صفحه 5--20 شهریور 91
نگاهی به زندگی «اروین یالوم»
بخش دوم و پایانی
او بعدها یک کتاب دانشگاهی اما خوش خوان «گروه درمانی» نوشت که به 12 زبان دنیا ترجمه و تدریس شد. او آن قدر در رویکرد درمانی اش - روانکاوی وجودی - مشهور شد که همین الان اگر در هر جای دنیا بخواهند نام چهار نفر در این رویکرد را ببرند، یکی از آنها یالوم است و کتاب «موهبت درمان» او که در ایران به نام «هنر درمان» ترجمه شده است؛ کتاب بالینی گروهی از روانشناسهای بالینی است.
فکر میکنید اولین کتاب این استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد با این سابقه درخشان آکادمیک چیست؟ یک رمان عجیب و غریب و نازک به نام «هر روز کمی به هم نزدیکتر» که در واقع دو تا نویسنده دارد، یک روان درمانگر و یک بیمار که برداشتشان از هر جلسه درمانی را نوشته اند و گذاشتهاند کنار هم. درمانگر خود یالوم است و درمانجو هم یکی از مریضها. به این ترتیب اولین رمان روان درمانی، به معنایی که خود یالوم مد نظرش بود، خلق شد.
داستان روان درمانی
داستانهای روان درمانی قبل از یالوم هم وجود داشتند، اما اولین بار او بود که فهمید میشود این داستانها، هم بار آموزشی داشته باشند و هم لذت ایجاد کنند، داستانهایی که دو شخصیت محوریشان، همیشه یک بیمار و یک روان درمانگر هستند.
شخصیتها: بر خلاف داستانهای قبلی این گونه، بعد از یالوم دیگر داستانها فقط گزارش جذاب شده ای از زندگی یک بیمار روانی و نحوه درمانشان نیستند.
روان درمانگرها هم در داستانهای یالوم شخصیتی خاکستری دارند. آنها هم مثل درمان جویانشان زندگی شخصی دارند، ناتوانیهایی دارند و همراه با درمانجویان خود، آخر هر دوره درمان به یک آدم دیگر تبدیل میشوند. در بسیاری از داستانهای یالوم گاهی حتی جای درمانگر و درمانجو عوض میشود و درمانجو، درمان گر را خوب میکند.
مثلا در نیمه داستان معروف «وقتی نیچه گریست» برویر روانکاو به در خواست «سالومه» - معشوقه نیچه- و به خاطر این که آینده فلسفه دنیا در خطر است، کلک میزند و به عنوان یک درمان جو با نیچه رو به رو میشود، اما بازی کم کم شکل واقعیت میگیرد و برویر مشکلات روانی خودش را به واسطه نیچه حل میکند. یا در داستان «همنشینی با پائولا» (از مجموعه مامان و معنی زندگی) روان درمانگر کاملا تحت تاثیر حرفهای یک بیمار سرطانی لاعلاج قرار میگیرد. در یک جمله در داستانهای روان درمانی هم درمانگر و هم درمانجو «شخصیت» هستند، نه «تیپ».
زاویه دید: داستان میتواند هم از زبان درمانگر روایت شود، هم از زبان درمانجو و هم از زبان یک دانای کل که به ذهنیتهای هر دو طرف آگاه است. گاهی حتی یالوم مثل داستان مامان و معنی زندگی، همه داستان را به یک جریال سیال ذهن تبدیل میکند و خودش، هم درمانگر و هم درمانجوی خودش میشود.
لوکیشن: معمولا یکی از لوکیشنهای تکرارشونده داستان، مطب یک روان درمانگر است و بیشتر دیالوگهای تکان دهنده، همان جا بیان میشوند. البته یالوم آن قدر خلاق است که مثل رمان «وقتی نیچه گریست»، لوکیشن روان درمانی را به یک گورستان ابری یا مثل داستان کوتاه «طلسم گربه مجار» - از داستانهای مجموعه مامان و معنی زندگی - به یک اتاق خواب کاملا تخیلی بکشاند.
موقعیتهای دراماتیک: یالوم استاد در آوردن موقعیتهای داستانی از جریان روان درمانی است. غیر از روایتهایی که درمانجوها در جلسه درمان از زندگی شان دارند، گاهی شکل روان درمانی هم موقعیت آفرین میشود. مثلا در داستان «رویارویی دو جانبه» مراجعه کننده که یک زن غر غروی خسیس است و به عنوان یک تکلیف درمانی دارد نوار جلسه قبلش را گوش میدهد، خیلی اتفاقی با حرفهای بیپرده و ناجور روان درمانگر در مورد خودش رو به رو میشود، حرفهایی که روان درمانگر برای استفاده در یک جلسه گروهی حرفه ای ضبط میکرده و اشتباهی هم روی نوار خودش ضبط شده و هم روی نوار درمانجو. از این جور موقعیتها فراوان در داستانهای یالوم پیدا میشود.
واقعی یا غیر واقعی: معمولا داستانهای یالوم پایه ای در واقعیت دارند. در داستان کوتاه «هفت درس پیشرفته در درمان سوگ» حتی شخصیتهای داستان هم واقعی هستند. معمولا یالوم یا از بیمارانش اجازه میگیرد و مثل داستان «همنشینی با پائولا»، با تغییر نام داستان، روان درمانیاش را تعریف میکند یا از مجموعه دانش وسیعی که از تاریخ فلسفه، روانشناسی و بایگانی وسیع پروندههای بیمارانش دارد، الهام میگیرد و یک داستان ساختگی درست میکند.
مثلا در «وقتی نیچه گریست»، یالوم نیچه را به واسطه معشوقه اش سالومه با یک روانکاو به نام برویر- همکار فروید و یکی از مبدعان روانکاوی- رو به رو میکند، در صورتی که نیچه و برویر با اینکه در یک دوره و یک قاره زندگی میکردند، هیچ وقت همدیگر را ندیده اند. یا در داستان «طلسم گربه مجار»، یالوم اساسا یک موقعیت سوررئال را میآفریند و گربه ای افسانه ای و شر را روان درمانی میکند.
اروین یالوم را بچههای تحصیلات تکمیلی روانشناسی بالینی حتما میشناسند. اسم او در فصل روان درمانی وجودی همه کتابهای نظریههای روان درمانی آمده است. با وجود خوشخوان بودن کتابهای تخصصی یالوم، متاسفانه از این دسته فقط «هنر درمان» او در ایران ترجمه شده است. به هر حال ما در این معرفی فقط به کتابهای داستانی استاد بسنده کرده و تخصصیها را گذاشته ایم برای متخصصها.
ترجمه شده
وقتی نیچه گریست ( 1992)
داستان در اروپای آخر قرن نوزدهم میگذرد، وقتی که نیچه میگرن شدیدی پیدا کرده است. برویر - همکار فروید- دارد به این نتیجه میرسد که میشود با سخن گفتن و تخلیه هیجانی هم بیماران را درمان کرد و فروید هنوز دانشجویی است که از کار برویر خوشش آمده است. یالوم همه اینها را میگذارد کنار هم تا نیچه حالش بهتر شود، اما این نیچه است که حال برویر را بهتر میکند.
ترجمه نشده
هر روز کمی به هم نزدیک تر (1974)
اولین کتاب یالوم، داستان دو سال روان درمانی «جینی»، زنی است که روانپزشکها به او برچسب «اسکیزوئید» زده اند. داستان این کتاب به شیوه روایت موازی پیش میرود. جینی از دیدگاه خودش جلسه درمان را روایت میکند و یالوم از دیدگاه خودش. سوءتفاهمهایی هم که این وسط پیش آمده واقعا خواندنی اند.
ترجمه نشده
شفای شوپنهاور (2004)
یالوم باز هم رفته سراغ فیلسوفها و حرفهای روان درمانگرشان. این بار مرگ به سراغ یک روان درمانگر میآيد. او میفهمد که به زودی خواهد مرد. پس میرود تک تک بیمارانش را پیدا کند تا ببیند آیا روان درمانیاش موثر بوده یا نه. یا آنهایی که درمان را قطع کرده اند حالا حالشان خوب است یا نه. این وسط میرسد به بیماری که مشکلاتش را با خواندن کتابهای شوپنهاور حل کرده است. روان درمانگر متعجب میشود و او را به گروه درمانی اش دعوت میکند.
ترجمه شده
مامان و معنی زندگی (1999)
این کتاب، مجموعه شش داستان روان درمانی است. چهار داستان اول کتاب واقعی هستند و دو داستان آخر با الهام از واقعیت نوشته شده اند. در این داستانها دغدغه معنا داشتن زندگی و رو به رو شدن با مرگ، موضوع هایی هستند که زیاد تکرار میشوند.
داستانی که نامش روی جلد رفته هم داستان واقعی خود یالوم در مورد رابطه سردی است که در کودکی با مادرش داشته است.
ترجمه نشده
چشم در چشم خورشید ( 2008)
اروین یالوم در آخرین رمانش دست گذاشته روی یکی از اساسی ترین دغدغههای انسان، هراس از مرگ. کلا روان درمان گرهای وجودی چهار چیز برایشان خیلی مهم است؛ مرگ، معنی زندگی، مسوولیت و آزادی. این چهار دغدغه را هم مرتب در داستانهایشان تکرار میکنند. مهدی غبرایی این کتاب را ترجمه کرده است.
ترجمه نشده
جلاد عشق( 1989)
یکی از مشهورترین و پر فروشترین کتابهای یالوم. در این کتابها مثل مامان و معنی زندگی، یک مجموعه داستان از موقعیتهای مختلف روان درمانی کنار هم چیده شده اند.
منبع: سیمرغ
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی