صفحه 10--14 اردیبهشت 91
فضای شعر عروضی و شعر نو
در حدود یکصد و پنج سال گذشته، سرانجام شاعران موفق شدند، مقارن عصر مشروطیت در سال 1285 ،پس از قالب های شعرهای عروضی پرواز خیال و اندیشه خود را در فضای خاصی خارج از سنت معمول به حرکت در آورند، و آن فضای « شعر نو» است، الحق در طول این یکصد و پنج سال گذشته نیز، با استقبال جامعه بخصوص قشر جوان جامعه، مواجه شده، شعر نو، قابلیت های خاص خود را داشته، و با وجود تفاوت های عمیقی، که بین شعر عروضی و نو وجود دارد، با مخاطب خود، ارتباط احساسی و عقلی خوبی در برخی اشعار مشاهده می شود، که حتی طرفداران، شعر سنتی، را مجذوب برخی اشعار کرده است.
اگر بخواهیم، فضای پرواز شعر عروضی یا سنتی را، با فضای شعر نو مقایسه کنیم، بایست گفت: که فضای شعر عروضی به جهت اینکه چندین قرن است، مورد استفاده پرواز شاعران قرار گرفته، نیاز بود برای سایر علاقه مندان، فضای جدید معرفی شود، تا قادر باشند، روزانه در پرواز بام اندیشه، سفرهای کوتاه نشاط انگیز و مفرح داشته باشند و سریع تر، روشن تر، پیام شعر را انتقال دهند، در شیوه شعر عروضی، مهارت، تخصص، تمرین، تکرار و آشنایی به محیط عروضی، حرف اول را می زند، دست شاعر چندان برای سرایش شعر باز نیست، ضمنا در قالب های عروضی گاه شاعر به جهت رعایت وزن، قافیه و ردیف، نمی تواند پروازی که خودش می خواهد ادامه دهد، و بایست بر اساس استانداردهای تعریف شده سنتی، و قابل قبول در عرف شعری، پرواز خیال اوج و فرود شاعرانه داشته باشد، شاعران در شعر سنتی درگیر مقررات شعری هستند، اساسا در جست وجوی لغت و کلمه گاه مجبور می شوند، تغییراتی دهند، که مطابق میل و خواسته آنان نبوده، در حالی که در فضای شعر نو، شاعران با مهارت ها و قابلیت های کمتری، می توانند، پروازهای کوتاه را بخوبی برخی شاعران نوپرداز که علایق و سلایق آنان با سرایش شعر سنتی متفاوت است، طی کنند، در شیوه شعر عروضی برای یک حرکت و پرواز باید مقدمه های آن فراهم آید، و فضای بیشتری می طلبد، تا سفر شاعرانه آغازشود، و اوج گرفتن شعر توسط شاعر، زمان بیشتری می برد، و معمولاً شاعران در ابیات بعدی، بهتر به سقف پرواز بر آسمان خیال و اندیشه دلخواه می رسند، در حالی که، در شیوه شعر نو، شاعر خیلی زود می تواند در همان ابیات ابتدایی و اولیه به مقصود، منظور و مقصد خود برسد، و راضی تر هست، چون قواعد و قوانین شعر سنتی، آنجا حکمفرما نیست، در شعر عروضی شیوه اسکلت و انسجام به جهت قالب های خاص شاعر، گاه با دشواری بتواند خلاقیت، ابتکار و ابداع جدیدی داشته باشد، در حالی که در شعر نو، مضامین و مفاهیم ساده تر انجام می گیرد، شایان ذکر است شیوه فاخر ادبیات پارسی با همان شعر عروضی که اساتید به نامی در طول قرون گذشته همانند: رودکی، فردوسی، ناصر خسرو، نظامی، خاقانی، سنایی، شیخ عطار، مولانا، سعدی، حافظ، صائب، وحشی، محتشم کاشانی، قاآنی، ملک الشعرا بهار، استاد شهریار، پروین اعتصامی، رهی معیری و ... داشته شکل گرفته که شعر شاعران عروضی الحق تا قیامت درخشان است و ورق زرین در آسمان پرواز اندیشه شعر عروضی و یا شعر سنتی است که این شاهکار با ظهور شاعران بعدی سیر تکاملی خواهد گرفت.
یکی از شاخص های شعر فاخر و ارزشمند پارسی این است که صنایع ادبی و عروضی و قافیه که در طول زمان شکل گرفته، بر زیبایی ظاهری و باطنی شعر عروضی، در سبک های خراسانی، عراقی، هندی، بازگشت و معاصر افزوده، در بحث استعاره،کنایه، مجاز یکی از مهارت های خاص و مشترک به شیوه عروضی و نو است که شاهکار شعر پارسی است، در شعر سنتی برای سرایش غزل باید معمولا هشت بیت شعر با رعایت قواعد آن رعایت شود و سرایش شعر در قالب غزل بسیار مشکل تر از سایر شیوه های آن است، و اغلب شاعران، دچار چالش می شوند، یا در قالب مثنوی نیز مصرع اول باید با مصرع دوم از نظر وزن و قافیه همخوانی داشته باشد، تا جایی که حتی در قرن ششم جناب مولانا گاه از این جایگاه پرواز اندیشه خود گله مندی را ابراز کرده بود، و به نظر می رسد، مولانا در آن قرن تغییرات خواسته و ناخواسته ایجاد کرده، چون در شعر جناب مولانا، بیشتر توجه شاعر به معنا، مفهوم و پیام شعر بوده، و به ظاهر و آراستگی شعر، کمتر توجه داشته، خود جناب مولانا در یک بیت عملا به موضوع زیر اشاره کرده که:
رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل / مفتعلن مفتعلن کشت مرا کشت مرا
این تفکر، ایجاد فضای جدید در گذرگاه تاریخ ادبیات در ذهن شاعران باقی ماند، تا سرانجام به جهت آشنایی ایرانیان در عصر مشروطیت در سال 1285 که با ادبیات سایر کشور های اروپایی، و ترجمه اشعار شاعران و آثار نویسندگان بزرگ همانند : ویکتور هوگو، لامارتین، ژان ژاک روسو، آلفونس دوده و شاتو بریان آثار منظوم و منثور ترجمه صورت گرفت، نشر افکار سبب شد شاعران خودمان سعی کردند، فضای جدیدی در کنار فضای اصلی شعر عروضی ایجاد کنند، که بتواند قابلیت پرواز اندیشه را داشته باشد، و نیاز به مهارت های بسیار طولانی و پیچیده شاعران نباشد، و اینکه شاعر تا حدی بدون مقدمه با سرعت بیشتر و خارج سنت گذشته شیوه، عروضی مطالب، مفاهیم و مضامین خود را با بیان کوتاه تر، بدون قواعد و قوانین عروضی مطرح کند، که با شعر نیمایی، حرکت های نخستین آغاز شد، و برای اولین بار، وزن، قافیه، انسجام جملات و استخوان بندی و اسکلت آن به تمامی تغییر یافت، پس تا حدی، ترجمه اشعار فرنگی جرقه آن را زده و شیوه لاهوتی و نیمایی نماد شعر نو بود، و شعر «افسانه نیما» افسانه ای برای طرفداران آن شد، و شعر نو که نیما پایه گذارش بود متولد شد و نوع دیگر شعر نو، شعر سپید که شاملو آن را رقم زد و، شعر حجم، شعر آزاد... البته طبیعی بود که این سرایش شعر عامه پسند نبود، و نقد های جدی به آن وارد بود.
آرام آرام این فضا با استادان بزرگی که به شیوه شعر عروضی آشنایی کامل و سیطره کامل داشتند، سعی کردند شیوه شعر نو را ترمیم کنند، دستگاههای موسیقی نیز با شعر نو ارتباط خوبی برقرار کرد چون شیوه شعر نو، گرچه وزن و قافیه را شکست و عملا سنت شکنی در شیوه شعر عروضی کرد، اما موسیقی و آهنگ شعر تا حدی حفظ شد، تا پرواز اندیشه مطلوب تر، ماندگارتر و شیواتر، انجام گیرد.
شعر نو در برخی فضاها فراگیر و از مرزبندی قبلی به راحتی عبور کرد، شاید اگر در یک کلام بخواهیم، تفاوت عمده شعر عروضی یا سنتی را با شعر نو بگویم گرچه تفاوت های متعددی دارد، اما در یک نگاه این است که مصرع های شعر نو بصورت منظم و از یک قاعده و قانون پیروی نمی کنند، برخی مصرع ها کوتاه تر و برخی نیز بلندتر و طولانی تر است، از مهمترین شاعران شعر نو: مهدی اخوان ثالث، نادر نادرپور، سهراب سپهری، قیصر امین پور، مهدی سهیلی، فریدون مشیری، دکتر شفیع کدکنی، فروغ، مهرداد اوستا، هوشنگ ابتهاج، اردلان سرافراز، سیاوش کسرایی، حسین منزوی، طاهره صفارزاده، منوچهرآتشی، موسوی گرمارودی و...
قطعا شیوه شعر نو در برخی اشعار و ابیات زیبا و شاعرانه است، چون قدرت تصویرسازی صورخیال بر بام اندیشه از قابلیت های بسیار خوبی برخورد است، مشروط به اینکه پویندگان شعر نو از همین قاعده و قانون شعر نو پیروی کنند و اگر از آن فراتر رود شعرشان شاید از ماندگاری کمتری برخوردار شود.
اکنون پس از قرن ها آرام آرام قابلیت های زبان و ادبیات پارسی بر همگان بیشتر از گذشته روشن می شود، و اینکه این پهنای آسمان و فضای شعر شاعران پارسی گو بقدری گسترده است، که قطعا در قرون آینده نیز فضای جدیدتری توسط مهندسین پرواز شعر شاعران پارسی ساخته و پرداخته خواهد شد، و این هنر و شاهکار زبان پارسی است که متحول می شود و در بخش نثر پارسی نیز زبان سیر تکاملی خود را ادامه می دهد، زبان ابیات پارسی با توجه به قابلیت های فراوانی که دارد، هرگز منسوخ، متروک و مهجور نخواهد شد، چون معمولا در شیوه زبان گاه دشواری در زبان نوشتاری و گفتاری سختی و نامانوسی، عدم رشد، زاد و ولد در یک زبان و عدم جذب مخاطبان سبب می شود که مردم جامعه از آن زبان آرام آرام روگردان شوند و زبان دیگری جایگزین شود که خوشبختانه شعر شاعران پارسی گو خودش هنر معماری کلمات است که طراوت، حلاوت و شیوایی آن عالم گیر شده، زبان پارسی، زبان خرد، هنر، اندیشه، تفکر، خلاقیت، ادب و اخلاق است، شعر عروضی و شعر نو نیز درخدمت زبان و ادبیات پارسی بسیار موفق بوده و خواهد بود .
چند نمونه شعر نو
قطار می رود،
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام (قیصرامین پور)
***
به تماشا سوگند
و به آغاز كلام
و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است.
حرف هایم، مثل یك تكه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم (سهراب سپهری)
***
هنوز پنجره باز است
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند (فریدون مشیری)
***
چشمان ِ تو گل ِ آفتابگردانند
به هر کجا که نگاه کنی ،
خدا آنجاست ... (حسین پناهی)
***
به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم
سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفهها، به باران
برسان سلام ما را (شفیعی کدکنی)
***
خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو در شگفت هم نمی توانم بود
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست:
مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل می تواند ساخت
و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت (علی موسوی گرمارودی)
منبع: تبیان
یکی از شاخص های شعر فاخر و ارزشمند پارسی این است که صنایع ادبی و عروضی و قافیه که در طول زمان شکل گرفته، بر زیبایی ظاهری و باطنی شعر عروضی، در سبک های خراسانی، عراقی، هندی، بازگشت و معاصر افزوده، در بحث استعاره،کنایه، مجاز یکی از مهارت های خاص و مشترک به شیوه عروضی و نو است که شاهکار شعر پارسی است، در شعر سنتی برای سرایش غزل باید معمولا هشت بیت شعر با رعایت قواعد آن رعایت شود و سرایش شعر در قالب غزل بسیار مشکل تر از سایر شیوه های آن است، و اغلب شاعران، دچار چالش می شوند، یا در قالب مثنوی نیز مصرع اول باید با مصرع دوم از نظر وزن و قافیه همخوانی داشته باشد، تا جایی که حتی در قرن ششم جناب مولانا گاه از این جایگاه پرواز اندیشه خود گله مندی را ابراز کرده بود، و به نظر می رسد، مولانا در آن قرن تغییرات خواسته و ناخواسته ایجاد کرده، چون در شعر جناب مولانا، بیشتر توجه شاعر به معنا، مفهوم و پیام شعر بوده، و به ظاهر و آراستگی شعر، کمتر توجه داشته، خود جناب مولانا در یک بیت عملا به موضوع زیر اشاره کرده که:
رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل / مفتعلن مفتعلن کشت مرا کشت مرا
این تفکر، ایجاد فضای جدید در گذرگاه تاریخ ادبیات در ذهن شاعران باقی ماند، تا سرانجام به جهت آشنایی ایرانیان در عصر مشروطیت در سال 1285 که با ادبیات سایر کشور های اروپایی، و ترجمه اشعار شاعران و آثار نویسندگان بزرگ همانند : ویکتور هوگو، لامارتین، ژان ژاک روسو، آلفونس دوده و شاتو بریان آثار منظوم و منثور ترجمه صورت گرفت، نشر افکار سبب شد شاعران خودمان سعی کردند، فضای جدیدی در کنار فضای اصلی شعر عروضی ایجاد کنند، که بتواند قابلیت پرواز اندیشه را داشته باشد، و نیاز به مهارت های بسیار طولانی و پیچیده شاعران نباشد، و اینکه شاعر تا حدی بدون مقدمه با سرعت بیشتر و خارج سنت گذشته شیوه، عروضی مطالب، مفاهیم و مضامین خود را با بیان کوتاه تر، بدون قواعد و قوانین عروضی مطرح کند، که با شعر نیمایی، حرکت های نخستین آغاز شد، و برای اولین بار، وزن، قافیه، انسجام جملات و استخوان بندی و اسکلت آن به تمامی تغییر یافت، پس تا حدی، ترجمه اشعار فرنگی جرقه آن را زده و شیوه لاهوتی و نیمایی نماد شعر نو بود، و شعر «افسانه نیما» افسانه ای برای طرفداران آن شد، و شعر نو که نیما پایه گذارش بود متولد شد و نوع دیگر شعر نو، شعر سپید که شاملو آن را رقم زد و، شعر حجم، شعر آزاد... البته طبیعی بود که این سرایش شعر عامه پسند نبود، و نقد های جدی به آن وارد بود.
آرام آرام این فضا با استادان بزرگی که به شیوه شعر عروضی آشنایی کامل و سیطره کامل داشتند، سعی کردند شیوه شعر نو را ترمیم کنند، دستگاههای موسیقی نیز با شعر نو ارتباط خوبی برقرار کرد چون شیوه شعر نو، گرچه وزن و قافیه را شکست و عملا سنت شکنی در شیوه شعر عروضی کرد، اما موسیقی و آهنگ شعر تا حدی حفظ شد، تا پرواز اندیشه مطلوب تر، ماندگارتر و شیواتر، انجام گیرد.
شعر نو در برخی فضاها فراگیر و از مرزبندی قبلی به راحتی عبور کرد، شاید اگر در یک کلام بخواهیم، تفاوت عمده شعر عروضی یا سنتی را با شعر نو بگویم گرچه تفاوت های متعددی دارد، اما در یک نگاه این است که مصرع های شعر نو بصورت منظم و از یک قاعده و قانون پیروی نمی کنند، برخی مصرع ها کوتاه تر و برخی نیز بلندتر و طولانی تر است، از مهمترین شاعران شعر نو: مهدی اخوان ثالث، نادر نادرپور، سهراب سپهری، قیصر امین پور، مهدی سهیلی، فریدون مشیری، دکتر شفیع کدکنی، فروغ، مهرداد اوستا، هوشنگ ابتهاج، اردلان سرافراز، سیاوش کسرایی، حسین منزوی، طاهره صفارزاده، منوچهرآتشی، موسوی گرمارودی و...
قطعا شیوه شعر نو در برخی اشعار و ابیات زیبا و شاعرانه است، چون قدرت تصویرسازی صورخیال بر بام اندیشه از قابلیت های بسیار خوبی برخورد است، مشروط به اینکه پویندگان شعر نو از همین قاعده و قانون شعر نو پیروی کنند و اگر از آن فراتر رود شعرشان شاید از ماندگاری کمتری برخوردار شود.
اکنون پس از قرن ها آرام آرام قابلیت های زبان و ادبیات پارسی بر همگان بیشتر از گذشته روشن می شود، و اینکه این پهنای آسمان و فضای شعر شاعران پارسی گو بقدری گسترده است، که قطعا در قرون آینده نیز فضای جدیدتری توسط مهندسین پرواز شعر شاعران پارسی ساخته و پرداخته خواهد شد، و این هنر و شاهکار زبان پارسی است که متحول می شود و در بخش نثر پارسی نیز زبان سیر تکاملی خود را ادامه می دهد، زبان ابیات پارسی با توجه به قابلیت های فراوانی که دارد، هرگز منسوخ، متروک و مهجور نخواهد شد، چون معمولا در شیوه زبان گاه دشواری در زبان نوشتاری و گفتاری سختی و نامانوسی، عدم رشد، زاد و ولد در یک زبان و عدم جذب مخاطبان سبب می شود که مردم جامعه از آن زبان آرام آرام روگردان شوند و زبان دیگری جایگزین شود که خوشبختانه شعر شاعران پارسی گو خودش هنر معماری کلمات است که طراوت، حلاوت و شیوایی آن عالم گیر شده، زبان پارسی، زبان خرد، هنر، اندیشه، تفکر، خلاقیت، ادب و اخلاق است، شعر عروضی و شعر نو نیز درخدمت زبان و ادبیات پارسی بسیار موفق بوده و خواهد بود .
چند نمونه شعر نو
قطار می رود،
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام (قیصرامین پور)
***
به تماشا سوگند
و به آغاز كلام
و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است.
حرف هایم، مثل یك تكه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم (سهراب سپهری)
***
هنوز پنجره باز است
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند (فریدون مشیری)
***
چشمان ِ تو گل ِ آفتابگردانند
به هر کجا که نگاه کنی ،
خدا آنجاست ... (حسین پناهی)
***
به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم
سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفهها، به باران
برسان سلام ما را (شفیعی کدکنی)
***
خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو در شگفت هم نمی توانم بود
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست:
مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل می تواند ساخت
و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت (علی موسوی گرمارودی)
منبع: تبیان
+ نوشته شده در 2012/5/3 ساعت 5:7 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی