معلم مهربان من
محمد عسلی

وقتی احساس خام روی آیینه ذهن پاک نخستین روز درس را با نام هستی­بخش خدا حک می­کند و نقطه شروع دانایی در چهاردیواری ساده­ای ذوق پرواز را رقم می­زند، هیچکس نمی­داند که این کودک کوچک شکننده فرشته­ای نجاتبخش برای جامعه­ای که در آن حیات یافته، هست یا شیطانی که روح ناآرام را وسیله تخریب و کشتار این و آن قرار می­دهد.
اما یک نفر هست که با آزمون و خطای خود می­تواند مسیر بهشت و جهنم را برای تک­تک نوآموزان ترسیم کند و با کشف استعدادها، خلاقیت­ها و نیز نیازمندی­ها شاخص توانمندی­ها را در کاربرد بهترین روش­های تدریس به کار گیرد.
آری همان معلم مهربانی که این هفته به نام او ثبت شده و شهادت بزرگمردی چون شهید مطهری بهانه­ای برای این بزرگداشت است.
با این وصف آموزگاران و معلمان زحمتکش این سرزمین که بیشتر مسئولیت انسان­سازی و تعلیم و تربیت را به عهده دارند هم­اکنون در شرایطی قرار گرفته­اند که شرط و انگیزه زمینه­ساز عشق و علاقه آنان برای قبول صبوری­هایی مستمر در چهاردیواری مدرسه است.
این عشق زمانی می­تواند پایدار و مقاوم حرارت سوزنده خود را گرمابخش دل­های امیدوار کند که سپاس و تشخیص زحمات آنان پروانه­ای باشد گرد شمع وجودشان تا این احساس قوت گیرد که نور و حرارت جانشان که مدام در مسیر عمر رو به کاهش می­رود ارزشمند و تأثیرگذار است.
هر چند روند آموزش نیازمند سیستمی منظم و خدشه­ناپذیر است، اما مدرسه، معلم و شاگرد را نباید به عادت و سیستمی همانند عملکرد یک ماشین به حساب آورد.
زیرا رفتار آدمی نشأت گرفته از عواطف، احساسات، خشم، مهر و آزادگی است که می­طلبد خانه و مدرسه در بعضی رفتارهای خود تجدید نظر کنند و با درک شرایط روی دانش­آموزان چه بسا تقاضاهای خود را تغییر دهند.
احترام و حفظ شأن دانش­آموزان و اولیاء آنان به همان نسبت مفید و ضروری است که حفظ شأن و احترام معلمان و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.
به عنوان مثال کدامیک از ما شیطنت­های سر کلاس درس را که بعضاً موجب رنجش معلم­هایمان شده فراموش کرده یا به یاد داریم.
آیا هم­اینک که سن و سالمان از مرز 60 هم گذشته از آن بی­توجهی­ها نسبت به مقام معلمان ناراحت نیستیم؟
اگر بپذیریم که احترام به معلم به یک اصل تربیتی درون سازمانی برمی­گردد باید خانه را هم در درون این سازمان قرار دهیم. یعنی اولیاء و سرپرستان دانش­آموزان نقطه شروع پذیرش تجربیات توأم با احترام به معلم را از پدر، مادر، برادران، خواهران و سایر بستگان تقلید می­کنند.
پس بجاست که دانش­آموز قدرناشناس و بی­ادب را منسوب به تربیت غلطی بدانیم که سرچشمه آن خانه است و بدآموزی­های ناشی از عملکرد و رفتار نابهنجار مربیان و همکلاسان، دوستان و همسایگان.
به راستی اگر می­دانستیم که این سرمایه­های گرانقدر بالقوه را که دانش­آموز می­خوانیم با ارقامی نجومی تومان و ریال قابل قیاس نیستند و اینها خود مولد دانش و سرمایه­اند هیچگاه به هیکل نحیف آنان و چهره کودکانه­شان نگاهی تحقیرآمیز نمی­داشتیم. بلکه آنان مولد و منبع غنی استعدادها و خلاقیت­ها می­دیدیم تا به نظرمان کوچک نیایند.
ارزش و اعتبار هر چیز به موضوعیت آن است، موضوعیت کار معلمی انسان­سازی بعد از خدا، انسان اشرف است. این اشرفیت با دست اساتید و معلمان به بار می­نشیند.
بهترین هدیه به یک معلم تفهیم مسئولیت خطیری است که عهده­دار آن است. این مسئولیت بر معلمان و اساتید میهنمان مبارکباد به گونه­ای که خداوند اجر زحمات آنان را تلافی کند وگرنه هیچ مقامی قادر به جبران تلاش­های یک معلم نیست.
والسلام