صفحه 11--21 اردیبهشت 91
ماجراجوييهاي «كامه»لاكپشت ژاپني در آسيا
ایسنا: «كامه» 31 ساله نزديك به چهار سال است در كشورهاي آسيايي سفر ميكند. او چندي پيش به ايران آمد و در كشوري كه به قول خودش، حتا قرار نبود از آن ديدن كند، سهماه ماندني شد.
«ياسونوري كامهواري» يك گردشگر ژاپني است كه خود را به اختصار، «كامه» معرفي ميكند، «كامه» در زبان ژاپني به معني «لاكپشت» است. او وقتي درباره نامش صحبت ميكند، ميگويد: حتا وقتي در ژاپن، خودم را معرفي ميكنم، همه تعجب ميكنند.
اين گردشگر ژاپني، طمأنينه خاصي در سفر كردن دارد كه كمي از آن به فرهنگ شرقياش برميگردد و برخلاف بسياري از گردشگران اروپايي، بسيار مؤدب است و اگر شبي در خانهاي مهمان باشد، صاحبخانه را با شستن ظرفها و تميز كردن آشپزخانه غافلگير ميكند. وقتي درباره سفرش صحبت ميكند، در چشمانش ميشود خاطره های گذشته را ديد؛ اما او ميگويد: از برخي جاهايي كه در آنها بودم، فقط نامشان را به ياد ميآورم يا اينكه چه مدت در آن شهرها بودم.
اما او ايران را مقصد خاصي ميداند كه معتقد است، دوباره بايد به آن برگشت به همين دليل، با وجود اينكه سهماه در ايران بوده و دو بار ويزايش را تمديد كرده است، ميخواهد باز هم از طريق ارمنستان به ايران وارد شود تا ايرانگردياش را كامل كند. با خنده و كمي شرمندگي ميگويد: من سهماه در ايران بودم؛ اما تبريز و شمال را نديدم.
«كامه» نوروز را در ايران بود و با يك خانواده ايراني همسفر شد و در مهمانيهاي خانوادگي و ديد و بازديد نوروزي همراهيشان كرد. نكته جالب براي او ديد و بازديدهاي روزانه نوروزي بود كه اهالي خانواده هميشه در مهماني بودند يا مهمان داشتند.
رسم ديگري كه براي او جالب بود، خوردن آجيل و تنقلات است. او به تخمه آجيل اشاره ميكند و ميگويد: «در مدتي كه در ايران بودم، مهارت تخمه خوردنم قوي شده است». او سرعت تخمه خوردن ايرانيها را با چينيها مقايسه ميكند و معتقد است: فقط چينيها هستند كه با سرعت و حجم بيشتري تخمه ميخورند.
او همچنين از شنيدن واژه «تخمه ژاپني» تعجب ميكند و ميگويد: براي نخستينبار در ايران تخمه ژاپني ديده است؛ «كامه» حتا مهارت خوردن اين نوع تخمه را ندارد، اما همه از او در اينباره ميپرسند.
او پايان سفرش را انتهاي سال 2012 ميلادي تعيين كرده است؛ تا زماني كه از پس مخارج سفرش برآيد، به خانه برگردد و در امتحان معلمي شركت كند و دوباره معلم شود؛ اما بايد قبل از آن، يك سال درس بخواند تا در آزمون معلمي قبول شود.
«كامه» حالا در تركيه است و احتمالا برنامهريزي ميكند كه چگونه در فرصت باقيمانده از سفرش، تجربههاي جديد كسب كند.
گفتوگوي خبرنگار ايسنا با «كامه» به آخرين شبي برميگردد كه او در تهران بود و قرار بود خودش را با اتوبوس به مرز تركيه برساند. او قبل از شروع اين بخش از سفرش، برنامهريزي بسيار دقيق مالي داشت تا به مشكل برنخورد.
ــاز سفرت بگو.
بايد كمي فكر كنم. من ژاپن را سهونيم سال پيش ترك كردم. با قايق به چين رفتم و ششماه بعد به آسياي جنوبي رفتم. نپال، هند، بنگلادش و آسياي جنوب شرقي از ديگر مقاصد من در طول اين سفر بودند. بعد از بازگشت به چين و رفتن به آسياي مركزي، افغانستان و پاكستان، به ايران رسيدم.
