صفحه 7--2 مهر 91
شناخت نوجواني
مهدي نکوئي و شاهرخ کروبي بخش نخست
دوره نوجواني، دوره تحول، تغييرات، تجلي شکل گيري شخصيت يا دوره «تولد دوباره» انسان است. دوره نوجواني «دوره منفي»، «دوره زندگي تشنج انگيز» و «دوره توفان و فشار» است. دوره نوجواني«دوره نشاط و شادابي»، «دوره هدايت و هويت يابي» و «دوره مسئوليت پذيري» است. دوره نوجواني نقطه عطف زندگي يک انسان است. دوره نوجواني، مانند برزخي بين کودکي و بزرگسالي است .نوجوان از يک سو در حال گسيختن پيوندهاي خود با دوران کودکي است و از سوي ديگر، شيفته دستيابي به استقلال دوره جواني و بزرگسالي است؛ولي به طور کامل ،نه اين است ونه آن و خودش نيز دراين کشمکش اسير است. بي شک نوجوان پس از گذر از دوران حساس و هيجان آميز بلوغ، به تدريج و با نرمي و آرامش به کانون گرم و پرعطوفت خانواده علاقه مندتر مي شود و محبت و جوشش و دلبستگي و همدلي خود را بيش از پيش به خانواده ابراز مي کند. خوشبخت والديني که تا پايان دوران نوجواني، با صبر و شکيبايي و سعه صدر و انعطاف پذيري منتظر آرامش فرزند نوجوان خود باقي مي مانند. معمولا ما والدين، با توجه به طرز تفکر و برداشت خود، افکار و رفتار نوجوان را ارزيابي مي کنيم. در صورتي که بهتر است به دوراني که خود نوجوان بوده ايم. برگرديم و احساسات، عقيده ها، آرمان ها و آرزوهايي را که داشتيم، به خاطر بياوريم. دراين صورت توفيق آن را خواهيم يافت که مسائل را از ديد نوجوان خود نگاه کنيم تا بتوانيم با او ارتباط مناسب و بهتري داشته باشيم.
تعرف نوجواني
دوره انتقال از کودکي به بزرگسالي است. اين دوره تقريبا از (11) سالگي آغاز مي شود و تا (18) سالگي ادامه مي يابد.اين دوره دوره اي است آکنده از تعارض و نوسان بين وابستگي و استقلال نوجواني، دوره اي است شبيه رويا که در آن، هر حادثه و اتفاقي ممکن است رخ دهد، در اين دوره، اضطراب ها، دلهره ها، کابوس ها، ترس ها، درهم شکستن ها، ارزش ها و درهم آميختن تفکرات يا خيال پردازي ها امري عادي تلقي مي شوند.
رابطه نوجوان با خودش، با خانواده اش، با دوستانش و به طور کلي با همه، به هم مي خورد. کم حوصلگي، حساسيت، استقلال طلبي، حادثه جويي، بهانه جويي و مواردي از اين قبيل، نوجوان را ناآرام جلوه مي دهند؛ اما اين جلوه هاي گوناگون نوجواني هيچ کدام بيهوده و بيمارگونه نيستند، هر کدام براي خود فلسفه اي دارند. براي مثال: اگر نوجوان ستيزه جوست، در ستيزه جويي هايش ميل به مهم جلوه کردن دارد، دوست دارد مورد توجه اطرافيان قرار بگيرد و دوست دارد در گروه خود موقعيت خاصي داشته باشد، مي خواهد همه او را به عنوان يک فرد با ارزش بشناسند. مدپرستي و قهرمان دوستي اش، حاکي از نياز يک نوجوان به نمونه و راهنما و الگوست.
نوجوان اگر خرده گير و عيب جوست، براي آن است که حس داوري و تشخيص او رو به توسعه است، مي خواهد معنا و مفهوم درست زندگي را دريابد، مي خواهد حقايق ديني و مذهبي را بهتر بشناسد، او مي خواهد بهترين نوع حکومت ها را دريابد و راجع به جامعه خود اظهار نظر کند.
نوجوان اگر بي انضباط و گريزان از اطاعت و مقرارت است، مي تواند به اين دليل باشد که او ميل به استقلال و کسب شخصيت دارد. اگر نوجوان لجباز و سرکش است، مي تواند به اين دليل باشد که او شوق به آزادي و خودمختاري دارد، دوست دارد بزرگسالان در کارهايشان دخالت نکنند، دوست دارد اتاق مخصوص به خود داشته باشد و با سليقه خودش آن را تزئين کند. نوجوان در روياسازي و خيالپردازي هايش، در جست وجوي آينده اي نامعلوم و کشف استعدادها و آرمان هاي نهايي خويش است. اگر جلوه هاي نوجواني به درستي فهميده و شناخته شوند، زندگي با نوجوانان کار دشواري نخواهد بود و اگر ميل هاي طبيعي نوجوانان به اندازه صحيح ارضا شوند و در مسير خود به حرکت درآيند،نوجوان مي تواند به آساني خود را با جامعه تطبيق دهد.
منبع: راسخون
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی