حســـادت
بخش دوم و پایانی


حال با اين اوصاف براي اينکه مقايسه بيش از حد تبديل به رقابت ناسالم نشود و به تبع آن رقابت ناسالم تبديل به حسادت نشود، چه بايد کرد؟

شايد اولين اقدام اين باشد که توانايي‌هاي خود را بشناسيم و آنها را تقويت کنيم. براي رهايي شما از احساس ناتواني و داشتن اعتماد‌ به‌ نفس اين است که خود را دست‌کم نگيريد و واژه مقايسه را از فرهنگ لغات خود حذف کنيد، زيرا با
قرار دادن خودتان در معرض مقايسه، خود را ناتوان‌تر احساس مي‌کنيد. به‌علاوه بهتر است از آنچه داريد راضي ‌باشيد، زيرا در غير اين صورت نمي‌توانيد احساس آرامش و رضايت خاطر داشته باشيد.
فراموش نکنيد که شما فردي شايسته و با ارزش هستيد؛ بنابراين دليلي ندارد که توانايي‌هايتان را ناديده بگيريد، اما بايد اين امر را باور داشته باشيد و بتوانيد بر اساس آن عمل کنيد.
البته ممکن است هميشه نتوانيد مؤثر يا کارآمد باشيد و مواردي هم پيش مي‌آيد که نمي‌توانيد به اهداف خود برسيد، اما مي‌توانيد هميشه براي خود حرمت قائل شويد. زيرا ما هر چقدر توانايي‌هاي خود را تقويت کنيم و آنها را شکوفا کنيم ممکن است از وضعيت خود راضي نباشيم و همين امر خود سبب ايجاد حسادت مي‌شود.
اگر هر انساني توانايي‌هاي خود را بشناسد و در مسير آنها هم حرکت کند آن وقت حسادت رخ نمي دهد. ببينيد که واقعاً چه کسي هستيد و خود حقيقي تان را بپذيريد. شما نيازي نداريد که خودتان را با ديگران مقايسه کنيد تا بتوانيد زماني که در آينه نگاه مي کنيد به خود بباليد. هميشه به خاطر داشته باشيد که شما شخصيت منحصر بفرد خودتان را داريد و ديدگاه ديگران در مورد شما تنها بر اساس کارهايي که انجام مي دهيد شکل مي گيرد، نه از طريق مقايسه خود با ديگران. اگر دائماً خودتان را با ديگران مقايسه کرده و حس رقابت پيدا کنيد، با اين اقدامات اضطراب بهتر بودن را به خود تحميل مي کنيد و در نتيجه نه تنها از نظر رواني، بلکه از نظر فيزيکي نيز به مشکل برخورد خواهيد کرد. لازم است آنقدر به خودتان اعتماد داشته باشيد و براي خودتان ارزش و احترام قائل باشيد که براي
جلب توجه و محبت ديگران، نياز به برد در شرايط مختلف را احساس نکنيد در اين صورت است که  پذيرش خود به همان صورت که هستيد آسان‌تر است، زیرا عمدتا حسادت در اشخاصي ايجاد مي‌شود که بيشتر از اينکه تلاششان را معطوف به پرورش توانايي‌هاي خود بکنند معطوف به اين مي‌کنند که ببينند زندگي ديگران چه دستاوردي داشته است. اين افراد منتظر اين هستند که سعادت در خانه‌شان را بزند و از اينکه شانس در خانه ديگران را زده هميشه گله‌مند هستند ولي اگر نگاهمان را به زندگي و به توانمندي هاي خود تغيير دهيم اين حسادت مي تواند تبديل به غبطه شود. حال چه کنيم که حسادت تبديل به غبطه شود؟
براي رسيدن به اين مرحله بايد ذهنمان را از آموزه‌هايي‌ که اجتماع به ما تحميل مي‌کند، منفک کنيم و بار ديگر واژه‌هايمان را خودمان تعريف کنيم. ما در بمباران تبليغاتي عجيب و غريبي قرار داريم. بدون آنکه خودمان بدانيم ارزش‌ها با ابزارهاي مختلف به ما تلقين مي‌شود؛بنابراين موفقيت را فقط در شکل خاصي مي‌پذيريم. ما اگر بتوانيم وقتي که حسادت مي‌کنيم دريابيم که اين حسادت ناشي از يک ناخشنودي از وضع موجود است و بعد وضع مطلوب و ايده‌آل را که مي‌تواند ما را خشنود کند در ذهنمان تعريف کنيم، طبيعتا راه هم پيش روي ما گذاشته مي‌شود.
 منبع: تبيان