ــ مسافرت معمولا هزينهبر است و اگر يك نفر بخواهد سفري را براي چند سال برنامهريزي كند، مطمئنا به يك برنامهريزي مالي نياز دارد. مخارج سفرت را چگونه تأمين كردي؟
بيشتر گردشگران قبل از شروع سفرشان تلاش ميكنند پولشان را ذخيره كنند؛ اما مورد من، با بقيه فرق داشت. من به اندازهاي كه ميخواستم پول خرج و خريد كردم. مردم معمولا در همچنين مواقعي تلاش ميكنند اصلا خرج نكنند؛ ولي من اين كار را نكردم و به اندازهاي كه لازم بود از پولم استفاده كردم. بعد از دوونيم سال كار كردن در يك مدرسه بهعنوان معلم، فكر كردم ممكن است بتوانم براي سفر به جايي بروم. آن موقع 27 ساله بودم و ميخواستم قبل از اينكه سنم بالاتر برود، كار خاص و ويژهاي انجام دهم، منظورم قبل از 30 سالگي است.
من سفر به ملل شرقي را شروع كردم. ابتدا كه در حال برنامهريزي بودم، چهار كشوري را كه ميخواستم حتما ببينم انتخاب كردم؛ چين، هند، مصر و تركيه. بعد از سهونيم سال كه در سفر هستم، از اين چهار كشور هنوز مصر و تركيه را نديدهام.
فكر ميكردم بتوانم بهشكل زميني سفر كنم، چون هر كشوري را كه انتخاب كردم، در آسيا بود. چهار كشور اصلي را كه درباره آنها شنيده بودم، همينها بودند.
ـ هيچوقت فكر ميكردي سفرت سهونيم سال طول بكشد؟
اول فكر ميكردم مسافرت دور آسيا خيلي طول نكشد. فكر ميكردم يكونيم سال يا در نهايت، دو سال طول بكشد. در ابتدا انتظارم اين بود؛ اما بعد از آن، جاهاي ديگري سر راهم قرار گرفت كه بايد ميديدم. فرهنگها و مردم متفاوتي بودند كه در آسيا زندگي ميكردند و باعث شدند سفر من طولانيتر و طولانيتر شود.
ـ حتا همين الان سفرت يكونيم سال بيشتر از آنچه انتظار داشتي طول كشيده است. به مشكل مالي در طول اين مدت برخورد نكردي؟
من تا جايي كه ميتوانستيم هزينههايم را پايين آوردم. در طول سفرم برنامهريزي ميكردم كه چند روز ديگر در اينجا هستم و براي اين چند روز چقدر بايد پول كنار بگذارم. بعضي كشورها خيلي ارزان بودند و بعضي از كشورها مردم مهرباني داشتند كه به من غذا ميدادند. در واقع، آدمهاي خيلي زيادي به من كمك كردند. اين يكي از دلايل بزرگي بود كه باعث شد سفر من اينقدر طولاني شود.
بعد از مدتي متوجه شدم كه بهتنهايي نميتوانم زندگي كنم. مردم هميشه به من كمك ميكردند و باعث ميشدند كه بتوانم به زندگيام ادامه دهم.
ـ چطور شد به ايران آمدي؟
قبل از اينكه سفرم را شروع كنم، انتظار نداشتم به ايران بيايم. فكر ميكردم ايران خطرناكترين كشور در جهان است. اين چيزي بود كه من فكر ميكردم؛ اما در طول سه سال سفر، گردشگران زيادي كه ايران را ديده بودند، هيچكدام چيزهاي بدي درباره ايران به من نگفتند. آنها خاطره های خوبي تعريف ميكردند و ميگفتند ايران كشوري است كه مردمي خوب و دوست داشتني دارد. وقتي همه اينها را شنيدم به خودم گفتم حتما بايد به ايران بروم.
من كل آسيا را سفر كردم و به اين نتيجه رسيدم، ايران هم جايي است كه نبايد از دست بدهم.
ــ حالا چه نظري درباره ايران داري؟
ديدگاهم پس از سفر عوض شد و جور ديگري درباره ايران فكر ميكنم. بعضي تفكرهای سابقم درباره ايران تغيير نكرده و برخي از آنها هم تغيير كرده است. خيلي از گردشگران به من گفته بودند، ايرانيها مردم خيلي مهرباني هستند. بنابراين من انتظار اين مهرباني را داشتم؛ اما ايران بيشتر از آنچه فكر ميكردم بزرگ بود و تنوع فرهنگي داشت. من خيلي از فرهنگهاي مختلف را در ايران ديدم كه برايم تعجب آور بودند. برخي از اين فرهنگها منحصربهفرد هستند. به علاوه ايران خيلي توسعهيافتهتر از آنچه فكر ميكردم بود.
اين گردشگر ژاپني، طمأنينه خاصي در سفر كردن دارد كه كمي از آن به فرهنگ شرقياش برميگردد و برخلاف بسياري از گردشگران اروپايي، بسيار مؤدب است و اگر شبي در خانهاي مهمان باشد، صاحبخانه را با شستن ظرفها و تميز كردن آشپزخانه غافلگير ميكند. وقتي درباره سفرش صحبت ميكند، در چشمانش ميشود خاطره های گذشته را ديد؛ اما او ميگويد: از برخي جاهايي كه در آنها بودم، فقط نامشان را به ياد ميآورم يا اينكه چه مدت در آن شهرها بودم.
اما او ايران را مقصد خاصي ميداند كه معتقد است، دوباره بايد به آن برگشت به همين دليل، با وجود اينكه سهماه در ايران بوده و دو بار ويزايش را تمديد كرده است، ميخواهد باز هم از طريق ارمنستان به ايران وارد شود تا ايرانگردياش را كامل كند. با خنده و كمي شرمندگي ميگويد: من سهماه در ايران بودم؛ اما تبريز و شمال را نديدم.
«كامه» نوروز را در ايران بود و با يك خانواده ايراني همسفر شد و در مهمانيهاي خانوادگي و ديد و بازديد نوروزي همراهيشان كرد. نكته جالب براي او ديد و بازديدهاي روزانه نوروزي بود كه اهالي خانواده هميشه در مهماني بودند يا مهمان داشتند.
رسم ديگري كه براي او جالب بود، خوردن آجيل و تنقلات است. او به تخمه آجيل اشاره ميكند و ميگويد: «در مدتي كه در ايران بودم، مهارت تخمه خوردنم قوي شده است». او سرعت تخمه خوردن ايرانيها را با چينيها مقايسه ميكند و معتقد است: فقط چينيها هستند كه با سرعت و حجم بيشتري تخمه ميخورند.
او همچنين از شنيدن واژه «تخمه ژاپني» تعجب ميكند و ميگويد: براي نخستينبار در ايران تخمه ژاپني ديده است؛ «كامه» حتا مهارت خوردن اين نوع تخمه را ندارد، اما همه از او در اينباره ميپرسند.
او پايان سفرش را انتهاي سال 2012 ميلادي تعيين كرده است؛ تا زماني كه از پس مخارج سفرش برآيد، به خانه برگردد و در امتحان معلمي شركت كند و دوباره معلم شود؛ اما بايد قبل از آن، يك سال درس بخواند تا در آزمون معلمي قبول شود.
«كامه» حالا در تركيه است و احتمالا برنامهريزي ميكند كه چگونه در فرصت باقيمانده از سفرش، تجربههاي جديد كسب كند.
گفتوگوي خبرنگار ايسنا با «كامه» به آخرين شبي برميگردد كه او در تهران بود و قرار بود خودش را با اتوبوس به مرز تركيه برساند. او قبل از شروع اين بخش از سفرش، برنامهريزي بسيار دقيق مالي داشت تا به مشكل برنخورد.
ــاز سفرت بگو.
بايد كمي فكر كنم. من ژاپن را سهونيم سال پيش ترك كردم. با قايق به چين رفتم و ششماه بعد به آسياي جنوبي رفتم. نپال، هند، بنگلادش و آسياي جنوب شرقي از ديگر مقاصد من در طول اين سفر بودند. بعد از بازگشت به چين و رفتن به آسياي مركزي، افغانستان و پاكستان، به ايران رسيدم.
ــ مسافرت معمولا هزينهبر است و اگر يك نفر بخواهد سفري را براي چند سال برنامهريزي كند، مطمئنا به يك برنامهريزي مالي نياز دارد. مخارج سفرت را چگونه تأمين كردي؟
بيشتر گردشگران قبل از شروع سفرشان تلاش ميكنند پولشان را ذخيره كنند؛ اما مورد من، با بقيه فرق داشت. من به اندازهاي كه ميخواستم پول خرج و خريد كردم. مردم معمولا در همچنين مواقعي تلاش ميكنند اصلا خرج نكنند؛ ولي من اين كار را نكردم و به اندازهاي كه لازم بود از پولم استفاده كردم. بعد از دوونيم سال كار كردن در يك مدرسه بهعنوان معلم، فكر كردم ممكن است بتوانم براي سفر به جايي بروم. آن موقع 27 ساله بودم و ميخواستم قبل از اينكه سنم بالاتر برود، كار خاص و ويژهاي انجام دهم، منظورم قبل از 30 سالگي است.
من سفر به ملل شرقي را شروع كردم. ابتدا كه در حال برنامهريزي بودم، چهار كشوري را كه ميخواستم حتما ببينم انتخاب كردم؛ چين، هند، مصر و تركيه. بعد از سهونيم سال كه در سفر هستم، از اين چهار كشور هنوز مصر و تركيه را نديدهام.
فكر ميكردم بتوانم بهشكل زميني سفر كنم، چون هر كشوري را كه انتخاب كردم، در آسيا بود. چهار كشور اصلي را كه درباره آنها شنيده بودم، همينها بودند.
ـ هيچوقت فكر ميكردي سفرت سهونيم سال طول بكشد؟
اول فكر ميكردم مسافرت دور آسيا خيلي طول نكشد. فكر ميكردم يكونيم سال يا در نهايت، دو سال طول بكشد. در ابتدا انتظارم اين بود؛ اما بعد از آن، جاهاي ديگري سر راهم قرار گرفت كه بايد ميديدم. فرهنگها و مردم متفاوتي بودند كه در آسيا زندگي ميكردند و باعث شدند سفر من طولانيتر و طولانيتر شود.
ـ حتا همين الان سفرت يكونيم سال بيشتر از آنچه انتظار داشتي طول كشيده است. به مشكل مالي در طول اين مدت برخورد نكردي؟
من تا جايي كه ميتوانستيم هزينههايم را پايين آوردم. در طول سفرم برنامهريزي ميكردم كه چند روز ديگر در اينجا هستم و براي اين چند روز چقدر بايد پول كنار بگذارم. بعضي كشورها خيلي ارزان بودند و بعضي از كشورها مردم مهرباني داشتند كه به من غذا ميدادند. در واقع، آدمهاي خيلي زيادي به من كمك كردند. اين يكي از دلايل بزرگي بود كه باعث شد سفر من اينقدر طولاني شود.
بعد از مدتي متوجه شدم كه بهتنهايي نميتوانم زندگي كنم. مردم هميشه به من كمك ميكردند و باعث ميشدند كه بتوانم به زندگيام ادامه دهم.
ـ چطور شد به ايران آمدي؟
قبل از اينكه سفرم را شروع كنم، انتظار نداشتم به ايران بيايم. فكر ميكردم ايران خطرناكترين كشور در جهان است. اين چيزي بود كه من فكر ميكردم؛ اما در طول سه سال سفر، گردشگران زيادي كه ايران را ديده بودند، هيچكدام چيزهاي بدي درباره ايران به من نگفتند. آنها خاطره های خوبي تعريف ميكردند و ميگفتند ايران كشوري است كه مردمي خوب و دوست داشتني دارد. وقتي همه اينها را شنيدم به خودم گفتم حتما بايد به ايران بروم.
من كل آسيا را سفر كردم و به اين نتيجه رسيدم، ايران هم جايي است كه نبايد از دست بدهم.
ــ حالا چه نظري درباره ايران داري؟
ديدگاهم پس از سفر عوض شد و جور ديگري درباره ايران فكر ميكنم. بعضي تفكرهای سابقم درباره ايران تغيير نكرده و برخي از آنها هم تغيير كرده است. خيلي از گردشگران به من گفته بودند، ايرانيها مردم خيلي مهرباني هستند. بنابراين من انتظار اين مهرباني را داشتم؛ اما ايران بيشتر از آنچه فكر ميكردم بزرگ بود و تنوع فرهنگي داشت. من خيلي از فرهنگهاي مختلف را در ايران ديدم كه برايم تعجب آور بودند. برخي از اين فرهنگها منحصربهفرد هستند. به علاوه ايران خيلي توسعهيافتهتر از آنچه فكر ميكردم بود.
+ نوشته شده در 2012/5/10 ساعت 5:6 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی