صفحه 9--28 شهریور 91
مرد شکاک همسر و کودکش را در خواب کشت
مهر: مرد جنایتکارکه به خاطر سوءظن، همسر و فرزند خردسالش را به قتل رسانده بود پس از محاکمه به قصاص و زندان محکوم شد.
16 مرداد سال 89 ماموران پلیس آگاهی شهرستان فسا در جریان مرگ مشکوک زن جوانی و کودک خردسالش قرار گرفتند. ماموران پس از حضور در محل با جسد «زهرا» 28 ساله و فرزندش بر روی تختخواب روبه رو شدند.
وسایل خانه به هم ریخته بود و هیچ آثاری از درگیری بر روی بدن قربانیان دیده
نمی شد. گروه جنایی در ابتدا فرضیه قتل با انگیزه سرقت را مطرح کردند اما مرد صاحبخانه در بازجویی ها گفت: همسرم زن تنبلی بود و هیچ وقت خانه را تمیز نمی کرد. هیچ سرقتی صورت نگرفته و خانه ما همیشه به این صورت است.
پس از بررسی های اولیه جسد قربانیان برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. کارشناسان پزشکی قانونی پس آزمایش های تخصصی علت مرگ مادر و کودک را فشار
بر روی گردن و خفگی اعلام کردند.
در حالی که انگیزه این جنایت هنوز نامشخص بود ماموران به اظهارات متناقض پدر خانواده به نام «سعید» مشکوک شدند. سعید مدعی بود همسر و فرزندش به خاطر خوردن میوه سمی کشته شده اند.
کارآگاهان تحقیقات را بر روی سعید متمرکز کرده تا اینکه مرد جوان سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: من به دلیل اینکه همسرم به کارهای خانه نمی رسید او را کشتم.
سرانجام پرونده متهم با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد.
متهم در جلسه محاکمه با اعتراف به جرم خود گفت: یک روز که با همسرم درگیر شده بودیم او مدعی شد با مردی ارتباط پنهانی دارد. این موضوع مرا آزار می داد. شب حادثه تصور کردم آن مرد به خانه ام آمده است. سریع خود را از محل کارم به خانه رساندم. اما همسر و فرزندم خواب بودند. در این لحظه تصمیم گرفتم برای همیشه خود را از این شک رها کنم. به همین خاطر همسر و فرزندم را خفه کردم.
قضات دادگاه کیفری پس از محاکمه سعید او را به خاطر قتل همسرش به قصاص و به خاطر قتل فرزندش به زندان محکوم کردند.
نقشه مادر و پسر برای قتل زن تنها
مهر: حکم اعدام پسر جنایتکار که با همدستی مادرش نقشه قتل زن تنها را طراحی و اجرا کرده بود در دیوان عالی کشور تایید شد.
مردی روز پنجم اسفند سال 89 سراسیمه و مضطرب به کلانتری 14 پاکدشت رفت و به افسر نگهبان خبر داد همسر 50 سالهاش به نام «رقیه» کشته شده است.
شوهر رقیه به ماموران گفت: من مسافرت بودم و وقتی به خانه برگشتم هرچه رقیه را صدا کردم جواب نداد. خانه بههم ریخته بود و به نظر میرسید اتفاقی افتاده است. در حالیکه نگران شده بودم دنبال زنم گشتم و جسد او را در اتاقی پیدا کردم و بلافاصله به کلانتری رفتم. قاتل همه طلاها و پولهای موجود در خانه را سرقت کرده و هرچه مواد غذایی در یخچال داشتیم را با خود برده و تلفن همراه رقیه را هم دزدیده است.
ردیابیهای تلفنی سبب شد جوان 30سالهای به نام «حمزه» که از گوشی استفاده میکرد روز 17 خرداد سال 90 دستگیر شود.
حمزه که به شدت به ماده مخدر شیشه اعتیاد داشت در همان بازجوییهای اولیه به قتل اعتراف کرد وگفت: اجاره خانهمان چند ماه عقب افتاده بود و صاحبخانه مرتب به ما فشار میآورد. چند روز قبل از قتل، صاحبخانه دوباره به مادرم اعتراض کرد. آن شب غذا نداشتیم و گرسنگی بدجوری به ما فشار میآورد. مادرم به من گفت زنی را میشناسد که در خانهاش پول و طلا نگه میدارد و میتوانیم از آنجا دزدی کنیم. من این پیشنهاد را جدی نگرفتم اما چند روز بعد وقتی دوباره صاحبخانه همان حرفهای همیشگیاش را تکرار کرد و باز هم گرسنگی به ما فشار آورد با پیشنهاد مادرم موافقت کردم و بعد از برداشتن یک تکه طناب همراه او به خانه رقیه رفتم.
این جوان در ادامه اعترافاتش گفت: رقیه مادرم را میشناخت برای همین فکر کرد به میهمانی رفتهایم و ما را به خانهاش راه داد. وقتی رقیه گفت سهراهی برق یخچالش خراب شده است مادرم به دروغ به او جواب داد من تعمیرکار وسایل برقی هستم و میتوانم آن را درست کنم رقیه هم مرا به اتاقی که یخچال در آنجا بود، برد. ناگهان از پشت طناب را دور گردن این زن انداختم و کشیدم. او را خفه کردم بعد چون خیلی گرسنه بودیم با مادرم سراغ یخچال رفتیم و حسابی غذا خوردیم بعد هم مادرم خانه را زیر و رو و وسایل قیمتی را پیدا کرد.بعد از سرقت طلاها را فروختیم و کرایه عقبافتاده خانهمان را دادیم. با بقیه پول هم خانه دیگری را اجاره کردیم و از آن محل رفتیم.
ماموران بعد از شنیدن این اعترافات مادر حمزه را نیز که زنی 45ساله به نام «لیلا» است، بازداشت کردند و او گفتههای فرزندش را تایید کرد.
در ادامه پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد که قضات دادگاه با توجه به دفاعیات متهمان و درخواست اولیای دم حمزه را
به اتهام مشارکت در قتل به قصاص و به اتهام سرقت به سه سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کردند.
لیلا نیز به اتهام معاونت در قتل به 5 سال زندان و به اتهام سرقت به سه سال زندان و
74 ضربه شلاق محکوم شد.
با اعتراض متهمان پرونده به شعبه 17 دیوان عالی کشور رفت و قضات این شعبه حکم مجازات مادر و پسر را تایید کردند.
انکار اتهام قتل همسر سوم از سوی قاضی سابق دادگستری
مهر: قاضی سابق دادگستری در جلسه دادگاه نظریه کارشناسان اسلحه شناسی، اتهام قتل همسر سوم خود را رد کرد.
ماموران کلانتری شهرستان خوی عصر
23 شهریور سال 84 در جریان شلیک مرگبار به زن 17 ساله ای به نام «مریم» قرار گرفتند. در حالی که شوهر این زن ادعا می کرد همسرش خودکشی کرده، به هم ریختگی صحنه جنایت حکایت از درگیری قربانی با عامل جنایت داشت.
بدین ترتیب بازپرس ویژه قتل به خاطر تناقض گویی شوهر قربانی، دستور بازجویی از او را صادر کرد و در تحقیقات پلیسی مشخص شد این مرد به خاطر سوءظن شدید و اختلاف با همسرش هنگامی که از خانه خارج می شده در خانه را قفل می کرده و دو همسر سابق وی نیز در طول زندگی با او بارها از سوی شوهرشان تهدید به قتل شده بودند.
همچنین پلیس در بازرسی از خانه متهم، دوربین های مداربسته ای کشف کرد که در آن متهم با ثبت تصاویر، رفتارهای لحظه به لحظه همسرش را در خانه مورد نظارت قرار می داد، اما تصاویر صحنه مرگ زن جوان به طور کامل از حافظه این دوربین ها پاک شده بود.
با گزارش کارشناسان پزشکی قانونی و اسلحه شناسی موضوع خودزنی زن جوان به کلی رد شد و پرونده با قرار عدم صلاحیت در اختیار قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. متهم نیز در جلسات محاکمه ضمن رد اتهامش موضوع مرگ همسرش را خودکشی اعلام کرد.
متهم تاکنون دوبار در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده که یک بار به قصاص محکوم شد اما قضات دیوان عالی کشور حکم را نقض کردند. متهم در دومین دور محاکمه تبرئه شد که این بار هم حکم او نقض شد. سرانجام پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
جلسه دادگاه دیروز با حضور 3 تن از کارشناسان اسلحه شناسی و به ریاست
مقدم زهرا در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.
در ابتدای جلسه اولیاء دم با طرح شکایت خواستار قصاص داماد سابق خود شدند. سپس یکی از کارشناسان اسلحه شناسی به نمایندگی از گروه در جایگاه حاضر شد و اظهار داشت: برای خودکشی، خودزنی و سهل انگاری فاصله تیراندازی کمتـر از 50 سـانتیمتر می باشـد اما
بر اساس تحقیقات صورت گرفته از سوی گروه کارشناسی در این حادثه از فاصله بین 50 تا 70 سانتیمتری گلوله شلیک شده است.
همچنین فردی که قصد خودکشی داشته باشد گلوله را به قلب، شکم، گیج گاه، پیشانی و یا داخل دهان شلیک می کند ولی در این پرونده گلوله به بینی شلیک شده است. از سوی دیگر زن جوان راست دست بود اما گلوله از سمت چپ به طرف راست شلیک شده است.
یکی دیگر از موارد اشاره شده در گزارش برای رفع خودکشی، نبود آثار دودزدگی در اطراف محل شلیک می باشد. در حالی که ما 6 گلوله با فاصله کمتر از 50 سانتیمتری با این اسلحه شلیک کردیم که در تمام شلیک ها آثار دودزدگی وجود داشت.
در ادامه رئیس دادگاه از قاضی سابق دادگستری خواست در جایگاه حاضر شود که مرد جوان با رد اتهامات خود گفت: من اتهام قتل همسرم را قبول ندارم زیرا قتلی رخ نداده است. دفاعیاتم نیز همان موارد اشاره شده در جلسات قبلی می باشد.
قاضی: شما در اظهارات خود مدعی شده اید همسرتان چندبار اقدام به خودکشی کرده بود برای اثبات این ادعا مدرکی دارید؟
یک بار که مریم قرص خورده بود با مادرش تماس گرفتم و او به خانه مان آمد، اما همسرم را به بیمارستان انتقال ندادیم.
چرا در خانه تان دوربین مدار بسته نصب کرده بودید؟
زمانی که از دادگستری به خانه می آمدم احساس می کردم افرادی مرا تعقیب می کنند
به همین خاطر برای حفظ امنیت همسر و مادرم
در خانه دوربین مدار بسته نصب کرده بودم.
چرا هیچ فیلمی از صحنه تیراندازی وجود ندارد؟
من ظهر که به خانه می آمدم برق دوربین ها
را قطع می کردم و زمانی که در خانه نبودم مراقب اوضاع بوده و از دوربین ها استفاده می کردم.
به همسرت شک داشتی؟
نه. زیرا مادرم نیز همراه او در خانه بود.
قاضی سابق دادگستری در ادامه دفاعیات خود گفت: همسرم تا 5 ساعت بعد از تیراندازی زنده بود و به خاطر مسائل درمانی آثار دودزدگی از روی صورتش پاک شده است. همچنین موضوع فرار من بعد از قتل صحت ندارد و من در این مدت در خانه برادرم بودم. وقتی هم به اداره آگاهی احضار شدم با پای خود به آنجا رفتم.
پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیل مدافعش قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی