یادداشت سردبیر 6 آبان 91
پس از سالها تجربه
اسماعیل عسلی
مرور رویدادها، موفقیتها، ناکامیها، تنشهای لفظی در عرصه مدیریت امور داخلی و سیاست خارجی ظرف سه دهه اخیر بیانگر واقعیتی انکارناپذیر است و آن اینکه دولتها در سالهای پایانی دوران فعالیت خود به عنوان مجریان امور، پس از مدتی از گروههای آرمانگرا و جریانهای ایدهپرداز فاصله میگیرند و دیدگاهی نزدیک به دیدگاه منتقدان خود در سالهای آغازین فعالیت پیدا میکنند و در این مسیر به تدریج به جای آنکه پاسخگوی عملکرد و اظهارات خود در حوزههای گوناگون باشند لحنی منتقدانه به خود میگیرند و روی مؤلفههای مؤثر خارج از دایره مسئولین اجرایی انگشت میگذارند به گونهای که چند روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری جو حاکم بر افکار عمومی جامعه سمت و سویی ساختارشکنانه به خود میگیرد و نگاهها به چهرههایی معطوف میشود که حرفهایی متفاوتتر از آنچه تاکنون مطرح بوده عنوان و دنبال میکنند. به همین دلیل در دولتهای بعدی شاهد تغییر محور فعالیت دولتها هستیم و در حالی که چربش نگاه فرهنگی به مسایل مبتلابه جامعه در یک دولت نقش کانونی را در ترسیم مدار حرکت ایفا میکند، در دولت بعدی شاهد چربش نگاه به مسایل اقتصادی هستیم و به همین ترتیب...
وجه مشترک تمامی دولتها تکیه بر مشکلات بر جای مانده از دولت قبلی، تعیین جایگاهی ویژه برای تأثیر دخالتهای خارجی در ایجاد موانع، تغییرات گسترده در اعضای دولت و مدیران میانی و مؤلفههای مؤثر در روند اجرایی، تلاش برای شکلدهی مجلسی متمایل به دولت و فاصله گرفتن تدریجی از تحزّب است.
نوسانات غیرقابل توجیه دولتها در پایبندی به برنامههای توسعه و افقهای ترسیم شده و همچنین افت و خیز در ایجاد توازن در تراز بازرگانی و افزایش صادرات غیرنفتی، بیتفاوتی نسبت به فرار مغزها و ناتوانی در مهار تورم، در تمامی دولتها به عنوان موضوعاتی چالش برانگیز مطرح بوده است.
نگاه اغراقآمیز به توانایی رؤسای جمهور در حل مشکلات و مهار بحرانهای فرهنگی و اقتصادی در روزهای آغازین فعالیت دولتها بیش از آنکه به حل و رفع مشکلات بیانجامد به ریزش در عرصههای مدیریتی و واگذاری امور به مدیران کمسن و سال و به همین قیاس کمتجربه انجامیده و برای مدتی هر چند گذرا موجبات حاکمیت نگاه تکساحتی به امور کشور را فراهم کرده است.
در هیچ یک از دولتها رسانهها عملکرد یکنواختی نداشتهاند و به دلیل اینکه در برخی از مقاطع ناگزیر به ایفای نقش احزاب نیز بودهاند در روند تنازع بقا یا دچار استحاله از درون شدهاند یا حاشیهنشینی را اختیار کردهاند یا با محافظهکاری حاضر به واگذاری میدان نشدهاند.
معیارهایی که جناحهای سیاسی را به حمایت از دولتها ترغیب میکرده همواره دچار قبض و بسط بوده و کمتر اتفاق افتاده که مجلس بتواند در ترسیم افقهای پیش روی دولت نقشی کلیدی و تعیینکننده ایفا کند؛ زیرا نمایندگان مجلس اغلب یا نگاهی کاملاً همسو با دولت داشتهاند که به تسامح و تساهلهای نافرجام ختم شده و یا رو در رویی را در دستور کار خود قرار دادهاند که به حاشیهها دامن زده و تأثیر آنچنانی نداشته است. شاید طرح نظام پارلمانی ناظر به درک واقعبینانه از چنین مشکلاتی است که آن هم به نظر نمیرسد در کوتاهمدت قابل حصول باشد.
یکی از مشترکات دیگر دولتها در عرصهی سیاست خارجی تلاش برای روشن کردن موتور مذاکره با آمریکا خصوصاً در سالهای پایانی ریاست جمهوری (اعم از دوره اول یا دوره دوم) بوده که معمولاً واکنش جریانهای رقیب دولت را به دنبال داشته یا به دلیل مغایرت آن با برخی معیارها و مشروط بودن مذاکرات و احتمال امتیازگیری طرف مقابل مورد حمایت فراگیر قرار نگرفته و به محاق رفته است.
ناگفته نماند که به تناسب رویکرد هر کدام از دولتها به اولویتهای مورد نظر خودشان که محور شعارهایشان برای اخذ رأی بوده تلاش کردهاند که در عرصهی سازندگی، کار فرهنگی و اقتصادی جدیت بیشتری داشته باشند. کما اینکه آمار برخی از توفیقات آنها نیز دلیلی بر صحت این مدعاست.
اگر بخواهیم به تفاوت شرایط دولتها نیز اشارهای داشته باشیم موضوع درآمدهای نفتی در رأس این موضوعات قرار میگیرد کما اینکه دولت آقای احمدینژاد از این نظر یعنی کسب درآمدهای حاصل از فروش نفت وضعیت بهتری نسبت به دولت سازندگی و دولت اصلاحات داشته است. که البته همین ویژگی به دستاویزی برای منتقدان دولت در خصوص چگونگی هزینهکرد دلارهای نفتی تبدیل شده است.
تفاوت دیگر دولتها در ادبیاتی بوده که در مواجهه با منتقدان و رقبای خارجی به کار گرفتهاند.
ادبیات کلاسیک و مدرسهای، ادبیات ایهامآمیز، ادبیات نرم و ادبیات سهلالوصول و کوچه بازاری، ظرف این مدّت توسط دولتمردان تجربه شده که البته افت و خیز و هزینه هم داشته است و متکلمان وحده همواره بر یک مدار نچرخیدهاند.
به نظر میرسد که خزانه خاطر مردم از تجارب گرانبهایی انباشته شده و با توجه به اینکه روز به روز نسبت افراد تحصیلکرده به افراد بیسواد یا کمسواد تغییر میکند، ذائقهی مردم تفاوتهای زیادی داشته است و این ویژگی کار سیاسیّون را برای جلب نظر مردم و باور شدن توسط آنها روز به روز سختتر میکند. به همین دلیل روزآمد سخن گفتن، سنجیده حرف زدن، وعدههای عملی دادن، تحلیلهای مبتنی بر واقعیت و نگاه به سیاست به عنوان یک دانش داشتن و... از جمله الزاماتی است که توجه علاقهمندان به جولان در میدان سیاست را، چه تشنهی قدرت باشند و چه شیفتهی خدمت، طلب میکند.
این روزها مردم از اهل سیاست انتظاری جز اینکه در راستای سود و سودای مردم و منافع ملی حرکت کنند، ندارند و بدون تردید پس از سالها تجربه به چنین تعریفی رسیدهاند.
بدون تردید ما جامعهای در حال گذار داریم که تلاش میکند از اندوختههای تاریخی خود به بهترین نحو استفاده کند، تجربههای شیرین را تکرار و تجربههای تلخ را عبرت قرار دهد و از تکرار آن جلوگیری کند و همواره حرکتی رو به جلو داشته باشد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی