یادداشت سردبیر 9 خرداد 91
پاسخگویی به تاریخ
اسماعیل عسلی
مجلس نهم در شرایطی کار خود را آغاز میکند که فهرستی از مطالبات مسکوت مانده و یا ایجاد شده را پیش رو دارد. بر هیچکس پوشیده نیست که مهمترین وظیفه یک نماینده سخنگویی از طرف ملت و حراست از منافع ملی است. ملت به مجموعهای ساکن در گسترهی جغرافیایی خاصی اطلاق میشود که علیرغم تمایزهای قومی، فرهنگی، دینی و مذهبی، به دلیل منافع مشترکی که دارند، هزینههای شکلگیری حکومتی را برای اداره امور میپردازند، انتظار آنها از منتخبان ملت و گردانندگان امور، اتخاذ بهترین شیوههای مدیریتی با بهرهگیری از قوانین روزآمد، تجارب تاریخی و ذخایر مادی و معنوی است. از آنجایی که تمامی ارکان نظام در شکلگیری و تداوم، متکی به اراده مردم هستند، تلاش، همگرایی و تعامل آنها با یکدیگر بر مبنای میثاق ملی که قانون اساسی باشد، خواسته طبیعی مردم است. اگر چه باید اذعان داشت که 8 دوره فعالیت برای رسیدن به بلوغ و بالندگی پارلمان در یک کشور کافی نیست و سالها تجربهی آمیخته با افت و خیزها، ترمیمها و تعدیلها و رفت و آمدها و انتخابات گوناگون لازم است تا همه چیز تدریجاً در جایگاه بایستهی خود قرار گیرد لذا ما هنوز برای دستیابی به بهترینها نیازمند گذشت زمان و انباشتن حافظهی تاریخی ملّت خود از تجارب گوناگون هستیم و شرایط کنونی هر چند مطلوب نباشد اما از این جهت که بعدها به بروز و ظهور معیارهایی برای تشخیص مطلوب کمک میکند، یک فرصت به حساب میآید.
طبیعتاً تعریفها و تمجیدهایی که ما از خودمان داریم بیش از آنکه بیانگر واقعیت بیرونی باشد، نشان دهندهی رویکردها و آرزوهای درونی است و به مردم ما اعتماد به نفس میدهد و به منزلهی تلنگری است که هر چند اغراقآمیز باشد اما ترسیمکنندهی دورنمایی است از آنچه که باید باشیم. مسلماً برتری فرهنگی، علمی، اقتصادی و تمدنی یک جامعه در گرو برخورداری از ویژگیهای منحصر به فردی است که هماکنون برای دستیابی به آنها گام برمیداریم. خوشبختانه سرمایههای بیبدیل ملی زیادی داریم.
بهرهمندی ایرانیان از ضریب هوشی بالا، پشتوانهی تاریخی و تمدنی چند هزار ساله، معادن و منابع فراوان و موقعیت ژئوپولتیک و... سرمایههایی هستند که میتوانند بال پرواز ما برای رسیدن به اوجها باشد.
اگر با استناد به چنین داشتههایی به دنبال ترسیم آیندهای آرمانی باشیم، به خطا نرفتهایم. اما اگر هدف ما از چنین تعریف و تمجیدهایی از خودمان نفی تجارب علمی و فرهنگی و داشتههای سایر ملتها باشد و خود را از تعامل با آنها بینیاز بدانیم نیازمند بازنگری در چنین اندیشهای هستیم.
تمامی انسانهای کره خاکی از جهات گوناگون نیازمند یکدیگر هستند و سلامت زمین و جامعه انسانی در گرو همزیستی مسالمتآمیز آنها به شرط عزّت و رفاه همگانی است و تمامی تلاشها نیز باید معطوف به همگرایی انسانی باشد. همزیستی مسالمتآمیز همه انسانها صرف نظر از اینکه دولتها در سراسر جهان تا چه اندازه برای تحقق بخشیدن به آن جدی باشند یک آرزوی جهانی است که ریشه در اندیشههای دینی دارد.
انتظارات مردم از مجلس قابل مقایسه با سایر نهادها و مؤلفههای دخیل در اداره کشور نیست زیرا فرض بر این است که گرد آمدگان در مجلس عصاره ملت هستند و عمده مسئولیتها متوجه آنهاست کما اینکه سهم مجلس در افتخارات و موفقیتهای ملی نیز از ابتدای شکلگیری آن در عهد مشروطه تاکنون قابل اعتنا بوده است.
از زمان تأسیس پارلمان در ایران تاکنون معیارهای گوناگونی برای انتخاب نمایندگان و راهیابی آنها به مجلس ملحوظ نظر قرار گرفته که اغلب نشأت گرفته از قانون اساسی بوده است.
بر همین اساس گاه شاهد برخورداری تمامی صنوف و طبقات اجتماعی از نمایندگی در مجلس بودهایم، گاه سهم احزاب و گروههای سیاسی چربش محسوسی داشته است و گاه شخصیتهای مردمی در آن ایفای نقش کردهاند. البته به استثنای مقاطعی از دوران سلطنت پهلوی اول و دوم که وکیلالدولهها میداندار بودند، در سایر دورهها مجلس روندی کجدار و مریز داشته است.
ترکیب مجلس پس از انقلاب در ادوار گوناگون تابعی از شرایط متفاوت بوده به گونهای که مردم توانستهاند در طول نه دوره، ترکیبهای گوناگون را تجربه کنند. به طور کلی دانش، پایبندی به ارزشها و قانون اساسی، برخورداری از وجهه اجتماعی و نفوذ معنوی ویژگیهایی بوده که برای تأیید صلاحیت نامزدهای نمایندگی پس از انقلاب مورد نظر قرار گرفته که اگر اعمال سلیقهها و ضریب خطای احتمالی در ارزیابی ویژگیهای کیفی را نادیده بگیریم، باز هم کمتر نمایندهای پیدا میشود که در تمامی ویژگیها در اوج باشد. بلکه گاهی دانش او تحتالشعاع پایبندیاش به قانون اساسی قرار گرفته و گاهی سایر ویژگیهایش تخصص و دانش او را به حاشیه رانده و گاهی نیز وجههی اجتماعی و نفوذ معنویاش برجستگی چشمگیری داشته است. البته به تدریج که رویکردهای جناحی و نقطه نظرات سیاسی نیز در کنار سایر معیارها جایی برای خود دست و پا کردهاند، روی ترکیب نهایی مجلس تأثیری بیچون و چرا داشتهاند.
در عین حال آنچه معرف ترکیب و کیفیت هر دوره از مجلس میتواند باشد، فراتر از این معیارهاست. برای ارزیابی مجلس در هر دورهای باید به افتخارات و موفقیتهای ملی که مجلس در آنها نقش اول داشته است توجه کرد. وقتی ما از گامهای بزرگ و موفقیتهای ملی با محوریت و میدانداری مجلس سخن میگوییم منظورمان توفیقاتی است که قابل ثبت در تاریخ باشد.
انتظارات طبیعی مردم از مجلس در دست داشتن ابتکار عمل در تمامی رویدادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و واکنشهای بزنگاه در بحرانها به گونهای است که بیانگر همصدایی مجلس با ملت در تمامی عرصهها باشد. مردم انتظار دارند که اقتدار و هیبت مجلس حتی خیال تخطی از قانون را نیز به ذهن کارگزارانی که رفتار آنها تحت نظارت مجلس است، خطور ندهد و کسی نتواند وجاهت علمی و اجتماعی نمایندگان را در محافل رسمی زیر سؤال ببرد. به تعبیری دیگر در رأس امور بودن مجلس نه به عنوان یک آرزو و آرمان بلکه به عنوان واقعیتی ملموس مطرح باشد.
امید است که مجلس نهم از این جهت پروندهای سرشار از این موفقیتها داشته باشد.
نباید فراموش کرد که پاسخگویی به تاریخ بسیار دشوارتر از پاسخگویی به مردم است.
+ نوشته شده در 2012/5/29 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی