یادداشت سردبیر 24 خرداد 91
اشکال از خودمان است
اسماعیل عسلی
پرهیز دادن از برخی رفتارها و برانگیزاندن مردم برای انجام برخی آداب و اعمال در هر فرهنگ و جامعهای نام و عنوان و آداب خاص خودش را دارد. در ایران قبل از اسلام رفتارها به دو نوع رفتارهای شایسته و رفتارهای ناشایسته تقسیم میشد، در برخی از جوامع رفتارها به قانونی و غیرقانونی دستهبندی میشوند، در فرهنگ اسلامی نیز اعمال به معروف و منکر تقسیمبندی شدهاند که فرمان دادن و توصیه کردن به معروف و خوبیها و باز داشتن و نهی کردن از منکر و بدیها وظیفهای همگانی تلقی شده است.
«ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر» نیز به همین موضوع تأکید دارد که همواره باید کسانی باشند که به خیر و نیکی دعوت کنند. معروف یعنی هنجار یعنی همان شایستها و چیزهای قانونی و دارای پاداش این جهانی و آن جهانی و منکر یعنی ناهنجار و ناشایست و غیرقانونی که انجام آن عقوبت و مجازات این جهانی و آن جهانی در پی دارد.
بنابراین امر به معروف و نهی از منکر در اشکال و شیوههای گوناگونش در جوامع مختلف رواج دارد ولی با نامها و عناوین دیگر که البته آنچه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی را از سایر شیوههای رایج متمایز میکند حدود و شرایع و تعریفهایی است که از معروف و منکر وجود دارد.
در زمان حضور پیامبر در مدینه که شاهد برداشته شدن گامهای اولیه برای برپایی جامعه اسلامی بودیم پیامبر همه را به امر به معروف و نهی از منکر در تمامی زمینهها توصیه میکردند و این موضوع به اندازهای جا افتاده بود که گاهی مردم درباره برخی از رفتارهای پیامبر نیز از ایشان توضیح میخواستند که البته عمدتاً ریشه در بیاطلاعی آنها داشت ولی مهم این است که پیامبر هم بدون اینکه ناراحت بشوند علت رفتار خود را توضیح میدادند و اگر در مورد خودشان استثنایی وجود داشت موضوع را شفاف بیان میکردند که هم در قرآن و هم در روایات گوناگون نمونههای زیادی از اینگونه موارد ذکر شده است.
یکی از خلفای راشدین در جمع مردم مدینه از آنها خواست که او را در صورت انحراف راهنمایی کنند که در واکنش به سخنان او یک عرب بیاباننشین که نام و عنوان آنچنانی هم نداشت برخاست و گفت: اگر منحرف شدی تو را با این شمشیر راست میکنم، خلیفهی وقت واکنش تندی در برابر این تهدید نداشت و هیچ اتفاقی هم نیفتاد و کسی هم آن مرد اعرابی را مؤاخذه نکرد. سعدی هم در یکی از حکایات بوستانش به نمونهای دیگر اشاره میکند که نشان دهنده سعهی صدر حضرت علی (ع) در برخورد با پرسشهای مردمی است. و تا زمانی که این شیوه ادامه داشت جامعه اسلامی در خط تعادل بود اما همین که به این واجب الهی بیاعتنایی شد، انحرافها آغاز گردید و شد آنچه نباید بشود و کار به آنجا کشید که مصلحان بزرگ تربیت یافته دامان پیامبر نیز به دلیل عدم همراهی مردم نتوانستند انحرافات ایجاد شده را اصلاح کنند.
در زمانه کنونی اگر در قلب اروپا رفتاری غیرقانونی دیده شود هم از سوی مأمورین قانون و هم از سوی مردم کوچه و بازار مورد اعتراض قرار میگیرند. آنها هم امر به معروف و نهی از منکر میکنند اما در چارچوب هنجارها و قوانین و عرف خودشان. حال سؤال اینجاست که چرا امر به معروف و نهی از منکر در جامعهی ما تا این اندازه مورد بیمهری قرار گرفته است. دلیل اول آن این است که برخی میخواهند امر به معروف و نهی از منکر را در برخی از موضوعات محدود کنند و عدهای را مثل آقازادهها مستثنی نمایند. در حالی که به هر معروفی باید امر شود و از هر منکری باید جلوگیری گردد. تأثیر دروغگویی، تهمت، دزدی از بیتالمال، ترور شخصیت افراد و گرانفروشی کمتر از بیعفتی نیست و چه بسا عامل بیعفتی هم باشد. ضمن اینکه در فرهنگ اسلامی اعمال مختلف در یک ردیف قرار ندارند. و در روایات نیز آمده است که «الغیبه اشد من الزّنا» یعنی غیبت کردن از زنا کردن بدتر است.
بنابراین در موضوع امر به معروف و نهی از منکر باید به اولویتها توجه داشت و به موازات آن هیچ رفتار ناشایستی و هیچ شخصیتی را مستثنی نکرد. اگر بزرگان ما گفتهاند که با ترک امر به معروف و نهی از منکر دین در خطر قرار میگیرد منظورشان امر به برخی رفتارهای خاص و نهی از برخی از آنها نبوده بلکه منظورشان امر به تمامی خوبیها و نهی از تمامی زشتیها بوده است. زیرا خیلی از زشتیها ریشه در زشتیهای دیگر دارد. بیعفتی میتواند ریشه در فقر و ناداری داشته باشد یا برعکس ریشه در حرامخواری و بیتقوایی و سیرشکمی.
نسخهای که دین برای مردم پیچیده یک نسخهی کامل است و اینطور نمیشود که به بخشی از آن عمل کنیم و بخشهای دیگر آن را معطل بگذاریم.
بخش اصلی بار امر به معروف و نهی از منکر در زمانهی کنونی با توجه به امکانات موجود باید بر دوش رسانهها باشد. حال سؤال این است که:
آیا رسانهها از امکانات و زمینههای لازم برای امر به معروف و نهی از منکر برخوردار هستند؟!
آیا اگر رسانهها قلم و دست بازی برای نقد و تحلیل کاستیها داشتند ماجرای اختلاس چند میلیاردی و اختلاس بیمه و هزاران پرونده رشوهخواری و ویژهخواری پیش میآمد؟
در جامعه ما رسانهها جدی گرفته نمیشوند و کسی هم از آنها حساب نمیبرد، در حال حاضر همین که سخن از امر به معروف و نهی از منکر به میان میآید خیلیها تصور میکنند که موضوع بیحجابی و رقص و آواز مطرح است و بسیاری هنوز نمیدانند که امر به معروف و نهی از منکر شاهکلید توسعه یک جامعه است و بهترینهای تاریخ در این راه قدم گذاشته و به شهادت رسیدهاند که نمونههای بارز آن علی (ع) و حسینابن علی (ع) هستند. بزرگترین افتخار کشورهای مترقی همین است که مدعی هستند رسانههای ما به تمامی موضوعات ورود میکنند و همه چیز را به چالش میکشند. در حالی که اسلام در قالب امر به معروف و نهی از منکر به ما چنین اجازهای را داده است و باید برای عمل به آن بسترسازی کنیم.
واقعیت این است که شأن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما آسیب دیده است و آن را تنزل دادهایم. امر به معروف به معنای مبارزه با معلول نیست. امر به معروف بهترین شیوه برای پیشگیری از فروپاشی جامعه اسلامی است. شایستهترین افراد، صاحبنظرترین شخصیتها و دانشمندان علوم اجتماعی و سیاسی و اقتصادی باید پرچمدار میدان امر به معروف و نهی از منکر باشند. اینکه بسیاری از مردم معنای امر به معروف و نهی از منکر و مصادیق آن را نمیدانند به این علت است که ما چنین امر مهمی را در موضوعاتی خاص که عمدتاً معلول هستند محدود و خلاصه کردهایم و با وجود هزینههای میلیاردی و صرف وقت فراوان به نتیجهی مطلوب هم نرسیدهایم. زیرا تنها به بخشهایی از نسخهی نوشته شده توسط پیامبر و ائمه عمل میکنیم و بخشهای دیگر را رها کردهایم. اشکال از خودمان است.
اگر کارشناسان مسایل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در رسانههای صوتی و تصویری و روزنامهها انتقادات خود را تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر مطرح کنند، اگر نمایندگان مجلس در نطقهای پیش از دستور تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر انتقاد کنند، اگر کنفرانسهای گوناگون را با حضور صاحبنظران تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر برگزار کنند و به آنها میدان بدهند که روی دردهای اساسی مردم و معضلات کشور انگشت بگذارند به تدریج شاهد خواهیم بود که امر به معروف و نهی از منکر از مهجوریت بیرون میآید و مفهوم بایستهی خود را در اذهان پیدا میکند و جامعه به تدریج اصلاح میشود. و آنجاست که همه احساس میکنند که در سایهی امر به معروف و نهی از منکر زندگی زیباتر است. مشکل ما این است که با دیالوگ و گفتوگو میانهی خوبی نداریم. اغلب حرفها یکطرفه است. در صورتی که هر حرفی یک پاسخی دارد و تا زمانی که جوانان با گفتوگوی کاملاً آزاد اقناع نشوند، آمادگی لازم را برای رعایت اصول زندگی پیدا نمیکنند و گفتوگوی آزاد بسترساز تعظیم شعائر الهی است.
+ نوشته شده در 2012/6/13 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی