صفحه 16--2 اذر 87
وظیفه هنر، تجلی ایده هاست.
شوپنهاور
ویراستاری
در بوته
نقد
فارس: يدالله شكري مديرعامل نجواي قلم برخلاف ديد عموم كه هر كسي را داراي قابليت ويراستاي ميدانند، معتقد است ويراستاري كار هر كسي نيست. شكري تفكر عموم مردم را در مورد ويراستاري بر اين نكته متمركز دانست كه آنها فكر ميكنند تحصيل كردهها در برخي از رشتهها ميتوانند ويراستار باشند.
وي ادامه داد: مردم فكر ميكنند چون يك فارغالتحصيل ادبيات با متن سر و كار دارد و نيز فنوني همچون دستور زبان و فهم متون را در دانشگاه ميگذراند، ميتواند ويراستار خوبي باشد در حالي كه اين طور نيست.
اين استاد دانشگاه ارتباط ميان ويرايش و سبك شناسي را اينگونه عنوان كرد: به تعبيري وظيفه ويراستار چيزي جز نزديك كردن سبك شخصي نويسنده به سبك معيار جامعه نيست. به اين تعبير ما به علم سبك شناسي، مفهوم آن و زمان پيدايش آن توجه ميكنيم.
وي در ادامه سخنانش به مفهوم سبك در گذشته و در دوره معاصر اشاره كرد و گفت: از حدود 50 - 60 سال پيش، علوم جديدي همچون سبكشناسي وارد اين سرزمين شد.
شكري طرز فكر قدما را در مورد سبك، «طرز» و «شيوه» خواند و سبك را از ديدگاه اين عصر، آن ويژگيهاي زباني و فكري كه در يك دورهاي همه به آن سخن ميگويند، معرفي كرد. وي به دو نوع سبك؛ يكي سبك دوره و ديگري سبك شخصي اشاره كرد و گفت: از نظر قدمت، سبك شناسي در دورههاي گذشته به نام مناطق نامگذاري ميشد، در دوره اول ادبيات فارسي، به عنوان مثال، سبك خراساني وجود داشت و آن از نظر زباني و فكري، ويژگي خود را داشت.
شكري همچنين محدوديتها را در دورههاي مختلف باعث پيدايش سبكهاي متنوع دانست و گفت: ساختارگراها معتقدند، سبك فقط تحول در زبان است، در حالي كه ديگران به آن اعتقاد ندارند.
مديرعامل موسسه نجواي قلم براي سبك دو دوره را قائل شد. يكي از ابتدا تا دوره مشروطه و ديگري از مشروطه تا امروز؛ به نظر وي سبك در زبان فارسي از ابتدا تا دوره مشروطه، سبك منطقهاي بوده است، اما بعد از مشروطه زبان معيار حاكم است و سبك اين دوره را، زبان معيار اين دوره، بايد تعريف كرد.
شكري زبان معيار را زباني خواند كه پذيرفته همه است، همه به آن سخن ميگويند و در مطبوعات به شكل پذيرفته شدهاي رايج است. زباني كه در مرزهاي جغرافيايي و سياسي پذيرفته شده است.
اين استاد دانشگاه، در دوران معاصر، سبك دوره را با زبان معيار دوره تعريف كرد.
وي ويژگيهاي زبان معيار را، وضع رسمالخط، چگونگي كاربرد كلمه، چگونگي كاربردجمله و چگونگي كاربرد جمله مجهول خواند و گفت: زبان معيار را همه در انديشه و زبان پذيرفتهاند. سبكشناسي، ابداعاتي را ميطلبد كه شخص آن را در زبان انجام ميدهد.
به نظر وي ويراستار بايد زبان معيار را خوب بشناسد و قواعد آن را بداند و با دستور زبان و شيوه كاربرد فعل در جمله، آشنا باشد و انواع كلمهها را نيز تشخيص دهد.
وي در پايان، سبك شناسي را مهارتي دانست كه آموختن آن در درك و فهم متن كارآ خواهد بود.
شكري تاكيد كرد: ويراستار بايد هم به سبك نويسنده و هم به سبك ويژگيهاي قديمي آن دوره پي ببرد.
آذرنگ: اخلاق ويراستاري در ايران رعايت نميشود
عبدالحسين آذرنگ اخلاق در ويرايش را در ايران مورد غفلت خواند و گفت: رعايت اخلاق در ويرايش باعث ايجاد حس اعتماد در ميان افراد فعال در حوزه نشر ميشود كه اين خود مرزهاي ويراستاري را گسترش ميدهد.
آذرنگ در سخنراني خود كه با نام «مرز در ويرايش» ارائه شد، اين مرز را بسيار گسترده دانست و گفت: اين مرز بر حسب موضوعات، كاربردها، روشها و حقوق ميان ويراستاران، پديد آورندگان و ناشران متفاوت است.
وي كه عضو شوراي دانشنامه ايران است، سطح تخصص افراد زير مجموعه نشر را در ايران از سطح تخصص ناشران بالاتر دانست و گفت: نگاهي به پيشنيه مرز در ويرايش نشان ميدهد كه در ايران ميان پديد آورندگان و ويراستاران، در نقطه مقابل دوستيها، خصومت ها هم ديده ميشود.
اين پژوهشگر كار ويراستار را شناختن و احاطه كامل بر سبك نويسنده دانست چنانكه از قول جان اشتاينبك نقل كرد: «من (اشتاين بك) بدون حضور ويراستارم حتي يك جمله نميتوانم بنويسم».
به نظر آذرنگ در عرصه هاي آفرينشي جايي كه نويسنده اسلوب مخصوص به خود را دارد، ويراستار درست در نقش يك پرستار، بايد در خدمت متن باشد ولواينكه با آن اسلوب خاص، موافق نباشد. آذرنگ كه خود در عرصه ترجمه نيز آثاري را ارائه داده است و از ويراستاران با تجربه محسوب ميشود، كار اصلي ويراستار را اينگونه توصيف كرد: ويراستار كمك ميكند پيام نويسنده به بهترين وجه به خواننده منتقل شود. وي اين كار را در پاسخ به عدهاي كه معتقدند ويراستاران سانسورچي هستند، «ضدسانسور» خواند. عضو شوراي دانشنامه ايران، از ويراستاران خواست قبل از ويرايش يك اثر، اين سه پرسش را از خود بپرسند و به آن پاسخ دهند. اينكه موضوع اثر چيست؟ مخاطب اثر كيست؟ و كاربرد نوشته چيست؟
آذرنگ «نامه عاشقانه» را يك نوشته ايده آل خواند و گفت: كسي كه اين نامه را مينويسد دقيقا ميداند، به چه كسي، با چه علايقي و با چه خصوصياتي نامه مينويسد. اين براي ما در نشر، كاري آرماني است.
اين محقق، ساختار محتوا، زبان و بيان هر نوشتهاي را تابع موضوع مخاطب و كاربرد آن دانست و گفت: تركيب شدن اين سه وضعيت نوشته را روشن ميكند. آذرنگ در سخنراني خود به پارهاي از تجربيات حرفهاي اشاره كرد و از ويراستاران خواست كه هيچگاه، ويرايش غيابي نكنند و اجازه ندهند ناشر ميان آنها و پديد آورنده فاصله بياندازد چرا كه ديدار خالق اثر و صحبت با او باعث ميشود علاوه بر ايجاد دوستي، سريعتر به ذهنيت پديد آورنده نزديك شوند و رابطهاي براساس تفاهم شكل گيرد.
وي در ادامه به دو گونه نشر اشاره كرد: نشر اثرگزين و نشر اثرآفرين.
به نظر آذرنگ در نشر اثرگزين بهترين ويرايش، كمترين يا بيشترين دخالت در اثر نيست؛ بلكه آن ميزان ملاحظه است كه كار نويسنده را به بهترين وجه بنماياند نه كار ويراستار را. وي همچنين نشر اثرآفرين را نشري دانست كه ناشر اختيارات ويراستار را تعيين ميكند و ويراستار به مثابه يك معمار است كه براساس حكم مآخذ، مرز دخالت او مشخص ميشود. در اين شيوه از نشر، انديشه، سرمايه و طرح ناشر آماده است و ويراستار تنها معمار آن اثر محسوب ميشود.
در ادامه سخنراني «مرز در ويرايش»، آذرنگ يكي از دشواريها را در ويرايش محتوايي، زماني دانست كه استنباط ويراستار و پديد آورنده متفاوت است. به نظر وي تنها با گفتگو و رفع اختلافات نظري است كه مي توان كاري در خور توجه عرضه كرد.
در ويرايش ساختاري، آذرنگ، تجربيات ويراستار را تعيين كننده دانست چرا كه او ميتواند با استفاده از اين تجربيات ساختار مناسبي را براي اثر پديد آورنده پيشنهاد كند.
اين پژوهشگر همچنين در منابعي كه تاثير انتقال پيام بر مخاطب، حرف اول را ميزند، نقش ويراستار را «خلاقانه در خدمت منظور ناشر»، معرفي كرد. آذرنگ از ويراستاران خواست كه قراردادهاي صريحي كه مرزهاي ويرايش را براي آنان مشخص كرده است، امضا كنند، اخلاق را در ويرايش رعايت كنند كه اين خود بر گسترش مرزهاي ويرايش اثر ميگذارد و نيز از توافقهاي پيش از آغاز كار و جلب تفاهم و دوستي غفلت نورزند. اين مترجم، ويراستاري را به پزشكي تشبيه كرد با اين تفاوت كه پزشكي با تن سر و كار دارد و ويراستاري با تراويدههاي جان و تار و پود روح.
بحث انتقال پيكر طاهره صفارزاده به سيرجان!
ایسنا: مراسم يادبود طاهره صفارزاده در سالن هلال احمر سيرجان - زادگاه اين شاعر و مترجم فقيد قرآن - برگزار شد.
در ابتداي اين مراسم، مهري مؤيد محسني - نويسندهي کتاب «فرهنگ عاميانهي سيرجان» - با دادن خبر ساخت تنديس صفارزاده در قسمت ورودي شهر، اظهارداشت: بايد مسوولين مدارس، دارالقرآنها و ساير مراکز آموزشي دربارهي شخصيت، افکار و اقداماتي که دکتر انجام داده، با دانشآموزان صحبت کنند.
او در ادامه بيان کرد: من خاطرات زيادي با دکتر داشتم، که بهترين آنها، افتخار ميزباني من به مدت يک هفته از ايشان بود و در طول اين مدت، تجربيات زيادي کسب کردم.
در ادامهي مراسم، متن نامهي درخواست کريمي - رييس دانشگاه پيام نور سيرجان - به حسيني - رياست دانشگاههاي پيام نور کشور- که دربارهي تغيير نام سالن کنفرانس اين دانشگاه به نام طاهره صفارزاده بود، خوانده شد، كه پاسخ حسيني مثبت اعلام شد.
همچنين حسيني - امامجمعهي سيرجان- در اين مراسم دربارهي شخصيت طاهره صفارزاده، اظهار داشت: وي يکي از نخبگان و مايهي افتخار مردم سيرجان است. مهمترين خصوصيت ايشان، ارتباط قوي با کلام وحي و معرفي آن به ديگر کشورها، از طريق ترجمه به زبان انگليسي است.
پايان مراسم نيز با سخنراني جلال صفارزاده - برادر طاهره صفارزاده - همراه بود، كه ضمن تشکر از تمامی کساني که در مراسم شرکت کرده بودند، گفت: طاهره صفارزاده در سال 78، بنياد فرهنگ بيداري را تأسيس کرد و خواست اصلياش، خرج اموالش در راه اين بنياد بود، که قسمتي از آن به سيرجان تعلق ميگيرد.
او در پايان گفت: جسد وي در امامزاده صالح به امانت است؛ اگر خواستههاي صفارزاده در سيرجان عملي شود، جسد را به اين شهر انتقال ميدهيم.
گفتني است، تماس خبرنگار ايسنا با جلال صفارزاده براي پيگيري اين موضوع بينتيجه ماند؛ اما غلامعلي فروغي - وكيل طاهره صفارزاده - در اينباره به ايسنا گفت: چنين چيزي مطرح نيست كه پيكر او به امانت در امامزاده صالح باشد و به خاطر فشارها و اصرارهايي كه در سيرجان بوده، اين حرف گفته شده است.
«ايرانيات» و «حماسه»؛
دو اثر تازه از جلال خالقي مطلق انتشار يافت
ایسنا: «ايرانيات» و «حماسه» با ترجمه و تأليف جلال خالقي مطلق منتشر شد. «ايرانيات» شامل اخباري دربارهي فرهنگ كهن ايران است كه در كتاب آثنايوس - نويسندهي يوناني - دربارهي ايران آمده و با ترجمهي خالقي مطلق، به تازگي از سوي انتشارات بنياد دايرهالمعارف بزرگ اسلامي منتشر شده است.
همچنين كتاب «حماسه»، اثري مربوط به حماسههاي ايران و جهان است، كه خالقي آن را ترجمه و بخشهايي را نيز تأليف كرده است، اين كتاب نيز به تازگي از سوي نشر يادشده به چاپ رسيده است. او دو مجلد باقيماندهي «يادداشتهاي شاهنامه» را هم كه سه جلدش پيشتر در آمريكا منتشر شده است، در حال آمادهسازي براي انتشار دارد، كه گفت، فعلا به دليل بيماري، اين اثر متوقف مانده است. به گفتهي خالقي مطلق، اين مجلدها ابتدا در آمريكا منتشر ميشوند و سپس در ايران به چاپ ميرسند.
«گل رنجهاي كهن»، «اساس اشتقاق فارسي» و «تصحيح شاهنامه»، از جمله آثار اين پژوهشگرند.
برگزيدگان جايزهي ملي كتاب آمريكا معرفي شدند
ایسنا: پنجاهونهمين مراسم اعطاي جايزهي ملي كتاب آمريكا پنجشنبه، 30 آبان برگزار شد.
هيأتداوران جايزهي ملي كتاب آمريكا در چهار بخش شعر، غيرداستاني، داستان و ادبيات جوان، آثار برتر را معرفي كردند.
در بخش بهترين اثر داستاني، پيتر ماتيسن براي «كشور سايهها»، جايزهي اول را دريافت كرد. در بخش بهترين اثر غيرداستاني نيز آنت گوردن براي كتاب «همينگزهاي مونتيچلو؛ يک خانوادهي آمريکايي»، انتخاب اول نام گرفت. در بخش شعر، مارك دوتي براي مجموعهي «آتش تا آتش» و در بخش ادبيات نوجوان، جودي بلوندل براي «آنچه ديدم و دروغي كه گفتم» موفق به دريافت جايزهي ملي كتاب آمريكا در سال 2008 به ارزش 10هزار دلار شدند. امسال، بيش از 200 ناشر بيشتر از 1258 كتاب را براي حضور در جايزهي سال 2008 ارائه كردند، كه بيشترين آنها در بخش غيرداستاني با 540 اثر بود.
داود رشيدي:
كار هنري، فرمول رياضي ندارد
ایسنا: داود رشيدي گفت: جوانان بايد تجربه كنند و به راه غلط نروند. اين بازيگر سينما، گفت: ما در انجمن بازيگران و سينماگران به نسل جوان بها ميدهيم و سعي ميكنيم از آنها حمايت كرده و راهنماييهاي لازم را به آنها داشته باشيم و از آنها نيز ميخواهيم كه با ما در تماس باشند.
اين چهرهي ماندگار عرصهي هنري درباره حضور سينماگران در عرصه تلويزيون و ارزيابي جنبههاي مثبت و منفي آن هم تصريح كرد: اين موضوع خيلي خوب است. به طور قطع حضور در تلويزيون جاي كار بيشتر و منظمتري دارد و اثرگذاري آن نيز زياد است چون وسعت تماشاگران در تمام ايران و در خانههاي مردم است و از نظر گذران زندگي نيز حضور در تلويزيون كمك بزرگي به جامعه هنري است.
وي تاكيد كرد: حضور در تلويزيون از لحاظ حرفهاي بسيار براي بازيگر موثر و به نفع او خواهد بود، چون بازيگران تغذيه ميخواهند و بايد گذران زندگي كنند. مهم انتخاب نقش است و اينكه هر كسي كاري كه ميخواهد انجام دهد، با تمام توانش باشد و نبايد يك بازيگري به صرف اينكه كارگردان فيلم يا سريالي زياد خوب نيست و يا سناريوي آن به خوبي پرورش نيافته است، حضور جدي نيافته و از تمام توانش استفاده نكند. بلكه بايد از تمام قابليتهاي خود در نقشي كه بازي ميكند استفاده كند و ممكن است بعضي از كارها بسيار خوب و يا متوسط باشد.
وي با تاكيد بر اين كه كار هنري يك فرمول رياضي ندارد اظهار داشت: نميتوان به صورت جدي و قاطع پيشبيني كرد كه اگر يك كارگردان درجه يك، سناريست درجه يك و بازيگر و طراح درجه يك در كاري حضور يابند، آن كار حتما كار بسيار خوبي ميشود، بلكه اين يك اتفاق است و نميشود پيشبيني كرد.
رشيدي درباره افزايش دستمزد بازيگران و اعتراض شوراي عالي تهيهكنندگان به ايسنا گفت: آنها به ما نامه نوشتند و تقاضاي جلسه كردند ولي به طور كلي از نظر ما در هيچ جاي دنيا سقفي براي دستمزد كارهاي هنري وجود ندارد. اگر تهيه كنندگان فكر ميكنند دستمزد بازيگران بيخودي بالا رفته، اول بايد نگاهي به تورم در زندگي روزمره داشته باشند و از طرفي اگر به اعتقاد آنها هنرپيشهها دستمزد زيادي ميگيرند ميتوانند اين دستمزد را به آنها ندهند. او خطاب به تهيهكنندگان گفت: اگر مثلا هنرپيشه جواني كه معروف بوده و چهره زيبايي دارد دستمزد بالايي از شما درخواست ميكند، ميتوانيد به او اين دستمزد را ندهيد و از طرفي با ورود بازيگران جوان و بااستعداد در اين زمينه دستمزد پاييني به آنها بدهيد. نه اينكه هرچه هنرپيشگان جوان و خوشچهره درخواست ميكنند به آنها دستمزد بالايي بدهيد. رشيدي در پايان گفت: دستمزدها بايد نظم پيدا كند. چون دستمزد زيادي و بالا به سينما لطمه ميزند.
ثبت «ربّنا»ی استاد شجريان در فهرست ميراث معنوي
ایسنا: پس از ثبت اذان موذنزاده اردبيلي، دعاي «ربّنا» با صداي استاد شجريان در فهرست ميراث معنوي به ثبت ميرسد.
مدير كل دفتر ثبت آثار تاريخي، فرهنگي و طبيعي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با اعلام اين مطلب، دربارهي ثبت اذان موذنزاده اردبيلي در فهرست ميراث معنوي، بيان كرد: اكنون بيش از 50 سال از قرائت اين اذان توسط مرحوم موذنزاده اردبيلي ميگذرد و اين اذان در ميان مردم در شمار سنتهاست.
حسينعلي وكيل ادامه داد: اين اذان در رديف موسيقيهاي سنتي ايران خوانده شده است و يكي از اذانهاي منحصربهفرد بهشمار ميرود. او دربارهي اولويتهاي ثبت ميراث معنوي در سطح ملي، گفت: آثار زيادي از استانهاي مختلف به دفتر ثبت آثار ميرسند كه در برنامههاي آينده دعاي «ربّنا» با صداي استاد محمدرضا شجريان و تعزيه در اولويت قرار دارند.
او گفت: پيش از اين نيز نوروز، آيينهاي رمضان، آيينهاي نيمهي شعبان، آيينهاي روز قدس و رديفهاي موسيقي سنتي در فهرست ميراث معنوي كشور به ثبت رسيدهاند.
«آيوا سيتي» آمريكا سومين
شهر ادبيات جهان نام گرفت
ایسنا: شهر آيوا سيتي آمريكا از سوي سازمان يونسكو بهعنوان سومين شهر ادبيات جهان نامگذاري شد. سازمان علمي، فرهنگي و آموزشي سازمان ملل (يونسكو)، شهر آيوا سيتي - يكي از شهرهاي ايالت آيوا در آمريكا- را بهعنوان سومين شهر ادبيات جهان انتخاب و آن را وارد شبكهي شهرهاي خلاق كرد.
به گزارش گازتآنلاين، مدير برنامهي نويسندگي بينالمللي دانشگاه آيوا كه اين پيشنهاد را به سازمان يونسكو ارائه كرده بود، در اينباره اعلام كرد: «اين انتخاب به نوعي ستايش از منابع ادبي غني شهر آيوا سيتي است و ما با ديگر همكارانمان در شبكهي شهرهاي خلاق، براي ايجاد روابط محكم با نويسندگان و هنرمندان همكاري خواهيم كرد.»
پيشتر، ادينبورگ اسكاتلند و ملبورن استراليا، عنوان شهر ادبيات جهان را كسب كرده بودند.
نیاوران، میزبان آثار «زند»
ایسنا: نمايشگاه مروري بر آثار زندهياد ايرج كريمخان زند با نمايش 150 مجسمه و نقاشي از اين هنرمند همزمان با دومين سالروز درگذشت او در فرهنگسراي نياوران گشایش شد. اين نمايشگاه كه دربر گيرنده مجموعهاي از ديدگاهها و شيوههاي كاري اين هنرمند نقاش و مجسمهساز طي سالهاي هنري اوست با حضور هنرمندان و دوستانش آغاز بهكار كرد. در ميان آثار مختلف او از دورههاي كاري اين هنرمند، يادداشتها، دستنوشتهها و نقدهايي نيز به قلم اين هنرمند به چشم ميخورد كه بيانگر فرآیند شكلگيري آثارش در آن زمان است. سايه برايماني - همسر زندهياد زند در آیین گشایش اين نمايشگاه با سپاس از تلاشهاي افرادي كه آثار اين هنرمند را براي برگزاري اين نمايشگاه در اختيارش گذاشته بودند، گفت: با درخواست از 20 مجموعهدار و چند ارگان دولتي سعي كرديم آثاري از دورههاي مختلف كاري ايرج زند گردآوري كنيم تا در غياب او هر بينندهاي با ديدگاه و فرآیند هنري او آشنا شود كه در نهايت حدود 100 تا 120 نقاشي و 35 مجسمه برنجي، فلزي، گچي و فلكسي در قطعهاي مختلف در اين نمايشگاه عرضه شده است. او در ادامه با اشاره به زمينههاي برپايي اين نمايشگاه يادآور شد: بعد از مرگ ايرج تصميم گرفتيم تا كتابي از گزيده آثار او منتشر و در كنارش نمايشگاهي براي مرور كارهاي او برپا كنيم كه در آستانهي دومين سالروز خاموشي او اين امكان فراهم شد. او گفت: با همكاري هيات انتخابي متشكل از گلستان، جعفري، محمدي، پاكباز و غيره آثار او براي چاپ انتخاب و توسط كامران عدل و حميد اسكندري، عكاسي شدند و از فروردينماه سال جاري با همكاري نشر نظر و با دلسوزيهاي آنها كتاب براي چاپ آماده شد.
گفتني است: دراين كتاب مقالاتي از بهرام دبيري، جواد مجابي، روئين پاكباز، ليلي گلستان، محمدابراهيم جعفري، سايه برايماني، حسين علي ضابحي و مهدي سحابي دربارهي نوع نگاه و شيوه كاري زند گردآوري شده است و شماري از اتودها و دستنوشتهها همراه با آخرين مصاحبهي او در كنار 73 صفحه نقاشي و بيش از يكصد صفحه تصاوير مجسمه به چاپ رسيده است. در ادامه اين مراسم ليلي گلستان يكي از دوستان و همراهان زندهياد زند كه در آخرين روزهاي حيات اين هنرمند به تاكيد خود او عنوان شده بود كه «هراتفاق هنري قرار است براي من بعد از مرگم بيفتد بايد با نظر و حضور ليلي گلستان باشد»، درباره او سخن گفت. گلستان با وجود بغضي كه در گلو داشت در جمع هنرمندان و دوستداران زند گفت: مسووليت بزرگي از سوي ايرج برعهدهام گذاشته شده است و از بابت آن احساس افتخار ميكنم كه براي اينكار انتخاب شدم و خوشحالم كه بعد از يكسال و نيم تلاش بيوقفه با همكاري دوستان و هنرمندان موفق شديم تا آخرين نمايشگاه او را برپا كنيم. او اضافه كرد: آخرين نمايشگاه ايرج سال 85 با رونمايي تنديسهاي «پلگسي گلس» در گالري گلستان برپا شد و به فاصله كوتاهي با افزايش بيماري او در عرض 15 روز تسلیم مرگ شد كه براي همه ما باور خاموشي او سخت بود، ولي طي اين يكسال و اندي كه براي چاپ اين كتاب و برگزاري نمايشگاه تلاش كرديم حال همه ما بهتر شده است.
گلستان خاطرنشان كرد: تمام كارهاي اين كتاب و مراحل برگزاري نمايشگاه به راحتي و روان پيش رفت و هيچ تنشي در جريان آن ايجاد نشد و مطمئن هستم كه ایرج امروز در جمع ما حضور دارد و حرفهايمان را ميشنود.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی