صفحه 9--19 اردیبهشت 91
آشنایی با برخی هنرهای سنتی ایران
هنرهای سنتی ایران ، تجلی نمادین جهانی ابدی و ازلی است که این جهان را محلی گذرا و واسطهای برای رسیدن به مرتبهای والاتر به منظور وصول به آرامش درونی میداند و حاصل دسترنج هنرمندانی است که برای اعتلای این هنر با تکیه بر ایمان خویش ،از جانِ خود مایه گذاشته و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزیدهاند. همراه با استادان معماری، استادان صنایع دستی نیز با همان تفکر فوق اما تجلی یافته در هنرِ خاص خویش، تکامل بخش و اثرگذار بر معماری سنتی ایرانی بودهاند.
تزیین و آرایش ساختمان که جزء جدایی ناپذیر معماری محسوب میشود در آجرکاری، کاشی کاری، گچبری و آینه کاری در کنار قالی بافی، گلیم بافی، قلمکاری، سفالگری، منّبتکاری، کنده کاری چوب، گره چینی و همچنین سایر دستاوردهای صنایع دستی نمود یافته و پیوندی یگانه ایجاد کرده که فضای معماری ایران را آکنده از زیبایی معنوی میسازد و این خود زیبایی ظاهری را نیز به همراه دارد.
معماری با سایر هنرهای ایرانی، تارهای به هم تنیدة یکپارچهای است که از یکدیگر تأثیر پذیرفتهاند ؛ به ویژه صنایع دستی که علاوه بر تزیینی بودن و جنبههای زیبایی شناسانه، نقش کاربردی در زندگی روزمره افراد جامعه دارد. صنایع دستی به دلیل بی نیازی به سرمایهگذاری بسیار و وجود مواد اولیة محلی برای تولید و وجود زمینههای توسعه در مناطق مختلف و ایجاد ارزش افزودة بالا، بخش عظیمی از نیروی انسانی و اقتصادی ایران را به خود مشغول کرده است و این امر در معماری سنتی نقش ِ بارزی دارد.
صنایع دستی و معماری همواره مکمل یکدیگر بودهاند و دارای ویژگیهای مشترک میباشند. بناهای ایرانی مانند مسجد، مناره، خانه، باغ، پل، قلعه، آب انبارها و... هر کدام به نوعِ خاصی از صنایع دستی نیاز دارد که برخی از انواع آن کاشی کاری، مشبّک کاری، نقاشی دیواری، منبت کاری و... است. تنوع اقلیم آب و هوایی در ایران موجب گوناگونی بسیار در معماری و تزیین آن شده است و در نتیجه انواع و اقسام صنایع دستی در تزیین معماری، نقش عمدهای دارند.
صنایع دستی در رشتههای گوناگون همچون: قالیبافی، گلیمبافی، سفالگری، آبگینه سازیِ محصولاتِ فلزی ، سنگتراشی، چوب تراشی، حصیربافی، کاشی کاری تا رودوزیها ارتباط مستقیم با معماری دارد به طوری که ساخت شکل آنها بستگی به فضای معماری سنتی ایرانی دارد و همین طور بعضی از اجزاء و فضاهای معماری، متناسب با کالاهای صنایع دستی ساخته میشود. معماری سنتی ایران در ایجاد صورتهای مختلف صنایع دستی نیز نقشِ عمدهای را به عهده داشته است ؛ به طور مثال بافنده، اندازه قالی را براساس وسعت اتاقها میبافد و سفالگر براساس جایگاه سفال در فضای ساختمان شکل و حجم مورد نظر را میسازد . هماهنگی صنایع دستی با معماری نه تنها از نظر فرم و رنگ بلکه از نظر محتوایی نیز همخوانی دارد و هنرمند سعی کرده، ارتباط خویش با طبیعت و دیدگاه معنوی خویش نسبت به هستی را متجلی سازد . صنایع دستی به علت تنوع و وسعت در رشتههای گوناگون، کاربردهای زیادی در تزیین معماری دارد که شامل چهار بخش میشود:
۱) تزیین نمای بیرونی
۲) تزیین فضاهای ورودی
۳) تزیین درونِ بنا
۴) تزیین فضای اتصالِ درون و بیرون بنا
تزیینات بیرونی ساختمان باید به نحوی باشد که در برابر تغییرات آب و هوا و نور خورشید مقاوم باشد و کیفیت خود را از دست ندهد. این تزیینات بیشتر شامل کاشی کاری به صورت معرّق یا هفت رنگ میباشد که علاوه بر تزیین بنا با نقوش و رنگهای گوناگون، عایقی در برابر برف و باران و گرما و سرما است. کاشی کاری در معماری ایران در واقع شناسنامه بنا میباشد و تاریخ مشخص و سیرِ تحولی منظمی را دارا است. با آغاز دوره اسلامی، کاشی کاری در اماکنِ مذهبی تجلی خاصی مییابد، محراب و گنبدِ مسجد شیخ لطف الله و گنبدِ مزار شاه نعمت اللّه ولی در ماهانِ کرمان، مسجد کبود تبریز و گنبد مسجد چهار باغ اصفهان، نمونه بارز این هنر میباشد .
کاشی کاری، مهمترین ویژگی تزیین معماری سنتی ایران است که ادامة همان آجرکاری است. نکته حایز اهمیت در کاشی کاری ایران رنگ لعاب است، رنگ کاشیهای ایرانی بیشتر فیروزهای و لاجوردی بوده و رنگهای سفید و سبز و طلایی نیز در درجه دوم میباشد و این رنگها در بین هنرهای سنتی ایران مشترک میباشند.
فضاهای ورودی بنا در معماری ایرانی و به ویژه بناهای مسکونی و مذهبی بخشِ مهمی را به خود اختصاص داده است که با پوششی به صورت سایهبان با طاق کمانی همراه بوده است .تزیین این قسمت از بنا عموماً کاشی کاری است، در ضمن نمونههای آینهکاری و مشبک کاری آجری نیز وجود دارد . آینه کاری از هنرهای ظریفی است که در نماسازی داخلی بناها، در بالای ازارهها، زیردورها، طاقها، رواقها، شبستانها، سرسراها و موارد دیگر به کار میرود. مقرنس کاری و گچ بری نیز از تزیینات معماری محسوب میشود. مقرنس کاری که تداوم آجر چینی است توازنی را القا میکند که گویی وظیفه انتقال سقف یا گنبد بر پایهها را داراست و همانند نسبت آسمان به زمین است.
تزیینات داخلی یک بنا نسبت به نوع آن تفاوتهای گوناگونی دارد و این تفاوت در دورههای گوناگون، تنوع بیشتری به خود میگیرد ولی در همة آنها وجوه مشترکی نیز وجود دارد و از آن جمله ایجاد فضایی است که انسانهای استفاده کننده از آن بنا، آمالشان در آن تحقق مییابد و آرامش مییابند. در تزیین داخلی یک بنا از تنوع هنر صنایع دستی استفاده بیشتری میتوان کرد. قالی علاوه بر زیرانداز بودن یکی از اجزای مهم در تزیین فضای داخلی بناهای ایرانی میباشد، زیرا کف بنا را که انسانها بر آن مینشینند و میخوابند، میپوشاند و گاه نیز به عنوان تزیینی زیبا بر دیوار کوبیده میشود و گاهی نیز از قالیهای دو طرفه به عنوان سطحی جدا کننده بین دو فضا استفاده میشود. نزدیکی طرح و نقشِ قالی با نقوشِ کاشی، نزدیکی و انسجامِ هنرهای ایرانی را بیان میدارد.
زیر اندازهای دیگری چون گلیم ،جاجیم و منسوجات سنتی و پردههای قلمکار با کاربردهای گوناگون و وسایل تزیین شده با خاتم و منّبت و معرق چوب، انواع رودوزیها و اشیای فلزی، همه و همه ،آرایش دهنده محل زندگی ایرانی میباشند. صنایع دستی در معماری ایران تنها نقشِ مزّین کنندة فضا را ندارند بلکه هر کدام در جایگاه خود کاربردهای گوناگونی دارد . تزیین بین فضای داخلی و خارجی شامل درها و پنجرههاست. «درِ» بناها که در گذشته از چوب ساخته میشد مأوایِ سرپنجه هنرمندانِ منّبت کار و فلز کار بود. «در»های کنده کاری شده و منبت کاری همراه با کلونهای بسیار زیبای فلزی، جایگاه و اهمیت بنا را روشن میساخت. نقوشِ ایجاد شده بر روی درها هم چون نقوشِ نمادین، در هنرها جلوهگاهِ تفکر و فرهنگِ ایرانی است. نقش «خورشید» که مهمترین نقشِ موجود بر روی درها میباشد، علامتی برای روشنی، برکت و سلامتی برای صاحبخانه است . پنجره نیز که اشاعه دهنده نور و روشنی به فضای داخلی میباشد بیشتر با چوب، گره چینی میشود و گاه با شیشههای رنگین، رنگین کمانی از نور را در فضای داخلی ایجاد میکند.
گچ بری
ایرانیان از دیرباز با عنصری به نام "گچ " آشنایی داشته اند. این نکته را کشف آثار گچی در هفت تپه خوزستان که مربوط به تمدن ایلامی است تایید می کند. به یقین اشکانیان و هخامنشیان نیز با این عنصر و فناوری ساخت تزیینات گچی آشنا بوده اند. گچبری های کوه خواجه در جنوب شرقی ایران مربوط به تمدن اشکانی است.
در عصر ساسانی روشهای خاص به همراه نقوش مختلف حیوانی، انسانی، گیاهی و هندسی مورد توجه قرار گرفت و با تلفیق روشهای مختلف مناظر جالب توجهی به دست آمد که باعث شد تحولاتی در هنرهای دیگر آن عهد و آغاز اسلام بوجود آید.
با گسترش اسلام در ایران طرحهای مختلف همچون "اسلیمی " و "ختائی " در تزیین مساجد و مدارس به کار گرفته شد و در گچبری های بدست آمده تا زمان مغول از بهترین طرحها و نقشه ها استفاده می شد. بطوری که تا پیش از رواج کاشیکاری، گچ تنها عامل زیبایی و تزیین بناها و فضاهای مذهبی شد. محراب مسجد جامع اصفهان بیانگر رشد و شکوفائی این هنر می باشد.
با روی کارآمدن صفویان از گچبری تنها در داخل منازل اعیان و اشراف وقت استفاده می شد و تا دوران قاجار نیز استفاده از گچ ادامه داشت. در دوران پهلوی به دلیل رواج گچبریهای پیش ساخته این هنر در سراشیبی سقوط قرار گرفت بطوری که امروز استادان گچبر قدیمی تنها به مرمت آثار باقی مانده از قدیم مشغول هستند و کمتر استادکاری در پی خلق آثار بدیع و جالب است.
امروز برخی از آثار گچبری در ایران از شهرتی عالمگیر برخوردار هستند. از دیگر هنرهایی که در گچبری مورد استفاده قرار می گیرند خطوط اسلامی و به ویژه خط نسخ می باشند.
از محرابهای معروفی که با گچبری تزیین شده اند، محراب مسجد ملک کرمان (مربوط به سال ۴۷۷ هجری قمری)، محراب مسجد زواره (در نزدیکی اردستان با تاریخ ۵۳۰ هجری قمری)، محراب مسجد اولجایتو در مسجد جامع اصفهان (مربوط به سال ۷۱۰ هجری) زمان حکومت سلطان محمد خدابنده، معروف به اولجایتو و محراب مسجد آقانور(که در سال ۱۰۳۹ هجری قمری ساخته شده است) می باشد.
از استادان معروف این هنر در حال حاضر استاد رضا اعظمی و استاد حسن ریاحی هستند. از آثار معروفی که استاد اعظمی ساخته است محراب گچبری های هارونیه است.
از آثار استاد حسن ریاحی نیز می توان به گچبری هایی که در خانه های قدیمی به جا مانده از دوران صفویه و قاجار همچنین بازسازی گچبری های خانه معروف امام جمعه و مرمت و قطاربندی ها و آینه کاریهای شهشهان اشاره کرد.
در سالهای پس از پیروزی انقلاب سازمانهای ذیربط و مسوول همچون سازمان میراث فرهنگی و سایر نهادها با استفاده از استادکاران و شاگردان مستعد آنان به مرمت بسیاری از شاهکارهای گچبری بناهای قدیمی پرداخته و در راه احیاء این هنر اصیل ایرانی گام های موثری برداشته اند.
مقرنس کاری
یکی از عناصر تزیینی معماری که در زیبا ساختن بناهای ایرانی به ویژه مساجد و مقبره ها نقش مهمی دارد مقرنس کاری است. مقرنس ها که شباهت زیادی به لانه زنبور دارند، در بناها به شکل طبقه هایی که روی هم ساخته شده برای آرایش دادن ساختمانها و یا برای آنکه به تدریج از یک شکل هندسی به شکل هندسی دیگری تبدیل شود،به کار می روند. این مقرنس ها را می توان از جمله وسایل موثر ساختن گنبد ها دانست، که بعدها محتوای نظری اولیه را از دست داده و بیشتر برای تزیین به کار رفت.
برخی معماران ایرانی نیز که این مقرنس ها را در جبهه ساختمانها به کار می برده اند در ساختن آن مهارت را به حدی رسانده اند که نمی گذاردند موجب سنگینی ساختمان شود و بر اصل و پایه فشار آورد. با مشاهده شکلهای طبیعی قندیلهای یخی و آهکی درون غارها در می یابیم که به احتمال زیاد هنرمندان نخستین این فن از همان قندیلها برداشتی هنرمندانه کرده اند و آن را در سطوح داخلی و خارجی بناها با استفاده از آجر گچ و یا سیمان به کار گرفته اند. مقرنس ها معمولا در سطوح فرو رفته گوشه های زیر سقف ایجاد می شود. اما محل قرار گیری این عنصر تزیینی می تواند در بالای دیوارها، سقفها، گوشه ها، سردرها و... می باشد.
مقرنس ها از لحاظ شکل به ۴ دسته تقسیم می شوند:
۱) مقرنس های جلو آمده: مقرنس هایی را می گویند که مصالح آن از خود بناست. و در نهایت سادگی و بدون هیچگونه پیرایه ای به صورت آجر یا گچی، انتهای سطوح خارجی نمای بیرون ساختمان را آرایش می دهند و استحکام آنها زیاد است.
۲) مقرنس های روی هم قرار گرفته: گذشته از مصالح به کار رفته اصلی بنا مانند گچ و آجر وسنگ، در سطوح داخل و خارج بنا به کار می روند و اغلب در چند ردیف (دو تا پنج یا بیشتر) روی هم قرار دارند و دارای ثبات متوسطی است.
۳) مقرنس های معلق: شبیه همان منشورهای آهکی آویزان در غارهاست که اصطلاحا استلاکتیت نامیده می شوند و بیشتر از چسباندن مواد مختلف چون گچ، سفال، کاشی و... به سطوح مقعر داخل بنا صورت می گیرند که آویزان به نظر می رسند و دارای ثبات کمی می باشند.
۴) مقرنس های لانه زنبوری: چنان که از نام این دسته از مقرنسها پیداست،شبیه لانه زنبور و در مجموع کندوهای کوچک بر روی هم قرار گرفته اند. این دسته از نظر شکل ظاهری شبیه به مقرنس های معلق اند.
مقرنس در دو قرن پنجم و ششم هجری قمری و یا به عبارتی در دوره سلجوقیان در مرحله تحول سریع قرار گرفت در بیشتر بناهای این دوره مقرنسهای زیبایی دیده می شوند. آشکارترین نمونه معماری عهد سلجوقی مسجد جامع اصفهان است که گنبد مقرنس کاری شده آن از شاهکارهای معماری اسلامی به شمار
می رود.
معماری با سایر هنرهای ایرانی، تارهای به هم تنیدة یکپارچهای است که از یکدیگر تأثیر پذیرفتهاند ؛ به ویژه صنایع دستی که علاوه بر تزیینی بودن و جنبههای زیبایی شناسانه، نقش کاربردی در زندگی روزمره افراد جامعه دارد. صنایع دستی به دلیل بی نیازی به سرمایهگذاری بسیار و وجود مواد اولیة محلی برای تولید و وجود زمینههای توسعه در مناطق مختلف و ایجاد ارزش افزودة بالا، بخش عظیمی از نیروی انسانی و اقتصادی ایران را به خود مشغول کرده است و این امر در معماری سنتی نقش ِ بارزی دارد.
صنایع دستی و معماری همواره مکمل یکدیگر بودهاند و دارای ویژگیهای مشترک میباشند. بناهای ایرانی مانند مسجد، مناره، خانه، باغ، پل، قلعه، آب انبارها و... هر کدام به نوعِ خاصی از صنایع دستی نیاز دارد که برخی از انواع آن کاشی کاری، مشبّک کاری، نقاشی دیواری، منبت کاری و... است. تنوع اقلیم آب و هوایی در ایران موجب گوناگونی بسیار در معماری و تزیین آن شده است و در نتیجه انواع و اقسام صنایع دستی در تزیین معماری، نقش عمدهای دارند.
صنایع دستی در رشتههای گوناگون همچون: قالیبافی، گلیمبافی، سفالگری، آبگینه سازیِ محصولاتِ فلزی ، سنگتراشی، چوب تراشی، حصیربافی، کاشی کاری تا رودوزیها ارتباط مستقیم با معماری دارد به طوری که ساخت شکل آنها بستگی به فضای معماری سنتی ایرانی دارد و همین طور بعضی از اجزاء و فضاهای معماری، متناسب با کالاهای صنایع دستی ساخته میشود. معماری سنتی ایران در ایجاد صورتهای مختلف صنایع دستی نیز نقشِ عمدهای را به عهده داشته است ؛ به طور مثال بافنده، اندازه قالی را براساس وسعت اتاقها میبافد و سفالگر براساس جایگاه سفال در فضای ساختمان شکل و حجم مورد نظر را میسازد . هماهنگی صنایع دستی با معماری نه تنها از نظر فرم و رنگ بلکه از نظر محتوایی نیز همخوانی دارد و هنرمند سعی کرده، ارتباط خویش با طبیعت و دیدگاه معنوی خویش نسبت به هستی را متجلی سازد . صنایع دستی به علت تنوع و وسعت در رشتههای گوناگون، کاربردهای زیادی در تزیین معماری دارد که شامل چهار بخش میشود:
۱) تزیین نمای بیرونی
۲) تزیین فضاهای ورودی
۳) تزیین درونِ بنا
۴) تزیین فضای اتصالِ درون و بیرون بنا
تزیینات بیرونی ساختمان باید به نحوی باشد که در برابر تغییرات آب و هوا و نور خورشید مقاوم باشد و کیفیت خود را از دست ندهد. این تزیینات بیشتر شامل کاشی کاری به صورت معرّق یا هفت رنگ میباشد که علاوه بر تزیین بنا با نقوش و رنگهای گوناگون، عایقی در برابر برف و باران و گرما و سرما است. کاشی کاری در معماری ایران در واقع شناسنامه بنا میباشد و تاریخ مشخص و سیرِ تحولی منظمی را دارا است. با آغاز دوره اسلامی، کاشی کاری در اماکنِ مذهبی تجلی خاصی مییابد، محراب و گنبدِ مسجد شیخ لطف الله و گنبدِ مزار شاه نعمت اللّه ولی در ماهانِ کرمان، مسجد کبود تبریز و گنبد مسجد چهار باغ اصفهان، نمونه بارز این هنر میباشد .
