ویژگی های پوستر موفق

یک پوستر موفق باید دارای ویژگی های زیر باشد: 1.سادگی 2.گویایی 3.جذابیت رنگی 4.كادر مناسب 5.تركیب بندی مناسب فرم و رنگ 6.وحدت 7.خلاقیت ویژه 8.خوانایی در پوسترهای نوشتاری 9.اجرای مناسب 10.حروف گذاری مناسب تیترهای اصلی و فرعی (Layout)

1. سادگی در پوستر: سادگی مقوله است كه در اغلب محصولات گرافیك جهت سرعت بخشیدن به درك مفهوم استفاده می كنیم.در پوستر نیز سادگی را با استفاده اعمال خساست در استفاده از فرم و رنگ ایجاد می كند. پرهیز از سادگی سبب بروز گنگی و پیچیدگی در پوستر می شود.
2. گویایی در پوستر: گویایی یعنی با نگاه اولیه به پوستر،كلیت موضوع را دریافت كنیم.در توضیح ساده تر می توانیم، بگوییم فضای پوستر نباید بی ربط از موضوع آن باشد.
3. جذابیت رنگی در پوستر: پوستر باید جذاب باشد تا بتواند قابلیت جلب توجه كنندگی را دربرگیرد. شاید مهم ترین فاكتور جذابیت در پوستر رنگ باشد. طراح پوستر در حیطه موضوع مورد نظر به خوبی باید رنگهای جذاب را شناسایی و در پوستر به كار ببرد.
4. كادر مناسب در پوستر: انتخاب كادر مناسب می باید پیش از طراحی پوستر صورت پذیرد.كادر عمودی كادری است خبری و هر چه كادر باریكتر باشد خبر تند و تیز تر به مخاطب منتقل می شود یا به تعبیری دیگر رسمی ترین و با صلابت ترین كادر در پوستر، كادر عمودی است.كادر افقی كادری است آرام و ساكن كه عجله ای برای انتقال پیام ندارد.مضامین داستان گونه،مذهب و طبیعت را می توان در غالب این كادر در نظر گرفت.كادر خشتی یا مربع كادری است دوستانه و دموكراتیك.این كادر برای موضوع هایی مانند صلح، آشتی و كودكان مناسب است.
5. تركیب بندی: مناسب فرم و رنگ در پوستر:قرارگیری مناسب عناصر ما در كادر پوستر نیازمند آشنایی طراح با شناخت كادر و كمپوزسیون مناسب است.
كمپوزسیون یعنی تركیب بندی به جا و مناسب فرم در كادر به نحوی كه یك طرح واحد را تداعی كرده و چشم نواز باشد.گروهی از رنگها در كنار یكدیگر جلوه ای زیبا و مناسب دارند.طراح با علم رنگ شناسی خود می باید به درستی رنگهای مورد نیاز طرح را انتخاب كند.
6. وحدت در پوستر: نبود پراكندگی فرم و عناصر پوستر به نحوی كه طرح واحدی را تداعی كنند.
7.خلاقیت ویژه در پوستر:بدین معناست كه طرح ما حاكی از ایده ای مبتكرانه و خاص بوده و مخاطب را پس از دریافت آن ایده به وجد آورد.این ایده مبتكرانه عامل جذابیت را در پوستر تقویت كرده و باعث ماندگاری آن می شود.
8. خوانایی در پوسترهای نوشتاری: اگر پوستر ما به لحاظ ساختار و شكل كلی طرح نوشتاری است.در حیطه فاكتور خوانایی این اهمیت ندارد كه نوشتار از چه نوع فرم و یا جلوه های خاصی در طراحی بهره برده است، بلكه این مهم است كه نوشتار حاوی غلط املایی در رسم الخط نوشته شده نبوده و مخاطب پس از طی ایهام توانایی خواندن آن را پیدا كند.
