یادداشت3 آبان 91
هزار دشمن ار میکنند قصد هلاک...
محمد عسلی
انسان از آغاز حیات در روی این کره خاکی از آن رو با سایر موجودات تفاوت دارد که صاحب اراده و اندیشه آزاد است. اراده و اندیشهای که با آن بتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد و بر سایر موجودات غالب شود. موجوداتی که زندگی و حیات او را تهدید میکردند و اگر او نمیتوانست از خود دفاع کند بیشک امروز این همه انسان در روی زمین نمیبود. اما انسان نمیتوانست صرفاً جسمی زمینی باشد بلکه جانی آسمانی به ودیعت داشت. بر این اساس فراتر از سایر جانداران روحی ناآرام را کنجکاوانه به کار میگرفت تا راز و رمز خلقت را فهم کند. لذا مشکلات و معضلات سر راه، سختی و بیچارگیها باعث شد تا سر تسلیم در برابر خالق فرود آورد و درد هجران و جدایی از اصل را با توسل به عشق، زندگی و زیباییهای طبیعت کاهش دهد و یا لذتبخش کند.
با فهم اندکی از راز و رمز خلقت و کاوش و پژوهش در چراییها خدا را از فرضیهای ساده به باوری عمیق در ذهن و زبان آورد و به دل نشاند تا به کمک او و فرستادگانش که از میان انسانها انتخاب میشدند و رسالت و دیرپایی را پذیرفته بودند بر خشم، عصبیتها، زیادهخواهیها، ستم و ستمگریها، تبعیض و نارواییها و زشتی و پلشتیها غلبه کند و چنین شد که انسانها به نسبت شرایط و فهمی که از جهان کسب کرده بودند زیر سایه پیامبران و صالحان و دانشمندان به رشد و کمال رسیدند و دین باور و عقلگرا شدند. دینباوری تکیهگاهی برای امید به زندگی و ترس از عقوبت اعمال زشت و گناه، آدمی را قانونمند کرد و قوتی بیشتر بخشید.
سپس دوستی با خدا و تقاضای عفو و پوزش از او فراغتی ایجاد کرد تا انسانها خود را بیکس و تنها در روی زمین فرض نکنند.
آنان که به خداوند بزرگ و یکتا در تمامی دورانهای تاریخی ایمان آوردند و به ادیان توحیدی توسل جستند، ماندگار شدند و توانستند از گردابها و باتلاقهای سخت و دشوار جان سالم به در برند و کسانی که در برابر خالق گردنکشی و ابراز قدرت کردند خوار شدند و چون قائم به خود بودند به زودی شکستند و از اریکه قدرت به زیر افتادند.
و اما بعد.
انقلاب اسلامی ایران که پایه و بنیان خود را بر خدامحوری و توسل به او گذاشت توانست مردان بارسالت و فداکاری را نخست بر مسند قدرت نشاند که بتوانند با گفتار و اعمال خود توکل و اعتماد به نفس را در مردم ایران نهادینه کنند که متأسفانه بسیاری از آنان از میان ما رفتند و لذا در طول این سی و چهار سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی گذشت شاهد کاهش باورمندی و رعایت اصول اسلامی در بعضی از مدیران و دولتمردان بودیم و به همین نسبت دچار معضلات و مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی شدیم. اما هنوز ریشهها بر جای هستند و مردم دینباور و خداجوی ما با توکل به خدا بر بسیاری از مشکلات چیره خواهند شد و به قول خواجه حافظ:
هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
بیشک ما امروز بیش از هر زمان دیگری به استفاده مستمر و پاک از سرمایهای نیازمندیم که صداقت، دوستی و پاکی را در رفتار و گفتارمان استمرار دهد و به قناعتی که گنج است و میتواند پوزه دشمن را به خاک بمالد و به صبوری و تفاهم و تعامل بیشتر برای اتحاد و یگانگی رهنمون سازد، تا پاکان بمانند و ناپاکان از صحنه و گردونه قدرت خارج شوند.
متأسفانه هنوز ما اسلام را در تمامی باورها و اعمال خود تسری نداده و بعضاً از بسیاری محتوای آن ناآگاه و غافلیم و بیشتر به پوسته پرداخته و از مغز غافل شدهایم. افزایش جرایم جنایی، کلاهبرداری، دروغ، رشوه و اعتیاد نمونهای از ناباوری دینی است.
خدامحوری و پیروی از پیامبران به ویژه پیامبر اکرم اسلام (ص) نخست در اخلاق و خلقیات خود را نشان میدهد و سپس در سایر موضوعات تأثیر میگذارد. همانکه خداوند خطاب به پیامبرش فرمود: [به راستی که تو دارای خُلق بزرگی هستی]
برای اجتناب از تسری ناباوریها در خَلق خدا میباید مدیران و مسئولان کشور الگو باشند. این اسوه و الگو بودن در حرف و شعار اثرگذار نیست بلکه در عمل و کارنامه آنان باید به جستجو رفت.
این انقلاب ثمره خون و مجاهدت هزاران شهید، جانباز، آزاده و رزمندهای است که با اهداف مقدس و دینباوری توانستند آن را زنده و پویا سر پا نگه دارند. و ما وامدار و مدیون آنها هستیم. مدیون همه ظریفاندیشان در میدان مبارزه با جهل و جور و بدهکار تمام کسانی که از جان و مال گذشتند تا هر آنچه امروز آن را به میراث داریم به یادگار بماند. پس از اصل غافل نشویم و به حاشیه نرویم.
دین را ابزار ترقی و حفظ موقعیتهای شغلی خود نکنیم و باور مردم را از آنچه بوده سست ننماییم. امیدوار به فضل خدا باشیم که در تمامی دشواریها با ما بوده است، زیرا هماکنون در مرحله گذار از آخرین دژهای سخت فراراه هستیم و در حال امتحانی بزرگ. همت کنیم در حفظ امنیتی که برای آن نمیتوان برآورد مالی و اقتصادی کرد و یا با ارز و دلار خارجی آن را وزن نمود.
ما انسانها نمونهای از روند مراحلی از تاریخ هستیم که آوازه انقلابمان در سراسر گیتی پیچیده، حفظ اصالت این انقلاب و زدودن کجرویها و آفات از آن بر همه ما فرض است و اگر چنین نکنیم در پیچ و تاب کجیها و ناراستیها راههای عبور از سختی و مشقتها را به روی خود میبندیم و بهشت موعود را نخواهیم دید.
امروز نقد عملکرد مسئولان اگر شائبه سیاسی و غرضورزی نداشته باشد امری واجب و ضروری است و بازگشت از اشتباه و فراموشی را هر چه زودتر شروع کنیم، خسارات کمتری خواهیم دید.
ما باید همه چیز را سیاسی و یا توجیه دینی نکنیم. دین شاهراهی است که هر گذرگاهش کجروی و ناباوریها را تقلیل میدهد. متأسفانه گاه حاشیهها از متن افزون میشوند و حقیقت زیر پرده مصلحتاندیشی و غفلتها پنهان میماند.
دین اسلام، دینی ساده ، بیپیرایه و به دور از خرافه و خرافهپرستی و یا دستاندازی است آیات و نشانهها، سنت، اجماع و عقل پیش روی ما هستند.
اما بسیاری از ناراستیها را نمیتوان با جوهر دین پاک کرد و یا دین را نمیتوان با رفتار این و آن شناخت به قولی:
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست
هر چند میدانیم مسلمانی مسلمانان نسبت به یکدیگر و نسبت به آیین دینی نسبی است، این نسبت میباید در روحانیان و علمای دینی قویتر و پررنگتر باشد تا تأثیرگذاری آن در توده مردم بیشتر شود.
انشاءالله
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی