یادداشت 13 اردیبهشت 91
معلم مهربان من
محمد عسلی
وقتی احساس خام روی آیینه ذهن پاک نخستین روز درس را با نام هستیبخش خدا حک میکند و نقطه شروع دانایی در چهاردیواری سادهای ذوق پرواز را رقم میزند، هیچکس نمیداند که این کودک کوچک شکننده فرشتهای نجاتبخش برای جامعهای که در آن حیات یافته، هست یا شیطانی که روح ناآرام را وسیله تخریب و کشتار این و آن قرار میدهد.
اما یک نفر هست که با آزمون و خطای خود میتواند مسیر بهشت و جهنم را برای تکتک نوآموزان ترسیم کند و با کشف استعدادها، خلاقیتها و نیز نیازمندیها شاخص توانمندیها را در کاربرد بهترین روشهای تدریس به کار گیرد.
آری همان معلم مهربانی که این هفته به نام او ثبت شده و شهادت بزرگمردی چون شهید مطهری بهانهای برای این بزرگداشت است.
با این وصف آموزگاران و معلمان زحمتکش این سرزمین که بیشتر مسئولیت انسانسازی و تعلیم و تربیت را به عهده دارند هماکنون در شرایطی قرار گرفتهاند که شرط و انگیزه زمینهساز عشق و علاقه آنان برای قبول صبوریهایی مستمر در چهاردیواری مدرسه است.
این عشق زمانی میتواند پایدار و مقاوم حرارت سوزنده خود را گرمابخش دلهای امیدوار کند که سپاس و تشخیص زحمات آنان پروانهای باشد گرد شمع وجودشان تا این احساس قوت گیرد که نور و حرارت جانشان که مدام در مسیر عمر رو به کاهش میرود ارزشمند و تأثیرگذار است.
هر چند روند آموزش نیازمند سیستمی منظم و خدشهناپذیر است، اما مدرسه، معلم و شاگرد را نباید به عادت و سیستمی همانند عملکرد یک ماشین به حساب آورد.
زیرا رفتار آدمی نشأت گرفته از عواطف، احساسات، خشم، مهر و آزادگی است که میطلبد خانه و مدرسه در بعضی رفتارهای خود تجدید نظر کنند و با درک شرایط روی دانشآموزان چه بسا تقاضاهای خود را تغییر دهند.
احترام و حفظ شأن دانشآموزان و اولیاء آنان به همان نسبت مفید و ضروری است که حفظ شأن و احترام معلمان و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.
به عنوان مثال کدامیک از ما شیطنتهای سر کلاس درس را که بعضاً موجب رنجش معلمهایمان شده فراموش کرده یا به یاد داریم.
آیا هماینک که سن و سالمان از مرز 60 هم گذشته از آن بیتوجهیها نسبت به مقام معلمان ناراحت نیستیم؟
اگر بپذیریم که احترام به معلم به یک اصل تربیتی درون سازمانی برمیگردد باید خانه را هم در درون این سازمان قرار دهیم. یعنی اولیاء و سرپرستان دانشآموزان نقطه شروع پذیرش تجربیات توأم با احترام به معلم را از پدر، مادر، برادران، خواهران و سایر بستگان تقلید میکنند.
پس بجاست که دانشآموز قدرناشناس و بیادب را منسوب به تربیت غلطی بدانیم که سرچشمه آن خانه است و بدآموزیهای ناشی از عملکرد و رفتار نابهنجار مربیان و همکلاسان، دوستان و همسایگان.
به راستی اگر میدانستیم که این سرمایههای گرانقدر بالقوه را که دانشآموز میخوانیم با ارقامی نجومی تومان و ریال قابل قیاس نیستند و اینها خود مولد دانش و سرمایهاند هیچگاه به هیکل نحیف آنان و چهره کودکانهشان نگاهی تحقیرآمیز نمیداشتیم. بلکه آنان مولد و منبع غنی استعدادها و خلاقیتها میدیدیم تا به نظرمان کوچک نیایند.
ارزش و اعتبار هر چیز به موضوعیت آن است، موضوعیت کار معلمی انسانسازی بعد از خدا، انسان اشرف است. این اشرفیت با دست اساتید و معلمان به بار مینشیند.
بهترین هدیه به یک معلم تفهیم مسئولیت خطیری است که عهدهدار آن است. این مسئولیت بر معلمان و اساتید میهنمان مبارکباد به گونهای که خداوند اجر زحمات آنان را تلافی کند وگرنه هیچ مقامی قادر به جبران تلاشهای یک معلم نیست.
والسلام
+ نوشته شده در 2012/5/2 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی