هزار دشمن ار می­کنند قصد هلاک...

محمد عسلی

انسان از آغاز حیات در روی این کره خاکی از آن رو با سایر موجودات تفاوت دارد که صاحب اراده و اندیشه آزاد است. اراده و اندیشه­ای که با آن بتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد و بر سایر موجودات غالب شود. موجوداتی که زندگی و حیات او را تهدید می­کردند و اگر او نمی­توانست از خود دفاع کند بی­شک امروز این همه انسان در روی زمین نمی­بود. اما انسان نمی­توانست صرفاً جسمی زمینی باشد بلکه جانی آسمانی به ودیعت داشت. بر این اساس فراتر از سایر جانداران روحی ناآرام را کنجکاوانه به کار می­گرفت تا راز و رمز خلقت را فهم کند. لذا مشکلات و معضلات سر راه، سختی و بیچارگی­ها باعث شد تا سر تسلیم در برابر خالق فرود آورد و درد هجران و جدایی از اصل را با توسل به عشق، زندگی و زیبایی­های طبیعت کاهش دهد و یا لذتبخش کند.
با فهم اندکی از راز و رمز خلقت و کاوش و پژوهش در چرایی­ها خدا را از فرضیه­ای ساده به باوری عمیق در ذهن و زبان آورد و به دل نشاند تا به کمک او و فرستادگانش که از میان انسان­ها انتخاب می­شدند و رسالت و دیرپایی را پذیرفته بودند بر خشم، عصبیت­ها، زیاده­خواهی­ها، ستم و ستمگری­ها، تبعیض و ناروایی­ها و زشتی و پلشتی­ها غلبه کند و چنین شد که انسان­ها به نسبت شرایط و فهمی که از جهان کسب کرده بودند زیر سایه پیامبران و صالحان و دانشمندان به رشد و کمال رسیدند و دین باور و عقلگرا شدند. دین­باوری تکیه­گاهی برای امید به زندگی و ترس از عقوبت اعمال زشت و گناه، آدمی را قانونمند کرد و قوتی بیشتر بخشید.
سپس دوستی با خدا و تقاضای عفو و پوزش از او فراغتی ایجاد کرد تا انسان­ها خود را بی­کس و تنها در روی زمین فرض نکنند.
آنان که به خداوند بزرگ و یکتا در تمامی دوران­های تاریخی ایمان آوردند و به ادیان توحیدی توسل جستند، ماندگار شدند و توانستند از گرداب­ها و باتلاق­های سخت و دشوار جان سالم به در برند و کسانی که در برابر خالق گردنکشی و ابراز قدرت کردند خوار شدند و چون قائم به خود بودند به زودی شکستند و از اریکه قدرت به زیر افتادند.
و اما بعد.
انقلاب اسلامی ایران که پایه و بنیان خود را بر خدامحوری و توسل به او گذاشت توانست مردان بارسالت و فداکاری را نخست بر مسند قدرت نشاند که بتوانند با گفتار و اعمال خود توکل و اعتماد به نفس را در مردم ایران نهادینه کنند که متأسفانه بسیاری از آنان از میان ما رفتند و لذا در طول این سی و چهار سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی گذشت شاهد کاهش باورمندی و رعایت اصول اسلامی در بعضی از مدیران و دولتمردان بودیم و به همین نسبت دچار معضلات و مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی شدیم. اما هنوز ریشه­ها بر جای هستند و مردم دین­باور و خداجوی ما با توکل به خدا بر بسیاری از مشکلات چیره خواهند شد و به قول خواجه حافظ:
هزار دشمنم ار می­کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
بی­شک ما امروز بیش از هر زمان دیگری به استفاده مستمر و پاک از سرمایه­ای نیازمندیم که صداقت، دوستی و پاکی را در رفتار و گفتارمان استمرار دهد و به قناعتی که گنج است و می­تواند پوزه دشمن را به خاک بمالد و به صبوری و تفاهم و تعامل بیشتر برای اتحاد و یگانگی رهنمون سازد، تا پاکان بمانند و ناپاکان از صحنه و گردونه قدرت خارج شوند.
متأسفانه هنوز ما اسلام را در تمامی باورها و اعمال خود تسری نداده و بعضاً از بسیاری محتوای آن ناآگاه و غافلیم و بیشتر به پوسته پرداخته و از مغز غافل شده­ایم. افزایش جرایم جنایی، کلاهبرداری، دروغ، رشوه و اعتیاد نمونه­ای از ناباوری دینی است.
خدامحوری و پیروی از پیامبران به ویژه پیامبر اکرم اسلام (ص) نخست در اخلاق و خلقیات خود را نشان می­دهد و سپس در سایر موضوعات تأثیر می­گذارد. همانکه خداوند خطاب به پیامبرش فرمود: [به راستی که تو دارای خُلق بزرگی هستی]
برای اجتناب از تسری ناباوری­ها در خَلق خدا می­باید مدیران و مسئولان کشور الگو باشند. این اسوه و الگو بودن در حرف و شعار اثرگذار نیست بلکه در عمل و کارنامه آنان باید به جستجو رفت.
این انقلاب ثمره خون و مجاهدت هزاران شهید، جانباز، آزاده و رزمنده­ای است که با اهداف مقدس و دین­باوری توانستند آن را زنده و پویا سر پا نگه­ دارند. و ما وامدار و مدیون آنها هستیم. مدیون همه ظریف­اندیشان در میدان مبارزه با جهل و جور و بدهکار تمام کسانی که از جان و مال گذشتند تا هر آنچه امروز آن را به میراث داریم به یادگار بماند. پس از اصل غافل نشویم و به حاشیه نرویم.
دین را ابزار ترقی و حفظ موقعیت­های شغلی خود نکنیم و باور مردم را از آنچه بوده سست ننماییم. امیدوار به فضل خدا باشیم که در تمامی دشواری­ها با ما بوده است، زیرا هم­اکنون در مرحله گذار از آخرین دژهای سخت فراراه هستیم و در حال امتحانی بزرگ. همت کنیم در حفظ امنیتی که برای آن نمی­توان برآورد مالی و اقتصادی کرد و یا با ارز و دلار خارجی آن را وزن نمود.
ما انسان­ها نمونه­ای از روند مراحلی از تاریخ هستیم که آوازه انقلابمان در سراسر گیتی پیچیده، حفظ اصالت این انقلاب و زدودن کجروی­ها و آفات از آن بر همه ما فرض است و اگر چنین نکنیم در پیچ و تاب کجی­ها و ناراستی­ها راه­های عبور از سختی و مشقت­ها را به روی خود می­بندیم و بهشت موعود را نخواهیم دید.
امروز نقد عملکرد مسئولان اگر شائبه سیاسی و غرض­ورزی نداشته باشد امری واجب و ضروری است و بازگشت از اشتباه و فراموشی را هر چه زودتر شروع کنیم، خسارات کمتری خواهیم دید.
ما باید همه چیز را سیاسی و یا توجیه دینی نکنیم. دین شاهراهی است که هر گذرگاهش کجروی و ناباوری­ها را تقلیل می­دهد. متأسفانه گاه حاشیه­ها از متن افزون می­شوند و حقیقت زیر پرده مصلحت­اندیشی و غفلت­ها پنهان می­ماند.
دین اسلام، دینی ساده ، بی­پیرایه و به دور از خرافه و خرافه­پرستی و یا دست­اندازی است آیات و نشانه­ها، سنت، اجماع و عقل پیش روی ما هستند.
اما بسیاری از ناراستی­ها را نمی­توان با جوهر دین پاک کرد و یا دین را نمی­توان با رفتار این و آن شناخت به قولی:
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست
هر چند می­دانیم مسلمانی مسلمانان نسبت به یکدیگر و نسبت به آیین دینی نسبی است، این نسبت می­باید در روحانیان و علمای دینی قوی­تر و پررنگ­تر باشد تا تأثیرگذاری آن در توده مردم بیشتر شود.
ان­شاءالله