یادداشت الف - بیدار 8 شهریور 91
جنبش کشورهای غیرمتعهد و بازگشت به آرمانهای اولیه
زمانی که برخی از شخصیتهای سیاسی استخواندار و مطرح در زمان خود نظیر جواهر لعل نهرو از هند، جمال عبدالناصر از مصر، سوکارنو از اندونزی و مارشال تیتو از یوگسلاوی با درکی واقعبینانه از آثار زیانبار وابستگی به بلوکهای قدرت مبادرت به ایجاد پایههای جنبش کشورهای غیرمتعهد نمودند در واقع میخواستند کشور و مردم خود را از تیررس ترکشهای منازعات نظامی و سیاسی و چالشهایی که سود اصلی آن به جیب کشورهای قدرتمند میرود دور نگه دارند و راهبردی مستقل در پیش گیرند و به گونهای در مواجهه با رویدادهای سیاسی موضعگیری کنند که آینده مردم خود را به آیندهی کشورهای قدرتمند گره نزنند.
به هر تقدیر این جنبش اعلام موجودیت کرد و به تدریج به اعضای آن افزوده شد و به جایی رسید که اکنون بیشتر اعضای سازمان ملل متحد عضو این جنبش هستند. اگر چه نمیتوان مدعی شد که درجه پایبندی تمامی آنها نسبت به مفاد اولیه اساسنامه جنبش در یک سطح قرار دارد زیرا واقعیت این است که برخی از این کشورها نتوانستهاند به شعارهای این جنبش و اهدافی که از ابتدا دنبال میکرده است وفادار باشند. زیرا به دلیل ضمانت اجرایی نداشتن مصوبات آن عضویت در این جنبش نمیتواند تضمینکننده عدم تعهد کشورها نسبت به بلوکهای قدرت باشد. همین کشور مصر که در زمان جمال عبدالناصر به عنوان یکی از کشورهای پیشتاز در شکلدهی جنبش عدم تعهد مطرح بود در زمان انور سادات و پس از آن حسنی مبارک قافیه را به آمریکاییها باخت تا آنجا که معاهده صلح کمپ دیوید را امضاء کرد. این معاهده اگر چه به عنوان معاهده صلح مطرح شد و رسانههای وابسته به دنیای استکبار پیرامون آن جنجال به راه انداختند و به امضاءکنندگان آن نیز جایزه صلح اهدا کردند اما در واقع به منزله اعلام جنگ به فلسطینیها و کشورهای واقع در خط مقدم دفاع از مقاومت و آزادی قدس بود.عربستان نیز به عنوان یکی دیگر از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد از ابتدای عضویت تاکنون شاهد نوسانات زیادی در مواضع سیاسی خود بوده و در بسیاری از رویدادهای خشونت-آمیز واقع شده در منطقه خاورمیانه با غربیها همداستانی داشته است. اطلاق عنوان جنبش به این تشکل بینالمللی روی عملکرد آن بیتأثیر نبوده است و تلاش برخی از اعضای کنونی جنبش کشورهای غیرمتعهد برای ارتقای جایگاه آن از جنبش به سازمان در همین راستا صورت میگیرد که در واقع میخواهند ضمانت اجرایی مصوبات اعضای آن را بالا ببرند.
واگذاری ریاست جنبش از مصر به ایران میتواند نقطه عطفی در تاریخ تحولات آن باشد زیرا ایران که به عنوان یکی از کشورهای معترض به مناسبات حاکم بر روابط بینالمللی و وابستگی سازمانهای بینالمللی نظیر ملل متحد به بلوکهای قدرت و ثروت به دنبال تحقق بخشیدن به مدیریت جهان با مشارکت تمامی کشورهاست میتواند با ارائه پیشنهادهای سازنده و خروجی مطلوب از نشست تهران آغازگر حرکتی نوین در عرصه دیپلماسی بینالمللی باشد. هر چند به دلیل وابستگی سیاسی و اقتصادی بسیاری از کشورهای عضو جنبش غیرمتعهد به قدرتهای اقتصادی نمیتوان دورنمای روشنی از این ایده ترسیم کرد اما از آنجایی که اکثریت اعضای جنبش کشورهای غیرمتعهد را کشورهای آسیایی و آفریقایی و عمدتاً جهان سومی تشکیل میدهند زمینههای همگرایی بین آنها خصوصاً در شرایطی که کشورهای جهان سومی بیش از هر زمان دیگری طعم تلخ وابستگی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را به دلیل چالشهای اقتصادی دول قدرتمند میچشند، بیش از گذشته فراهم است.ضمن اینکه تحولات نیمبند سیاسی در منطقه خاورمیانه عربی انتظارات افکار عمومی کشورهای جهان سومی را برای گونهای همگرایی در راستای اهداف ملی و منطقهای بالا برده و عوامل گوناگونی به عنوان انگیزههای مقاومت کشورهای عربی و اسلامی در برابر زیادهخواهی قدرتهای اقتصادی مطرح هستند.
ناگفته پیداست که سیاست تابعی از اقتصاد است و همگان میدانند که تاخت و تاز آمریکا و اروپا، ژاپن، چین و روسیه و بعضی کشورهای اروپایی در عرصهی سیاسی به توان اقتصادی آنها بازمیگردد، لذا اگر کشورهای عضو جنبش غیرمتعهد به دنبال بالا بردن سطح تأثیرگذاری خود در عرصه بینالمللی هستند پیش از هر چیز باید به دنبال تحولات اقتصادی در کشور خود باشند و یا درصدد ایجاد بازاری مشترک و چیزی نظیر آن باشند و جایگاه خود را در جدول ردهبندی کشورهای ثروتمند بهبود بخشند یا حداقل سازوکاری را در چارچوب توافقات سیاسی تدارک ببینند که بتوانند از حربههایی که در اختیار دارند برای ممانعت کشورهای بزرگ از دخالت در امور داخلی کشورشان استفاده کنند. همگرایی کشورهای صادرکننده نفت عضو جنبش در تنظیم سیاستهای نفتی از جمله این ابزارهاست.
به هر حال امیدواریم ریاست ایران بر جنبش کشورهای غیرمتعهد دستاوردهای چشمگیر قابل ثبت در تاریخ برای این جنبش به دنبال داشته باشد. زیرا نیاز اصلی جنبش کشورهای غیرمتعهد بازگشت به آرمانهای اولیهای است که در طول فعالیت و گستردگی این جنبش تحتالشعاع برخی رویدادهای تلخ قرار گرفته و از قابلیت آن کاسته است و چنین بازگشتی جز با توسل به قدرت اقتصادی امکانپذیر نیست. زیرا بعضاً دیده شده است که برخی از اعضای جنبش غیرمتعهد به خاطر فقر اقتصادی و صرفاً به انگیزه دریافت کمک اقتصادی از آمریکا پایگاه نظامی در اختیار آنها قرار دادهاند که این رفتار با توجه به عضویت در چنین جنبشی کوچکترین توجیه منطقی ندارد و متأسفانه در اساسنامه جنبش نیز سازوکاری برای حمایت سایر اعضا از یک عضو در چنین شرایطی دیده نشده است. امید میرود که با ارتقای جایگاه جنبش شاهد دگرگونیهایی در آن باشیم.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی