یکی از درس­های آموختنی


با گشایش مدارس و شروع سال تحصیلی، دغدغه تأمین لوازم­التحصیل فرزندان توسط اولیاء نیز به دغدغه­های معیشتی دیگر افزوده می­شود و انتظار می­رود که با توجه به کاهش قدرت خرید مردم و افزایش قیمت­ها شاهد استفاده بهینه دانش­آموزان از کتاب­های درسی، دفتر، قلم و سایر ملزومات تحصیلی باشیم. بدون تردید هم مربیان و معلمان و دبیران و هم اولیاء می­توانند راهنمای خوبی برای دانش­آموزان در این راستا باشند.
متأسفانه گاهی دیده می­شود که دانش­آموزان حاضر نیستند از دفاتر ناتمام و وسایل مربوط به سال گذشته در سال تحصیلی جدید استفاده کنند که در این مورد معلمان می­توانند در توجیه و ترغیب آنها به این اقدام شایسته نقش­آفرین باشند.
این مشکل بیشتر دامنگیر طبقات متوسط به پایین جامعه است که بعضاً برای خرید یک دفتر ناگزیر هستند در سبد خرید روزانه خود تغییراتی ایجاد کنند. دانش­آموزان به ویژه دانش­آموزانی که در مقطع دبستان تحصیل می­کنند درک واقع­بینانه­ای از بضاعت مالی والدین خود ندارند و چون تأثیرپذیری بالایی از معلمان خود دارند، معلمان می­توانند در این مورد به کمک خانواده­ها بیایند. به هر حال از آنجایی که دانش­آموزان در زمان تحصیل باید زندگی را تمرین کنند و خود را برای مواجهه با بحران­ها آماده کنند از هم­اکنون باید آموزش ببینند که از امکاناتی که در اختیار دارند به بهترین وجه استفاده کنند. آنها باید بدانند که نوشتن روی کاغذ کاهی یا خط­دار معمولی روی کیفیت تحصیل آنها تأثیری ندارد و بسیاری از افراد موفق توانسته­اند با کمترین امکانات بیشترین توفیقات را در زمینه تحصیلی داشته باشند.
متأسفانه گاه دیده یا شنیده می­شود که معلمان خصوصاً در دوره ابتدایی و راهنمایی که درجه­ی حرف­شنوی دانش­آموزان از آنها خیلی بالاست نسخه­های عجیب و غریبی برای آنها می­پیچند و بچه­ها هم تصور می­کنند که سفارش معلمان در مورد جنس و نوع دفتر وحی منزل است و سرپیچی از آن تنبیه و کسر نمره را به دنبال دارد.
یکی از همکاران می­گفت: «من در حالی که هنگام خرید کتاب درسی مقداری دفتر هم برای دخترم خریداری کرده­ام یکی از معلمان دخترم که اکنون کلاس دوم راهنمایی است به او گفته که این دفترها به درد نمی­خورد و باید دفتر گاج بخرید و آنها را وادار به جمع کردن پول برای خرید دفتر گاج ریاضی به قیمت پنج هزار تومان نموده است.»
در برخی از مدارس معلمان علناً بچه­ها را به خرید جزوات و کتاب­های کمک­درسی با نشانی و آدرس ترغیب می­کنند در حالی که مسئولین و متولیان آموزش و پرورش معتقدند که خرید کتاب­های کمک­درسی بچه­ها را از تفکر بازمی­دارد.
اولیای دانش­آموزان هم بعضاً قدرت تشخیص درستی یا نادرستی تصمیم گرفته شده توسط معلم فرزندانشان را ندارند و برای اینکه فرزندشان بهانه­ای برای درس نخواندن نداشته باشد ناگزیر از خرید کتاب­های سفارش شده هستند.
به جرأت می­توان گفت که بالاترین تیراژها در حال حاضر به کتاب­های کمک­درسی تعلق دارد و نویسندگان این کتاب­ها و در مواردی ناشرین تلاش می­کنند با شیوه­های گوناگون معلمان را متقاعد کنند که کتاب آنها را برای خرید پیشنهاد بدهند.
چگونه است که با وجود رواج چنین جزوات و کتاب­هایی باز هم دانش­آموزان برای درک بهتر مطالب درسی ناگزیر به شرکت در کلاس­های خصوصی هستند؟
به راستی دانش­آموزی که حل مسایل کتاب را از روی کتاب­های راهنما کپی­برداری می­کند دیگر فرصتی برای تفکر و خلاقیت دارد؟! آیا رابطه­ای میان افت کیفیت تحصیلی و شرایط ایجاد شده کنونی وجود ندارد؟!
آیا این امکان وجود ندارد که در مقدمه­ی کتاب­های درسی در این مورد به اولیاء و مربیان هشدارهای لازم داده شود تا اولیاء با استناد به آن مقدمه از تن دادن به توصیه­ها و سفارش­های گوناگون خودداری کنند؟!
این شکوه­ها و گلایه­ها پیرامون خرید لباس، ویژه کارگاه، آزمایشگاه، فعالیت­های ورزشی و غیره نیز مطرح است. مثلاً دانش­آموزی که چندین لباس ورزشی در منزل دارد صرفاً به خاطر تأکید معلم ورزش که رنگ خاصی را توصیه کرده پدر و مادر خود را در منگنه قرار می­دهد تا حتماً لباسی با رنگ بخصوصی برایش تدارک ببینند.
رنگ لباس ورزشی چه تأثیری روی کیفیت حرکات ورزشی دارد. البته ناگفته پیداست اینگونه توصیه­ها عمدتاً برای برقراری نظم و هماهنگی و تفکیک تیم­ها و کلاس­ها صورت می­گیرد و به قصد آزار و اذیت خانواده­ها نیست اما باید در نظر داشت که گاهی مشاجره بر سر خریدن یا نخریدن چنین لباس­هایی به قهر و بگومگوهای خانوادگی و متشنج شدن فضای خانه و سلب امنیت روانی از فرزندان منجر می­شود و اگر بخواهیم اولویتی برای اینگونه مسایل در نظر بگیریم، آرامش روانی در خانواده در اولویت است.
به هر حال به نظر می­رسد که در آغاز سال تحصیلی جدید فرصت مناسبی برای فرهنگ­سازی و نهادینه­ کردن رفتارهای مقتصدانه در میان دانش­آموزان وجود دارد.
ما اگر به جای وارد کردن اجناس چینی برخی از رفتارهای رایج در این کشور را که می­تواند الگو باشد وارد کنیم وضعیت بهتری خواهیم داشت اگر چند صد میلیون دانش­آموز چینی بخواهند با همین شیوه­هایی که در کشور ما جا افتاده تحصیل کنند نمی­توانستند بازار دنیا را تسخیر کنند. صرفه­جویی و استفاده بهینه از امکانات نیز می­تواند یکی از درس­هایی باشد که دانش­آموزان نیازمند یادگیری آن هستند.