صفحه 12--20 شهریور 91
مدیر کل فرهنگ وارشاد اسلامی فارس:فارس یک ایران اسلامی کوچک است
مدیر کل فرهنگ وارشاد اسلامی فارس گفت: با توجه به اینکه منطقه فارس به خصوص در قرنهای هفتم، هشتم و نهم جایگاه رفیعی در ایران و جهان داشته و حتی صادر کننده برخی از علوم و دانشها در زمینه فلسفه حکمت، شعر و ادبیات و هنر بوده، بنابراین میتوانیم استان فارس را به تعبیری یک ایران اسلامی کوچک تلقی کنیم. و ی افزود: مقام معظم رهبری در سفر پر خیر و برکتشان به استان فارس دو مشخصه را بر سینه این استان به عنوان مدال افتخار آویزان کردند، یکی سومین حرم اهل بیت (علیهم السلام) بودن استان فارس و شهر شیراز است، یکی هم بحث در قله بودن استان فارس. بنابراین ما با کمک اهالی علم، هنر، دانش، فرهنگ، هنر و رسانه، دیدگاهمان تقویت قدرت فرهنگی جمهوری اسلامی است و فعالیت خواهیم کرد تا انشاءا... تا حدی که بتوانیم
صادر کننده اقلام فرهنگی و فکری اسلامی باشیم.
همتی، افزود: قطعا با برنامه وارد کار می شویم و کاری میکنیم که حوزه فرهنگی، همه حوزه های را تحت تاثیر قرار دهد. یعنی کار فرهنگی در تمام حوزه ها انجام بگیرد. این مقام فرهنگی، افزود: اگر مطالعهای روی کشورها داشته باشیم در مییابیم که کشورهای مختلف قدرتهای متفاوتی دارند. اما ایران اسلامی توانسته یک جریان مثبت فرهنگی ایجاد نماید. وی بیان داشت: قدرت جمهوری اسلامی چیست؟ اگر از اقتدار جمهوری اسلامی در زمینه نظامی و سیاسی بگذریم، قدرت جمهوری اسلامی قدرتی فرهنگی است. ما توانستهایم با پشتوانه این قدرت دیگر مولفهها را هم تحت تاثیر قرار دهیم؛ به عنوان مثال: در دفاع مقدس فرهنگ ایثار و شهادت توانست موازنه قدرت را به نفع جمهوری اسلامی در صحنه جنگ رقم بزند. حتی میتوان با فرهنگ صحیح اقتصادی و سیاسی زیر بنای توسعه را پایدار کنیم.
به انگیزه بزرگداشت 21 شهریورماه، روز ملی سینما سینمای ضمیمهای؛ خوابی که تعبیر نمیشود
محسن دانش
«مرحوم وکیل میگفت: یک روز داشتیم یکی از فیلمهای کمپانی مترو گلدین مایر را نمایش میدادیم، در صحنهای از نمایش شیری شروع به غریدن میکند. آن وقتها پرده سینما از گچ بود و شخصی که خیلی علاقه شدید به سینما داشت به محض دیدن این صحنه، چماقش را به طرف پرده سینما پرتاب کرد که به اصطلاح خودش آن شیر را بکشد و همین مسأله باعث شد مردم از سالن سینما فرار کنند و از سینما بترسند. آن روزها مردم چندان رغبتی به سینما نشان نمیدادند و ما مجبور بودیم برای جلب مشتری تابلوگردانی کنیم. مثلاً خود من یک تابلو چهارگوش درست کرده بودم و روی سرم میگذاشتم و در چهار طرف تابلو، پلاکارد و عکسهای فیلم را نصب میکردم و در مرکز شهر که آن زمان خیابان احمدی، طالقانی، اطراف بازار مسگرها و وکیل بود، میگرداندم تا مردم از برنامه شب سینما خورشید اطلاع پیدا کنند.»
این حرفها را «مهدی وثوق» یکی از قدیمیهای سینما درباره وضعیت سینماهای شیراز میگوید و میافزاید: شیراز جزو اولین شهرهای ایران بود که سینما بدان راه پیدا کرد. در سال 1279 در خیابان لطفعلیخان زند (محله گودعربان) که در آن زمان محله اعیاننشین شهر به حساب میآمد، اولین سینما به نام «تماشاخانه» با نمایش فیلمهای صامت شروع به کار کرد، با ورودیه یک ریال برای درجه یک و ده شاهی برای درجه دو، در حیاطی بزرگ که اطراف آن نیمکتهای چوبی گذاشته بودند و با آپاراتهای دستی اقدام به نمایش فیلمهای صامت میکردند و یک نفر که به عنوان «دیلماج»، مترجم صحنههای فیلم بود و با احساس هر چه تمامتر، فیلم را برای تماشاگران توضیح میداد. پس از تعطیل شدن تماشاخانه در سال 1308، یک سالن روباز تقریباً نوین [فقط 3 ماه تابستان) با نام سینما «خورشید» با فیلم صامتی مربوط به جنگ آلمان و انگلیس گشایش یافت که بعدها با نام سینما پارس فعالیت خود را ادامه داد و در سال 1347 مجدداً بازسازی شد.
او ادامه میدهد: در فاصله بسیار کمی، سومین سینمای شیراز با نام فردوسی در سال 1310 در خیابان انوری ساخته شد که به دلیل عدم استقبال مردم، این سینما به انبار قند و شکر مبدل شد، اما پس از 5 سال با نام «دیدهبان»، دوباره راه افتاد و در طول زمان، صاحب آن، چندین بار اسم سینما را عوض کرد و به هر حال برخی از اسمهای این سینما، «فردوسی»، «مایاک» و سرانجام «تاج» بود. سینما تاج تا سال 1350 فعالیت میکرد و پس از آن به عنوان پارکینگ عمومی مورد بهرهبرداری قرار گرفت. در سال 1330 اولین سینما تئاتر به نام «رکس» در خیابان توحید (داریوش سابق) با فیلم «برادران کارامازوف» گشایش یافت که بعدها به سینما «تخت جمشید» تغییر نام داد که اکثراً پاتوق هنرمندان تئاتر و سینمای شیراز و تهران بود. در سال 1331 هم یک سینمای روباز با دو سالن نمایش تابستانه و زمستانه واقع در چهارراه مشیر با فیلم «دزد دوچرخه»ی «ویتوریو دسیکا» گشایش یافت که آن را «پارامونت» نامیدند و چون تلفظ آن برای مردم سخت بود، مردم به آن سینمای «دم کَلی» میگفتند و صاحبان آن چندین بار اسم این سینما را تغییر دادند و مدتی «شهرزاد» و مدتی هم «مهتاب» نامیدندش، اما فایده نداشت و مردم همچنان به آن سینمای «دم کَلی» میگفتند. این سینما سال 1361 تعطیل شد.
وثوق میگوید: چهارمین سینمای شیراز، سینما «مترو» (بهمن فعلی) بود که در خیابان زند تأسیس و در سال 1351 بازسازی شد و تاکنون هم به فعالیت خودش ادامه میدهد. پنجمین سینمای شیراز هم با نام سینما «ایران»، در خیابان زند گشایش یافت که به اصطلاح آن زمان، آن را سینمای لژی محسوب میکردند که پاتوق اعیان و اشراف بود. این سینما هم در سال 1353 بازسازی شد و هماکنون نیز فعالیت دارد. سینما «سعدی» هم در سال 1339 آغاز به کار کرد و در آن زمان، به دلیل دور بودن از مرکز شهر، فقط شبها فیلم پخش میکرد. این سینما در سال 1350 بازسازی شد و هماکنون نیز فعال است. سینما «پاسارگاد» (فلسطین) هم در ابتدای سال 1340 آغاز به کار کرد.
او میافزاید: سینما «پرسپولیس» (حافظ) در سال 1345 در خیابان سعدی و سینما «کاپری» (شیراز) در 1346 - به عنوان اولین سینمای 70 میلیمتری شیراز - آغاز به کار کردند. صاحب سینما کاپری، برای جلب بیشتر مردم به سمت سینما، تراکتهایی را تهیه کرده بود که از طریق هلیکوپتر در شهر پخش میشدند و هر کس این تراکتها را پیدا میکرد، میتوانست رایگان به تماشای فیلم بپردازد. از اتفاقهای جالب اینکه در سال 1347 که اکران این سینما فیلم «دوازده مرد خبیث» بود، تعداد زیادی بَنِر در ورودیهای شهر نصب کرده بودند که روی آن نوشته بودند: «مدیر سینما کاپری به اتفاق 12 مرد خبیث، نوروز باستانی را به شما تبریک میگویند» و در همان زمان مطبوعات نوشتند: «سیزدهمین مرد خبیث در شیراز پیدا شد.» چندی بعد هم سینما «پرسیا» در خیابان زند گشایش یافت که فیلمهای درجه یک را نمایش میداد. در سال 1347 هم اولین سینمای «سینه راما» با نام «آریانا» با نمایش فیلم «راز کیهان» ساخته «استنلی کوبریک» پا به عرصه وجود گذاشت.
اسباب بازی ملوکانه
میگویند سینما، زمانی که به سرزمین ما ایران رسید، اسباب بازی ملوکانهای در دست شاه قاجار بود. و اگر سفر مظفرالدین شاه قاجار به فرنگ در شروع قرن، مصادف با نمایش برادران «لومیر» فرانسوی نمیشد، معلوم نبود سینما در ایران چه سرنوشتی پیدا میکرد؟ مظفرالدین شاه سینماتوگراف را میبیند و دستور خرید آن را میدهد و به ایران میآورد تا از آن به طور خصوصی استفاده کند و سینما در پس پرده حرم باقی میماند. سینما را مظفرالدین شاه وارد مملکت کرد؛ اما نه به قصد خدمت به ملتش؛ بلکه در جهت ارضای تنوعطلبیهای ملوکانهاش!
روز ملی سینما نداشتیم!
همچنین گفته میشود که در 21 یا 22 شهریورماه 1279، میرزا ابراهیم خان عکاسباشی وسایل و ابزار فیلمبرداری (سینماتوگراف) را به ایران آورد و اولین فیلم ایرانی با نام «دختر لر» در سال 1312 ساخته شد و به همین دلیل، 21 شهریورماه را روز سینما نام نهادند و در این روز، سینما مرکز توجه بیشتر مسئولان امر و هنرمندان و فرهیختگان قرار میگرفت تا اینکه در تقویم رسمی، این روز را حذف کردند و «واعظی»، دبیر شورای فرهنگ عمومی درباره حذف روز سینما گفت: «تقویم رسمی ما بیش از حد شلوغ شده بود و برای همین باید برخی مناسبتها را حذف و برخی را نیز به ضمایم منتقل میکردیم. روز سینما هم از جمله مواردی بود که به بخش ضمایم منتقل شد.» و مشخص شد که حذف روز ملی سینما از تقویم رسمی کشور و انتقال آن به ضمایم، موضوعی بود که دستورالعمل مرتبط با آن را شورای فرهنگ عمومی به دبیری «منصور واعظی» صادر کرده بود. البته واعظی این را هم گفته بود که: «ما در تقویم، چیزی به نام روز ملی سینما نداشتهایم و فقط روزی به نام سینما داشتیم که آن هم به ضمایم منتقل شد.» و افزوده بود: «همچنان در ذکر روز 21 شهریور به عنوان روز سینما در تقویم مانعی وجود ندارد. اینکه روز سینما را به ضمیمه منتقل کردهایم مانع این نمیشود که ناشران تقویم نتوانند آن را در داخل تقویم ذکر کنند، یعنی ناشران تقویم همچنان میتوانند روز سینما را داخل تقویم بیاورند.»
به هر حال با استناد به این صحبتها هم، قرار دادن روز سینما در ضمایم یک تقویم رسمی کشور، نشانگر کم رنگ بودن سینما از نظرگاه برخی متولیان امر است که زیبنده و شایسته نیست. سینما به عنوان هنری فراگیر و با قابلیتهای بالای نمایشی و نیز حوزه تأثیرگذاری بسیار زیادش، همواره در کشورهای توسعه یافته به عنوان ابزاری توانمند در جهت معرفی و انتقال فرهنگهای یک ملت به کار میرود و دولتها بسیاری از مشکلات اجتماعی مردمشان را از طریق ساخت و نمایش فیلمهای کیفی سینمایی، برطرف میکنند. سینما در واقع نمایش زندگی است، نمایش بایدها و نبایدها، هستها و نیستها، سینما رهیافتی است به برون، نگاهی است به درون و در یک جمله، سینما، سینماست؛ بوده، هست و باید باشد. سینما پنجرهای است به آنچه باید باشد، آسمانی است که با ستارههایش میدرخشد و گاه اگر ابری شود؛ موقتی است.
سینمای ضمیمهای و آدمهای زیراکسی
مردی که در حال ورانداز کردن عکسهای یک فیلم اکران شده در محدوده چهارراه زند است، در پاسخ به پرسش من در خصوص اینکه روز ملی سینما، چه روزی است؟ هاج و واج میگوید: روز... ملی... سینما والله چی بگم؟ نمیدونم! چطو مگه؟ تشکر میکنم و از خیر سؤالم میگذرم.
جوانی حدوداً 25 ساله که به نظر میرسید، حسابی محو تماشای پرده یکی از سینماهای شیراز است و خودش را «رامین قادریزاده» معرفی میکند، در خصوص روز ملی سینما و حذف آن از تقویم رسمی کشور میگوید: از این موضوع خبر نداشتم، البته راستش را بخواهید، اصلاً نمیدانستم که روز ملی سینما داریم! اما آقاجان چه فایده؟ با این وضع سینما و فیلمهای آبکی که ساخته میشود، همان بهتر که اصلاً روزش را هم گرامی ندارند! من حداقل ماهی دو تا سه بار سینما میروم. باور کنید هر دفعه پشیمان میشوم و با خودم قرار میگذارم که این آخرین بار باشد. فیلمها خیلی ضعیف شدهاند، آدم را با خودشان همراه نمیکنند، بیشترشان هم شبیه هم هستند فقط بازیگرانشان عوض میشوند.
او میافزاید: سالنهای سینماها هم که همه قدیمی و درب و داغون هستند. شیراز فقط یک سینمای تقریباً خوب دارد، بقیهاش حسابی نیاز به تعمیرات اساسی دارند.
«رضا رادی» مردی حدوداً 35 ساله هم که در حال خرید بلیت سینما است و معتقد به نوسازی سالنهای سینماهای شیراز است، میگوید: من اطلاعی از حذف روز ملی سینما از تقویم رسمی کشور نداشتم. اما به هر حال آنچه مسلم است، سینما بیشتر از قبل نیاز به حمایت دارد. در این دوران که چپ و راست فیلم ساخته و به تمام نقاط دنیا ارسال میشود، بها دادن به هنر سینما، نشان از دوراندیشی فرهنگی دارد.
«نویدحسنیزاده» نیز که با پسرش برای تماشای یک فیلم خانوادگی در حال خرید بلیت از یکی از سینماهای شیراز بود، با اشاره به پایین آمدن کیفی فیلمهای سینمای ایران، میگوید: معلوم نیست فیلمنامهنویسان ما چکار میکنند، آخر این همه تولیدات بیکیفیت با این سالنهای زهوار در رفته، کی میتواند تماشاگران را جذب خودش کند؟ بیشتر مضمونها شبیه به هم و تکراریاند، تنوعی در فیلمها دیده نمیشود. وقتی از او میپرسم: پس برای چه به سینما میآیی؟ پاسخ میدهد: برای تنوع، برای در خانه نماندن، برای اینکه شاید فیلمی سرگرم کننده ببینیم و خستگی از تنمان در برود!
افزایش سالنهای سینما!
از این ور آن ور شنیده میشود که قرار است سالنهای سینما را افزایش دهند، کار بسیار خوبی است، اما از آن بهتر رسیدگی به وضع کنونی سینماهاست. سینماهای شیراز باید اصولی و اساسی مطابق با استانداردهای روز دنیا بازسازی شوند و این بازسازیها محدود به ظاهر نباشد، باطن سینماها نیاز به رسیدگی دلسوزانه دارد. از سوی دیگر تجمع سینماها در چهارراه زند که روزی به اصطلاح «بالاشهر» شیراز محسوب میشد، پای بسیاری از خانوادهها را از سینما بریده است. شیراز بسیار گستردهتر از قبل شده، باید پراکنش سینماها مطابق با این تغییر جغرافیایی باشد. فرهنگ کارکنان سینماها را نیز باید ارتقاء داد. بدون فرهنگسازی، کسی در سینما احساس آرامش نمیکند و... الخ.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی