کنشهاي متقابل اجتماعي  
بخش نخست

تحت عنوان کنش متقابل اجتماعي از بين بسياري از روشهاي گوناگوني که مردم مي توانند با يکديگر ارتباط برقرار کنند، ما دو روش را برگزيده ايم. اين دو روش کاملاً با هم متفاوت و متضاد هستند. يکي منفي است که نهايتاً منجر به مرگ مي شود و ديگري مثبت است که پتانسيل و انرژي سازندگي در حيات را دارد و زندگي ساز است. اولي، پرخاشگري و دومي، عشق نام دارد.

در بحث از پرخاشگري ما بايد بين دو نوع رفتار که يکي پرخاشگري و ديگري احساس عصبانيت است، فرق قايل بشويم؛ يا به عبارت ديگر لازم است، بين دو نوع پرخاشگري تفاوت قايل شويم. اين دو نوع پرخاشگري عبارتند از: پرخاشگري وسيله اي و پرخاشگري خصمانه. ما مي خواهيم بدانيم که منشا پرخاشگري چيست؟ و چه شرايطي فراخوان رفتار پرخاشگرانه است؟ با در نظر گرفتن اين موارد ما مي خواهيم نگاهي به پرخاشگري با تبعات خطرناکي که دارد و بايد مهار و کاهش داده شود، داشته باشيم.
بعد از پرخاشگري به موضوع دلپذير و خوشايند عشق خواهيم پرداخت. ما مي دانيم که وقتي دو نفر براي اولين بار همديگر را ملاقات مي کنند و با هم آشنا مي شوند و به دنبال آن رابطه دوستي با هم برقرار مي کنند که ممکن است نهايتاً به عشق بينجامد.
مي پرسيم: "عشق چيست؟" ما وجود آن را از تمامي جهات، از شيفتگي تا عشق واقعي و عشق کامل، مورد بررسي قرار خواهيم داد.
پرخاشگري
پرخاشگري در زبان ما لغتي معمولي و عمومي است و همه معني آن را مي دانند، اما به ندرت ديده مي شود که چند نفر در اين که دقيقاً پرخاشگري چيست؟ با هم توافق داشته باشند. به طوري که در بعضي از لغت نامه ها ذکر شده، پرخاشگري را دشمني معني کرده اند و يا آن را رفتار خصومت آميز، مضر و مخرب تفسير مي کنند. اين تعاريف کمک چنداني به ما نمي کند و تنها باعث مي شود که ما معاني خصومت آميز، مضر و مخرب را بدانيم. آيا فحاشي، يک نوع پرخاشگري است؟ آيا رقابت در بازار، پرخاشگري است؟ آيا رفتار مادر نسبت به فرزندش، پرخاشگري است؟ حتي روان شناسان هم در تعريف پرخاشگري متفق القول نيستند. با اين حال، تعاريف چندي از پرخاشگري ارائه شده است که بهترين و جامعترين اين تعاريف از طرف برون ارائه شده است (1977). بَرون، پرخاشگري را چنين تعريف مي کند:"هر نوع عمل و رفتاري که به طور مستقيم در جهت هدفي به منظور آزار و اذيت رساندن به ديگران، کساني که مايل نيستند مورد آزار و اذيت قرار بگيرند".
قصد
شرط لازم در تعريف برون، اين است که رفتاري پرخاشگري ناميده شود که هدفش آسيب رساندن و صدمه زدن باشد، و آن متضمن اين است که فردي که چنين رفتاري را دارد، منظور و هدفش آسيب رساندن باشد. به تعريف مزبور بايد جنبه شناختي نيز اضافه شود. و اين امر ثابت مي کند، هنگامي که فردي به ديگري آسيب و صدمه مي رساند، بايد قصد آن را در ذهن داشته باشد. طبق معمول براي اين که بدانيم و بفهميم در ذهن فرد چه مي گذرد، بايد سؤالاتي را در ارتباط با صداقت و درستي امر از او بکنيم. آيا تا به حال از کسي که پاي شخص ديگري را لگد کرده، پرسيده ايد که منظورش چه بوده است؟ و اگر در جواب چنين سوالي، بگويد که عملش غيرعمدي بوده، آيا او حقيقت را به شما گفته است؟ وقتي در هنگام دکتر بازي، دختر بچه اي صورت برادرش را نيشگون مي گيرد و برادرش از شدت درد ناله و گريه مي کند، چنين استنباط مي کنيم که دختر بچه هدفش آسيب رساندن بوده است؟ اينجاست که بايد بگوييم اين سوالات تاکنون بدون جواب مانده است.
منبع: راسخون