سالمندانی که همسر خود را از دست می دهند می توانند با داشتن فرزندشان در کنار خود، آرامش روحی پیدا کنند.
- سالمند باید بداند که مورد توجه خانواده و اطرافیان است و باید احساس کند که از تجربه اش استفاده می شود. همچنین خانواده ها نیز می توانند وظایفی را به سالمندان محول کنند تا آنها احساس بیهودگی نداشته باشند. باید توجه داشت که سالمندان سرعتشان کم و دقتشان زیاد است. می توان کارهایی که نیاز به سرعت بالا ندارد را به آنها واگذار کرد.
- خندیدن
خنده از سالم ترین راههای جلوگیری از فشار روانی است. به هنگام خنده، هورمونی ضد درد (که باعث احساس خوشی و سلامتی در شخص می شود) در مغز آزاد می شود و میزان هورمون های اضطراب در خون پایین می آید.
- اندیشیدن به زمان حال و کنار گذاشتن رویاها و آرزوها برای موقعیت های مناسب تر، آرامش ذهنی را افزایش می دهد. همچنین مشغول کردن ذهن به کاری که در حال انجام است و فکر نکردن به زمینه های اضطراب زای آن بسیار موثر است.
- رژیم غذایی سالم: استفاده از غذاهای متنوع و حاوی انواع مواد لازم به میزان متعادل در حفظ سلامت بدن نقش اساسی دارد.
راههای مقابله با اضطراب در مفاهیم اسلامی:
- ایمان به خدا، توکل به خدا، اعتقاد به مقدرات الهی، بینش نسبت به نوع سختی ها
- سفر، تفریحات سالم، روابط خانوادگی مطلوب و حمایت اجتماعی
- یاد خدا، دعا، توسل به ائمه معصومین
- ایمان نه تنها ناراحتی و تشویش را از قلب آدمی می زداید بلکه می تواند از هجوم هیجان و اضطراب به دل جلوگیری کند.