سرمقاله 25 خرداد 91
آمریکا در ایران به دنبال چیست؟
محمد عسلی
تاریخ 33 ساله انقلاب اسلامی گویای این خواسته آمریکاست که به لحاظ از دست دادن منافع خود در ایران، جمهوری اسلامی را دشمن خود میداند زیرا اهدافی که ایران در داخل و خارج دنبال میکند با مقاصد استعماری آمریکا نه فقط همخوان نیست که در مقابله با آن است.
بر این اساس اگر سفارت آمریکا در تهران بازمیماند و کسی هم کار به کارش نداشت قطعاً همان روشی پیش میگرفت که برای شاه نخستوزیر و وزرا و دستورالعمل تهیه میکرد.
کافی است خاطرات علم وزیر دربار شاه را بخوانیم که سالها نوکر دست به سینه دربار بود و از آن آبشخور تغذیه میکرد.
علم مینویسد: «سفیر آمریکا به من زنگ زد و گفت: ده فروند از هواپیماهای اف14 میباید در فلان ساعت فردا مواضعی را در ظفار عمان بمباران کنند و این مطلب را به شاه بگو.
من پیام سفیر آمریکا را به شاه رساندم. شاه بدون هیچ مقاومتی گفت اشکال ندارد اما به یک شرط و آن اینکه اگر هر فروند از آنها سقوط کرد آمریکا آن را جایگزین کند...»
یا وقتی امینی نخستوزیر شاه قبل از اعلام طرح اصلاحات ارضی راهی آمریکا شد تا به منظور پیشگیری از نفوذ تودهایها در ایران، به اصطلاح طرح انقلاب سفید خود را اعلام کند، به مجرد آنکه شاه از طریق دوستان خود در دولت آمریکا این موضوع را فهمید. راهی آمریکا شد و گفت: این طرح را خودم اجرا میکنم امینی برود.
پس از بازگشت شاه از آمریکا امینی خلع ید شد و شاه در بهمن ماه 41 طرح 6 مادهای به اصطلاح انقلاب سفید خود را اعلام کرد که ذکر نکات آن موضوع این نوشتار نیست. چون این طرح آمریکایی بود امام خمینی (ره) با آن مخالفت کرد و قضایای 15 خرداد 42 پیش آمد.
آری آمریکا در کشورهای آسیایی دیگر از جمله پاکستان هم همین روش را دنبال کرده و میکند. یعنی دخالت آشکار مستقیم و غیرمستقیم در امور داخلی و خارجی ایران.
پس استدلال کسانی که بر این باورند اگر سفارت آمریکا در تهران تعطیل نمیشد و آمریکا کماکان روابطش را با ایران ادامه میداد، ما دچار مشکلات کنونی و فشارها و تحریمها نبودیم، چندان منطقی به نظر نمیرسد. زیرا آمریکا زیر بار انقلاب ایران نمیرفت و این انقلاب با نفوذ داخلی آمریکا در ایران در سالهای نخستین به مسیری دیگر میرفت. همانند کشورهای عربی که به اصطلاح انقلاب کردهاند. اما هنوز از این انقلابات نه آزادی نصیب مردم آن کشورها شده، نه اقتصادشان بهبود یافته و نه افراد انتخابی و موجهی بر سر کار آمدهاند. برعکس امنیت از آنها گرفته شده، کشورشان به خرابه تبدیل شده، نرخ بیکاری افزایش یافته، درآمد توریستی آنها هم کاهش چشمگیر داشته، حالا کی، چگونه و چطور به آن رؤیاهای آزادیخواهانه برسند با این چالشهای داخلی و فشارها و نفوذهای خارجی خدا میداند، و اما این سخن بدان معنی هم نیست که برای پیشگیری از نفوذ آمریکا در ایران بهترین راه حمله به سفارت آنها بود. شاید میشد روش کم هزینهتری انتخاب کرد. بگذریم ایران امروز هر چند به لحاظ بعضی مسایل ناشی از دخالتهای آشکار غرب با چالشهایی مواجه است. اما یکی از امنترین کشورهای منطقه است. و از قدرت نظامی و پشتوانه مردمی بالایی برخوردار است. این سخن به معنای تأیید همه عملکردهای دولت نیست. بلکه بدین معناست که آمریکا نمیخواهد ایران قدرتمند در منطقه خاورمیانه پا جای پای آمریکا گذارد بدین ترس که مبادا مردم کشورهای منطقه نفتخیز خاورمیانه با تأسی از انقلاب ایران منافع آمریکا را در کشورهای عربی خاورمیانه و سایر نقاط دیگر به خطر اندازند. همان سخنی که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند که: «آمریکا از ایران هستهای نمیترسد، بلکه از ایران اسلامی میترسد.»
به هر تقدیر
آمریکا در ایران سه هدف عمده را تعقیب میکند، یکم مأیوس کردن مردم ایران از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی
دوم تخریب اقتصاد ایران به گونهای که نارضایتی عمومی به دنبال داشته باشد و به شورشهای خیابانی و تظاهرات کشیده شود تا آنها همانند سوریه در ایران جنگ داخلی راه بیاندازند و مردم را مقابل هم و نظام قرار دهند.
سوم فشار بر دولت ایران و حاکمیت اسلامی به منظور تسلیم شدن در برابر زور و عقبنشینی از اهدافی که تاکنون تعقیب شده، یعنی به دنیا بفهماند که ایران هم در برابر ما تسلیم شد. پس تکیهگاهی برای نهضتهای آزادیبخش دیگر وجود ندارد.
حال همه ما باید به این مهم توجه کنیم که عدم آسیبپذیری ما در برابر دشمن قلدری چون آمریکا در مرحله نخست وحدت و یکپارچگی است و پرهیز از چالشهای احساسی و جناحبندیهای انحصارطلبانه که عمدتاً جز ایجاد شکاف و نفاق و چنددستگی محصولی نخواهد داشت.
دیگر آنکه علیرغم خسارتها و مصیبتهایی که دیدهایم دستاوردهای بزرگی داریم که میباید قدر آن را بدانیم، مهمترین آنها استقلال است. استقلالی که ایران قدرتمند امروز مرهون آن است.
این سخنها شعار نیست، اگر خوب دقت کنیم میتوانیم در مقام مقایسه با سایر کشورهای همسایه مسایل مختلف امنیتی، فرهنگی و سیاسی خود را مقایسه کنیم.
در زمینه آزادسازی آزادی و دموکراسی دستاورد آمریکا برای مردم عراق، افغانستان، پاکستان، یمن، لیبی و تونس تاکنون چه بوده است.
اگر اسراییل با کشتی ایرانی این عمل را انجام میداد که با کشتی حامل کمک ترکیه کرد و 9 نفر را کشت. آیا ایران در برابر اسراییل همانند ترکیه مماشات انجام میداد؟ یا ضرب شست محکمی به اسراییل نشان میداد که دیگر از این کارها نکند.
آیا اندیشیدهایم که چرا اسراییل به تأسیسات اتمی لیبی، عراق و سوریه حمله کرده اما جرأت نکرد به تأسیسات اتمی ما حمله کند؟
آیا جز این است که میداند برای انتقامگیری، ایران، از آمریکا اجازه نمیگیرد؟
آری آمریکا این موضوع را خوب میداند که جز از طریق اختلافافکنی در ایران و تقویت اپوزوسیون خارج از کشور و خودفروختگانی که به نام آزادی دست در کاسه دشمن دارند نمیتواند سد حصین مردم ایران را که تکیهگاه استقلالطلبانه دارند بشکند و به فرض محال اگر موفق شوند در ایران حاکمیت آمریکایی اعمال کنند چه تضمینی وجود دارد که بدون اجازه آمریکا بتوانند قدمی بردارند و بر پایه آنچه ادعا میکنند عمل کنند. و نکته مهمتر آنکه هر چیز بهایی دارد، بهای استقلال و آزادی بسیار سنگین است و به سادگی حاصل نمیشود.
والسلام
+ نوشته شده در 2012/6/14 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی