روش محبت در تربيت ديني از ديدگاه نهج البلاغه
فريده فرج بخش


يكي از عواطف و احساسات انسان كه امام علی(ع) در تربيت ديني از آن سخن به ميان مي آورد محبت است. محبت گوهري خدادادي كه سرمايه وجودي انسان است براي رشد و كمال رسول الله (ص) فرموده اند: (دل بستن به خدا و از خدا خواستن و دل بركندن از مردم موجب فراهم آمدن محبت مي شود) (ميزان الحكمه، ‌ج2، ‌ص 933) نشانه محبت ترجيح دادن محبوب است بر هر چيز ديگر (همان) پس خدا را با تمام دل دوست بداريد(همان) و دين همان محبت و دوستي است(همان، ‌ص 945) محبت به دو قسم تقسيم مي شود: محبت ممدوح و محبت مذموم، زيرا محبت ممدوح محبت به خدا و اولياي الهي است كه موجب تربيت و رشد و كمال انسان مي شود و محبت مذموم دل بستن انسان به امور فاني و بي ارزش است. آدمي طوري ساخته شده است كه به اشخاص و اشياء دل مي بندد و در اين راه دشواري ها را با آغوش باز مي پذيرد و چه بسا جان خويش را نيز به خطر افكند. اگر اين دلبستگي و محبت هدايت شود آدمي از فاني دل بركند و بر باقي دل نهد، بي ترديد محبت او را متحول کرده و او بر خودخواهي، ‌خودبيني، قلم بطلان خواهد كشيد و در اين راه درس ايثار و فداكاري خواهد آموخت و حيات خود را در فنا خواهد دانست و درك خواهد كرد كه اگر به دريا وصل شود، ‌فروغ و طراوت و صفا و زيبايي اش هرگز به پايان نخواهد رسيد. از منظر امام علي (ع) اساس دين اسلام بر محبت استوار شده و پايه هاي آن بر بنيان وثيق و عميق دلدادگي به خداوند بنا شده است. اگر عشق و محبت به خداوند و دين او بر آدمي حاكم شود، ‌هم چون فرشتگان، ‌مطيع محض او مي شود و با پارسايي از محبوب خود (الله تبارك و تعالي) هرچه فرمان رسد آن را به جان مي پذيرد. آن جا كه امام علی(ع) مي فرمايند:«ثم ان هذا الاسلام دين الله الذي اصطفاه لنفسه... و اقام دعائمه علي محبته» (نهج البلاغه، خطبه 198) «پس اين اسلام آن دين خداوند است كه براي خود برگزيد... و ستون هايش را بر محبت خود بنا نهاد.»

اميرالمومنين علی(ع) در توصيف فرهيختگاني كه شيريني معرفت و محبت خداوند را چشيده اند، عشق و عرفان را به هم درآميخته اند و ساحت قدس دل را از هر آلودگي مبرا ساخته اند، ‌مي فرمايد:
«واعلموا ان عباد الله المستحفظين علمه يصونون مصونه و يفجرون عيونه يتواصلون بالولايه و يتلاقون بالمحبه و يتساقون بكاس رويه و يصدرون بريه لا تشوبهم الريبه و لا تسرع فيهم الغيبه» (نهج البلاغه، خطبه 214)
«بدانيد، كه بندگان خدا كه علم او را حافظند، علم مأخوذ از مقام الهي را به طور شايسته حفظ و مراعات مي كنند و چشمه سارهاي آن علم را استخراج مي كنند و آنها را به جريان مي اندازند، با ولايت الهي به هم مي پيوندند و با محبت با يكديگر ملاقات مي كنند و از كاسه انديشه و معرفت يكديگر را سيراب مي نمايند و از چشمه سارهاي محبت و معرفت يكديگر سيراب بيرون مي آيند. هيچ شك و اضطرابي به سراغ آنها نرود و بدگويي پشت سر يكديگر راهي به آن ندارد.»
از منظر امام علي (ع) عشق و محبت، درمان همه زشتي ها و ناخالصي هاست. به قول مولوي(دفتر اول، ص 6):
هر كه را جامه ز عشقي چاك شد
او ز حرص و عيب كلي پاك شد
روش محبت
 از نيكوترين و اساسي ترين روشهاي تربيت ديني روش محبت است كه بيشترين تناسب را با فطرت و سرشت انساني دارد. نيروي محبت در تربيت ديني، ‌نيروي برانگيزاننده و تحول آفرين است و اگر درست و به اعتدال به كار گرفته شود تاثيري شگفت در نزاهت آدمي و تحقق تربيت كمالي دارد. نيروي محبت از نظر تربيتي نيروي عظيم و كارساز است و بهترين تربيت آن است كه بدين روش تحقق يابد، ‌خداي سبحان پيامبر گرامي اش را به روش محبت آراسته بود و آن حضرت با چنين روشي در تربيت ديني و مردمان توفيق يافت. «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم» (آل عمران /159). « پس به لطف و رحمت الهي با آنان نرم خو شدي، ‌و اگر درشت خوي و سخت دل بودي‌، بي شك از گرد تو پراكنده مي شدند. پس از ايشان درگذر و برايشان آمرزش بخواه.»
رسول خدا(ص) مردمان را با محبت از رذايل دور ساخت و به فضايل آراست، ‌جهان آفرينش نيز بر اساس رحمت و محبت سامان يافته است و بدان كمال مي يابد، و پيامبر اكرم(ص) جلوه تام رحمت و محبت الهي و روش تربيتي اش بر رحمت و محبت استوار بود. خداي متعال آن حضرت را چنين معرفي مي كند:« و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين» (الانبيا/107)، « و ماتو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم.» اميرالمومنين علي (ع) محبت را بهترين بستر تربيت مي دانستند و آن را محور تربيت قرار مي دادند. چنان كه فرموده اند:« نحن شجره النبوه و محط الرساله و مختلف الملائكه و معادن العلم و ينابيع الحكم ناصرنا و محبنا ينتظر الرحمه و عدونا و مبغضنا ينتظر السطوه» (نهج البلاغه، ‌خطبه 109) «ماييم درخت نبوت و محل فرود رسالت و جايگاه تردد فرشتگان و معادن علم و منابع جوشان حكم. يار و دوستدار ما در انتظار رحمت از خداست و دشمن ما و كسي كه با ما كينه توزي دارد، ‌در انتظار غضب الهي است.» پس به هر اندازه كه عامل محبت در انسان قوي تر باشد، ‌شوق و كشش انسان به سوي كسب فضايل، قوي تر خواهد بود.
نقش محبت در تربيت ديني
 انسان به فطرت خود نيازمند محبت است و با هيچ چيز چون محبت نمي توان آدمي را متحول ساخت و او را به سوي كمال سير داد. محبت سرمنشا تربيت نفس ها و نرم شدن دل هاي سخت است، زيرا با هيچ چيز ديگر مانند محبت نمي توان در دل آدميان راه برد و دل ايشان را به دست آورد و آنان را از سركشي و نادرستي و پليدي بازداشت و به بندگي و راستي و درستي واداشت. (دلشاد تهراني، ‌ص260) بنابراين روش محبت كارسازترين روش در اصلاح آدمي و متصف كردن متربي به صفات نيكوي انساني است، چنان كه اميرالمومنين علي (ع) مي فرمايد:« التودد نصف العقل». (نهج البلاغه، حکمت 142)، « جلب محبت نصف عقل است.» همچنين در جاي ديگر مي فرمايد: «الموده قرابه مستفاده» (نهج البلاغه، حكمت 211) «دوستي و خويشاوندي اكتسابي است.» بي گمان در تربيت ديني تا پيوند انساني و ارتباطي عاطفي و زمينه دوستي فراهم نشود نمي توان گامي در جهت اهداف مطلوب برداشت. چنانكه مولانا (دفتر اول، ص133) نيز مي فرمايد:
مهر و رقت وصف انساني بود
خشم و شهوت وصف حيواني بود
نقش تربيتي محبت، از دو رويكرد مي تواند مورد توجه قرار گيرد:
 الف- مرّبي نسبت به مترّبي: يعني يك مربي اگر بخواهد در متربي خويش تاثيرگذار باشد در مرحله اول بايد با محبت، ‌جان و درون او را متوجه خويش سازد كه اگر در اين مورد موفق شود، ادامه تربيت ديني و تهذيب او كار چندان مشكلي نخواهد بود. يك نگاه كوتاه به سيره عملي پيامبران (ص) و امامان و اولياي الهي در مسير تربيت انسان ها اين حقيقت را آشكار مي سازد كه مربي بايد با همه جان خويش‌، هدايت و تربيت متربيان خود را بخواهد خداي متعالي، ‌خطاب به پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: «و ما اكثر الناس ولو حرصت بمومنين) (يوسف /103) «و بيشتر مردم، ‌هر چند كه تو اصرار داشته باشي، مومن نخواهند شد.» با توجه به اين آيه، به خوبي به دست مي آيد كه رسول خدا (ص) نه تنها در محبت بلكه بالاتر بر هدايت و تربيت مردم و قوم خويش حريص بوده است.
ب- انساني كه خواهان تهذيب نفس و تربيت و خودسازي است، نيز لازم است به مربي و الگوهاي رفتاري خويش محبت و عشق بورزد. (حائري يزدي، ‌ص 152) راز اصلي تاكيد قرآن كريم بر ضرورت محبت اهل بيت پيامبر(ص) نيز همين است كه خداوند در قرآن مي فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي»(شوري /23)، ‌«بگو: من بر اين (رسالت) مزدي از شما نمي خواهم مگر محبت و دوستي خويشان (اهل بيت) را.»
عشق محبت به خوبان و ابرار
 محبت و عشق ميوه معرفت است و عشق راستين، عشق قدسي و الهي است. عاشق كسي است كه از سر علم و بصيرت، نخست سرّ دلبر را ديده و جمال و حسن او را شناخته و سپس دلداده  او شده است. عاشق در اين ساحت ملكوتي، دلداده كسي است كه همه هستي، حسن جمال او و سرچشمه زيبايي و خير و كمال اوست. محب و عاشق فرهيخته، ‌هرگز بين خدا و خاك، خاك را برنمي گزيند چون دل به خاك دادن و هوس را پرورش دادن و نام عشق به آن دادن، ‌پندار خام است.
از منظر علي (ع) عشق و محبت به خداوندي و اولياي او نه تنها آدمي، بلكه كوه را متلاشي مي سازد. امام علي (ع) به صراحت مي گويد اگر كسي دل در گرو من قرار دهد و از سر صدق و صفا دلبسته من شود، ‌به پاكبازي مطلق مي رسد و همه چيز خود را در طبق اخلاص مي نهد و از تمامي اشخاص و اشياء مي گذرد و نه يكبار، ‌كه هزار بار ايثار مي كند و به شهادت مي رسد. امام علي (ع) آنگاه كه از جنگ «صفين» به همراه ياران و از آن جمله «سهل بن حنيف انصاري» به كوفه بازگشت و خبر ارتحال «سهل» را به او دادند، ‌اين جمله آسماني را فرمود:« لو احبني جبل لتهافت» ( نهج البلاغه، حكمت 111)، ‌«اگر كوهي مرا دوست داشته باشد، متلاشي شود و فرو ريزد.»
محبت به الله (تبارك و تعالي)
 بالاترين محبت ها، محبت به خداوند است، زيرا كه خداوند لطف و رحمت واسعه خويش را بر انسان گسترده است و اميرالمومنين علي (ع) در نهج البلاغه به گونه اي به آن اشاره مي كند كه انسان را به سوي خداوند مي كشاند آنجا كه مي فرمايد: «و سالته من خزائن رحمته ما لا يقدر علي اعطائه غيره من زياده الاعمار و صحه الابدان و سعه الارزاق ثم جعل في يديك مفاتيح خزائنه بما اذن لك فيه من مسالته فمتي شئت استفتحت بالدعا ابواب نعمته و استمطرت شَآبيب رحمته» (نهج البلاغه، ‌نامه 31) « و از خزاين رحمت او عطايايي را مسألت نمايي كه جز او نتواند آنها را به تو عنايت فرمايد از فزوني عمرها و صحت بدن ها و گسترش روزي ها. سپس خداوند متعال كليدهاي گنجينه هاي نعمت هايش را در اختيار تو قرار داده با اجازه و رخصت در مسألت از او. هروقت بخواهي درهاي نعمت او را به وسيله دعا بر روي خود باز كني و انبوه رحمتش را به سوي خود سرازير نمايي.»
در جاي ديگر امام علی(ع) به انتشار فضل و رحمت الهي ميان خلايق اشاره دارد و خداوند را به سبب بخشندگي و كرامتش سپاس مي گويد:« الحمدلله الناشر في الخلق فضله و الباسط فيهم بالجود يده»( نهج البلاغه، ‌خطبه 100) «حمد خداي راست كه فضل خود را در ميان مردم بگسترانيد، و دست خود را براي بخشايش به آنان برگشاد.» و نيز مي فرمايد:«احمده علي عواطف كرمه و سوابغ نعمه» (نهج البلاغه، ‌خطبه 83)، ‌«سپاسگذار او هستم بر عواطف كرم خداونديش و بر نعمت هاي كاملي كه بر ما عنايت فرموده است.» امام علي(ع) يكي ديگر از موارد ايجاد محبت به خداوند در دل انسان را، نعمت هاي فراوان خداوند مي داند كه بدون اينكه انسان نياز خود را بيان كند، نيازهاي او را برآورده، ‌و اين نعمت ها را به او ارزاني داشته است. به طور مثال، حضرت مي فرمايد:
«سبحانك... ما اسبغ نعمك في الدنيا» (نهج البلاغه، خطبه 109)، «پاك خداوندا! ... چه فراوان است نعمت هاي تو در اين دنيا.» و نمونه هاي بسياري در نهج البلاغه وجود دارد كه به بيان نعمت هاي فراواني كه خداوند به انسان داده است، ‌مي پردازد كه اين را مي رساند خداوند نظر لطف و رحمت به انسان دارد و به انسان محبت مي كند. توجه انسان به اين محبوب بودن نزد خداوند، ‌سبب تحريك عواطف انسان و محبت او به خدا مي شود. اميرالمومنين علی(ع) در موارد ديگر، ‌خداوند را مظهر لطف و عطا و بهترين پناه انسان معرفي مي كند و مي فرمايد:« و الجي نفسك في امورك كلها الي الهك فانك تلجئها الي كهف حريز و مانع عزيز و اخلص في المساله لربك فان بيده العطاء» (نهج البلاغه، نامه 31) و نفس خود را در همه امور زندگي به خدايت پناهنده كن، ‌زيرا با اين پناهندگي، ‌نفس را به جايگاهي محكم و امن و مانعي بزرگ وارد مي سازد و در سوال از پروردگارت اخلاص، بورز، زيرا عطا و محروم ساختن به دست او است.» در جايي ديگر نيز مي فرمايد: «واعلم ان الذي بيده خزائن السماوات و الارض قد اذن لك في الدعاء و تكفل لك بالاجابه و امرك ان تساله ليعطيك و تسترحمه ليرحمك و لم يجعل بينك و بينه من يحجبك عنه و لم يلجئك الي من يشفع لك اليه» (نهج البلاغه، نامه 31) «و بدان آن خداوندي كه گنجينه هاي آسمان ها و زمين به دست اوست، به تو اجازه دعا داد و اجابت آن را به عهده گرفته است و به تو دستور داده است كه از او مسالت كني و او عطا فرمايد و تو از او رحم بخواهي، او به تو رحم فرمايد. آن خداوند مهربان بين تو و خويشتن كسي كه تو را از او بپوشاند قرار نداده است و تو را وادار نكرده است به سوي كسي كه درباره تو به او شفاعت كند.» و يا در دعاهاي امام سجاد(ع) داريم كه مي فرمايد:
« و يا من تحمد الي خلقه بحسن التجاوز، ‌و يا من عود عباده قبول الانابه، ‌و يا من استصلح فاسدهم بالتوبه و يا من ضمن لهم اجابه الدعا، ‌و يا من وعدهم علي نفسه بتفضله حسن الجزا» ( صحيفه سجاديه، دعاي دوازدهم) « اي كسي كه با عفو خود بر خلق منت نهاده، ‌و اي آنكه بندگانش را به قبول توبه عادت و اميدوار ساخته، و فساد آنها را با داروي توبه به صلاح آورده، و اجابت دعاهاي آنها را تضمين كرده، ‌و به احسان خود وعده جزاي نيك به آنها داد.»
با توجه به سخناني كه بيان شد، خداوند مالك همه چيز است و از انسان خواسته است كه نيازهاي خود را از او بخواهد، ‌نه تنها مي تواند نيازها را برطرف كند، ‌بلكه او گام جلو نهاده و آماده است تا اگر تو خواستي، نيازت را برآورد و نيز به استجابت دعاها و پذيرش توبه نيز اشاره شده است و اين باعث مي شود كه انسان احساس كند كه خداوندي براي انسان ارزش خاصي قائل است و اين احساس انسان باعث افزايش محبت او به خداوندي مي شود و اين محبت و عشق سبب تحكيم ايمان متربي و سبب رسيدن به مرحله
حق اليقين مي شود.
منبع: راسخون