جنبش کشورهای غیرمتعهد و بازگشت به آرمان­های اولیه

زمانی که برخی از شخصیت­های سیاسی استخواندار و مطرح در زمان خود نظیر جواهر لعل نهرو از هند، جمال عبدالناصر از مصر، سوکارنو از اندونزی و مارشال تیتو از یوگسلاوی با درکی واقع­بینانه از آثار زیانبار وابستگی به بلوک­های قدرت مبادرت به ایجاد پایه­های جنبش کشورهای غیرمتعهد نمودند در واقع می­خواستند کشور و مردم خود را از تیررس ترکش­های منازعات نظامی و سیاسی و چالش­هایی که سود اصلی آن به جیب کشورهای قدرتمند می­رود دور نگه دارند و راهبردی مستقل در پیش گیرند و به گونه­ای در مواجهه با رویدادهای سیاسی موضع­گیری کنند که آینده مردم خود را به آینده­ی کشورهای قدرتمند گره نزنند.
به هر تقدیر این جنبش اعلام موجودیت کرد و به تدریج به اعضای آن افزوده شد و به جایی رسید که اکنون بیشتر اعضای سازمان ملل متحد عضو این جنبش هستند. اگر چه نمی­توان مدعی شد که درجه پایبندی تمامی آنها نسبت به مفاد اولیه اساسنامه جنبش در یک سطح قرار دارد زیرا واقعیت این است که برخی از این کشورها نتوانسته­اند به شعارهای این جنبش و اهدافی که از ابتدا دنبال می­کرده است وفادار باشند. زیرا به دلیل ضمانت اجرایی نداشتن مصوبات آن عضویت در این جنبش نمی­تواند تضمین­کننده عدم تعهد کشورها نسبت به بلوک­های قدرت باشد. همین کشور مصر که در زمان جمال عبدالناصر به عنوان یکی از کشورهای پیشتاز در شکل­دهی جنبش عدم تعهد مطرح بود در زمان انور سادات و پس از آن حسنی مبارک قافیه را به  آمریکایی­ها باخت تا آنجا که معاهده صلح کمپ دیوید را امضاء کرد. این معاهده اگر چه به عنوان معاهده صلح مطرح شد و رسانه­های وابسته به دنیای استکبار پیرامون آن جنجال به راه انداختند و به امضاء­کنندگان آن نیز جایزه صلح اهدا کردند اما در واقع به منزله اعلام جنگ به فلسطینی­ها و کشورهای واقع در خط مقدم دفاع از مقاومت و آزادی قدس بود.عربستان نیز به عنوان یکی دیگر از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد از ابتدای عضویت تاکنون شاهد نوسانات زیادی در مواضع سیاسی خود بوده و در بسیاری از رویدادهای خشونت-آمیز واقع شده در منطقه خاورمیانه با غربی­ها همداستانی داشته است. اطلاق عنوان جنبش به این تشکل بین­المللی روی عملکرد آن بی­تأثیر نبوده است و تلاش برخی از اعضای کنونی جنبش کشورهای غیرمتعهد برای ارتقای جایگاه آن از جنبش به سازمان در همین راستا صورت می­گیرد که در واقع می­خواهند ضمانت اجرایی مصوبات اعضای آن را بالا ببرند.
واگذاری ریاست جنبش از مصر به ایران می­تواند نقطه عطفی در تاریخ تحولات آن باشد زیرا ایران که به عنوان یکی از کشورهای معترض به مناسبات حاکم بر روابط بین­المللی و وابستگی سازمان­های بین­المللی نظیر ملل متحد به بلوک­های قدرت و ثروت به دنبال تحقق بخشیدن به مدیریت جهان با مشارکت تمامی کشورهاست می­تواند با ارائه پیشنهادهای سازنده و خروجی مطلوب از نشست تهران آغازگر حرکتی نوین در عرصه دیپلماسی بین­المللی باشد. هر چند به دلیل وابستگی سیاسی و اقتصادی بسیاری از کشورهای عضو جنبش غیرمتعهد به قدرت­های اقتصادی نمی­توان دورنمای روشنی از این ایده ترسیم کرد اما از آنجایی که اکثریت اعضای جنبش کشورهای غیرمتعهد را کشورهای آسیایی و آفریقایی و عمدتاً جهان سومی تشکیل می­دهند زمینه­های همگرایی بین آنها خصوصاً در شرایطی که کشورهای جهان سومی بیش از هر زمان دیگری طعم تلخ وابستگی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را به دلیل چالش­های اقتصادی دول قدرتمند می­چشند، بیش از گذشته فراهم است.ضمن اینکه تحولات نیم­بند سیاسی در منطقه خاورمیانه عربی انتظارات افکار عمومی کشورهای جهان سومی را برای گونه­ای همگرایی در راستای اهداف ملی و منطقه­ای بالا برده و عوامل گوناگونی به عنوان انگیزه­های مقاومت کشورهای عربی و اسلامی در برابر زیاده­خواهی قدرت­های اقتصادی مطرح هستند.
ناگفته پیداست که سیاست تابعی از اقتصاد است و همگان می­دانند که تاخت و تاز آمریکا و اروپا، ژاپن، چین و روسیه و بعضی کشورهای اروپایی در عرصه­ی سیاسی به توان اقتصادی آنها بازمی­گردد، لذا اگر کشورهای عضو جنبش غیرمتعهد به دنبال بالا بردن سطح تأثیرگذاری خود در عرصه بین­المللی هستند پیش از هر چیز باید به دنبال تحولات اقتصادی در کشور خود باشند و یا درصدد ایجاد بازاری مشترک و چیزی نظیر آن باشند و جایگاه خود را در جدول رده­بندی کشورهای ثروتمند بهبود بخشند یا حداقل سازوکاری را در چارچوب توافقات سیاسی تدارک ببینند که بتوانند از حربه­هایی که در اختیار دارند برای ممانعت کشورهای بزرگ از دخالت در امور داخلی کشورشان استفاده کنند. همگرایی کشورهای صادرکننده نفت­ عضو جنبش در تنظیم سیاست­های نفتی از جمله این ابزارهاست.
به هر حال امیدواریم ریاست ایران بر جنبش کشورهای غیرمتعهد دستاوردهای چشمگیر قابل ثبت در تاریخ برای این جنبش به دنبال داشته باشد. زیرا نیاز اصلی جنبش کشورهای غیرمتعهد بازگشت به آرمان­های اولیه­ای است که در طول فعالیت و گستردگی این جنبش تحت­الشعاع برخی رویدادهای تلخ قرار گرفته و از قابلیت آن کاسته است و چنین بازگشتی جز با توسل به قدرت اقتصادی امکان­پذیر نیست. زیرا بعضاً دیده شده است که برخی از اعضای جنبش غیرمتعهد به خاطر فقر اقتصادی و صرفاً به انگیزه دریافت کمک اقتصادی از آمریکا پایگاه نظامی در اختیار آنها قرار داده­اند که این رفتار با توجه به عضویت در چنین جنبشی کوچکترین توجیه منطقی ندارد و متأسفانه در اساسنامه جنبش نیز سازوکاری برای حمایت سایر اعضا از یک عضو در چنین شرایطی دیده نشده است. امید می­رود که با ارتقای جایگاه جنبش شاهد دگرگونی­هایی در آن باشیم.