صفحه 11--16 مهر 91
بانوی شیرازی قهرمان بیلیارد ایران
ماندانا فرهادی از استان فارس با شکست 3 بر 2 ارمغان حسنی از استان اصفهان موفق به کسب مقام قهرمانی دومین دوره مسابقات رنکینگ کشوری اسنوکر بانوان شد.
به گزارش روابط عمومی هیات بولینگ و بیلیارد فارس، مرحله نیمه نهایی دومین دوره مسابقات رنکینگ کشوری اسنوکر بانوان با رویارویی ماندانا فرهادی و رزا اختری و همچنین طاهره اسلامی و ارمغان حسنی برگزار شد که ماندانا فرهادی و ارمغان حسنی با شکست حریفان خود موفق به ورود به مرحله فینال شدند که در نهایت ماندانا فرهادی از استان فارس موفق به شکست 3 بر 2 ارمغان حسنی از استان اصفهان شد و مقام قهرمانی این دوره از مسابقات را به خود اختصاص داد.
فرهادی چندی قبل در اولین دوره این مسابقات که در استان چهارمحال و بختیاری برگزار شد در بازی پر حاشیه فینال مقابل طاهره اسلامی علیرغم برتری به ناداوری باخت ولی در این بازیها با اقتدار کامل به میدان رفت و بر کلیه حریفان خود پیروز شد تا فارس را در این رشته به مقام قهرمانی رساند.طاهره اسلامی به همراه رزا اختری مشترکا به مقام سومی این دوره از مسابقات نایل آمدند.
گفتني است سارا پارسا، مريم السادات معصومي، سميراسادات صنعتي، آتوسا بهمن يار، محبوبه زهري و سميرا رنجبر قضاوت اين دوره از مسابقات را برعهده داشتند.
مريم اسدالهي به عنوان مسئول برگزاري مسابقات، نصرالله جعفري در مقام سرداور و فاطمه احمدي به عنوان سرپرست فني نيز در اين مسابقات حضور داشتند.
دومین دوره مسابقات رنکینگ کشوری اسنوکر بانوان به میزبانی فدراسیون در پایگاه قهرمانی مجموعه ورزشی آزادی از تاریخ 12 لغایت 14 مهر ماه
برگزار شد.
حساب به دلار، بازي به ريال!
همانطور که از فلسفهی امروز فوتبال برمیآید، فوتبال یک صنعت پردرآمد است و شاید بتوان گفت که هدف دستاندرکاران فوتبال بیش از پرداختن به اصل ورزش، پرداختن به راهی است که آنها را به سودهای کلان و زودبازده اقتصادی میرساند.
از طرف دیگر نحوهی پرداخت و میزان پرداخت دستمزد به بازیکنان و مربیان فوتبال خود از جمله مسائلی است که در جامعه بسیار بر روی آن مانور میشود و دستاندرکاران فوتبال نیز به آن با یک دید اقتصادی نگاه میکنند. البته نه در شرایطی مشابه باشگاههای ایرانی که در آن بودجههای دولتی صرف خرید بازیکنان میشود و دستمزدهای پرداختی آنها به نوعی بیحساب و کتاب است.
" به هر صورت اگر با دیدگاه حرفهای نیز به قضیهی اقتصاد در فوتبال بنگریم، متوجه خواهیم شد که بحران اخیر اقتصادی در ایران و افزایش قابل توجه قیمت دلار باعث شده است تا معادلات بسیاری از نقل و انتقالات تغییر کند و بسیاری از اتفاقات غیر مرسوم، مرسوم و بهصرفه به نظر برسند و بسیاری دیگر بالعکس. در این زمينه، به سه نکتهی بسیار اساسی اشاره خواهیم کرد که اگر اوضاع دلار به همین ترتیب ادامه یابد روند نقل و انتقالات را به صورتی که خواهیم گفت تغییر خواهد داد.
1/لژیونر شدن با دستمزدهايی که حالا پرارزش شدهاند
تاکنون بسیاری از بازیکنان ایرانی که در حد و اندازههای لیگهای اروپايی نبودند، یا فوتبال خود را در کشورهای عربی حوزهی خلیج فارس دنبال میکردند یا در ایران. چرا که ایران و کشورهای عربی تنها گزینههای پردرآمد برای این بازیکنان بودند که از نظر سطح فوتبال نیز چندان تفاوتی نداشتند.
این دسته از بازیکنان هیچگاه با مبالغی در حدود 300 الی 500 هزار دلار به لیگهايی مثل چین نمیرفتند چراکه با پیوستن به تیمهای ایرانی و عربی مبلغی معادل چندینبرابر اين ارقام را به جیب ميزنند. از طرفی لیگهایي نظیر چین نیز چندان سطح قابل توجهی برای اغوا کردن
فوتبالیست ندارد تا دستمزد پايين را به اسم و رسم بالا ببخشند.
اما در شرایط فعلی که قیمت دلار در ايران حدود 4000 تومان، پیوستن به تیمهای حاضر در لیگهايی نظیر چین بسیار برای بازیکن به صرفه است. در صورت ادامه اين وضعيت شايد بازیکنان بسیاری ایران را به مقصد چنین کشورهايی ترک کنند و لیگ اینگونه کشورها را بر لیگ ایران ترجیح دهند.
موج اینگونه انتقالات با رفتن زندی آغاز شده است و زمزمههايی نیز از رفتن خسرو حیدری و علی حمودی به گوش میرسد و شک نباید کرد که این دو بازیکن آخرین بازیکنان این موج نخواهند بود اگر این مساله باب شود بسیاری دیگر نیز خواهند رفت و این خود به گونهای تهدیدی جدی برای فوتبال ما از نظر فنی و اقتصادی خواهد بود.
2/قيمت بازيكنان خارجي چندبرابر شد
طبیعی است که خرید بازیکنان خارجی در این شرایط که دلار بس ناجوانمردانه گران شده است، کار چندان عاقلانهاي به نظر نمیرسد.
بازیکنی که تا قبل از این باید با دستمزدی در حدود 100 هزار دلار معادل 150 ميلیون تومان دریافت میکرد، حالا باید 400 میلیون تومان دریافت کند. اين تغيير قيمت به حال بازیکن تفاوتی نخواهد داشت اما این باشگاه است که به شدت متضرر
خواهد شد.
حالا نکتهی جالب آن است که آیا در نیمفصل هیچ تیمی اقدام به خرید بازیکن خارجی برای ترمیم تیم خود خواهد کرد یا خیر؟ جالبتر آن است که در این بحران بیسابقه، تیمهايی سود قابل توجه بردهاند که قبلتر هزینههای بازیکنان خارجی خود را پرداختهاند یا حداقل عمدهی هزینههای آن را پرداختهاند.
3/نکونام دستنیافتنیتر شد
نکونام با دستمزدی در حدود یک و نیم میلیون یورو به جمع آبیپوشان تهرانی پیوست.
در شرایط فعلی او از نظر دریافت دستمزد برترین و البته دستنیافتنیترين فوتبالیست تاریخ ایران است. البته گفته ميشود كاپيتان تيم ملي پیش از این بحران بیسابقه، عمدهی مبلغ قرارداد خود را گرفته است که این خود جای بسی امیدواری برای مسئولان استقلال و شخص فتحاللهزاده است.
نکته جالب آن است اگر قیمت لحظه به لحظهی یورو را دنبال کنیم و مبلغ قرارداد نکونام را به ریال یا تومان محاسبه کنیم، متوجه ميشويم که دستمزد جواد با رقم دلار و یوروي فعلی تقریبا چندبرابر بودجهی کل مجموعهی استقلال است!
البته میتوانستیم یک و نیم میلیون یورو را در قیمت این لحظهی یورو ضرب کنیم، اما این كار را به عهدهی خود خواننده قرار دادیم تا متناسب با زمانی که این مطلب را میخواند ارزش دستمزد کاپیتان تیم ملی را محاسبه کند! فقط براي سهولت در مقايسه، در همین حد اشاره كنيم بودجه استقلال سالانه چیزی در حدود کمتر از 20 میلیارد است.
آقای سجادی! شما بازنده اید
چند وقتی است در دایره ورزش با چالشی مواجه شده ایم تحت عنوان مدیریت ورزشی که در مقاطعی حتی به جنگ رسانه ای هم تبدیل شده اما هرگز شاهد ارایه راهکاری در جهت حل این معضل نبوده ایم چون یا کارشناسان خبره ورزشی به دلایلی روشن خنثی بوده اند و یا نظراتشان محلی از اعراب ندارد.
مادامی که "در" بر همین پاشنه می چرخد امید برای رشد و شکوفایی ورزش سرابی بیش نیست، اگر چه گهگاهی مدیرانی غیر از جنس ورزش توانسته اند با استفاده از نبوغ مدیریتی خود و بهره گیری از مشاوران کار کشته ورزشی دریچه موفقیت را بر روی ورزش بگشایند که این امر هیچگاه دراز مدت نبوده و پس از مدتی پیروزیهایشان هزار رقم صاحب پیدا می کند و پیرو این ماجرا آنان یا عطای کار را به لقایش می بخشند و یا استعفایشان می دهند!
انصاف حکم می کند نباید بابت عملکرد مثبت و منفی که بجا می ماند ایراد گرفت اما آنجا که کارد نامدیریتی آنهم بدست مدیر ارشد ورزش به استخوان ورزش فرو می رود ناله و فغان اهالی ورزش سر به فلک می ساید و جز افسوس
چاره ای نیست.
نمی دانم جامعه ورزش بابت عدم اخذ رای اعتماد جناب "حمید سجادی" از مجلس خوشحالند یا غمگین اما بنده معتقدم که نمایندگان محترم مجلس مهمترین و بهترین لطف را در حق ورزش روا داشتند که چنین تصمیم تاریخ سازی را اتخاذ کردند.
"جناب سجادی" ورزش کشور مدیون شماست بابت مدالهایی که در پیست تارتان تقدیمش کرده اید اما شما در قامت مدیریت بد جوری به ورزش بدهکارید و در دو استقامت مدیری بازنده اید.
جناب "سجادی" آیا به نظر شما حذف برگزاری المپیاد ورزشی ایرانیان که به دست با کفایت شما صورت گرفت جفا در حق ورزش نبوده است؟ المپیادی که ثمره اش را در کاروان المپیک 2012 لندن شاهد بودیم (اسنادش موجود است) خود بهتر واقفید که منظور نگارنده چیست، استعدادهایی که در چرخه برگزاری 3 دوره المپیاد ورزشی ایرانیان کشف و مدال آور المپیک شدند، آیا دلیل برگزار نشدن چهارمین دوره اش چیزی غیر از اختلاف شما با دبیر المپیاد یعنی "میرزا آقابیک" بوده است؟
به نظر جنابعالی عزل آقایان دنیا مالی و کریم صفایی با توجه به نزدیک بودن تورنمنت معظمی چون المپیک
نمی تواند سوال برانگیز باشد؟ برکناری که نتایجش را در تنش ایجاد شده قبل و در کوران المپیک شاهد بودیم و تاکنون نیز ادامه دارد.
آیا نگهداری چند قلاده سگ در کمپ تیراندازی باعث تعلیق فدراسیون مربوطه شده است یاعزل و نصبهای بی منطق حوزه معاونت تحت امر؟
نمی دانیم برگزاری انتخابات مجمع فدراسیون هایی که امروز تعلیق شده اند آنهم بدون حضور نماینده کمیته ملی المپیک و علی رغم اخطار قبلی از سوی مقامات بین المللی نشانه ذکاوت مدیریتی شما لحاظ کنیم یا خیر؟ کمیک استریپ انتخابات فدراسیون فوتبال ولب خوانی در نود و ماجرای "امیر حسین آیت اللهی" رئیس سابق فدراسیون شنا بدون شرح تقدیم حضور می شود(قضاوت با خودتان).
اما جذاب ترین قسمت استوری بورد مدیریت شما آنجاست که احتمالا همه این اتفاقات را انکار کرده و یا خواهید کرد و مطمئنا خود را پیروز و لایق لوح تقدیر می دانید اما نگارنده به عنوان "فقط" یک منتقد به شیوه مدیریتی حضرتعالی معتقدم در پیست تارتان معاونت فنی ورزشی وزارت ورزش و جوانان یک بازنده تمام عیار هستید. باور کنید که آگراندیسمان پروسه مدیریتان بر خلاف دوران قهرمانی نموداری سینوسی به سمت نزول را به نمایش می گذارد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی