صفحه 6--20 اردیبهشت 91
داستانك گرايي و داستانك گريزي
داستانك به عنوان قالبي نو و منحصر به فرد
مدتي است كه در ادبيات داستاني كشور ما مطرح شده است كه در اين چند ساله طرفداران و مخالفان زيادي را به خود ديده است. اين قالب به دليل حجم کم و فرصت كوتاهی كه در اختيار خودش قرار داده است، توانسته نظر مخاطبان جدي و غيرجدي داستان را جلب کند. البته داستانك را در دنيا نمي توان قالبي بسيار نو دانست، چون سال ها از خلق اولين داستانك ها در دنيا مي گذرد، اما با وجود قدمت داستانك حرف ها و حديث هاي مربوط به آن، بسيار زياد است و حتي گاهی ديده شده منتقداني كه اين قالب را به عنوان داستان، مورد قبول خويش قرار نداده اند.
در رابطه با داستانك چند نكته قابل تامل و یادآوری به نظر مي رسد. نخست اينكه به حتم داستانك به دليل حجم كم نمي تواند عناصر و روش هاي داستاني را در حد اعلا و ممتاز خود به نمايش بگذارد. عناصري مانند شخصيت پردازي آنچناني، ايجاد حس همزاد پنداري شديد، پيچش در پلات داستان و... چندان راهي به اين گونه داستان ها ندارند، اما هر قالب هنري را با توجه به ظرفيت هايش بايد مورد سنجش و ارزيابي قرار داد نه با توجه به ظرفيت هاي قالبي ديگر. داستانك را فقط بايد با داستانك مقايسه كرد. اگر بخواهيم اين گونه به قضيه داستانك بنگريم و دليل بياوريم كه داستانك عناصر داستان را در کمترین حد خود به كار مي برد پس بايد روي داستان كوتاه نيز خط بطلان كشيد، چون وقتي قالب جهان شمول تر و با ظرفيت تري مانند رمان موجود است پرداختن به داستان كوتاه، ديگر توجيهي نمي تواند داشته باشد. داستانك مانند بسياري از قالب هاي هنري ديگر قابليت ها و محدويت هاي خاص خودش را دارد. شنيده شده كه بسياري از منتقدان داستانك اين ايراد را به داستانك ها گرفته اند كه بعد از پايان آن، ديگر ميلي دوباره، براي خوانش آن وجود ندارد چون معماي آن حل شده است. بله اين حرف كاملاً صحيح است، اما در مورد داستانك هاي متوسط و ضعيف. خب شما هم معمولاً داستان كوتاه و ضعيف را يكبار بيشتر نمي خوانيد. رمان عالي را معمولاً چند بار مي خوانيد؟ فكر نكنم بيشتر از سه بار. درست است. خب داستانك خوب را چند بار؟ معمولاً بيشتر از رمان خوب. ولي چون يك داستانك چندبار خواني آن نيز بسيار كوتاه است اين احساس دست نمی دهد كه چند بار اثر خوانده شده است.
دوم اينكه داستانك ها مخاطبان خاص خود را دارند، كساني كه ذایقه هنري آنها به داستانك نزديك است. نيازي هم نيست كه همگان داستانك خوان و علاقه مند به اين نوع ادبي باشند. همانطور كه خيلي ها حوصله خواندن رمان را ندارند.
ولي به هر حال دلايلي نيز وجود دارد كه باعث ايجاد جريان داستانك گريزي شده است كه با رفع بعضي از آنها مي توان اقبال پرداختن به اين قالب داستاني را بالا برد.
يكي از دلايل داستانك گريزي، افراط شديد برخي از نويسندگان در كم كردن حجم آثارشان است كه سطح داستانك را بسيار تنزل داده و اثر را از احساس ها و ظرايف هنري خالي مي كند. به طوري كه احساس مي شود رقابتی در بين نويسندگان براي كسب ركورد در نوشتن كوتاه ترين داستان وجود دارد كه ايجاد شدن اين داستان ها آسان ولي تاثير معمولاً كم و گاهی بي تأثيرند.
دليل ديگر القاب و عنواين مختلفي است كه در مورد اين قالب ادبي به كار گرفته مي شود كه باعث داستانک گريزي شده است. عناويني كه هر روز به تعداد آنها اضافه شده و معلوم نيست اين روند تا كجا و تا كدام مرحله ادامه پيدا خواهد كرد. داستانك، داستان كوتاه كوتاه، فلش فيكش،فست فيكشن، ميكرو فيكشن، داستان ناگهان، داستان رعدآسا، داستان 55 كلمه اي، داستانك يك سيگاري و ده ها عنوان ديگر با تعاريف محدود به خودشان، نويسنده را سردرگم مي كند تا از خودش دایم بپرسد چيزي كه دارد مي نويسد واقعاً کداميك از اين هاست؟!
در داستانك گريزي عوامل ديگري نيز دخيل هستند مانند نبود جريان ها و رويدادهاي در خور و شايسته اين نوع ادبي. البته حركت هايي در كشور تا به كنون صورت گرفته است كه تأثير هرچند كوچك خود را نيز داشته اند، اما هيچكدام دایمي و مستمر نبوده اند و به يك دوره از برگزاي آنها كفايت شده است. جشنواره داستان هاي ميني مال خرم آباد، جشنواره داستان هاي كوتاه كوتاه اصفهان (اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي) و چند جشنواره اينترنتي ديگر از اين نمونه ها هستند كه هيچكدام نتوانستند فعاليت خود را ادامه دهند. البته جشنواره
اس ام اسي داستان هاي كوتاه كوتاه (انديمشك) و جشنواره داستانك هاي ايراني (تهران) در سال 87 را نيز به اين حركت ها اضافه کرد.
نبود نويسنده حرفه اي و صاحب ذوق در زمينه داستانك نويسي نيز يكي از دلايل داستانك گريزي به شمار مي رود. به یقین وجود نويسنده خوب داستانك باعث خلق داستانك هاي خوب خواهد شد و مخاطبان را هر چه بيشتر به اين سمت سوق مي دهد. نويسنده داستان كوتاه و رمان براي ايجاد عناصر داستاني در اثرش، صفحه ها و فصل ها فرصت دارد. در صورتي كه داستانك نويس فقط در چند خط بايد خواننده اش را راضي كند كه اين بسيار مشكل است و دور از انصاف نيست كه بگوييم نوشتن داستانك خوب بسيار از نوشتن داستان كوتاه و رمان خوب سخت تر است. البته برخي از نويسندگان خوب كشور در اين وادي نيز قلم زده اند كه براي شروع داستانك نويسي حرفه اي در كشور مي تواند موثر باشد. داستان نويساني مانند عليرضا محمودي ايران مهر، بلقيس سليماني و رسول يونان.
دليل ديگر نبود حمايت ناشران از داستانك هاست. بسياري از ناشران مطرح ادبي حتي حاضر به دريافت مجموعه داستانك ها به منظور بررسي براي چاپ نيستند چه رسد به آنكه براي چاپ اين گونه آثار اقدام کنند تا چنين سياستي در ناشران ما وجود دارد نمي توان چندان اميدي به پيشرفت كيفي و كمي داستانك داشت.
با وجود تمامي اين مشكلات و موانع داستانك رشد خودش را چه در بين نويسندگان و چه در بين مخاطبان از دست نداده و روز به روز به استقبال از داستانك ها افزوده مي شود.
دلايل متعددي در داستانك گرايي دخيل هستند. يك دليل آن حجم كم داستانك است كه با كمبود وقت مخاطبان دنياي امروز سازگار است. مخاطب امروز كه وقت مطالعه اش بسيار كم است به راحتي مي تواند در اتوبوس، مترو و حتي با دريافت پيامك از تلفن همراهش، به خواندن داستان مشغول شود و در ترافيك كار و مشغله هاي شغلي اش لحظه هایی خوش را به ذهن مشوشش تزريق كند و به لذتي هنري برسد.
دليل ديگر كه داستانك را مورد توجه قرار داده است، پايان غافلگيركننده و توأم با ضربه چكشي آن است كه اغلب در اين گونه داستان ها مشاهده مي شود. اين ضربه و غافلگيري هرچه شديدتر باشد خواننده را بيشتر به سمت بهره بردن ادبي سوق مي دهد و قدرت ماندگاري اثر را نيز بيشتر مي كند. حتماً داستانك هايي را به خاطر داريد كه شما را شديد تحت تأثير قرار داده اند و به حتم تا سالها نيز در ذهنتان باقي خواهند ماند.
در اين داستانك ها گاهی غافلگيري و ضربه آخر داستان توأم با بيان نكته ای آموزنده و انساني است كه اين مسأله باعث گرايش مخاطباني كه به محتوا اهميت مي دهند، شده است. در واقع مي توان گفت داستانك، فرم محتواست و بيشتر علاقه مندان به خواندن و نوشتن داستانك، معنا دوست و معنا طلبند، زیرا داستانک قابلیت اجرای بازی های زبانی و فرمی ندارد.
به هر حال داستانك جاي خود را در جامعه ادبي دنيا باز كرده و امروزه به عنوان قالب داستاني به رسميت شناخته مي شود كه با اميد به برطرف شدن موانع و ضعف هايش، پيشرفت و گسترش آن اجتناب ناپذير به نظر مي رسد. به حتم حمايت بيشتر روزنامه ها و نشريه های ادبي از داستانك كه امروز نيز در حد متوسطي وجود دارد و همچنين حمايت ناشران مطرح از اين نوع داستاني در موازات برگزاري همايش ها و جشنواره هايي
در اين باره مي تواند مسير رو به جلوي داستانك را هموارتر کند.
در رابطه با داستانك چند نكته قابل تامل و یادآوری به نظر مي رسد. نخست اينكه به حتم داستانك به دليل حجم كم نمي تواند عناصر و روش هاي داستاني را در حد اعلا و ممتاز خود به نمايش بگذارد. عناصري مانند شخصيت پردازي آنچناني، ايجاد حس همزاد پنداري شديد، پيچش در پلات داستان و... چندان راهي به اين گونه داستان ها ندارند، اما هر قالب هنري را با توجه به ظرفيت هايش بايد مورد سنجش و ارزيابي قرار داد نه با توجه به ظرفيت هاي قالبي ديگر. داستانك را فقط بايد با داستانك مقايسه كرد. اگر بخواهيم اين گونه به قضيه داستانك بنگريم و دليل بياوريم كه داستانك عناصر داستان را در کمترین حد خود به كار مي برد پس بايد روي داستان كوتاه نيز خط بطلان كشيد، چون وقتي قالب جهان شمول تر و با ظرفيت تري مانند رمان موجود است پرداختن به داستان كوتاه، ديگر توجيهي نمي تواند داشته باشد. داستانك مانند بسياري از قالب هاي هنري ديگر قابليت ها و محدويت هاي خاص خودش را دارد. شنيده شده كه بسياري از منتقدان داستانك اين ايراد را به داستانك ها گرفته اند كه بعد از پايان آن، ديگر ميلي دوباره، براي خوانش آن وجود ندارد چون معماي آن حل شده است. بله اين حرف كاملاً صحيح است، اما در مورد داستانك هاي متوسط و ضعيف. خب شما هم معمولاً داستان كوتاه و ضعيف را يكبار بيشتر نمي خوانيد. رمان عالي را معمولاً چند بار مي خوانيد؟ فكر نكنم بيشتر از سه بار. درست است. خب داستانك خوب را چند بار؟ معمولاً بيشتر از رمان خوب. ولي چون يك داستانك چندبار خواني آن نيز بسيار كوتاه است اين احساس دست نمی دهد كه چند بار اثر خوانده شده است.
دوم اينكه داستانك ها مخاطبان خاص خود را دارند، كساني كه ذایقه هنري آنها به داستانك نزديك است. نيازي هم نيست كه همگان داستانك خوان و علاقه مند به اين نوع ادبي باشند. همانطور كه خيلي ها حوصله خواندن رمان را ندارند.
ولي به هر حال دلايلي نيز وجود دارد كه باعث ايجاد جريان داستانك گريزي شده است كه با رفع بعضي از آنها مي توان اقبال پرداختن به اين قالب داستاني را بالا برد.
يكي از دلايل داستانك گريزي، افراط شديد برخي از نويسندگان در كم كردن حجم آثارشان است كه سطح داستانك را بسيار تنزل داده و اثر را از احساس ها و ظرايف هنري خالي مي كند. به طوري كه احساس مي شود رقابتی در بين نويسندگان براي كسب ركورد در نوشتن كوتاه ترين داستان وجود دارد كه ايجاد شدن اين داستان ها آسان ولي تاثير معمولاً كم و گاهی بي تأثيرند.
دليل ديگر القاب و عنواين مختلفي است كه در مورد اين قالب ادبي به كار گرفته مي شود كه باعث داستانک گريزي شده است. عناويني كه هر روز به تعداد آنها اضافه شده و معلوم نيست اين روند تا كجا و تا كدام مرحله ادامه پيدا خواهد كرد. داستانك، داستان كوتاه كوتاه، فلش فيكش،فست فيكشن، ميكرو فيكشن، داستان ناگهان، داستان رعدآسا، داستان 55 كلمه اي، داستانك يك سيگاري و ده ها عنوان ديگر با تعاريف محدود به خودشان، نويسنده را سردرگم مي كند تا از خودش دایم بپرسد چيزي كه دارد مي نويسد واقعاً کداميك از اين هاست؟!
در داستانك گريزي عوامل ديگري نيز دخيل هستند مانند نبود جريان ها و رويدادهاي در خور و شايسته اين نوع ادبي. البته حركت هايي در كشور تا به كنون صورت گرفته است كه تأثير هرچند كوچك خود را نيز داشته اند، اما هيچكدام دایمي و مستمر نبوده اند و به يك دوره از برگزاي آنها كفايت شده است. جشنواره داستان هاي ميني مال خرم آباد، جشنواره داستان هاي كوتاه كوتاه اصفهان (اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي) و چند جشنواره اينترنتي ديگر از اين نمونه ها هستند كه هيچكدام نتوانستند فعاليت خود را ادامه دهند. البته جشنواره
اس ام اسي داستان هاي كوتاه كوتاه (انديمشك) و جشنواره داستانك هاي ايراني (تهران) در سال 87 را نيز به اين حركت ها اضافه کرد.
نبود نويسنده حرفه اي و صاحب ذوق در زمينه داستانك نويسي نيز يكي از دلايل داستانك گريزي به شمار مي رود. به یقین وجود نويسنده خوب داستانك باعث خلق داستانك هاي خوب خواهد شد و مخاطبان را هر چه بيشتر به اين سمت سوق مي دهد. نويسنده داستان كوتاه و رمان براي ايجاد عناصر داستاني در اثرش، صفحه ها و فصل ها فرصت دارد. در صورتي كه داستانك نويس فقط در چند خط بايد خواننده اش را راضي كند كه اين بسيار مشكل است و دور از انصاف نيست كه بگوييم نوشتن داستانك خوب بسيار از نوشتن داستان كوتاه و رمان خوب سخت تر است. البته برخي از نويسندگان خوب كشور در اين وادي نيز قلم زده اند كه براي شروع داستانك نويسي حرفه اي در كشور مي تواند موثر باشد. داستان نويساني مانند عليرضا محمودي ايران مهر، بلقيس سليماني و رسول يونان.
دليل ديگر نبود حمايت ناشران از داستانك هاست. بسياري از ناشران مطرح ادبي حتي حاضر به دريافت مجموعه داستانك ها به منظور بررسي براي چاپ نيستند چه رسد به آنكه براي چاپ اين گونه آثار اقدام کنند تا چنين سياستي در ناشران ما وجود دارد نمي توان چندان اميدي به پيشرفت كيفي و كمي داستانك داشت.
با وجود تمامي اين مشكلات و موانع داستانك رشد خودش را چه در بين نويسندگان و چه در بين مخاطبان از دست نداده و روز به روز به استقبال از داستانك ها افزوده مي شود.
دلايل متعددي در داستانك گرايي دخيل هستند. يك دليل آن حجم كم داستانك است كه با كمبود وقت مخاطبان دنياي امروز سازگار است. مخاطب امروز كه وقت مطالعه اش بسيار كم است به راحتي مي تواند در اتوبوس، مترو و حتي با دريافت پيامك از تلفن همراهش، به خواندن داستان مشغول شود و در ترافيك كار و مشغله هاي شغلي اش لحظه هایی خوش را به ذهن مشوشش تزريق كند و به لذتي هنري برسد.
دليل ديگر كه داستانك را مورد توجه قرار داده است، پايان غافلگيركننده و توأم با ضربه چكشي آن است كه اغلب در اين گونه داستان ها مشاهده مي شود. اين ضربه و غافلگيري هرچه شديدتر باشد خواننده را بيشتر به سمت بهره بردن ادبي سوق مي دهد و قدرت ماندگاري اثر را نيز بيشتر مي كند. حتماً داستانك هايي را به خاطر داريد كه شما را شديد تحت تأثير قرار داده اند و به حتم تا سالها نيز در ذهنتان باقي خواهند ماند.
در اين داستانك ها گاهی غافلگيري و ضربه آخر داستان توأم با بيان نكته ای آموزنده و انساني است كه اين مسأله باعث گرايش مخاطباني كه به محتوا اهميت مي دهند، شده است. در واقع مي توان گفت داستانك، فرم محتواست و بيشتر علاقه مندان به خواندن و نوشتن داستانك، معنا دوست و معنا طلبند، زیرا داستانک قابلیت اجرای بازی های زبانی و فرمی ندارد.
به هر حال داستانك جاي خود را در جامعه ادبي دنيا باز كرده و امروزه به عنوان قالب داستاني به رسميت شناخته مي شود كه با اميد به برطرف شدن موانع و ضعف هايش، پيشرفت و گسترش آن اجتناب ناپذير به نظر مي رسد. به حتم حمايت بيشتر روزنامه ها و نشريه های ادبي از داستانك كه امروز نيز در حد متوسطي وجود دارد و همچنين حمايت ناشران مطرح از اين نوع داستاني در موازات برگزاري همايش ها و جشنواره هايي
در اين باره مي تواند مسير رو به جلوي داستانك را هموارتر کند.
+ نوشته شده در 2012/5/9 ساعت 5:11 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی