و آن چیز دیگر 


جوامع انسانی در طول تاریخ همواره در حال رقابت بوده­اند و هابیل و قابیل نماد چنین رقابتی هستند. این رودررویی در اشکال گوناگون نمود پیدا کرده­اند، اما همواره در پشت نزاع­های فرهنگی و مذهبی، انگیزه­های اقتصادی نیز وجود داشته است. منازعه تاریخی بر سر مالکیت سرزمین­های اشغالی اگر چه از دو سو با انگیزه­های دینی دنبال می­شود اما کیست که نداند خاک حاصلخیز، منابع آبی فراوان، آب و هوای مدیترانه­ای و موقعیت ژئوپولتیک و قرار گرفتن این منطقه در محل تلاقی سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا، چیزی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت. جنگ­های صلیبی که هزاران قربانی گرفت ظاهراً برای دستیابی به بیت­المقدس و زیارت آن توسط مسیحیان انجام شد در واقع هدفی جز در اختیار گرفتن گلوگاه اقتصادی جهان آن روز دنبال نمی­کرد و کدام وجدان آگاه می­پذیرد که عثمانی­ها، صلیبی­ها و دیگران برای رضای خدا آن همه نفوس انسانی را در این مسیر به کام مرگ کشانیدند. آیا آن تعداد از یهودی­ها، مسیحیان و مسلمانان که سال­ها سابقه­ی زندگی در این سرزمین را دارند نمی­توانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و بر اساس جمعیت ساکنان اصیل آن سرزمین حکومتی ائتلافی  بر پایه انتخاباتی آزاد تشکیل دهند. 
مسلماً می­توانند اما دعوا بر سر لحاف ملانصرالدین است یعنی همان اقتصاد و در انحصار داشتن منافع حاصل از فعالیت اقتصادی در این منطقه. و اگر آمریکا در آتش برافروخته شده در خاورمیانه می­دمد نه برای دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان بلکه برای مشارکت در سود حاصل از فتنه­هایی است که چرخ تولید کارخانجات اسلحه­سازی را به حرکت در می­آورد و از این بابت آمریکا باید از دشمنانش بسیار متشکر باشد.
همان دشمنان خودساخته­ای که به نام القاعده و طالبان به منازعات قومی و مذهبی دامن زده­اند و  خاورمیانه را ناامن کرده­اند. سرمایه­ها را فراری داده­اند و نخبگان و سرمایه­داران  ساکن در این منطقه را  غرب­نشین کرده­اند.
 چرا مقاومت اشراف قریش در برابر گسترش اسلام پس از تغییر قبله از بیت­المقدس به کعبه کاهش پیدا کرد. زیرا زیارت بت­های موجود در کعبه که قبایل را به سمت خود می­کشید بهترین بهانه برای راه­اندازی بازارهای فصلی به حساب می­آمد که سود آن به جیب اشراف قریش می­رفت. آنها به مردم مکه نمی­گفتند که محمد (ص) می­خواهد با نفی بتها بازار ما را از رونق بیاندازد بلکه می­گفتند محمد (ص) می­خواهد آیین نیاکان شما را از بین ببرد. چون اگر واقعیت را می­گفتند اقشار ضعیف و بردگان که نفعی از بازارهای فصلی نمی­بردند حاضر به فداکاری و اذیت و آزار مسلمانان نبودند.
حکایت پیامبری موسی نیز سرشار از اینگونه ماجراهاست . موسی بعد از آن همه تلاش و زحمت و رهانیدن یهودیان از چنگال فرعون، همین که برای مدت کوتاهی از آنها فاصله گرفت تا با خدای خود خلوت کند، سامری که پرستش خدای نادیدنی موسی را مانع سرکیسه کردن مردم  می­دانست آنها را به پرستش گاوی طلایی وادار کرد .گاوی که سامری ادعا می­کرد اگر مردم برایش قربانی کنند سخنان آنها  را می­شنود و به نیازهای آنها پاسخ می­گوید.
در همین راستا  بعدها اداره­کنندگان کلیسا که هدایت مردم بر اساس آیین ساده مسیح را دارای منفعت زیادی نمی­دانستند مسیح را تا مرتبه­ی خدایی بالا بردند، بهشت را خرید و فروش کردند و با بخشش گناهان از مردم پول گرفتند. و به آنها اطمینان دادند که مسیح به جای شما شکنجه شده و اجازه نمی­دهد شما به جهنم بروید. در صورتی که اهل اطلاع می­دانستند که مسیح هم انسان بوده و مانند سایر انسان­ها زندگی می­کرده و هرگز نیز ادعای خدایی نکرده و جز بندگی هیچ نسبتی با خدا ندارد.
اما مسئله این است که آنها برای اینکه مردم را در مکانی خاص جمع کرده و آنها را سرکیسه کنند نیاز داشتند که در کنار خدای آسمانی، خدایانی زمینی نیز دست و پا کرده و توانایی­هایی را به آنها نسبت دهند که در ادیان ابراهیمی هیچ پیغمبری مدعی انجام چنین کارهایی که در انحصار قدرت خداست نبوده است.
هم­اکنون نیز اشراف قوم یهود که بر کمپانی­ها، تراست­ها و کارتل­های بزرگ ریاست و فرمانروایی می­کنند و انحصار تولید و خرید و فروش سلاح و نفت و انواع تکنولوژی را در اختیار دارند خودشان در ناز و نعمت زندگی می­کنند و لابی­هایی در اقصی نقاط جهان دارند که سرنوشت ملت­ها را رقم می­زنند، جنگ به راه می­اندازند و در قیمت کالاهای استراتژیک مثل نفت و انواع مواد معدنی دخالت می­کنند، این صهیونیست­ها خود را در پشت یک آرمان دینی و ارض موعود  پنهان کرده­اند و عده­ای از یهودیان خوش­باور را از اینجا و آنجا به فلسطین کشانیده­اند و در شهرک­ها جای داده­اند و این شهروندان درجه 3 یهودی را سپر قرار داده­اند و به آنها چنین القا کرده­اند که شما در راه آرمانی مقدس تلاش می­کنید و سرنوشت قوم یهود در دست شماست که در خط مقدم رودررویی با مدعیان سرزمین­های اشغالی قرار دارید.
همین صهیونیست­ها که در نشریات وابسته به خود با هزار زبان و منطق و استدلال همسویی دین و سیاست را تقبیح و محکوم می­کنند، در عمل سیاستی همسو با آرمان­ها و وعده­های دینی منتسب به تورات و کتاب­های مقدس را دنبال می­کنند. یهود را نژادی برتر معرفی می­کنند که برگزیده خداوند هستند. و اگر کسی به آنها بگوید که این ادعاها با این رفتارها سازگاری ندارد  ورود به چنین مباحثی را عدول از خطوط قرمز وانمود می­کنند.
با این وجود همه می­دانند که داستان چیز دیگری است. و این چیز دیگر همان اقتصاد است که دنیای استکبار بر  مدار آن می­چرخد.