9. اجرای مناسب در پوستر: اجرای مناسب در طراحی پوستر بدین معناست كه طرح نهایی عاری از ضعف و اختلال در اجرا بوده و ایده پوستر به نحو شایسته اجرا شده باشد.بعد از فاكتور خلاقیت ویژه مهم ترین فاكتور اجرای مناسب است.توضیح اینكه طراح گرافیك در واقع طراح ایده است و چه خوب است كه اجرای اثر نیز بر عهده خود او باشد،در عین حال ممكن است اجرا در پوستر به اشخاص دیگری محول كند. در فاكتور خلاقیت ویژه به اهمیت ایده ناب به عنوان مهم ترین فاكتور پوستر اشاره شده اما باید این جمله را به خاطر سپرد:یك پوستر كه ایده ندارد اما دارای اجرای مناسب و حرفه ای است به مراتب بهتر است از پوستری كه ایده ای مناسب دارد، اما اجرای آن ضعیف است. بنابراین طراح گرافیك می باید با انواع تكنیك ها و نرم افزارهای مختلف اجرایی آشنا باشد.
10. حروف گذاری مناسب تیترهای فرعی و اصلی(Layout): انتخاب فونت یا قلم مناسب با موضوع پوستر،انتخاب رنگ مناسب حروف.(تیتر اصلی و فرعی)چیدمان مناسب در كادر پوستر به نحوی كه المان یا طرح اصلی ما در پوستر لطمه نخورد و چه بسا آن را تقویت كند Layout یا حروف گذاری مناسب می گویند.
 سرچشمه پوستر
در قرن نوزدهم در اروپا همراه با رشد صنعت و فناوری های جدید، عرصه برای ظهور هنر گرافیك باز شد.در سه دهه آخر این قرن، بر اثر تحول های تصویرگری و پیوند نزدیكی كه بین هنر چاپ و نقاشی بر قرار شده بود،پدیده تازه ای به نام ”پوستر“، آفیش“ یا ”پلاكات“ به وجود آمد. سرچشمه های پوستر را، همچون مصورسازی، در گذشته های دور می توان جست وجو كرد. به یك معنا، نقوش بر جسته آشوری، ایرانی و رومی، نوعی پوستر بوده اند، زیرا رویدادهایی را به روایت تصویر، توصیف می كردند كه در واقع تبلیغی برای دستگاه حاكمه بود. به علاوه در مصر و رم باستان ساختن آگهی های همگانی یا اعلامیه های دیواری معمول بوده است. یكی از قدیمی ترین آگهی هایی كه كشف شده، پاپیروسی است كه پاداش برای باز گرداندن یك برده فراری در مصر اعلام كرده.
آگهی هایی نیز از قرون وسطی باقی مانده كه روی پوست نوشته می شد، حتی بعضی از اینها دارای تصویر نیز بود. آگهی های همگانی چاپی از اواخر قرن پانزدهم میلادی ظاهر شد. از قرن شانزدهم به بعد نمونه هایی از آگهی های چاپی كه اغلب متشكل از حروف چاپی بودند رایج شد اما فن چاپ می‌باید مراحل پیشرفته تری را طی كند تا امكان پیدایش پوستر مصور رنگی فراهم شود. همان طور كه قبلا اشاره کردیم ابداع روش لیتوگرافی نقش مهمی را در گسترش چاپ رنگی سریع و ارزان ایفا كرد. البته فن چاپ رنگی و گسترش آن به تنهایی در پیدایش هنر پوسترسازی موثر نبود، بلكه زندگی در شهرهای بزرگ و صنعتی كه نوع جدیدی از ارتباط های همگانی را كه زاییده پیچیدگی زندگی مدرن شهری بود به همراه خود آورد عامل اصلی بود. یكی از نمونه‌های پوستر این دوره كاری است از «ادوارمانه» برای كتاب”گربه ها“. این پوستر و سایر پوستر های این دوره، تنها با رنگ سیاه چاپ می شدند در واقع تك رنگ بودند. پوستر رنگی مصور، با نام هنرمندی فرانسوی به نام ”ژول شره“ آغاز می شود. ”شره“ با نقاشان امپر سیونیست آشنایی داشت و در كار خود از رنگهای درخشان آثار آنان بهره فراوان برد. چاپ حكاكی، با نقطه كاری، قلم زنی روی فلز و ...، روشهایی بودند كه با بهره گیری از آنها توانست به انواع قابل ملاحظه ای از رنگها و طرحها دست یابند. در مبحث پوستر نمی توان از نام ”هانری تولوزلوترك“ صرف نظر کرد. وی نقاشی فرانسوی است كه در دهه آخر قرن نوزدهم در حوزه هنر پوستر خود نمایی كرد. آثار او بر اساس قدرت وی در طراحی و تسلطش بر لیتوگرافی بنا شده است. پوستر یكی از صورت های گرافیكی است كه بیشتر برای اطلاع رسانی مورد استفاده قرار می گیرد. چرا كه در مواقع تصویر ثابتی است كه در یك صفحه طراحی می شود و معمولا در یك جای ثابت نصب شده و برای این كه شعر یا قطعه ادبی را به پوستر تبدیل كنند مورد استفاده قرار می گیرد. نوع دیگر آن است كه پوستر برای تبلیغ چیزی خاص مورد استفاده قرار بگیرد. به عنوان مثال مفهوم شعری در جهت بیان یك مسأله سیاسی، اجتماعی یا حتی تجاری به كار رود و پوستر بر اساس مفهوم آن شعر شكل بگیرد.

دوچرخه در آثار هنرمندان بزرگ جهان‎
روزی در گوشه یكی از صفحه‌های مجموعه طرح‌های لئوناردو داوینچی، هنرمند و مخترع ایتالیایی قرن پانزدهم، طرح كوچكی پیدا شد كه در نگاه اول به‌چشم نمی‌آمد. طرح، وسیله‌ای را نشان می‌داد با دو چرخ هم‌اندازه، یك زنجیر، یك چرخ‌دنده، دو پدال و یك دسته؛ چیزی كه ما امروز به آن می‌گوییم ‏‎"‎دوچرخه‎"! ‎نكته‌ای كه همه را به تعجب وا داشت این بود كه اولین دوچرخه سال 1817 ساخته شده و بیشتر از چهل سال طول كشیده تا به شكل امروزی‌اش دربیاید، در حالی كه طرح پیدا شده عین دوچرخه‌های امروزی است‏‎!‎
نمونه ساخته شده از طرح شاگرد لئوناردو
آن طرح را یكی از شاگردهای لئوناردو كشیده، اما پژوهشگران به این نتیجه رسیدند كه او آن را از روی یكی از كارهای لئوناردو كپی كرده. اگر نتیجه‌گیری پژوهشگران درست باشد، لئوناردو اولین هنرمندی است كه طرح دوچرخه را در ذهنش داشته. درست یا نادرست، به هر حال بعد از لئوناردو هنرمندهای زیادی به این وسیله شگفت‌انگیز توجه نشان داده‌اند، هم به خاطر ویژگی‌های بصری و هم به‌خاطر كاربردش: وسیله‌ زیبایی كه سوارش فقط در حركت می‌تواند تعادل آن را حفظ كند و اگر موفق شود، احساس‌هایی را تجربه می‌كند كه در هیچ وضعیت دیگری ممكن نیست‎.‎
"رابرت راوشنبرگ‎"‎، نقاش، مجسمه‌ساز و گرافیست امریكایی قرن بیستم، دوست داشت از هنر انتزاعی كه در زمان او كاملاً رایج بود فاصله بگیرد و دنیای واقعی را با همه جلوه‌های پیش‌پا افتاده و گاه بی‌ارزشش وارد هنر كند‎: "‎برای من فرقی میان هنر و زندگی وجود ندارد‎!"‎
مجسمه "دوچرخه‌های سواری" را هم كه در شهر برلین وسط یك حوض نصب شده، او ساخته: دو دوچرخه كهنه كه رویشان چراغ‌های نئون كار گذاشته شده؛ به همین سادگی. اما همان مجسمه ساده همراه با انعكاسش در آب حوض، نمای جالبی را به‌وجود می‌آورد، به‌خصوص شب‌ها كه چراغ‌هایش هم روشن می‌شود‎.‎
این تصویر بخشی از نقاشی ‏‎"‎دوچرخه علفی‎"‎، اثر‏‎ "‎ماكس ارنست‎"‎، نقاش، مجسمه‌ساز و گرافیست آلمانی قرن بیستم است. او به خاطر روحیه نوگرایش دایم شیوه‌های تازه را امتحان می‌كرد و در عین حال كه از بنیان‌گذاران سبك‌های‏‎"‎دادائیسم‎" ‎و‎ "‎سوررئالیسم‎" ‎بود، شیوه‌های جالبی را هم به‌خصوص در زمینه هنر گرافیك به‌وجود آورد‎.
‎ارنست به شكل‌های میكروسكوپی علاقه خاصی داشت. این شكل‌ها اوایل قرن بیستم برای اولین بار در میان مردم منتشر و شناخته شده بودند. او برای كشیدن این نقاشی از نموداری كه برای معلمان چاپ شده بود، استفاده كرد. او تصویر روی آن را كه تقسیم سلولی نوعی علف را نشان می‌داد، معكوس و آن را روی زمینه سیاه و با رنگ روغن بازسازی كرد و با اضافه‌كردن تصویر اشیایی به این سلول‌ها، آنها را به‌شكل قطعه های دوچرخه درآورد‏‎.‎
‎"‎چرخ دوچرخه‎" ‎را‎ "‎مارسل دوشان‎"‎، هنرمند فرانسوی-امریكایی قرن بیستم، سال 1913 میلادی در كارگاهش در پاریس ساخت. هر وقت دلش می‌خواست، چرخ آن را می‌چرخاند و تماشایش می‌كرد. خودش گفته‏‎: "‎از تماشای آن لذت می‌برم، درست مثل زمانی كه به شعله‌های رقصان آتش در بخاری دیواری نگاه می‌كنم‎!" ‎او وقتی شروع كرد به ساختن مجموعه كارهای "آمادهْ‌ساخت"‌اش، آن را اولین اثر این مجموعه معرفی كرد‎.
‎آثار آماده‌ساخت دوشان از اشیای معمولی كارخانه‌ای ساخته شده بودند. دوشان آنها را انتخاب می‌كرد و فقط وضعیت قرار گرفتنشان را تغییر می‌داد، یا به اشیایی دیگر وصلشان می‌كرد و این‌طوری، اشیایی معمولی را به آثار هنری تبدیل می‌كرد. او با این كار معنای مرسوم هنر را زیر سؤال برد‎.‎
‎"‎تحرك یك دوچرخه‌سوار‎"‎، اثر‎ "‎اُمبِرتو بوچیونی‏‎"‎، نقاش و مجسمه‌ساز‎ "‎فوتوریست‎" ‎ایتالیایی قرن بیستم است. فوتوریست‌ها معتقد بودند همه چیز، اشیا، آدم‌ها و ... توده‌هایی از انرژی هستند و در نتیجه هیچ چیز ایستا نیست، چون انرژی همواره در جریان است. این جریان انرژی و حركت آن برای فوتوریست‌ها خیلی اهمیت داشت و برای همین بیشتر از هر چیز دوست داشتند حركت را در آثارشان نشان بدهند. بوچیونی هم در این اثر، حركت و سرعت دوچرخه را تصویر كرده است؛ حركتی كه شاید در نگاه اول دیده نشود، اما وقتی از تصویر فاصله بیشتری می‌گیریم، به‌طور شگفت‌انگیزی برایمان آشكار می‌شود‏‎.‎