کلمه و  نوشتن خلاق

ایبنا: در نشست «کلمه و نوشتن خلاق» مدرسه به عنوان مهمترین پایگاه آموزش نوشتن به کودکان معرفی شد. عباس قدیرمحسنی دراین‌باره اظهار کرد: بچه‌ها نوشتن را در مدرسه یاد می‌گیرند و از جمله‌نویسی شروع می‌کنند و به انشا می رسند اما درس انشا خیلی جدی گرفته نمی‌شود؛ در حالی که نوشتن خلاق باید از مدرسه شروع شود.

به نقل از ستاد خبری سرای اهل قلم بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران، نشست
«کلمه و نوشتن خلاق» در سراي اهل قلم كودك و نوجوان برگزار شد. کبری بابایی و عباس قدیرمحسنی، کارشناسانی بودند که در این نشست حضور داشتند و حامد محقق، هدایت بحث درباره موضوع نشست را برعهده داشت.
در ابتدای این نشست، قدیرمحسنی درباره آموزش خلاقیت توضیح داد و گفت: تصور من این است که هر چیزی را می‌شود آموزش داد و خلاقیت هم آموزش دادنی است. نوشتن را هم با ترفندها و شگردهایی می‌توان یاد داد و شرایطي برای کودکان و نوجوانان به وجود آورد که خلاقیت‌های نوشتنشان رشد کند. من در کلاس‌های ادبی کانون پرورش با بچه‌هایی سر و کار داشته‌ام که در نخستین روز کلاس حتی نمی‌توانستند یک جمله بنویسند اما با روش آموزش غیرمستقیم، پس از 3-2 ترم داستان‌نویسی را یاد گرفتند.
وی ادامه داد: من بحث را با این موضوع شروع می‌کنم که نوشتن خود خلاقیت است و کار سختی است. همان طور که نویسندگان بزرگ هم گفته‌اند نوشتن عرق‌ریزان روح است. البته می‌شود فرد را به سمتی سوق داد که تفاوت نگاه و دیگرگونه روایت کردن را نیز یاد بگیرد.
نویسنده «قصه‌های غولی» مدرسه را نخستین نقطه آموزش نوشتن دانست و اظهار کرد: بچه‌ها نوشتن را در مدرسه یاد می‌گیرند و از جمله‌نویسی شروع می‌کنند و به انشا می رسند. البته در زمانی که من دانش‌آموز بودم درس انشا خیلی جدی گرفته نمی‌شد و متاسفانه الان هم همینطور است و بدترین ساعت درسی به این کلاس اختصاص می‌یابد، به ندرت تشکیل می‌شود و حتی اگر تشکیل شودموضوع هاي کلیشه‌ای و پاسخ‌های کلیشه‌ای مورد نظر معلمان درس انشا را تشکیل می‌دهند در حالی که نوشتن خلاق باید از مدرسه شروع شود.
این مربی داستان‌نویسی با انتقاد از قالبی بودن موضوع هاي درس انشا، فقر متون ادبی مناسب در کتاب‌های درسی را به عنوان یکی دیگر از مشکلات آموزش نوشتن خلاق برشمرد و گفت: در کتاب‌های درسی نوآوری دیده نمی‌شود. البته تغییراتی رخ داده اما این تغییرات آنقدر قابل لمس نیستند. بخش تصویری کتاب‌های درسی بیشتر شده که این خود در پرورش حواس کودک موثر است. آثار معدودی از نویسندگان و شاعران معاصر نیز به کتاب‌های درسی راه یافته که اتفاق خوبی است اما کافی نیست. بابایی در بخش دیگری از این نشست، خلاقیت و تخیل را همراه با هم دانست و درباره امکان آموزش خلاقیت گفت: وقتی از آموزش حرف می‌زنیم یک رابطه یک طرفه مطرح می‌شود شاید تربیت خلاقانه اصطلاح مناسبتری باشد. در واقع مربی تلاش می‌کند فرد را به خلاقانه دیدن عادت دهد و وقتی نگاه خلاق شد، شخص تمام اتفاق های زندگی‌اش را به شکل خلاقانه می‌بیند و مشکلاتش را به همین شیوه حل می‌کند.
شاعر «غصه‌های یک مجسمه» ادبیات را آیینه‌ای از زندگی، خواسته‌ها و موانعی دانست که انسان‌ها با آن روبه رو هستند و افزود: برای داشتن ادبیاتی خلاق باید آدم‌های خلاق داشته باشیم. نویسنده و خواننده، هر دو باید خلاق باشند و ایجاد بستری برای این موضوع کار زیادی می‌برد و زمان زیادی می‌طلبد تا مخاطب کم‌کم با آثار خلاقانه آشنا شود و بپذیرد آثار متفاوتی وجود دارند. تلاش سال‌های اخیر هم خوب بوده و آثار خوبی در زمینه تالیف و ترجمه در کشورمان منتشر شده اند اما باید بیش از این در زمینه تبلیغات و فرهنگ‌سازی برای چنین آثاری کار شود.
قدیرمحسنی برخی از ویژگی‌های ادبیات خلاق را چنین معرفی کرد: نویسندگان ادبیات خلاق خلاءها و رد پاهایی را برای خواننده به جای می‌گذارند و او را در داستان یا شعر خود شریک می‌کنند اما ادبیات عامه‌پسند هیچ جای خالی برای خواننده باقی نمی‌گذارند و همه چیز را بازگو مي كنند.
بابایی با بیان نقش خلاقیت در تمام جنبه‌های زندگی، در این‌باره توضیح داد: ما با کلمه فکر می‌کنیم و حتی وقتی تصویری می‌بینیم کلمه در ذهنمان شکل می‌گیرد و هر چه دایره واژگان گسترده‌تر شود، زمینه خلاقیت بیشتر برایمان فراهم می‌شود. من بچه‌ها را به نوشتن توصیه می‌کنم چون نوشتن کمک می‌کند به درک درستی از زندگی برسیم و خلاقانه با مشکلات مواجه شویم.
این مدرس داستان‌نویسی با بیان همکاری خود با گروه تالیف کتاب‌های درسی در مقطع پیش‌دبستانی، از نبود مربیان آموزش دیده اظهار تاسف کرد و گفت: ما همیشه امکان کار از پایه را از دست می‌دهیم. خلاقیت‌های آموزشی در مقطع پیش‌دبستانی در حد صفر است چون هنوز مربیان آموزش دیده برای کار در این مقطع تربیت نشده‌اند. در حالی که مهم‌ترین موضوع در آموزش خلاقیت وجود معلمانی با نگاه خلاق است. بابایی در تعریف خلاقیت گفت: شاید بهترین تعریف برای خلاقیت این شعر کلیشه‌ای سهراب سپهری باشد که می‌گوید: چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید. قدیر محسنی در این باره گفت: بیشتر آدم‌ها در قالب و چارچوب مشخصی رفتار می‌کنند اگر کسی کمی این ساختار مشخص را عوض کند، خلاقانه عمل کرده است و وقتی خلاقیت در درون انسان شکل بگیرد خودبه خود ادامه می‌یابد.

یک شاعر: آثار ایرانی با آرزوهای ما همخوانی ندارد
فارس: علی معلم گفت: کتابهای ایرانی را نفی نمی کنم اما با آرزوها و حرفهای بزرگی که می زنیم، خیلی هم همخوانی ندارد و تا حدودی اسباب نگرانی است.
علی معلم رییس فرهنگستان هنر بیان داشت: به طور کامل از بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بازدید نکردم  اما بخش کتابهای عربی را کم و بیش مشاهده و برخی از آثار را خریداری کردم. وی اضافه کرد: بخش کتاب عربی نسبت به سال گذشته دارای کتابهای بسیار خوبی بوده است یعنی برخی مطبع ها از مطبع های خوبی بود و انتظار می رفت آثار خوبی را چاپ کرده باشند.
معلم ادامه داد: وقتی به آثار غرفه کتابهای عربی نگاه کردم متوجه شدم که آنها بیشتر از ما زحمت کشیده بودند یعنی نویسندگان آنها کارهای عمیقی را انجام داده حتی کارهای بدشان از کارهای بد ما هم بهتر بود. وی افزود: ممکن است ما آثاری داشته باشیم که به انقلاب و اسلام طعنه و تعریض داشته باشد آنها هم این آثار را دارند اما آنها آثار بسیار خطرناکی را منتشر می کنند که اگر واقعا مسلمانی ما پایه مهمی دارد از این به بعد باید تلاش و کوشش بیشتری داشته باشیم چرا که برخی از آدم های باهوش که در آن طرف مرزها زندگی می کنند مقابل بسیاری از ارزش های این کشور ایستاده اند.
این شاعر گفت: به طور مثال در شعر تفکر اصولی عنوان می شود و بزرگانی همانند آخوند خراسانی و آقا ضیاء، ملاهاشم و لاریجانی که نگهبانان این عرصه بودند از ناحیه بعضی از هوشمندان در سایر کشورها به چالش کشیده شده اند و ایجاد یک نوع مشکلات کرده اند که باید اهل علم به آنها پاسخ دهد.
وی اضافه کرد: در ادبیات شعر و تاریخ و استوره و بسیاری از موضوع ها دیگر کارهایی به وسیله در حال انجام شدن است که جداً به نفع غرب است و آنها دارند به نیابت مغرب زمینی ها در شرق کارهایی را انجام می دهند که در سراسر دنیای شرق در حال پخش شدن است.
وی افزود: به دلیل اینکه آثار به زبان مذهبی منتشر می شود اثرش در جامعه بیشتر خواهد بود و این نگرانی ها نیز احساس می شود، همچنین برخی از آثار کتب عربی را به صورت نمونه خریداری کردند که پس از مطالعه با دوستانی که در این مایه دانایی و درایتی دارند در میان گذاشته و کارهایی را در این خصوص انجام دهند. معلم بیان کرد: کتابهای ایرانی را نفی نمی کنم اما انصافا با آرزوها و حرفهای بزرگی که می زنیم خیلی هم همخوانی ندارد و تا حدودی اسباب نگرانی است یعنی شعر از لحاظ صورت بسیار قابل تامل و مطلوب بوده اما محتوایی که شایسته این روزگار باشد و باید پاسخگوی خیلی از مسایل باشد
نیست.
وی افزود: کتابهای فلسفی وجود دارند اما بازگشت آنها به روزگاران گذشته است. می توان گفت انگار که ما تفکر و مسأله ای نداریم یعنی در بسیاری از زمینه های اقتصادی و یارانه ای و چیزهایی که امروز در این کشور مورد استفاده است کسی حرف جدی نمی زند و حرف جدی ندارد و به همین منظور برنامه ریزی ها، برنامه ریزی های ضعیفی است.