پائیزیان سیاست

محمد عسلی

بهار را روایتی است از حیات آغازین و زمستان همان آرامش قبل از طوفان است که ضعفا می­روند و اقویا می­مانند. جماد، نبات، حیوان و انسان در این دور ناپایدار همه بر ماندن اصرار دارند و شُدن عقوبتی است از پیش تعیین شده بر اساس قانونی که لایتغیر است. اگر از میسر طبیعی­اش خارج نشود.
و پاییز روایتگر تابستانی است که انرژی­اش تخلیه شده و درختان بار خود را بر زمین گذاشته­اند تا نفسی تازه کنند.
انسان­ها هم همانند چهار فصل بهاری دارند و پاییزی و تابستان را الزاماً به پاییز می­سپارند. اما پاییز آدم­ها همانند درختان که اگر چه در جسم و تحولات آن کم و بیش غیرقابل تغییر است، اما تلاش فکری و تحول اندیشه می­تواند برای انسان­های اندیشمند همیشه بهار باشد. بهار کشف و اختراع، پژوهش و دریافت و تکامل و کسب قدرت. قدرتی که صرفاً در پول، ارز و طلا خلاصه نمی­شود.
و انسان به تبع آنها اعتبار نمی­یابد، بلکه کشف قدرت گوهر انسانی است که آدمی را به خویشتن خود متصل می­کند تا تابعیت و تعلق هیچ قدرت دیگری او را از مسیری که انتخاب کرده باز ندارد.
آن گوهر وجودی چیست؟
آیا انسان­ها همه به یک صورت توانسته­اند آن را کشف کنند؟
اگر چنین بوده و هست، ضعف در کجاست و قدرت چه جایگاهی بدون این تضاد یعنی ضعف دارد؟
ایوان مدائن اگر آیینه عبرت نباشد که هست قطعاً آثار خرابه­های تخت جمشید، نقش رستم، پاسارگاد، اهرام ثلاثه مصر، دیوار چین، معبد معروف پانتئون در یونان و بسیاری از آثار و بقایای تمدن­های کهن ناشی از قدرت­های مطلقه و دیکتاتوری­هایی است که به تاریخ واگذار شده؛ اما از تاریخ جدا نشده­اند همه آیینه­ی عبرتند. اما متأسفانه آیینه بسیاری از قدرتمندان در لباس سیاست و اقتصاد غماز نیست. «زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست»
امام علی (ع) در پاسخ به عده­ای که او را به خاطر مقاومت در برابر ناحق برای رسیدن به صلح و امنیت بدون پشتوانه معنوی سرزنش می­کردند، فرمود: «اگر نبود تعهدی که به شما داده­ام و پذیرش بیعت شما افسار شتر این حاکمیت را رها می­کردم زیرا خلافت از کفش­های پاره هم برای من بی­ارزش­تر است.»
این سخن مسلمان راست­کردار و درست­گفتار است که اندیشه­ای متعالی دارد و در فطرت به خودآگاهی رسیده است، یعنی همیشه دارای فطرتی بیدار است هر چند خاکی است و همجوار با طبیعت.
امام علی (ع) از جمله مسلمانانی است که بهار باور را در دل به گونه­ای با طراوت دارد که نیازی به دستاویز قدرت برای رهایی از خشکسالی ندارد زیرا خشکسالی ندارد.
پاییزیان کسانی هستند که مسیر ترقی و تعالی آنان در مسیر تحصیل و کسب قدرت تبعی است. قدرتی که از دیگران وام گرفته­اند نه از جوهر وجودی خودشان. قدرت­های تبعی دیر یا زود همانند اهرم­هایی می­مانند که وقتی نگهدارنده آن را رها کند، سقوط می­کنند. سقوط وقتی هولناک و سهمناک است که بلندا و ارتفاع آن به درازای شهرت، مقاومت و طول زمان باشد.
چنانکه مولانا اشاره­ای نیک به این ارتفاع «نردبان» دارد.
«نردبان این جهان ما و منی است
عاقبت این نردبان افتادنی است
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت­تر خواهد شکست...»
و اما بعد.
جهان امروز را رجال سیاسی در سیاست و سرمایه­داران و سرمایه­پذیران در اقتصاد می­چرخانند هم سیاست­ محور قدرت است و هم اقتصاد و آنچه این محور را می­چرخاند ایدئولوژی یا باور است.
این باور یا نشأت گرفته از خوی و اندیشه انسانی است که مادی و زمینی تلقی می­شود و هم جدای از تعلقات و ناشی از باور به خدای یگانه است. چرخش آسمان­ها و زمین و سیارات پیدا و پنهان همه به تبعیت از قانون خداست که در آن نقص و  انحراف نیست مگر آنکه از قاعده خارج شوند که خروج آنها هم تابع نتیجه­ای است که در مرکزیت قانون قابل پژوهش و تحقیق است.
اما چرخش سیاست و اقتصاد تابع شرایطی است که بعد مادی آن قوی­تر از بعد معنوی است، صلح و جنگ، دوستی و دشمنی و مهر و کین واژه­های قراردادی برای بیان نتایج اعمالی است که از انسان سر می­زند و همه ناشی از قدرت و یا ضعف هستند.
انسان موجودی پیچیده، ناشناخته تابع اراده آزاد و بسیار متغیر و بی­ثبات است. مدیریت انسان توسط انسان مشکل­ترین کار و در واقع هنری است ممتاز اگر به سعادت ختم شود و به صلح و امنیت. اما اگر چنین نشود ناشی از اشتباه در اعمال، خط مشی و هدفگذاری است.
پیامبر اسلام (ص) در بسیاری از جنگ­های سرنوشت­ساز جنگ را بر صلح و سازش ترجیح داد، اما در حدیبیه با اقتدار به صلح پاسخ مثبت داد. زیرا در آن زمان مسلمین آنقدر اقتدار داشتند که دشمن نتواند با صلح آنها را فریب دهد و برای آماده­سازی نیروها زمان بخرد.
امام حسن (ع) هم در شرایطی با معاویه صلح کرد که نتایج صلح را بر جنگ مقدم می­دید. خوشبختانه ایران امروز در قدرت و ثبات به آن اعتبار و اطمینان رسیده است که هم خود را برای جنگ  مهیا و آماده می­بیند و هم قادر است با صلابت در مقابل دشمن بایستد و مذاکره را به دور از معامله و سازش پیش برد. زیرا کسی که به فرموده حضرت امام راحل شهادت دارد، اسارت ندارد.
1+5 دست ما را خوانده و ما هم دست او را. علی­رغم اقتدار مالی کشورهای غربی در داشتن تجهیزات و امکانات پیشرفته و پیش­برنده جنگ گرم و نرم ما نیز در طول تاریخ 34 ساله اخیر اثبات کرده­ایم که مدافع خوبی بوده­ایم. مدافع اهداف و ارزش­های ناشی از باور اسلامی و انقلابی. بهار برای ما و پاییز برای آنان که برگ­ریزانشان شروع شده و برای زمستان­های طولانی باید در رخوت بمانند شاید روزی خورشید معنویت از مغرب طلوع کند. بحران ارز و سکه و تورم به سمومی می­مانند که بهار را مورد تهاجم و تاخت و تاز قرار می­دهند.
بیاییم بر باور خود بمانیم؛ اما پیامبرگونه عمل کنیم، صبور باشیم و با توکل. فتح مکه با صلح هم ممکن است در شرایطی که دست­های دشمن خالی است و در میدان سیاست و اقتصاد به پهلوان گیج و زخم خورده­ای می­ماند که به دنبال بهانه است تا بازی را به هم زند و برای توجیه شکست خود در اعمال سیاست­های جهانی جنگ راه اندازد و دیگران را مقصر قلمداد نماید.
خوشبختانه ایران امروز از گدار و باتلاق جنگ­های فرقه­ای، درگیری با گروهک­ها، ترفندهای جدایی­طلبی، اتهامات تروریستی، تحریک احساسات دینی در قبال توهین به مقدسات دینی، تهدید نظامی و اقتصادی، توطئه برای براندازی، تحریم­های ریز و درشت و نهایتاً بهانه­جویی­های رنگارنگ برای توقف غنی­سازی با موفقیت عبور کرده است.
آری از این گردنه­های مخوف تاریخی که هر کدام می­توانست آریو برزن­ها را در برابر اسکندرها به زانو در آورد گذشته و به سلامت عبور کرده است. ملت هم طعم شیرین استقلال، خودباوری و توکل به خدا را چشیده­اند. انقلاب هم قائم به شخص نبوده و نیست و آمد و رفت اشخاص جز نام و نشان و یا اجر و ثواب و پاداش خوب یا بدی برای آنان نخواهد داشت.
آنچه می­ماند و می­مانند ارزش­های حاکم بر فرهنگ، اخلاق و دین و سنت­هاست که دست به دست می­شوند و از دروازه هزاره­ها و سده­ها می­گذرند. در چنین شرایطی؛
«هیچ شک نباید داشت
که روز خوبتر فرداست
و با ماست...»
ان­شاءالله