اشکال از خودمان است
اسماعیل  عسلی

پرهیز دادن از برخی رفتارها و برانگیزاندن مردم برای انجام برخی آداب و اعمال در هر فرهنگ و جامعه­ای نام و عنوان و آداب خاص خودش را دارد. در ایران قبل از اسلام رفتارها به دو نوع رفتارهای شایسته و رفتارهای ناشایسته تقسیم می­شد، در برخی از جوامع رفتارها به قانونی و غیرقانونی دسته­بندی می­شوند، در فرهنگ اسلامی نیز اعمال به معروف و منکر تقسیم­بندی شده­اند که فرمان دادن و توصیه کردن به معروف و خوبی­ها و باز داشتن و نهی کردن از منکر و بدی­ها وظیفه­ای همگانی تلقی شده است.
«ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر» نیز به همین موضوع تأکید دارد که همواره باید کسانی باشند که به خیر و نیکی دعوت کنند. معروف یعنی هنجار یعنی همان شایست­ها و چیزهای قانونی و دارای پاداش این جهانی و آن جهانی و منکر یعنی ناهنجار و ناشایست و غیرقانونی که انجام آن عقوبت و مجازات این جهانی و آن جهانی در پی دارد.
بنابراین امر به معروف و نهی از منکر در اشکال و شیوه­های گوناگونش در جوامع مختلف رواج دارد ولی با نام­ها و عناوین دیگر که البته آنچه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی را از سایر شیوه­های رایج متمایز می­کند حدود و شرایع و تعریف­هایی است که از معروف و منکر وجود دارد.
در زمان حضور پیامبر در مدینه که شاهد برداشته شدن گام­های اولیه برای برپایی جامعه اسلامی بودیم پیامبر همه را به امر به معروف و نهی از منکر در تمامی زمینه­ها توصیه می­کردند و این موضوع به اندازه­ای جا افتاده بود که گاهی مردم درباره برخی از رفتارهای پیامبر نیز از ایشان توضیح می­خواستند که البته عمدتاً ریشه در بی­اطلاعی آنها داشت ولی مهم این است که پیامبر هم بدون اینکه ناراحت بشوند علت رفتار خود را توضیح می­دادند و اگر در مورد خودشان استثنایی وجود داشت موضوع را شفاف بیان می­کردند که هم در قرآن و هم در روایات گوناگون نمونه­های زیادی از اینگونه موارد ذکر شده است.
یکی از خلفای راشدین در جمع مردم مدینه از آنها خواست که او را در صورت انحراف راهنمایی کنند که در واکنش به سخنان او یک عرب بیابان­نشین که نام و عنوان آنچنانی هم نداشت برخاست و گفت: اگر منحرف شدی تو را با این شمشیر راست می­کنم، خلیفه­ی وقت واکنش تندی در برابر این تهدید نداشت و هیچ اتفاقی هم نیفتاد و کسی هم آن مرد اعرابی را مؤاخذه نکرد. سعدی هم در یکی از حکایات بوستانش به نمونه­ای دیگر اشاره می­کند که نشان دهنده سعه­ی صدر حضرت علی (ع) در برخورد با پرسش­های مردمی است. و تا زمانی که این شیوه ادامه داشت جامعه اسلامی در خط تعادل بود اما همین که به این واجب الهی بی­اعتنایی شد، انحراف­ها آغاز گردید و شد آنچه نباید بشود و کار به آنجا کشید که مصلحان بزرگ تربیت یافته دامان پیامبر نیز به دلیل عدم همراهی مردم نتوانستند انحرافات ایجاد شده را اصلاح کنند.
در زمانه کنونی اگر در قلب اروپا رفتاری غیرقانونی دیده شود هم از سوی مأمورین قانون و هم از سوی مردم کوچه و بازار مورد اعتراض قرار می­گیرند. آنها هم امر به معروف و نهی از منکر می­کنند اما در چارچوب هنجارها و قوانین و عرف خودشان. حال سؤال اینجاست که چرا امر به معروف و نهی از منکر در جامعه­ی ما تا این اندازه مورد بی­مهری قرار گرفته است. دلیل اول آن این است که برخی می­خواهند امر به معروف و نهی از منکر را در برخی از موضوعات محدود کنند و عده­ای را مثل آقازاده­ها مستثنی نمایند. در حالی که به هر معروفی باید امر شود و از هر منکری باید جلوگیری گردد. تأثیر دروغ­گویی، تهمت، دزدی از بیت­المال، ترور شخصیت افراد و گرانفروشی کمتر از بی­عفتی نیست و چه بسا عامل بی­عفتی هم باشد. ضمن اینکه در فرهنگ اسلامی اعمال مختلف در یک ردیف قرار ندارند. و در روایات نیز آمده است که «الغیبه اشد من الزّنا» یعنی غیبت کردن از زنا کردن بدتر است.
بنابراین در موضوع امر به معروف و نهی از منکر باید به اولویت­ها توجه داشت و به موازات آن هیچ رفتار ناشایستی و هیچ شخصیتی را مستثنی نکرد. اگر بزرگان ما گفته­اند که با ترک امر به معروف و نهی از منکر دین در خطر قرار می­گیرد منظورشان امر به برخی رفتارهای خاص و نهی از برخی از آنها نبوده بلکه منظورشان امر به تمامی خوبی­ها و نهی از تمامی زشتی­ها بوده است. زیرا خیلی از زشتی­ها ریشه در زشتی­های دیگر دارد. بی­عفتی می­تواند ریشه در فقر و ناداری داشته باشد یا برعکس ریشه در حرام­خواری و بی­تقوایی و سیرشکمی.
نسخه­ای که دین برای مردم پیچیده یک نسخه­ی کامل است و اینطور نمی­شود که به بخشی از آن عمل کنیم و بخش­های دیگر آن را معطل بگذاریم.
بخش اصلی بار امر به معروف و نهی از منکر در زمانه­ی کنونی با توجه به امکانات موجود باید بر دوش رسانه­ها باشد. حال سؤال این است که:
آیا رسانه­ها از امکانات و زمینه­های لازم برای امر به معروف و نهی از منکر برخوردار هستند؟!
آیا اگر رسانه­ها قلم و دست بازی برای نقد و تحلیل کاستی­ها داشتند ماجرای اختلاس چند میلیاردی و اختلاس بیمه و هزاران پرونده رشوه­خواری و ویژه­خواری پیش می­آمد؟
در جامعه ما رسانه­ها جدی گرفته نمی­شوند و کسی هم از آنها حساب نمی­برد، در حال حاضر همین که سخن از امر به معروف و نهی از منکر به میان می­آید خیلی­ها تصور می­کنند که موضوع بی­حجابی و رقص و آواز مطرح است و بسیاری هنوز نمی­دانند که امر به معروف و نهی از منکر شاه­کلید توسعه یک جامعه است و بهترین­های تاریخ در این راه قدم گذاشته و به شهادت رسیده­اند که نمونه­های بارز آن علی (ع) و حسین­ابن علی (ع) هستند. بزرگترین افتخار کشورهای مترقی همین است که مدعی هستند رسانه­های ما به تمامی موضوعات ورود می­کنند و همه چیز را به چالش می­کشند. در حالی که اسلام در قالب امر به معروف و نهی از منکر به ما چنین اجازه­ای را داده است و باید برای عمل به آن بسترسازی کنیم.
واقعیت این است که شأن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما آسیب دیده است و آن را تنزل داده­ایم. امر به معروف به معنای مبارزه با معلول نیست. امر به معروف بهترین شیوه برای پیشگیری از فروپاشی جامعه اسلامی است. شایسته­ترین افراد، صاحب­نظرترین شخصیت­ها و دانشمندان علوم اجتماعی و سیاسی و اقتصادی باید پرچمدار میدان امر به معروف و نهی از منکر باشند. اینکه بسیاری از مردم معنای امر به معروف و نهی از منکر و مصادیق آن را نمی­دانند به این علت است که ما چنین امر مهمی را در موضوعاتی خاص که عمدتاً معلول هستند محدود و خلاصه کرده­ایم و با وجود هزینه­های میلیاردی و صرف وقت فراوان به نتیجه­ی مطلوب هم نرسیده­ایم. زیرا تنها به بخش­هایی از نسخه­ی نوشته شده توسط پیامبر و ائمه عمل می­کنیم و بخش­های دیگر را رها کرده­ایم. اشکال از خودمان است.
اگر کارشناسان مسایل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در رسانه­های صوتی و تصویری و روزنامه­ها انتقادات خود را تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر مطرح کنند، اگر نمایندگان مجلس در نطق­های پیش از دستور تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر انتقاد کنند، اگر کنفرانس­های گوناگون را با حضور صاحب­نظران تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر برگزار کنند و به آنها میدان بدهند که روی دردهای اساسی مردم و معضلات کشور انگشت بگذارند به تدریج شاهد خواهیم بود که امر به معروف و نهی از منکر از مهجوریت بیرون می­آید و مفهوم بایسته­ی خود را در اذهان پیدا می­کند و جامعه به تدریج اصلاح می­شود. و آنجاست که همه احساس می­کنند که در سایه­ی امر به معروف و نهی از منکر زندگی زیباتر است. مشکل ما این است که با دیالوگ و گفت­وگو میانه­ی خوبی نداریم. اغلب حرف­ها یک­طرفه است. در صورتی که هر حرفی یک پاسخی دارد و تا زمانی که جوانان با گفت­وگوی کاملاً آزاد اقناع نشوند، آمادگی لازم را برای رعایت اصول زندگی پیدا نمی­کنند و گفت­وگوی آزاد بسترساز تعظیم شعائر الهی است.