یادداشت سردبیر 14 مرداد 91
حاج بابایی وزیر آموزش و پرورش با اعلام اینکه برقراری بیمه طلایی بازنشستگان امکانپذیر نیست آخرین تیر خلاص را به این طرح خام که در زمان و شرایطی ویژه مطرح شد و رسانهیی گردید وارد کرد و خیال همه از این بابت راحت شد. این در حالی بود که بسیاری از بازنشستگان در غوغای هجوم مبتلایان به انواع بیماریها فرصت بهرهگیری از این امتیاز موقت را پیدا نکردند و در این میان تنها مقدّر شده بود که بخشی از حقوق آنها بابت امتیاز بیمه طلایی موهوم کسر گردد و آنها به داشتن بیمه طلایی دلخوش باشند.
همگان میدانند که هر چه سن و سال معلمان و کارمندان حوزه فرهنگ بالا میرود ابتلا به انواع بیماریهای ناشی از سر و کله زدن با نسل پرخاشجوی فعلی پای آنها را به درمانگاهها و بیمارستانها باز میکند و بیمه طلایی بیشتر به درد بازنشستگان فرهنگی میخورد تا شاغلان و شاغلانی که خود و فرزندان تحت سرپرستی آنها بیمه طلایی هستند معمولاً کمتر از مبلغی که بابت چنین امتیازی از حقوق آنها کسر میشود از آن بهره میگیرند و بیشتر به بیمه شخص ثالث خودرو شباهت دارد که احتمال بهرهمندی از آن بسیار کم است و چون تعداد فرهنگیان بسیار زیاد است از این رهگذر مبلغ کلانی ماهیانه به حساب بیمهی طرف قرارداد واریز میشود که نوش جانش. اما بازنشستگان از این امتیاز محروم شدند زیرا هیچ شرکت بیمهای حاضر به انعقاد قراردادی که سود سرشاری برایش نداشته باشد نبود زیرا در همین مدت کوتاهی که بیمهی طلایی بازنشستگان برقرار بود با وجود آنکه برای برخی از خدمات درمانی سقف تعیین کرده بودند اما مراجعات خیلی زیاد بود به گونهای که درمانگاههای محدود طرف قرارداد قادر نبودند پاسخگوی خیل جمعیت مراجعهکننده باشند و در مواردی حتی عنوان میکردند که مثلاً سقف ارائه خدمات بیمه طلایی برای امروز پر شده و با شیوههای گوناگون سعی داشتند که از بار زحمات خود بکاهند و این واقعیت نشان میداد که طرح بیمه طلایی بازنشستگان از همان ابتدا با مطالعات کارشناسانه همراه نبوده و مجریان این طرح بیشتر به دنبال اهداف حاشیهای خود بودهاند تا ارائه خدمات به فرهنگیان بازنشسته که اگر واقعاً چنین میبود تلاش میکردند مابهالتفاوت افزایش سنواتی حقوق بازنشستگان و شاغلین را در آستانهی ماه رمضان پرداخت کنند یا کالای ویژه ماه رمضان فرهنگیان را توزیع نمایند.
همهی این واقعیتهای تلخ حکایت از این دارد که طرحهایی که با موضوع مالی در خصوص فرهنگیان اعم از شاغل یا بازنشسته مطرح و پیگیری میشود به دلیل جمعیت زیاد این قشر و بار مالی آن باید حساب شده و دقیق باشد.
نباید از نظر دور داشت که اجرای طرح بازنشستگی پیش از موعد که آن طرح نیز اشکالات زیادی بر آن وارد بود موجب گردید که به جمعیت فرهنگیان بازنشسته افزوده شود و این قشر در حال حاضر جمعیتی چند برابر فعالترین تشکلهای اجتماعی را دارند و چون به حکم عادت و رویهی شغلی اهل مطالعه و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی هستند، مناسبات و روابط خوبی دارند و اخبار و رویدادهای مرتبط با خود را از کانالهای گوناگون دنبال میکنند. خصوصاً اینکه بسیاری از آنها که در مدارس غیردولتی کماکان به شغل معلمی ادامه میدهند رابطه خود را با بدنه اداری و فرهنگیان شاغل حفظ کردهاند. این رابطهی صنفی آثار و برکات زیادی دارد که از جملهی آنها تعاملات مستمر پیرامون موضوعات مبتلابه است و هر خبری که پیرامون نحوه کار، ارائه خدمات و حقوق فرهنگیان در رسانهها و محافل گوناگون مطرح میشود توسط اعضای این قشر که در تمامی زمینهها متخصص دارند حلاجی و تجزیه و تحلیل میشود و فرهنگیان از این جهت قابل مقایسه با بسیاری از صنوف اجتماعی نیستند و نمیشود آنها را دور زد و وعدهی خامی به آنها داد.
به همین دلیل لازم است که مسئولین و دستاندرکاران هرگاه میخواهند طرحی را در پیوند با فرهنگیان اعم از شاغل و بازنشسته دنبال نمایند و اجرا کنند تمامی جوانب کار را در نظر بگیرند و متوجه باشند که ضریب نفوذ فرهنگیان در جامعه بالاتر از سایر اقشار جامعه است زیرا در هر خانوادهای دانشآموز وجود دارد فرزند باشد یا نوه و یا نبیره فرقی ندارد و اولیاء دانشآموزان هم با مدرسه و معلمان در ارتباط هستند و هر موجی که با انداختن سنگی در این دریا ایجاد شود تا زمانی که به ساحل برسد اشکال گوناگونی به وجود میآورد و چه بسا با امواج دیگر درآمیزد و به هر حال بازخورد آن بسیار زیاد است و در این میان بیمه طلایی بازنشستگان تنها مشتی نمونه خروار است.
مشتی نمونه خروار
اسماعیل عسلی
حاج بابایی وزیر آموزش و پرورش با اعلام اینکه برقراری بیمه طلایی بازنشستگان امکانپذیر نیست آخرین تیر خلاص را به این طرح خام که در زمان و شرایطی ویژه مطرح شد و رسانهیی گردید وارد کرد و خیال همه از این بابت راحت شد. این در حالی بود که بسیاری از بازنشستگان در غوغای هجوم مبتلایان به انواع بیماریها فرصت بهرهگیری از این امتیاز موقت را پیدا نکردند و در این میان تنها مقدّر شده بود که بخشی از حقوق آنها بابت امتیاز بیمه طلایی موهوم کسر گردد و آنها به داشتن بیمه طلایی دلخوش باشند.
همگان میدانند که هر چه سن و سال معلمان و کارمندان حوزه فرهنگ بالا میرود ابتلا به انواع بیماریهای ناشی از سر و کله زدن با نسل پرخاشجوی فعلی پای آنها را به درمانگاهها و بیمارستانها باز میکند و بیمه طلایی بیشتر به درد بازنشستگان فرهنگی میخورد تا شاغلان و شاغلانی که خود و فرزندان تحت سرپرستی آنها بیمه طلایی هستند معمولاً کمتر از مبلغی که بابت چنین امتیازی از حقوق آنها کسر میشود از آن بهره میگیرند و بیشتر به بیمه شخص ثالث خودرو شباهت دارد که احتمال بهرهمندی از آن بسیار کم است و چون تعداد فرهنگیان بسیار زیاد است از این رهگذر مبلغ کلانی ماهیانه به حساب بیمهی طرف قرارداد واریز میشود که نوش جانش. اما بازنشستگان از این امتیاز محروم شدند زیرا هیچ شرکت بیمهای حاضر به انعقاد قراردادی که سود سرشاری برایش نداشته باشد نبود زیرا در همین مدت کوتاهی که بیمهی طلایی بازنشستگان برقرار بود با وجود آنکه برای برخی از خدمات درمانی سقف تعیین کرده بودند اما مراجعات خیلی زیاد بود به گونهای که درمانگاههای محدود طرف قرارداد قادر نبودند پاسخگوی خیل جمعیت مراجعهکننده باشند و در مواردی حتی عنوان میکردند که مثلاً سقف ارائه خدمات بیمه طلایی برای امروز پر شده و با شیوههای گوناگون سعی داشتند که از بار زحمات خود بکاهند و این واقعیت نشان میداد که طرح بیمه طلایی بازنشستگان از همان ابتدا با مطالعات کارشناسانه همراه نبوده و مجریان این طرح بیشتر به دنبال اهداف حاشیهای خود بودهاند تا ارائه خدمات به فرهنگیان بازنشسته که اگر واقعاً چنین میبود تلاش میکردند مابهالتفاوت افزایش سنواتی حقوق بازنشستگان و شاغلین را در آستانهی ماه رمضان پرداخت کنند یا کالای ویژه ماه رمضان فرهنگیان را توزیع نمایند.
همهی این واقعیتهای تلخ حکایت از این دارد که طرحهایی که با موضوع مالی در خصوص فرهنگیان اعم از شاغل یا بازنشسته مطرح و پیگیری میشود به دلیل جمعیت زیاد این قشر و بار مالی آن باید حساب شده و دقیق باشد.
نباید از نظر دور داشت که اجرای طرح بازنشستگی پیش از موعد که آن طرح نیز اشکالات زیادی بر آن وارد بود موجب گردید که به جمعیت فرهنگیان بازنشسته افزوده شود و این قشر در حال حاضر جمعیتی چند برابر فعالترین تشکلهای اجتماعی را دارند و چون به حکم عادت و رویهی شغلی اهل مطالعه و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی هستند، مناسبات و روابط خوبی دارند و اخبار و رویدادهای مرتبط با خود را از کانالهای گوناگون دنبال میکنند. خصوصاً اینکه بسیاری از آنها که در مدارس غیردولتی کماکان به شغل معلمی ادامه میدهند رابطه خود را با بدنه اداری و فرهنگیان شاغل حفظ کردهاند. این رابطهی صنفی آثار و برکات زیادی دارد که از جملهی آنها تعاملات مستمر پیرامون موضوعات مبتلابه است و هر خبری که پیرامون نحوه کار، ارائه خدمات و حقوق فرهنگیان در رسانهها و محافل گوناگون مطرح میشود توسط اعضای این قشر که در تمامی زمینهها متخصص دارند حلاجی و تجزیه و تحلیل میشود و فرهنگیان از این جهت قابل مقایسه با بسیاری از صنوف اجتماعی نیستند و نمیشود آنها را دور زد و وعدهی خامی به آنها داد.
به همین دلیل لازم است که مسئولین و دستاندرکاران هرگاه میخواهند طرحی را در پیوند با فرهنگیان اعم از شاغل و بازنشسته دنبال نمایند و اجرا کنند تمامی جوانب کار را در نظر بگیرند و متوجه باشند که ضریب نفوذ فرهنگیان در جامعه بالاتر از سایر اقشار جامعه است زیرا در هر خانوادهای دانشآموز وجود دارد فرزند باشد یا نوه و یا نبیره فرقی ندارد و اولیاء دانشآموزان هم با مدرسه و معلمان در ارتباط هستند و هر موجی که با انداختن سنگی در این دریا ایجاد شود تا زمانی که به ساحل برسد اشکال گوناگونی به وجود میآورد و چه بسا با امواج دیگر درآمیزد و به هر حال بازخورد آن بسیار زیاد است و در این میان بیمه طلایی بازنشستگان تنها مشتی نمونه خروار است.
+ نوشته شده در 2012/8/4 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی