درآمدی بر بحران مصرف‌گرایی، زمینه‌ها و راهکارها
فریده پیشوایی



فارس: در جامعه امروز ما، گسترش مصرف‌گرایی، زمینه‌ساز آسیب‌های اجتماعی از جمله شکاف طبقاتی، تجمل‌گرایی، ایجاد خشم و چشم و هم‌چشمی در میان خانواده‌ها، گسترش روحیه مادی‌گرایی و افت توان مالی خانواده‌ها بر اثر خرید لوازم غیرضروری می‌شود.

روند رو به رشد و فراگیر معضل مصرف‌گرایی در جهان امروز، اندک اندک به بحرانی عمومی در جهان تبدیل شده است. شناخت شیوه‌های صحیح مصرف، رعایت آن و قدرت تشخیص ضرورت‌ها و اولویت‌ها در مصرف، در جامعه ما از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.نیم‌نگاهی به زمینه‌های شیوع این بحران در کشور و راهکارهایی که می‌توان برای درمان آن ارائه داد، می‌تواند ما را از این شرایط سنگین که لطمات بسیاری نیز بر جامعه‌مان خواهد داشت؛ نجات دهد.
بحران مصرف در جوامع غربی
مصرف که یکی از لذت بخش ترین فعالیت های زندگی روزانه است، امروزه در دنیا به مرز بحران رسیده است. در سراسر دنیا،‌ طبقه مصرف کننده به سرعت در حال رشد است. نشانه های این رشد را در افزایش سریع تعداد خودروها، غذاهای آماده، لوازم لوکس خانه و دیگر نمادهای یک زندگی نوین می‌توان دید. بر اساس تخمین های اخیر، بیش از یک چهارم انسان ها جزء طبقه
مصرف کننده به شمار می روند.
به عنوان مثال درآمد بخش جراحی های زیبایی، همه ساله در انگلستان ده درصد رشد دارد.همچنین آمارها نشان می‌دهد در یک سال، هشت و نیم میلیون عمل جراحی زیبایی در آمریکا صورت گرفته است و مصرف‌کنندگان، یازده میلیارد دلار برای این کار پرداخت کرده اند. در طول یک سال نیز، 7/1 میلیارد پوند صرف خرید محصولات آرایشی و عطرها شده است.
تا چندی پیش تنها محصول آرایشی مورد استفاده مردم، صابون‌های معمولی شست وشوی موها و بدن، خمیردندان و چند محصول آرایشی ساده بود، ولی امروزه در ایالات متحده برای تولید محصولات آرایشی به روش صنعتی،
20 میلیارد دلار در هر سال نیاز است. امروزه، انواع لوسیون ها و معجون ها، حاوی انواع گوناگون مواد شیمیایی و با شعارهایی مانند «پاک کننده»، «سفیدکننده» و «برای داشتن پوستی سالم تر»، به مصرف کنندگان عرضه می‌شود. برخلاف این تبلیغات تجاری، این محصولات اغلب هم برای سلامت انسان و هم برای محیط‌زیست، مضرند. همچنین بسته‌بندی‌های هزینه بر و غیرضروری این کالاها، منبع بزرگی از زباله به‌شمار می رود.
بین سال های 1975 تا 1996، درصد آمریکایی هایی که داشتن پول زیاد را اصلی ترین عامل به دست آوردن یک زندگی خوب می دانستند، از 38 درصد، به 63 درصد افزایش یافت. برای مثال، زوج های جوان برای یک شب اقامت در سوئیت‌های هتل پالم پیچ به قیمت
یک هزار دلار، باید چند ماه در انتظار بمانند!
مادلین بونتینگ، عضو شورای نویسندگان روزنامه گاردین انگلستان درباره میزان نفوذ فرهنگ مصرف گرایی در انگلستان چنین می‌گوید: «آیا دست زدن به کارهایی مانند کاهش مصرف گوشت به نصف مقدار کنونی، چشم پوشی از رفتن به سفرهای تفریحی و حمام آفتاب، کوشش برای بازیافت بیشتر زباله ها و پیاده روی تا مدرسه، کافی خواهد بود؟ بی شک، نه؛ زیرا این کارها تنها به خراشیدن یک سطح محکم شباهت دارد. اگر جهان توسعه یافته، به کاهش 80 درصدی حجم انتشار کربن تن دهد ـ که سازمان ملل متحد از این دولت ها در کنفرانس بالی (در اندونزی)، این امر را از آن‌ها خواسته است ـ بی تردید، فرزندان ما زندگی متفاوتی را در مقایسه با آنچه هم اینک انتظار آن را داریم، تجربه خواهند کرد».
دیوید مایزر، روان شناس آمریکایی و نویسنده کتاب های پر مخاطب «به سوی شادمانی» و «پارادوکس آمریکایی، ولع روحی در عصر دسترسی» نیز درباره بحران مصرف گرایی در آمریکا چنین می نویسد: «رؤیای زندگی آمریکایی که در سایه داشتن مصرف بیشتر، خودروهای لوکس، سفرهای تفریحی، خانه های بزرگ و خرید قایق های تفریحی شکل گرفته بود؛ امروزه با پرسش ها و چالش های بسیاری روبه رو شده است. گسترش بیماری‌های روحی و جسمی، از خودبیگانگی و خودکشی از یک سو و ثروتمند شدن
ما در چند ماهه اخیر از سوی دیگر، به یک پارادوکس بزرگ منجر شده است».
این روان شناس آمریکایی درباره روند رو به رشد
مصرف گرایی و رفاه طلبی در جامعه آمریکا،‌ مخاطب خود را با چند پرسش روبه رو می‌کند و می پرسد: «اگر ارزش های مادی گرایانه با دارا بودن یک زندگی خوب ارتباطی ندارد، چرا شاهد یک موج دامنه دار لوکس‌گرایی هستیم؟ در‌حالی‌که در متون مقدس می خوانیم:‌"چرا شما پول هایتان را برای آنچه نان نیست، هزینه می کنید و چرا توان خود را در اموری صرف می کنید که رضایت شما را به همراه نمی آورد؟" چرا ما در کمدهای خانه‌هامان، انبوهی از لباس‌هایی که به ندرت پوشیده شده، سه پارکینگ و خودروهای لوکس داریم و همه این کالاها نیز فقط برای ارضای سرگرمی ما خریداری شده است؟! چرا در این دنیای بزرگ، توان و انرژی های ما بیش از آنکه برای فراهم کردن شادمانی صرف شود، برای تخریب و آسیب رساندن به جهان امروز استفاده می‌شود».
روند وضعیت مصرفی غرب از دیدگاه کارشناسان
اریک فروم در تبیین وضعیت کنونی مصرف در جهان غرب و مقایسه آن با اقتصاد قرن نوزدهم می‌نویسد: «جامعه جدید آمریکا، رهاورد دیگری نیز دارد که در گذشته وجود نداشت. این جامعه نه تنها کالا، بلکه نیاز هم تولید می کند. ساختار اقتصاد کنونی ما بر حداکثر تولید و حداکثر مصرف استوار است. اقتصاد قرن نوزدهم، بر حداکثر صرفه‌جویی استوار بود. اجداد ما خرید چیزی را که پرداخت بهای آن از عهده شخصی‌شان بیرون بود؛ گناه و موجب فساد می‌دانستند، ولی امروز آن گناه فضیلت شده است و فرد فارغ از نیازهای مصنوعی و خرید اقساطی و آنکه خرید او فقط در حد نیازهای واقعی است، شخصی غیر متعارف به شمار می رود. کسی که تلویزیون ندارد، فردی است غیرعادی که جایی در اجتماع ندارد».
اریک فروم در جایی دیگر می نویسد: «انسان معاصر، بی گمان در زمان اوقات فراغت خود، کنش پذیر و منفعل است. او یک مصرف کننده ابدی است. او نوشیدنی، خوراک، سیگار، سخنرانی، دیدنی ها،‌ کتاب و سینما را می بلعد. همة این‌ها مصرف می‌شوند، جهان یک چیز بزرگ برای اشتهای اوست؛ یک بطری بزرگ، یک سیب بزرگ. انسان به مکنده ای تبدیل شده است، او یک متوقع ابدی و یک ناراضی ابدی است».
شوماخر نیز در کتاب "کوچک زیباست" می نویسد: «نظام صنعتی آمریکا که چهل درصد از منابع اصلی جهان را برای تأمین نیازهای جمعیتی کمتر از 6 درصد جمعیت جهان مصرف می کند، تنها در صورتی می تواند کارآمد خوانده شود که در زمینه تأمین سعادت،‌ رفاه، صلح، آرامش، فرهنگ و هماهنگی،‌ به موفقیت های بزرگی دست یافته باشد و تصور نمی کنم تأکید بر این واقعیت،‌ ضروری باشد که نظام آمریکا از پیش، از دست یابی به چنین موفقیت هایی ناتوان بوده است».
آیا این همه مصرف برای شادی ما کافی نیست؟!
تیم کاسر، روان شناس مشهور آمریکایی، نموداری تهیه کرده که یک ستون آن،‌ نشان دهنده درآمد شخصی افراد است که در 40 سال اخیر این ستون سر به آسمان می ساید. ستون دیگری نیز نشان‌دهنده آمار افرادی است که احساس خوشحالی و رضایت بسیاری از زندگی دارند. نکته قابل توجه این است که این ستون، در این دوره تغییری نداشته است. به این ترتیب، شکاف موجود میان این دو ستون در این دوره رو به فزونی رفته است. این، بیانگر آن است که این همه مصرف، برای شاد کردن ما کافی نیست.
روند مصرف‌گرایی در ایران
اقتصاد ایران، اقتصادی وابسته به خود بود و بخش های کشاورزی و صنعت به ویژه صنایع دستی و نساجی، با یکدیگر هماهنگ و با نیازمندی های جامعه مطابق بود. تجارت خارجی در آن زمان، بخش حاشیه ای اقتصاد کشور و بیشتر مازاد بر نیاز بود. امتیازهای داده شده به خارجیان در این دوره، با دریافت امتیازهای متقابل همراه بود و پویایی اقتصاد ایران از بروز پیامدهای منفی امتیازهای اعطایی جلوگیری می کرد.
سیر انحطاط اقتصاد در اواخر دوره صفویان تا شروع دوره قاجار، به بسته شدن عهدنامه های ننگینی چون "گلستان" و "ترکمنچای" انجامید. در آن زمان، بارها از کالاهای تولید داخلی و به شکل های گوناگون عوارض دریافت می شد، ولی کالاهای خارجی فقط یک بار و به میزان پنج درصد عوارض می‌پرداختند و این کار به سود تاجران خارجی بود. در دوره قاجار با رشد کشورهای غربی، چشم ها به ‌سوی تولیدات و در صورت امکان، مصرف آن‌ها دوخته شده بود؛ زیرا این امکان برای همه وجود نداشت. شاهان و شاهزادگان و درباریان به سفرهای خارجی می رفتند و از کالاهای غربی استفاده می کردند.
اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول تا سال 1320
در این زمان، ایران دوران رکود و انحطاط اقتصادی را سپری می کرد. با کشف نفت و ورود آن به حیطه اقتصاد ایران،‌ زمینه واردات کالا از دیگر کشورها به ویژه کشورهای غربی فراهم شد و از آن پس تاکنون شاهد واردات روزافزون کالا و تنوع رو به رشد آن هستیم. در این دوران مانند گذشته، کشاورزی محور اصلی فعالیت های اقتصادی در ایران بود و با وجود وضعیت نامناسب ارباب و رعیتی، ایران از نظر محصولات کشاورزی، خودکفا و مستقل بود.
سال های 1320 تا 1332
مهم ترین رخداد این دوره، پیوستن درآمد نفت به بودجه کشور بود. در این دوره دولت ایران، منابع ارزی هنگفتی از نفت و کالاهای دیگر به دست آورده بود، ولی به علت نداشتن یک نظام و سیاست درست و روشن اقتصادی، به جای اینکه درآمد ارزی به دست آمده به تولید و اجرای برنامه های عمرانی اختصاص یابد، صرف خرید کالاهای تجملی و غیرضروری از خارج شد.
سال های 1332 تا 1357
از سیاست های اجرا شده این دوران، سیاست درهای باز بود که محدودیت ورود کالاهای مصرفی را از بین برد و واردات بسیاری از کالاهای متنوع و غیرضروری را به کشور آزاد کرد. در این دوران، درآمد دولت همچنان به نفت وابسته و سهم بخش کشاورزی در این میان، به‌طور چشمگیری کاهش یافته بود.
اندک اندک با نابودی کشاورزی داخلی، الگوی مصرف به تولیدات خارجی وابسته شد،رفتارهای مصرفی تغییر کرد و شکل جدیدی به خود گرفت. در این دوران، این اندیشه نادرست رواج یافت که باید سرمایه خدادادی نفت را برای مصرف روزانه به کار برد. این اندیشه، دولت را از برنامه ریزی مناسب برای زمان حال و آینده غافل کرد. افزایش روزافزون مهاجرت از روستاها به شهرها و مشکلات اقتصادی و نیاز به نیروی کار در شهرها به دلیل صنعتی شدن، سبب تشدید گرایش به مصرف از نظر کمی و کیفی شد.
سال های آغاز انقلاب
پس از پیروزی انقلاب، بودجه کشور همچنان به درآمدهای نفتی وابسته بود. روند مهاجرت روستاییان به شهرها که با رشد کیفیت زندگی همراه بود، ضمن افزودن بر مقدار مصرف کنندگان، سرانه مصرف را نیز تغییر داد. در شرایط سخت جنگ تحمیلی که به دست آوردن ارز با مشکلات بسیاری همراه بود، الگوی مصرف مناسبی ـ حتی به صورت موقت ـ یافت نشد. در حقیقت، نه تنها واردات کالاهای مصرفی خارجی کاهش چشمگیری نیافت؛ بلکه توجه به نوع و ارزش کالاهای مصرفی وارداتی،‌ تناسب نداشتن الگوی مصرف با ارزش‌های مکتبی و ملی و شرایط خاص کشور را نیز به نمایش گذاشت.
سال های اخیر
در دوران دفاع مقدس، مصرف کنندگان از بسیاری از خواسته ها و نیازهای خود چشم پوشی کردند، ولی پس از پایان جنگ و تحقق ثبات نسبی کشور، بسیاری از آن خواسته ها مجال بروز پیدا کرد. به دلیل اتکا بر درآمدهای نفتی، روند مصرف کالاهای خارجی افزایش یافت که این افزایش مصرف، بدون توجه به توان تولیدی جامعه بود.
افزایش درآمدهای نفتی پس از جنگ، به جای سرمایه گذاری در امور زیربنایی کشور در راه تغییر الگوی مصرف و مصرف گرایی بیشتر به کار گرفته شد و الگوی مصرف وارداتی تثبیت شد. همچنین، واردات کالاهای متنوع با تعرفه‌های پایین، افزایش هزینه های دولت برای ایجاد کالاهای عمومی، افزایش حقوق و سطح درآمد خانواده ها، مردم را به سمتی سوق داد که با پرداخت کمترین هزینه، بیشترین بهره مندی را انتظار داشته باشند.
با توجه به اهداف انقلاب اسلامی در زمینه استقلال و خودکفایی، بخش کشاورزی نیز گسترش یافت. این امر که گویای حرکت به سمت اقتصادی سالم و در نتیجه مصرفی مناسب است، زمانی تحقق می یابد که سرمایه گذاری ها بیشتر به بخش تولید اختصاص یابد؛ اما نکته حائز اهمیت این است که روند مصرف در جامعه امروز ما و به عبارت دیگر الگوی مصرف موجود، الگوی مناسبی نیست و ادامه این الگو، پیامدی جز نابودی اقتصاد کشور نخواهد داشت. بنابراین باید با تغییر آن، الگویی درست و مناسب برگزید.