یادداشت الف.بیدار 23 شهریور 91
و آن چیز دیگر
جوامع انسانی در طول تاریخ همواره در حال رقابت بودهاند و هابیل و قابیل نماد چنین رقابتی هستند. این رودررویی در اشکال گوناگون نمود پیدا کردهاند، اما همواره در پشت نزاعهای فرهنگی و مذهبی، انگیزههای اقتصادی نیز وجود داشته است. منازعه تاریخی بر سر مالکیت سرزمینهای اشغالی اگر چه از دو سو با انگیزههای دینی دنبال میشود اما کیست که نداند خاک حاصلخیز، منابع آبی فراوان، آب و هوای مدیترانهای و موقعیت ژئوپولتیک و قرار گرفتن این منطقه در محل تلاقی سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا، چیزی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت. جنگهای صلیبی که هزاران قربانی گرفت ظاهراً برای دستیابی به بیتالمقدس و زیارت آن توسط مسیحیان انجام شد در واقع هدفی جز در اختیار گرفتن گلوگاه اقتصادی جهان آن روز دنبال نمیکرد و کدام وجدان آگاه میپذیرد که عثمانیها، صلیبیها و دیگران برای رضای خدا آن همه نفوس انسانی را در این مسیر به کام مرگ کشانیدند. آیا آن تعداد از یهودیها، مسیحیان و مسلمانان که سالها سابقهی زندگی در این سرزمین را دارند نمیتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و بر اساس جمعیت ساکنان اصیل آن سرزمین حکومتی ائتلافی بر پایه انتخاباتی آزاد تشکیل دهند.
مسلماً میتوانند اما دعوا بر سر لحاف ملانصرالدین است یعنی همان اقتصاد و در انحصار داشتن منافع حاصل از فعالیت اقتصادی در این منطقه. و اگر آمریکا در آتش برافروخته شده در خاورمیانه میدمد نه برای دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان بلکه برای مشارکت در سود حاصل از فتنههایی است که چرخ تولید کارخانجات اسلحهسازی را به حرکت در میآورد و از این بابت آمریکا باید از دشمنانش بسیار متشکر باشد.
همان دشمنان خودساختهای که به نام القاعده و طالبان به منازعات قومی و مذهبی دامن زدهاند و خاورمیانه را ناامن کردهاند. سرمایهها را فراری دادهاند و نخبگان و سرمایهداران ساکن در این منطقه را غربنشین کردهاند.
چرا مقاومت اشراف قریش در برابر گسترش اسلام پس از تغییر قبله از بیتالمقدس به کعبه کاهش پیدا کرد. زیرا زیارت بتهای موجود در کعبه که قبایل را به سمت خود میکشید بهترین بهانه برای راهاندازی بازارهای فصلی به حساب میآمد که سود آن به جیب اشراف قریش میرفت. آنها به مردم مکه نمیگفتند که محمد (ص) میخواهد با نفی بتها بازار ما را از رونق بیاندازد بلکه میگفتند محمد (ص) میخواهد آیین نیاکان شما را از بین ببرد. چون اگر واقعیت را میگفتند اقشار ضعیف و بردگان که نفعی از بازارهای فصلی نمیبردند حاضر به فداکاری و اذیت و آزار مسلمانان نبودند.
حکایت پیامبری موسی نیز سرشار از اینگونه ماجراهاست . موسی بعد از آن همه تلاش و زحمت و رهانیدن یهودیان از چنگال فرعون، همین که برای مدت کوتاهی از آنها فاصله گرفت تا با خدای خود خلوت کند، سامری که پرستش خدای نادیدنی موسی را مانع سرکیسه کردن مردم میدانست آنها را به پرستش گاوی طلایی وادار کرد .گاوی که سامری ادعا میکرد اگر مردم برایش قربانی کنند سخنان آنها را میشنود و به نیازهای آنها پاسخ میگوید.
در همین راستا بعدها ادارهکنندگان کلیسا که هدایت مردم بر اساس آیین ساده مسیح را دارای منفعت زیادی نمیدانستند مسیح را تا مرتبهی خدایی بالا بردند، بهشت را خرید و فروش کردند و با بخشش گناهان از مردم پول گرفتند. و به آنها اطمینان دادند که مسیح به جای شما شکنجه شده و اجازه نمیدهد شما به جهنم بروید. در صورتی که اهل اطلاع میدانستند که مسیح هم انسان بوده و مانند سایر انسانها زندگی میکرده و هرگز نیز ادعای خدایی نکرده و جز بندگی هیچ نسبتی با خدا ندارد.
اما مسئله این است که آنها برای اینکه مردم را در مکانی خاص جمع کرده و آنها را سرکیسه کنند نیاز داشتند که در کنار خدای آسمانی، خدایانی زمینی نیز دست و پا کرده و تواناییهایی را به آنها نسبت دهند که در ادیان ابراهیمی هیچ پیغمبری مدعی انجام چنین کارهایی که در انحصار قدرت خداست نبوده است.
هماکنون نیز اشراف قوم یهود که بر کمپانیها، تراستها و کارتلهای بزرگ ریاست و فرمانروایی میکنند و انحصار تولید و خرید و فروش سلاح و نفت و انواع تکنولوژی را در اختیار دارند خودشان در ناز و نعمت زندگی میکنند و لابیهایی در اقصی نقاط جهان دارند که سرنوشت ملتها را رقم میزنند، جنگ به راه میاندازند و در قیمت کالاهای استراتژیک مثل نفت و انواع مواد معدنی دخالت میکنند، این صهیونیستها خود را در پشت یک آرمان دینی و ارض موعود پنهان کردهاند و عدهای از یهودیان خوشباور را از اینجا و آنجا به فلسطین کشانیدهاند و در شهرکها جای دادهاند و این شهروندان درجه 3 یهودی را سپر قرار دادهاند و به آنها چنین القا کردهاند که شما در راه آرمانی مقدس تلاش میکنید و سرنوشت قوم یهود در دست شماست که در خط مقدم رودررویی با مدعیان سرزمینهای اشغالی قرار دارید.
همین صهیونیستها که در نشریات وابسته به خود با هزار زبان و منطق و استدلال همسویی دین و سیاست را تقبیح و محکوم میکنند، در عمل سیاستی همسو با آرمانها و وعدههای دینی منتسب به تورات و کتابهای مقدس را دنبال میکنند. یهود را نژادی برتر معرفی میکنند که برگزیده خداوند هستند. و اگر کسی به آنها بگوید که این ادعاها با این رفتارها سازگاری ندارد ورود به چنین مباحثی را عدول از خطوط قرمز وانمود میکنند.
با این وجود همه میدانند که داستان چیز دیگری است. و این چیز دیگر همان اقتصاد است که دنیای استکبار بر مدار آن میچرخد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی