مدیر کل فرهنگ وارشاد اسلامی فارس:فارس یک ایران اسلامی کوچک است

مدیر کل فرهنگ وارشاد اسلامی فارس گفت: با توجه به اینکه منطقه فارس به خصوص در قرن‌های هفتم، هشتم و نهم جایگاه رفیعی در ایران و جهان داشته و حتی صادر کننده برخی از علوم و دانش‌ها در زمینه فلسفه حکمت، شعر و ادبیات و هنر بوده، بنابراین می‌توانیم استان فارس را به تعبیری یک ایران اسلامی کوچک تلقی کنیم.  و ی افزود: مقام معظم رهبری در سفر پر خیر و برکت‌شان به استان فارس دو مشخصه را بر سینه این استان به عنوان مدال افتخار آویزان کردند، یکی سومین حرم اهل بیت (علیهم السلام) بودن استان فارس و شهر شیراز است، یکی هم بحث در قله بودن استان فارس. بنابراین ما با کمک اهالی علم، هنر، دانش، فرهنگ، هنر و رسانه، دیدگاهمان تقویت قدرت فرهنگی جمهوری اسلامی  است و فعالیت خواهیم کرد تا انشاءا... تا حدی که بتوانیم

صادر کننده اقلام فرهنگی و فکری اسلامی  باشیم.
  همتی، افزود: قطعا با برنامه وارد کار می شویم و کاری می‌کنیم که حوزه فرهنگی، همه حوزه های را تحت تاثیر قرار دهد. یعنی کار فرهنگی در تمام حوزه ها انجام بگیرد. این مقام فرهنگی، افزود:  اگر مطالعه‌ای روی کشورها داشته باشیم در می‌یابیم که کشورهای مختلف قدرت‌های متفاوتی دارند. اما ایران اسلامی توانسته یک جریان مثبت فرهنگی ایجاد نماید. وی بیان داشت: قدرت جمهوری اسلامی چیست؟ اگر از اقتدار جمهوری اسلامی در زمینه نظامی  و سیاسی بگذریم، قدرت جمهوری اسلامی قدرتی فرهنگی است. ما توانسته‌ایم با پشتوانه این قدرت دیگر مولفه‌ها را هم تحت تاثیر قرار دهیم؛ به عنوان مثال: در دفاع مقدس فرهنگ ایثار و شهادت توانست موازنه قدرت را به نفع جمهوری اسلامی در صحنه جنگ رقم بزند. حتی می‌توان با فرهنگ صحیح اقتصادی و سیاسی زیر بنای توسعه را پایدار کنیم.
به انگیزه بزرگداشت 21 شهریورماه، روز ملی سینما سینمای ضمیمه­ای؛ خوابی که تعبیر نمی­شود
     محسن دانش
«مرحوم وکیل می­گفت: یک روز داشتیم یکی از فیلم­های کمپانی مترو گلدین مایر را نمایش می­دادیم، در صحنه­ای از نمایش شیری شروع به غریدن می­کند. آن وقت­ها پرده سینما از گچ بود و شخصی که خیلی علاقه شدید به سینما داشت به محض دیدن این صحنه، چماقش را به طرف پرده سینما پرتاب کرد که به اصطلاح خودش آن شیر را بکشد و همین مسأله باعث شد مردم از سالن سینما فرار کنند و از سینما بترسند. آن روزها مردم چندان رغبتی به سینما نشان نمی­دادند و ما مجبور بودیم برای جلب مشتری تابلوگردانی کنیم. مثلاً خود  من یک تابلو چهارگوش درست کرده بودم و روی سرم می­گذاشتم و در چهار طرف تابلو، پلاکارد و عکس­های فیلم را نصب می­کردم و در مرکز شهر که آن زمان خیابان احمدی، طالقانی، اطراف بازار مسگرها و وکیل بود، می­گرداندم تا مردم از برنامه شب سینما خورشید اطلاع پیدا کنند.»
این حرف­ها را «مهدی وثوق» یکی از قدیمی­های سینما درباره وضعیت سینماهای شیراز می­گوید و می­افزاید: شیراز جزو اولین شهرهای ایران بود که سینما بدان راه پیدا کرد. در سال 1279 در خیابان لطفعلی­خان زند (محله گودعربان) که در آن زمان محله اعیان­نشین شهر به حساب می­آمد، اولین سینما به نام «تماشاخانه» با نمایش فیلم­های صامت شروع به کار کرد، با ورودیه یک ریال برای درجه یک و ده شاهی برای درجه دو، در حیاطی بزرگ که اطراف آن نیمکت­های چوبی گذاشته بودند و با آپارات­های دستی اقدام به نمایش فیلم­های صامت می­کردند و یک نفر که به عنوان «دیلماج»، مترجم صحنه­های فیلم بود و با احساس هر چه تمام­تر، فیلم را برای تماشاگران توضیح می­داد. پس از تعطیل شدن تماشاخانه در سال 1308، یک سالن روباز تقریباً نوین [فقط 3 ماه تابستان) با نام سینما «خورشید» با فیلم صامتی مربوط به جنگ آلمان و انگلیس گشایش یافت که بعدها با نام سینما پارس فعالیت خود را ادامه داد و در سال 1347 مجدداً بازسازی شد.
او ادامه می­دهد: در فاصله بسیار کمی، سومین سینمای شیراز با نام فردوسی در سال 1310 در خیابان انوری ساخته شد که به دلیل عدم استقبال مردم، این سینما به انبار قند و شکر مبدل شد، اما پس از 5 سال با نام «دیده­بان»، دوباره راه افتاد و در طول زمان، صاحب آن، چندین بار اسم سینما را عوض کرد و به هر حال برخی از اسم­های این سینما، «فردوسی»، «مایاک» و سرانجام «تاج» بود. سینما تاج تا سال 1350 فعالیت می­کرد و پس از آن به عنوان پارکینگ عمومی مورد بهره­برداری قرار گرفت. در سال 1330 اولین سینما تئاتر به نام «رکس» در خیابان توحید (داریوش سابق) با فیلم «برادران کارامازوف» گشایش یافت که بعدها به سینما «تخت جمشید» تغییر نام داد که اکثراً پاتوق هنرمندان تئاتر و سینمای شیراز و تهران بود. در سال 1331 هم یک سینمای روباز با دو سالن نمایش تابستانه و زمستانه واقع در چهارراه مشیر با فیلم «دزد دوچرخه»­ی «ویتوریو دسیکا» گشایش یافت که آن را «پارامونت» نامیدند و چون تلفظ آن برای مردم سخت بود، مردم به آن سینمای «دم کَلی» می­گفتند و صاحبان آن چندین بار اسم این سینما را تغییر دادند و مدتی «شهرزاد» و مدتی هم «مهتاب» نامیدندش، اما فایده نداشت و مردم همچنان به آن سینمای «دم کَلی» می­گفتند. این سینما سال 1361 تعطیل شد.
وثوق می­گوید: چهارمین سینمای شیراز، سینما «مترو» (بهمن فعلی) بود که در خیابان زند تأسیس و در سال 1351 بازسازی شد و تاکنون هم به فعالیت خودش ادامه می­دهد. پنجمین سینمای شیراز هم با نام سینما «ایران»، در خیابان زند گشایش یافت که به اصطلاح آن زمان، آن را سینمای لژی محسوب می­کردند که پاتوق اعیان و اشراف بود. این سینما هم در سال 1353 بازسازی شد و هم­اکنون نیز فعالیت دارد. سینما «سعدی» هم در سال 1339 آغاز به کار کرد و در آن زمان، به دلیل دور بودن از مرکز شهر، فقط شب­ها فیلم پخش می­کرد. این سینما در سال 1350 بازسازی شد و هم­اکنون نیز فعال است. سینما «پاسارگاد» (فلسطین) هم در ابتدای سال 1340 آغاز به کار کرد.
او می­افزاید: سینما «پرسپولیس» (حافظ) در سال 1345 در خیابان سعدی و سینما «کاپری» (شیراز) در 1346 - به عنوان اولین سینمای 70 میلی­متری شیراز - آغاز به کار کردند. صاحب سینما کاپری، برای جلب بیشتر مردم به سمت سینما، تراکت­هایی را تهیه کرده بود که از طریق هلی­کوپتر در شهر پخش می­شدند و هر کس این تراکت­ها را پیدا می­کرد، می­توانست رایگان به تماشای فیلم بپردازد. از اتفاق­های جالب اینکه در سال 1347 که اکران این سینما فیلم «دوازده مرد خبیث» بود، تعداد زیادی بَنِر در ورودی­های شهر نصب کرده بودند که روی آن نوشته بودند: «مدیر سینما کاپری به اتفاق 12 مرد خبیث، نوروز باستانی را به شما تبریک می­گویند» و در همان زمان مطبوعات نوشتند: «سیزدهمین مرد خبیث در شیراز پیدا شد.» چندی بعد هم سینما «پرسیا» در خیابان زند گشایش یافت که فیلم­های درجه یک را نمایش می­داد. در سال 1347 هم اولین سینمای «سینه راما» با نام «آریانا» با نمایش فیلم «راز کیهان» ساخته «استنلی کوبریک» پا به عرصه وجود گذاشت.
اسباب بازی ملوکانه
می­گویند سینما، زمانی که به سرزمین ما ایران رسید، اسباب بازی ملوکانه­ای در دست شاه قاجار بود. و اگر سفر مظفرالدین شاه قاجار به فرنگ در شروع قرن، مصادف با نمایش برادران «لومیر» فرانسوی نمی­شد، معلوم نبود سینما در ایران چه سرنوشتی پیدا می­کرد؟ مظفرالدین شاه سینماتوگراف را می­بیند و دستور خرید آن را می­دهد و به ایران می­آورد تا از آن به طور خصوصی استفاده کند و سینما در پس پرده حرم باقی می­ماند. سینما را مظفرالدین شاه وارد مملکت کرد؛ اما نه به قصد خدمت به ملتش؛ بلکه در جهت ارضای تنوع­طلبی­های ملوکانه­اش!
  روز ملی سینما نداشتیم!
همچنین گفته می­شود که در 21 یا 22 شهریورماه 1279، میرزا ابراهیم خان عکاسباشی وسایل و ابزار فیلمبرداری (سینماتوگراف) را به ایران آورد و اولین فیلم ایرانی با نام «دختر لر» در سال 1312 ساخته شد و به همین دلیل، 21 شهریورماه را روز سینما نام نهادند و در این روز، سینما مرکز توجه بیشتر مسئولان امر و هنرمندان و فرهیختگان قرار می­گرفت تا اینکه در تقویم رسمی، این روز را حذف کردند و «واعظی»، دبیر شورای فرهنگ عمومی درباره حذف روز سینما گفت: «تقویم رسمی ما بیش از حد شلوغ شده بود و برای همین باید برخی مناسبت­ها را حذف و برخی را نیز به ضمایم منتقل می­کردیم. روز سینما هم از جمله مواردی بود که به بخش ضمایم منتقل شد.» و مشخص شد که حذف روز ملی سینما از تقویم رسمی کشور و انتقال آن به ضمایم، موضوعی بود که دستورالعمل مرتبط با آن را شورای فرهنگ عمومی به دبیری «منصور واعظی» صادر کرده بود. البته واعظی این را هم گفته بود که: «ما در تقویم، چیزی به نام روز ملی سینما نداشته­ایم و فقط روزی به نام سینما داشتیم که آن هم به ضمایم منتقل شد.» و افزوده بود: «همچنان در ذکر روز 21 شهریور به عنوان روز سینما در تقویم مانعی وجود ندارد. اینکه روز سینما را به ضمیمه منتقل کرده­ایم مانع این نمی­شود که ناشران تقویم نتوانند آن را در داخل تقویم ذکر کنند، یعنی ناشران تقویم همچنان می­توانند روز سینما را داخل تقویم بیاورند.»
به هر حال با استناد به این صحبت­ها هم، قرار دادن روز سینما در ضمایم یک تقویم رسمی کشور، نشانگر کم رنگ بودن سینما از نظرگاه برخی متولیان امر است که زیبنده و شایسته نیست. سینما به عنوان هنری فراگیر و با قابلیت­های بالای نمایشی و نیز حوزه تأثیرگذاری بسیار زیادش، همواره در کشورهای توسعه یافته به عنوان ابزاری توانمند در جهت معرفی و انتقال فرهنگ­های یک ملت به کار می­رود و دولت­ها بسیاری از مشکلات اجتماعی مردمشان را از طریق ساخت و نمایش فیلم­های کیفی سینمایی، برطرف می­کنند. سینما در واقع نمایش زندگی است، نمایش بایدها و نبایدها، هست­ها و نیست­ها، سینما رهیافتی است به برون، نگاهی است به درون و در یک جمله، سینما، سینماست؛ بوده، هست و باید باشد. سینما پنجره­ای است به آنچه باید باشد، آسمانی است که با ستاره­هایش می­درخشد و گاه اگر ابری شود؛ موقتی است.
سینمای ضمیمه­ای و آدم­های زیراکسی
مردی که در حال ورانداز کردن عکس­های یک فیلم اکران شده در محدوده چهارراه زند است، در پاسخ به پرسش من در خصوص اینکه روز ملی سینما، چه روزی است؟ هاج و واج می­گوید: روز... ملی... سینما والله چی بگم؟ نمی­دونم! چطو مگه؟ تشکر می­کنم و از خیر سؤالم می­گذرم.
جوانی حدوداً 25 ساله که به نظر می­رسید، حسابی محو تماشای پرده یکی از سینماهای شیراز است و خودش را «رامین قادری­زاده» معرفی می­کند، در خصوص روز ملی سینما و حذف آن از تقویم رسمی کشور می­گوید: از این موضوع خبر نداشتم، البته راستش را بخواهید، اصلاً نمی­دانستم که روز ملی سینما داریم! اما آقاجان چه فایده؟ با این وضع سینما و فیلم­های آبکی که ساخته می­شود، همان بهتر که اصلاً روزش را هم گرامی ندارند! من حداقل ماهی دو تا سه بار سینما می­روم. باور کنید هر دفعه پشیمان می­شوم و با خودم قرار می­گذارم که این آخرین بار باشد. فیلم­ها خیلی ضعیف شده­اند، آدم را با خودشان همراه نمی­کنند، بیشترشان هم شبیه هم هستند فقط بازیگرانشان عوض می­شوند.
او می­افزاید: سالن­های سینماها هم که همه قدیمی و درب و داغون هستند. شیراز فقط یک سینمای تقریباً خوب دارد، بقیه­اش حسابی نیاز به تعمیرات اساسی دارند.
«رضا رادی» مردی حدوداً 35 ساله هم که در حال خرید بلیت سینما است و معتقد به نوسازی سالن­های سینماهای شیراز است، می­گوید: من اطلاعی از حذف روز ملی سینما از تقویم رسمی کشور نداشتم. اما به هر حال آنچه مسلم است، سینما بیشتر از قبل نیاز به حمایت دارد. در این دوران که چپ و راست فیلم ساخته و به تمام نقاط دنیا ارسال می­شود، بها دادن به هنر سینما، نشان از دوراندیشی فرهنگی دارد.
«نویدحسنی­زاده» نیز که با پسرش برای تماشای یک فیلم خانوادگی در حال خرید بلیت از یکی از سینماهای شیراز بود، با اشاره به پایین آمدن کیفی فیلم­های سینمای ایران، می­گوید: معلوم نیست فیلمنامه­نویسان ما چکار می­کنند، آخر این همه تولیدات بی­کیفیت با این سالن­های زهوار در رفته، کی می­تواند تماشاگران را جذب خودش کند؟ بیشتر مضمون­ها شبیه به هم و تکراری­اند، تنوعی در فیلم­ها دیده نمی­شود. وقتی از او می­پرسم: پس برای چه به سینما می­آیی؟ پاسخ می­دهد: برای تنوع، برای در خانه نماندن، برای اینکه شاید فیلمی سرگرم کننده ببینیم و خستگی از تنمان در برود!
افزایش سالن­های سینما!
از این ور آن ور شنیده می­شود که قرار است سالن­های سینما را افزایش دهند، کار بسیار خوبی است، اما از آن بهتر رسیدگی به وضع کنونی سینماهاست. سینماهای شیراز باید اصولی و اساسی مطابق با استانداردهای روز دنیا بازسازی شوند و این بازسازی­ها محدود به ظاهر نباشد، باطن سینماها نیاز به رسیدگی دلسوزانه دارد. از سوی دیگر تجمع سینماها در چهارراه زند که روزی به اصطلاح «بالاشهر» شیراز محسوب می­شد، پای بسیاری از خانواده­ها را از سینما بریده است. شیراز بسیار گسترده­تر از قبل شده، باید پراکنش سینماها مطابق با این تغییر جغرافیایی باشد. فرهنگ کارکنان سینماها را نیز باید ارتقاء داد. بدون فرهنگ­سازی، کسی در سینما احساس آرامش نمی­کند و... الخ.