صفحه 5--18 شهریور 91
دو قرن جدال ادبي ايران و شبه قاره هند
سعيد شفيعيون
بخش ششم و پایانی
سعيد شفيعيون
بخش ششم و پایانی
در جاي ديگري گفته است «از بس که طبع ناسازي دارد؛ وطن و غربت بر او يکسان است[...] شيخ مذکور رساله اي مشتمل برحسب و نسب و سير و شعر خود نوشته، دعوي هاي بلند در آن نموده که صاحب داعيه از آن معلوم مي شود، گويا علت غايي نوشتن رساله[اي] در مذمّت اهل هند است از گدا تا پادشاه، با آنکه هر چه او را رسيده از اهل ولايت خودش رسيده و در هندوستان بهشت نشان، هيچکس او را بالاي چشمت ابرو نگفته» (آرزو: 1383: 1/ 379).
اين اخلاق تند حزين مورد انتقاد واله، دوست شفيق و پناه بخش وي در اوضاع بد دهلي، نيز قرار گرفته، چنان که خود مي گويد: «پادشاه و امرا و ساير ناس کمال محبّت و مراعات نسبت به وي مرعي دارند؛ ليکن از آنجا که مروّت جبّلي و انصاف ذاتي حضرت شيخ است، عموم اهل اين ديار را از پادشاه و امرا و... هجوهاي رکيک که لايق شان شيخ نبوده، نموده. هرچند او را از اين اداي زشت منع کردم، فايده نبخشيد و تا حال در کار است [...] ترک ملاقات آن بزرگوار نموده، اين ديده را ناديده انگاشتم. آفرين به خُلق کريم و کر عميم اين بزرگواران که با کمال قدرت در صدد انتقام برنيامده، بيشتر از پيش در رعايت احوالش خود را معاف نمي دارند و اين معني زياده موجب خجلت عقلاي ايران که در اين ديار به بلاي غربت گرفتارند، مي شود.» (واله داغستاني، 1384: 1/ 634).
داستان ديگري نيز از بي اعتنايي و تندي حزين نسبت به آرزو نقل شده است که به نظر مي رسد، اين مسأله موجب نهايي و اصلي تأليف رساله «تنبيه الغافلين» باشد:
«روزي کسي اشعار زير از خان آرزو را براي حزين خواند:
عشق روزي که به دل خلعت سودا بخشيد
جامه داري به من از دامن صحرا بخشيد
خجل از روي حبابم که به اين تنگي ظرف
آنچه در کيسه خود داشت به دريا بخشيد
حزين در شعر دوم چنين تصرّف و تصحيح به عمل مي آورد:
خجل از روي حبابم که به اين ظرف تنک
آنچه در کاسه خود داشت به دريا بخشيد
[و گفت]: اين بابا از کيسه تا کاسه و از تنکي تا تنگي فرق نمي کند و باز خود را شاعر مي گويد» (آزاد،222:1922).
البته پيش از آرزو، مير محمد عظيم ثبات نيز با انگيزه اي شبيه به اين مسأله به جنگ حزين رفته بود «و باعث بر اين شد که شخصي از اعزّه، بيتي از افکار ميرمحمد افضل ثابت را به تقريبي از براي شيخ نوشته بود. ايشان در جواب نوشتند که قطع نظر از بي رتبگي اين بيت، مضمونش از فلان شاعر است که مير افضل دزديده است. ميرمحمد عظيم آن واقعه را ديده عِرق حميتش به حرکت آمده، در چند روز پانصد بيت شيخ را ضايع کرد» (واله داغستاني، 1384: 1/ 648).
چنان که پيشتر گفتيم، آرزو در تنبيه الغافلين همه جا بر مدار انصاف نرفته و تا توانسته به شعر حزين از لحاظ زباني و بلاغي ايراد گرفته است. هرچند بعدها خواسته پاره اي افراط کاري هايش را جبران کند تا مبادا وي را از منتقدان بي انصاف به شمار آورند. با اين حال کساني مثل قزلباش خان اميد همداني هم بودند که در داوري بين حزين و آرزو بگويند «در زبان داني شيخ شبهه نيست؛ اما اين قدر هم يقين است که آنچه فلاني يعني آرزو گفته باشد، بي چيزي نخواهد بود» (آرزو، 1383: 1/ 170).
جز او، عاقل خان رازي نيز به شعراي هندي احترام مي گذاشت و معتقد بود:
بسا آيينه روشن ضميران
ز هند انداخته پرتو به جانان
سواد هند را گر نکته داني
سپاهي دان ز افواج معاني
(مضطر، 2003: 65)
جالب آن است که اغلب موافقان حزين و مخالفان آرزو، هندي ها بودند، چنان که جوابيه هاي متعدد و بعضاً عالمانه اي هم در جواب ايرادات آرزو نوشتند. مثلاً صاحب تذکره هاي «صحف ابراهيم» و «خلاصه الکلام»
آن چنان مريدانه به دفاع حزين برخاستند که هيچ ايراني جرأت اين گونه جانبداري به خود نمي دهد. وي مي گويد «در نظر انصاف، حق به دست حضرت شيخ است، زیرا به هنگام ورود او در هندوستان، به سبب ارتکاب سلطان به لعب و بازي و اشتغال امرا به تن پروري و خودسازي، از هنر نامي و از فضيلت نشاني باقي نمانده بود و مردم هر پيشه از حد خود تجاوز نموده و ضوابط قديم را از دست داده، مرتکب اوضاع نامسدود و مبدع اطوار مستکره و نامحمود گشته بودند، باعث اختيار غربت شيخ از برهم خوردگي آل صفويه و استيلاي نادرشاه و حدوث مفاسد گوناگون است» (بنارسي، به نقل از گلچين معاني، 1363: 2/ 355-356).
از معدود ادباي هند که در لباس داوري به دفاع از آرزو پرداختند، مي توان به نبيره خواهري او، پسر وصي اش حافظ محمد حسن خان، مير محسن اکبرآبادي اشاره کرد. او در رساله خود(محاکمات الشعرا) که در حقيقت بسط يافته مقدمه هاي ثلاثه «داد سخن» است، بر نظريه تصرّف زباني آرزو پافشاري کرده و در نهايت نيز به برشمردن شعراي برجسته هند از آغاز تا نزديک زمان خود پرداخته است. جدي ترين مدافع آرزو در واقع آخرين داور دعواي حزين، ملک الشعراي قرن اخير افغانستان، قاري عبدلله کابلي است. او در رساله اش (محاکمه در بين خان آرزو و صهبايي) سعي کرده تا بخشي از انتقادات صهبايي به آرزو را جواب گويد.
غير از ايشان تقريباً تمام ادباي هند در اين نزاع ادبي از مدافعان حزينند که البته رقابتشان با آرزو هم، انگيزه مضاعفي در اين داوري به حساب مي آمده است. از اينان به آزاد بلگرامي، وارسته سيالکوتي، امام بخش صهبايي و فتح عليخان گرديزي بايد اشاره کرد. رساله اي هم در نقد يازده بيت حزين با نام «احقاق الحق» وجود دارد که تنها منشي ديال دهلوي، شاگرد امام بخش صهبايي و ناشر کليات او، مدعي انتساب آن به آرزوست، اين درحالي است که در جوابيه استادش صهبايي(اعلاءالحق)، نامي از آرزو به عنوان نويسنده آن وجيزه نيست. با اين همه طرز آن نوشته به سبک انتقادات آرزو شباهت بسيار دارد و انتسابش به او دور از ذهن نيست (صهبايي، 1296: 3/ 757).
جوابيه اصلي صهبايي همان قول فيصل اوست که نود و هشت سال پس از تنبيه الغافلين به نگارش درآمد. صهبايي در اين رساله مفصل، قدرت رشک انگيزش در ادب فارسي را به نمايش گذاشته و بسياري از تشکيکات آرزو در شعر حزين را، با ارائه اسناد و شواهد متعددي از شعراي فارسي جواب داده است. هر چند در موارد قابل توجهي هم تسليم راي وي شده و يا گفته سند اين گفته شيخ همان قول شيخ است و بس (صهبايي، 1296: 2/ 135- 60 ، 63 ، 80 ،
73، 136).
از «ابطال الباطل» هم که به نظر مي آيد بعد از وفات آرزو (1169) نوشته شده و شايد در کنار پاسخهاي آزاد بلگرامي به ايرادات آرزو در خزانه عامره، قديم ترين دفاعيه مکتوب از حزين باشد، تا به امروز هيچ نشاني در دست نيست (بلگرامي، 1817: 195-196؛ آرزو، 1401: چهل و هشت).
در دوره اي که هند آماده مستعمره شدن رسمي انگليسي ها(1858م) مي شد، ادب پارسي در آنجا به يک مرتبه پرفروغ شد و به خاموشي گراييد و زبان فارسي کاملاً جاي خود را به شعر ريخته يا اردو و سرانجام انگليسي داد. با اين حال شاعري در اين زمان پا به عرصه وجود گذاشت با نام اسدالله خان غالب که به حق «خاتم الشعراي هند»ش خواندند. وي که براي احقاق مواجب ميراثي خانوادگي خود از انگليسي ها، به کلکته رفته بود با شعراي انجمن ادبي آن شهر ديدار کرد. در آنجا از وي درخواست کردند تا در باب شعر اميرخسرو و قتيل دهلوي، استاد فقيد آنها، داوري کند و چون او امير خسرو را ترجيح داد، خود و شعرش آماج انتقادات قرار گرفت تا آنجا که ناچار شد در مثنوي اي با نام «باد مخالف»، ضمن دفاع از شعر خويش و تعريض هايي به شعراي هند چون بيدل و قتيل، از اعتقاد راسخش به شعراي ايراني و قدرت سخنوري ايشان پرده بردارد:
گرچه بيدل ز اهل ايران نيست
ليک همچون قتيل نادان نيست
دعوي بنده بي سر و بن نيست
شعر بيدل به جز تفنن نيست
پاره اي از کلام اهل زبان
مي فرستم به خدمت ياران
حاش لله که بد نمي گويم
وان هم از پيش خود نمي گويم
مگر آنان که پارسي دانند
هم بر اين عهد و راي و پيمانند
که ز اهل زبان نبود قتيل
هرگز از اصفهان نبود قتيل
لاجرم اعتماد را نسزد
گفته اش استناد را نسزد
کاين زبان خاص اهل ايران است
مشکل ما و سهل ايران است
سخن است آشکار و پنهان نيست
دهلي و لکهنو ز ايران نيست
اي تماشائيان ژرف نگاه
هان بگوييد حسبِه لله
که چسان از حزين بپيچم سر
آن به جادو دمي به دهر ثمر
(غالب دهلوي، 1967: 287-291)
و اين آخرين نزاع ادبا بر سر زبان و ادب پارسي در هند است.
منبع: راسخون
ه شĉڰ'2
Ÿ
استقبال خوبی مواجه شد که جای تقدیر از برگزارکنندگان این جشنواره دارد.
مراسم پایانی چهارمین جشنواره فیلم کوتاه شیراز
چهارمین جشنواره فیلم کوتاه شیراز برگزیدگان خود را شناخت.
آراء هیات داوران چهارمین جشنواره فیلم کوتاه شیراز به شرح زیر است:
بخش تجربی: دیپلم افتخار و جایزه نقدی به فیلم سطح تاریک و لغزنده ساخته کوروش شیرالی
بهترین فیلم تجربی: فیلم بالا ساخته محمد رضا حق نگهدار
جایزه ویژه: تصویر بردار فیلم عقل سرخ محمد هادی سجانیان
مستند: دیپلم افتخار و جایزه نقدی: فیلم مستند ایزوله ساخته محسن مقدم
فیلمهای داستانی: دیپلم افتخاروجایزه نقدی به فیلم عده ای کنار هم ساخته احسان شادمانی
بهترین فیلم داستانی: به طور مشترک به فیلم های؛ آرزو ساخته: علی رضا
ابراهیم زاده و فیلم جنایت و مکافات ساخته: کریم لک زاده
آراء هیات داوران چهارمین جشنواره فیلم کوتاه شیراز (( بخش دفاع مقدس))
مستند: لوح تقدیر به فیلم مستند، ستارگان حریم ساخته عیدی محمد معصومی
در بخش داستانی (شایسته های تقدیر)؛ جایزه نقدی و لوح تقدیر به فیلم های :
فرات من به کارگردانی سید قائدشرفی، فیلم گلدان به کارگردانی وحید بمانی، فیلم تولدی دیگر به کارگردانی
ابراهیم صمیمی.
داستان ديگري نيز از بي اعتنايي و تندي حزين نسبت به آرزو نقل شده است که به نظر مي رسد، اين مسأله موجب نهايي و اصلي تأليف رساله «تنبيه الغافلين» باشد:
«روزي کسي اشعار زير از خان آرزو را براي حزين خواند:
عشق روزي که به دل خلعت سودا بخشيد
جامه داري به من از دامن صحرا بخشيد
خجل از روي حبابم که به اين تنگي ظرف
آنچه در کيسه خود داشت به دريا بخشيد
حزين در شعر دوم چنين تصرّف و تصحيح به عمل مي آورد:
خجل از روي حبابم که به اين ظرف تنک
آنچه در کاسه خود داشت به دريا بخشيد
[و گفت]: اين بابا از کيسه تا کاسه و از تنکي تا تنگي فرق نمي کند و باز خود را شاعر مي گويد» (آزاد،222:1922).
البته پيش از آرزو، مير محمد عظيم ثبات نيز با انگيزه اي شبيه به اين مسأله به جنگ حزين رفته بود «و باعث بر اين شد که شخصي از اعزّه، بيتي از افکار ميرمحمد افضل ثابت را به تقريبي از براي شيخ نوشته بود. ايشان در جواب نوشتند که قطع نظر از بي رتبگي اين بيت، مضمونش از فلان شاعر است که مير افضل دزديده است. ميرمحمد عظيم آن واقعه را ديده عِرق حميتش به حرکت آمده، در چند روز پانصد بيت شيخ را ضايع کرد» (واله داغستاني، 1384: 1/ 648).
چنان که پيشتر گفتيم، آرزو در تنبيه الغافلين همه جا بر مدار انصاف نرفته و تا توانسته به شعر حزين از لحاظ زباني و بلاغي ايراد گرفته است. هرچند بعدها خواسته پاره اي افراط کاري هايش را جبران کند تا مبادا وي را از منتقدان بي انصاف به شمار آورند. با اين حال کساني مثل قزلباش خان اميد همداني هم بودند که در داوري بين حزين و آرزو بگويند «در زبان داني شيخ شبهه نيست؛ اما اين قدر هم يقين است که آنچه فلاني يعني آرزو گفته باشد، بي چيزي نخواهد بود» (آرزو، 1383: 1/ 170).
جز او، عاقل خان رازي نيز به شعراي هندي احترام مي گذاشت و معتقد بود:
بسا آيينه روشن ضميران
ز هند انداخته پرتو به جانان
سواد هند را گر نکته داني
سپاهي دان ز افواج معاني
(مضطر، 2003: 65)
جالب آن است که اغلب موافقان حزين و مخالفان آرزو، هندي ها بودند، چنان که جوابيه هاي متعدد و بعضاً عالمانه اي هم در جواب ايرادات آرزو نوشتند. مثلاً صاحب تذکره هاي «صحف ابراهيم» و «خلاصه الکلام»
آن چنان مريدانه به دفاع حزين برخاستند که هيچ ايراني جرأت اين گونه جانبداري به خود نمي دهد. وي مي گويد «در نظر انصاف، حق به دست حضرت شيخ است، زیرا به هنگام ورود او در هندوستان، به سبب ارتکاب سلطان به لعب و بازي و اشتغال امرا به تن پروري و خودسازي، از هنر نامي و از فضيلت نشاني باقي نمانده بود و مردم هر پيشه از حد خود تجاوز نموده و ضوابط قديم را از دست داده، مرتکب اوضاع نامسدود و مبدع اطوار مستکره و نامحمود گشته بودند، باعث اختيار غربت شيخ از برهم خوردگي آل صفويه و استيلاي نادرشاه و حدوث مفاسد گوناگون است» (بنارسي، به نقل از گلچين معاني، 1363: 2/ 355-356).
از معدود ادباي هند که در لباس داوري به دفاع از آرزو پرداختند، مي توان به نبيره خواهري او، پسر وصي اش حافظ محمد حسن خان، مير محسن اکبرآبادي اشاره کرد. او در رساله خود(محاکمات الشعرا) که در حقيقت بسط يافته مقدمه هاي ثلاثه «داد سخن» است، بر نظريه تصرّف زباني آرزو پافشاري کرده و در نهايت نيز به برشمردن شعراي برجسته هند از آغاز تا نزديک زمان خود پرداخته است. جدي ترين مدافع آرزو در واقع آخرين داور دعواي حزين، ملک الشعراي قرن اخير افغانستان، قاري عبدلله کابلي است. او در رساله اش (محاکمه در بين خان آرزو و صهبايي) سعي کرده تا بخشي از انتقادات صهبايي به آرزو را جواب گويد.
غير از ايشان تقريباً تمام ادباي هند در اين نزاع ادبي از مدافعان حزينند که البته رقابتشان با آرزو هم، انگيزه مضاعفي در اين داوري به حساب مي آمده است. از اينان به آزاد بلگرامي، وارسته سيالکوتي، امام بخش صهبايي و فتح عليخان گرديزي بايد اشاره کرد. رساله اي هم در نقد يازده بيت حزين با نام «احقاق الحق» وجود دارد که تنها منشي ديال دهلوي، شاگرد امام بخش صهبايي و ناشر کليات او، مدعي انتساب آن به آرزوست، اين درحالي است که در جوابيه استادش صهبايي(اعلاءالحق)، نامي از آرزو به عنوان نويسنده آن وجيزه نيست. با اين همه طرز آن نوشته به سبک انتقادات آرزو شباهت بسيار دارد و انتسابش به او دور از ذهن نيست (صهبايي، 1296: 3/ 757).
جوابيه اصلي صهبايي همان قول فيصل اوست که نود و هشت سال پس از تنبيه الغافلين به نگارش درآمد. صهبايي در اين رساله مفصل، قدرت رشک انگيزش در ادب فارسي را به نمايش گذاشته و بسياري از تشکيکات آرزو در شعر حزين را، با ارائه اسناد و شواهد متعددي از شعراي فارسي جواب داده است. هر چند در موارد قابل توجهي هم تسليم راي وي شده و يا گفته سند اين گفته شيخ همان قول شيخ است و بس (صهبايي، 1296: 2/ 135- 60 ، 63 ، 80 ،
73، 136).
از «ابطال الباطل» هم که به نظر مي آيد بعد از وفات آرزو (1169) نوشته شده و شايد در کنار پاسخهاي آزاد بلگرامي به ايرادات آرزو در خزانه عامره، قديم ترين دفاعيه مکتوب از حزين باشد، تا به امروز هيچ نشاني در دست نيست (بلگرامي، 1817: 195-196؛ آرزو، 1401: چهل و هشت).
در دوره اي که هند آماده مستعمره شدن رسمي انگليسي ها(1858م) مي شد، ادب پارسي در آنجا به يک مرتبه پرفروغ شد و به خاموشي گراييد و زبان فارسي کاملاً جاي خود را به شعر ريخته يا اردو و سرانجام انگليسي داد. با اين حال شاعري در اين زمان پا به عرصه وجود گذاشت با نام اسدالله خان غالب که به حق «خاتم الشعراي هند»ش خواندند. وي که براي احقاق مواجب ميراثي خانوادگي خود از انگليسي ها، به کلکته رفته بود با شعراي انجمن ادبي آن شهر ديدار کرد. در آنجا از وي درخواست کردند تا در باب شعر اميرخسرو و قتيل دهلوي، استاد فقيد آنها، داوري کند و چون او امير خسرو را ترجيح داد، خود و شعرش آماج انتقادات قرار گرفت تا آنجا که ناچار شد در مثنوي اي با نام «باد مخالف»، ضمن دفاع از شعر خويش و تعريض هايي به شعراي هند چون بيدل و قتيل، از اعتقاد راسخش به شعراي ايراني و قدرت سخنوري ايشان پرده بردارد:
گرچه بيدل ز اهل ايران نيست
ليک همچون قتيل نادان نيست
دعوي بنده بي سر و بن نيست
شعر بيدل به جز تفنن نيست
پاره اي از کلام اهل زبان
مي فرستم به خدمت ياران
حاش لله که بد نمي گويم
وان هم از پيش خود نمي گويم
مگر آنان که پارسي دانند
هم بر اين عهد و راي و پيمانند
که ز اهل زبان نبود قتيل
هرگز از اصفهان نبود قتيل
لاجرم اعتماد را نسزد
گفته اش استناد را نسزد
کاين زبان خاص اهل ايران است
مشکل ما و سهل ايران است
سخن است آشکار و پنهان نيست
دهلي و لکهنو ز ايران نيست
اي تماشائيان ژرف نگاه
هان بگوييد حسبِه لله
که چسان از حزين بپيچم سر
آن به جادو دمي به دهر ثمر
(غالب دهلوي، 1967: 287-291)
و اين آخرين نزاع ادبا بر سر زبان و ادب پارسي در هند است.
منبع: راسخون
ه شĉڰ'2
Ÿ
استقبال خوبی مواجه شد که جای تقدیر از برگزارکنندگان این جشنواره دارد.
مراسم پایانی چهارمین جشنواره فیلم کوتاه شیراز
چهارمین جشنواره فیلم کوتاه شیراز برگزیدگان خود را شناخت.
آراء هیات داوران چهارمین جشنواره فیلم کوتاه شیراز به شرح زیر است:
بخش تجربی: دیپلم افتخار و جایزه نقدی به فیلم سطح تاریک و لغزنده ساخته کوروش شیرالی
بهترین فیلم تجربی: فیلم بالا ساخته محمد رضا حق نگهدار
جایزه ویژه: تصویر بردار فیلم عقل سرخ محمد هادی سجانیان
مستند: دیپلم افتخار و جایزه نقدی: فیلم مستند ایزوله ساخته محسن مقدم
فیلمهای داستانی: دیپلم افتخاروجایزه نقدی به فیلم عده ای کنار هم ساخته احسان شادمانی
بهترین فیلم داستانی: به طور مشترک به فیلم های؛ آرزو ساخته: علی رضا
ابراهیم زاده و فیلم جنایت و مکافات ساخته: کریم لک زاده
آراء هیات داوران چهارمین جشنواره فیلم کوتاه شیراز (( بخش دفاع مقدس))
مستند: لوح تقدیر به فیلم مستند، ستارگان حریم ساخته عیدی محمد معصومی
در بخش داستانی (شایسته های تقدیر)؛ جایزه نقدی و لوح تقدیر به فیلم های :
فرات من به کارگردانی سید قائدشرفی، فیلم گلدان به کارگردانی وحید بمانی، فیلم تولدی دیگر به کارگردانی
ابراهیم صمیمی.
+ نوشته شده در 2012/9/8 ساعت 5:12 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی