مشتی نمونه خروار
اسماعیل  عسلی

حاج بابایی وزیر آموزش و پرورش با اعلام اینکه برقراری بیمه طلایی بازنشستگان امکان­پذیر نیست آخرین تیر خلاص را به این طرح خام که در زمان و شرایطی ویژه مطرح شد و رسانه­یی گردید وارد کرد و خیال همه از این بابت راحت شد. این در حالی بود که بسیاری از بازنشستگان در غوغای هجوم مبتلایان به انواع بیماری­ها فرصت بهره­گیری از این امتیاز موقت را پیدا نکردند و در این میان تنها مقدّر شده بود که بخشی از حقوق آنها بابت امتیاز بیمه طلایی موهوم کسر گردد و آنها به داشتن بیمه طلایی دل­خوش باشند.
همگان می­دانند که هر چه سن و سال معلمان و کارمندان حوزه فرهنگ بالا می­رود ابتلا به انواع بیماری­های ناشی از سر و کله­ زدن با نسل پرخاشجوی فعلی پای آنها را به درمانگاه­ها و بیمارستان­ها باز می­کند و بیمه طلایی بیشتر به درد بازنشستگان فرهنگی می­خورد تا شاغلان و شاغلانی که خود و فرزندان تحت سرپرستی آنها بیمه طلایی هستند معمولاً کمتر از مبلغی که بابت چنین امتیازی از حقوق آنها کسر می­شود از آن بهره می­گیرند و بیشتر به بیمه شخص ثالث خودرو شباهت دارد که احتمال بهره­مندی از آن بسیار کم است و چون تعداد فرهنگیان بسیار زیاد است از این رهگذر مبلغ کلانی ماهیانه به حساب بیمه­ی طرف قرارداد واریز می­شود که نوش جانش. اما بازنشستگان از این امتیاز محروم شدند زیرا هیچ شرکت بیمه­ای حاضر به انعقاد قراردادی که سود سرشاری برایش نداشته باشد نبود زیرا در همین مدت کوتاهی که بیمه­ی طلایی بازنشستگان برقرار بود با وجود آنکه برای برخی از خدمات درمانی سقف تعیین کرده بودند اما مراجعات خیلی زیاد بود به گونه­ای که درمانگاه­های محدود طرف قرارداد قادر نبودند پاسخگوی خیل جمعیت مراجعه­کننده باشند و در مواردی حتی عنوان می­کردند که مثلاً سقف ارائه خدمات بیمه طلایی برای امروز پر شده و با شیوه­های گوناگون سعی داشتند که از بار زحمات خود بکاهند و این واقعیت نشان می­داد که طرح بیمه طلایی بازنشستگان از همان ابتدا با مطالعات کارشناسانه همراه نبوده و مجریان این طرح بیشتر به دنبال اهداف حاشیه­ای خود بوده­اند تا ارائه خدمات به فرهنگیان بازنشسته که اگر واقعاً چنین می­بود تلاش می­کردند مابه­التفاوت افزایش سنواتی حقوق بازنشستگان و شاغلین را در آستانه­ی ماه رمضان پرداخت کنند یا کالای ویژه ماه رمضان فرهنگیان را توزیع نمایند.
همه­ی این واقعیت­های تلخ حکایت از این دارد که طرح­هایی که با موضوع مالی در خصوص فرهنگیان اعم از شاغل یا بازنشسته مطرح و پیگیری می­شود به دلیل جمعیت زیاد این قشر و بار مالی آن باید حساب شده و دقیق باشد.
نباید از نظر دور داشت که اجرای طرح بازنشستگی پیش از موعد که آن طرح نیز اشکالات زیادی بر آن وارد بود موجب گردید که به جمعیت فرهنگیان بازنشسته افزوده شود و این قشر در حال حاضر جمعیتی چند برابر فعال­ترین تشکل­های اجتماعی را دارند و چون به حکم عادت و رویه­ی شغلی اهل مطالعه و فعالیت­های فرهنگی و اجتماعی هستند، مناسبات و روابط خوبی دارند و اخبار و رویدادهای مرتبط با خود را از کانال­های گوناگون دنبال می­کنند. خصوصاً اینکه بسیاری از آنها که در مدارس غیردولتی کماکان به شغل معلمی ادامه می­دهند رابطه خود را با بدنه اداری و فرهنگیان شاغل حفظ کرده­اند. این رابطه­ی صنفی آثار و برکات زیادی دارد که از جمله­ی آنها تعاملات مستمر پیرامون موضوعات مبتلابه است و هر خبری که پیرامون نحوه کار، ارائه خدمات و حقوق فرهنگیان در رسانه­ها و محافل گوناگون مطرح می­شود توسط اعضای این قشر که در تمامی زمینه­ها متخصص دارند حلاجی و تجزیه و تحلیل می­شود و فرهنگیان از این جهت قابل مقایسه با بسیاری از صنوف اجتماعی نیستند و نمی­شود آنها را دور زد و وعده­ی خامی به آنها داد.
به همین دلیل لازم است که مسئولین و دست­اندرکاران هرگاه می­خواهند طرحی را در پیوند با فرهنگیان اعم از شاغل و بازنشسته دنبال نمایند و اجرا کنند تمامی جوانب کار را در نظر بگیرند و متوجه باشند که ضریب نفوذ فرهنگیان در جامعه بالاتر از سایر اقشار جامعه است زیرا در هر خانواده­ای دانش­آموز وجود دارد فرزند باشد یا نوه و یا نبیره فرقی ندارد و اولیاء دانش­آموزان هم با مدرسه و معلمان در ارتباط هستند و هر موجی که با انداختن سنگی در این دریا ایجاد شود تا زمانی که به ساحل برسد اشکال گوناگونی به وجود می­آورد و چه بسا با امواج دیگر درآمیزد و به هر حال بازخورد آن بسیار زیاد است و در این میان بیمه طلایی بازنشستگان تنها مشتی نمونه خروار است.