کاشی کاری، مهمترین ویژگی تزیین معماری سنتی ایران است که ادامة همان آجرکاری است. نکته حایز اهمیت در کاشی کاری ایران رنگ لعاب است، رنگ کاشیهای ایرانی بیشتر فیروزهای و لاجوردی بوده و رنگهای سفید و سبز و طلایی نیز در درجه دوم میباشد و این رنگها در بین هنرهای سنتی ایران مشترک میباشند.
فضاهای ورودی بنا در معماری ایرانی و به ویژه بناهای مسکونی و مذهبی بخشِ مهمی را به خود اختصاص داده است که با پوششی به صورت سایهبان با طاق کمانی همراه بوده است .تزیین این قسمت از بنا عموماً کاشی کاری است، در ضمن نمونههای آینهکاری و مشبک کاری آجری نیز وجود دارد . آینه کاری از هنرهای ظریفی است که در نماسازی داخلی بناها، در بالای ازارهها، زیردورها، طاقها، رواقها، شبستانها، سرسراها و موارد دیگر به کار میرود. مقرنس کاری و گچ بری نیز از تزیینات معماری محسوب میشود. مقرنس کاری که تداوم آجر چینی است توازنی را القا میکند که گویی وظیفه انتقال سقف یا گنبد بر پایهها را داراست و همانند نسبت آسمان به زمین است.
تزیینات داخلی یک بنا نسبت به نوع آن تفاوتهای گوناگونی دارد و این تفاوت در دورههای گوناگون، تنوع بیشتری به خود میگیرد ولی در همة آنها وجوه مشترکی نیز وجود دارد و از آن جمله ایجاد فضایی است که انسانهای استفاده کننده از آن بنا، آمالشان در آن تحقق مییابد و آرامش مییابند. در تزیین داخلی یک بنا از تنوع هنر صنایع دستی استفاده بیشتری میتوان کرد. قالی علاوه بر زیرانداز بودن یکی از اجزای مهم در تزیین فضای داخلی بناهای ایرانی میباشد، زیرا کف بنا را که انسانها بر آن مینشینند و میخوابند، میپوشاند و گاه نیز به عنوان تزیینی زیبا بر دیوار کوبیده میشود و گاهی نیز از قالیهای دو طرفه به عنوان سطحی جدا کننده بین دو فضا استفاده میشود. نزدیکی طرح و نقشِ قالی با نقوشِ کاشی، نزدیکی و انسجامِ هنرهای ایرانی را بیان میدارد.
زیر اندازهای دیگری چون گلیم ،جاجیم و منسوجات سنتی و پردههای قلمکار با کاربردهای گوناگون و وسایل تزیین شده با خاتم و منّبت و معرق چوب، انواع رودوزیها و اشیای فلزی، همه و همه ،آرایش دهنده محل زندگی ایرانی میباشند. صنایع دستی در معماری ایران تنها نقشِ مزّین کنندة فضا را ندارند بلکه هر کدام در جایگاه خود کاربردهای گوناگونی دارد . تزیین بین فضای داخلی و خارجی شامل درها و پنجرههاست. «درِ» بناها که در گذشته از چوب ساخته میشد مأوایِ سرپنجه هنرمندانِ منّبت کار و فلز کار بود. «در»های کنده کاری شده و منبت کاری همراه با کلونهای بسیار زیبای فلزی، جایگاه و اهمیت بنا را روشن میساخت. نقوشِ ایجاد شده بر روی درها هم چون نقوشِ نمادین، در هنرها جلوهگاهِ تفکر و فرهنگِ ایرانی است. نقش «خورشید» که مهمترین نقشِ موجود بر روی درها میباشد، علامتی برای روشنی، برکت و سلامتی برای صاحبخانه است . پنجره نیز که اشاعه دهنده نور و روشنی به فضای داخلی میباشد بیشتر با چوب، گره چینی میشود و گاه با شیشههای رنگین، رنگین کمانی از نور را در فضای داخلی ایجاد میکند.
گچ بری
ایرانیان از دیرباز با عنصری به نام "گچ " آشنایی داشته اند. این نکته را کشف آثار گچی در هفت تپه خوزستان که مربوط به تمدن ایلامی است تایید می کند. به یقین اشکانیان و هخامنشیان نیز با این عنصر و فناوری ساخت تزیینات گچی آشنا بوده اند. گچبری های کوه خواجه در جنوب شرقی ایران مربوط به تمدن اشکانی است.
در عصر ساسانی روشهای خاص به همراه نقوش مختلف حیوانی، انسانی، گیاهی و هندسی مورد توجه قرار گرفت و با تلفیق روشهای مختلف مناظر جالب توجهی به دست آمد که باعث شد تحولاتی در هنرهای دیگر آن عهد و آغاز اسلام بوجود آید.
با گسترش اسلام در ایران طرحهای مختلف همچون "اسلیمی " و "ختائی " در تزیین مساجد و مدارس به کار گرفته شد و در گچبری های بدست آمده تا زمان مغول از بهترین طرحها و نقشه ها استفاده می شد. بطوری که تا پیش از رواج کاشیکاری، گچ تنها عامل زیبایی و تزیین بناها و فضاهای مذهبی شد. محراب مسجد جامع اصفهان بیانگر رشد و شکوفائی این هنر می باشد.
با روی کارآمدن صفویان از گچبری تنها در داخل منازل اعیان و اشراف وقت استفاده می شد و تا دوران قاجار نیز استفاده از گچ ادامه داشت. در دوران پهلوی به دلیل رواج گچبریهای پیش ساخته این هنر در سراشیبی سقوط قرار گرفت بطوری که امروز استادان گچبر قدیمی تنها به مرمت آثار باقی مانده از قدیم مشغول هستند و کمتر استادکاری در پی خلق آثار بدیع و جالب است.
امروز برخی از آثار گچبری در ایران از شهرتی عالمگیر برخوردار هستند. از دیگر هنرهایی که در گچبری مورد استفاده قرار می گیرند خطوط اسلامی و به ویژه خط نسخ می باشند.
از محرابهای معروفی که با گچبری تزیین شده اند، محراب مسجد ملک کرمان (مربوط به سال ۴۷۷ هجری قمری)، محراب مسجد زواره (در نزدیکی اردستان با تاریخ ۵۳۰ هجری قمری)، محراب مسجد اولجایتو در مسجد جامع اصفهان (مربوط به سال ۷۱۰ هجری) زمان حکومت سلطان محمد خدابنده، معروف به اولجایتو و محراب مسجد آقانور(که در سال ۱۰۳۹ هجری قمری ساخته شده است) می باشد.
از استادان معروف این هنر در حال حاضر استاد رضا اعظمی و استاد حسن ریاحی هستند. از آثار معروفی که استاد اعظمی ساخته است محراب گچبری های هارونیه است.
از آثار استاد حسن ریاحی نیز می توان به گچبری هایی که در خانه های قدیمی به جا مانده از دوران صفویه و قاجار همچنین بازسازی گچبری های خانه معروف امام جمعه و مرمت و قطاربندی ها و آینه کاریهای شهشهان اشاره کرد.
در سالهای پس از پیروزی انقلاب سازمانهای ذیربط و مسوول همچون سازمان میراث فرهنگی و سایر نهادها با استفاده از استادکاران و شاگردان مستعد آنان به مرمت بسیاری از شاهکارهای گچبری بناهای قدیمی پرداخته و در راه احیاء این هنر اصیل ایرانی گام های موثری برداشته اند.
مقرنس کاری
یکی از عناصر تزیینی معماری که در زیبا ساختن بناهای ایرانی به ویژه مساجد و مقبره ها نقش مهمی دارد مقرنس کاری است. مقرنس ها که شباهت زیادی به لانه زنبور دارند، در بناها به شکل طبقه هایی که روی هم ساخته شده برای آرایش دادن ساختمانها و یا برای آنکه به تدریج از یک شکل هندسی به شکل هندسی دیگری تبدیل شود،به کار می روند. این مقرنس ها را می توان از جمله وسایل موثر ساختن گنبد ها دانست، که بعدها محتوای نظری اولیه را از دست داده و بیشتر برای تزیین به کار رفت.
برخی معماران ایرانی نیز که این مقرنس ها را در جبهه ساختمانها به کار می برده اند در ساختن آن مهارت را به حدی رسانده اند که نمی گذاردند موجب سنگینی ساختمان شود و بر اصل و پایه فشار آورد. با مشاهده شکلهای طبیعی قندیلهای یخی و آهکی درون غارها در می یابیم که به احتمال زیاد هنرمندان نخستین این فن از همان قندیلها برداشتی هنرمندانه کرده اند و آن را در سطوح داخلی و خارجی بناها با استفاده از آجر گچ و یا سیمان به کار گرفته اند. مقرنس ها معمولا در سطوح فرو رفته گوشه های زیر سقف ایجاد می شود. اما محل قرار گیری این عنصر تزیینی می تواند در بالای دیوارها، سقفها، گوشه ها، سردرها و... می باشد.
مقرنس ها از لحاظ شکل به ۴ دسته تقسیم می شوند:
۱) مقرنس های جلو آمده: مقرنس هایی را می گویند که مصالح آن از خود بناست. و در نهایت سادگی و بدون هیچگونه پیرایه ای به صورت آجر یا گچی، انتهای سطوح خارجی نمای بیرون ساختمان را آرایش می دهند و استحکام آنها زیاد است.
۲) مقرنس های روی هم قرار گرفته: گذشته از مصالح به کار رفته اصلی بنا مانند گچ و آجر وسنگ، در سطوح داخل و خارج بنا به کار می روند و اغلب در چند ردیف (دو تا پنج یا بیشتر) روی هم قرار دارند و دارای ثبات متوسطی است.
۳) مقرنس های معلق: شبیه همان منشورهای آهکی آویزان در غارهاست که اصطلاحا استلاکتیت نامیده می شوند و بیشتر از چسباندن مواد مختلف چون گچ، سفال، کاشی و... به سطوح مقعر داخل بنا صورت می گیرند که آویزان به نظر می رسند و دارای ثبات کمی می باشند.
۴) مقرنس های لانه زنبوری: چنان که از نام این دسته از مقرنسها پیداست،شبیه لانه زنبور و در مجموع کندوهای کوچک بر روی هم قرار گرفته اند. این دسته از نظر شکل ظاهری شبیه به مقرنس های معلق اند.
مقرنس در دو قرن پنجم و ششم هجری قمری و یا به عبارتی در دوره سلجوقیان در مرحله تحول سریع قرار گرفت در بیشتر بناهای این دوره مقرنسهای زیبایی دیده می شوند. آشکارترین نمونه معماری عهد سلجوقی مسجد جامع اصفهان است که گنبد مقرنس کاری شده آن از شاهکارهای معماری اسلامی به شمار
می رود.
+ نوشته شده در 2012/5/8 ساعت 5:8 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی